قسمت دوم : وقتی جفنگ بازی عواقب خود را دارد!

( مستند شوک!)
در همان هنگام که هری و رون موذیانه با هم حرف میزدند یک اسلیترینی که در زیر یکی از مبل ها خوابیده بود بیدار شد!
- ...با همین، تالار منحوس اسلیترین رو آتیش می زنیم و از شر همشون خلاص می شیم. خیلی باهوشم! انصافا برگزیده هستما.
تریسترام چهره اش را به سمت دوربین چرخاند ( البته تریسترام دگرگون نماس ولی خب منظور چهره ی تنظیمات پیشفرض بود

) و گفت : البته باید پذیرفت که هر جفنگ بازی ای عواقب خاص خودشو داره . مخصوصا اگه قصد حمله به تالار اسلیترین باشه . الآن خودم یه حرکتایی میزنم که اینا درس عبرت بشن! حرکاتم یجوری شگفت آوره که هیجان انگیز میشید ! لطفا این حرکات رو تو خونه انجام ندین!
هری و رون مشغول اجرا کردن نقشه ی خبیثانه خود بودن :
رون در حالی که کبریت را از سمت چوب گرفته بود پرسید :کبریت رو از این ور روشن می کنن ؟
هری : نه آقا – نه – نکن ! * یک کبریت هدر رفت* بده به خودم اصن!
هری کبریت را در دست گرفت و موفق شد ... که شنل خود را بسوزاند !
(در اینجا باید بگم که این شنل نامرئی ها همشون از درون آسیب پذیرند حتی اون گولاخ هاشون!)
هری و رون در حالی که داشتند از ترس صدای مرغابی در می آوردند سعی می کردند شنل را از خود دور کنند.
هری : عاااا ععا نهاه !

( منم نفهمیدم چی گفت ) بگیرش اونور !
رون : داد نزن هری الآن اینا بیدار میشن!
*و بدین ترتیب دومین کبریت هم هدر رفت*
هری : آقا دو تا کبریت هدر دادیم الآن برگزیدگی من در خطره بریم یه چیز مشتعل پیدا کنیم همونو آتیش بزنیم بعدش که بزن بریم از اینجا به سرعت برق و باد.
رون : اون تابلو فرشه که اون تهه بریم همونجا
هری و رون که بدون شنل نامرئی احساس نا امنی و برهنگی می کردند با سرعت به سمت تابلو فرش رفتند !
تریسترام از زیر مبل همچنان در حال نگاه کردن به آن دو بود که به سمت او می آمدند .
پس مانند یک گربه فاقد استخوان ترقوه از زیر مبل بیرون آمده و چوبدستی خود را به سمت آن دو نفر گرفت
تریسترام : همینجوری سرت رو میندازی میای این تو خجالتم نمی کشی ؟؟ البته من طبیعتا صد نفر رو یک نفره حریفم ولی شما ها دو نفرید پس مجبورم اسلیترینی ها رو خبر کنم!
رون : هری فکر نمی کنی ما تو این رول داریم کم واکنش نشون میدیم؟
هری : رول نویس تازه کاره شخصیت پردازیش ضعیفه مث ما باهوش نیست که !
تریسترام آهاااااااااای ! این دو تا گریپ فروت اومدن میخوان تالار رو بسوزونند! بیاین اینا به حقوق ما Abuse کردن.
هری : داوش ریلکس فقط یه کبریته
در یک ثانیه انبوهی از اسلیترینی های پیر و جوان از دو سمت خواهران و برادران هجوم آوردند.
( ناگفته نماند با ویدیو چک متوجه شدیم رودولف تو بخش خواهران بوده!

)
واکنش هری و رون به خط بالا انبوهی از طلسم ها از دو سمت به سمت اون سمتی که تریسترام و رون و هری بودند آمد .
- ما را از خواب همایونی مان بیدار می کنی ای گستاخـ
و طلسم مرگی مستقیم از بغل دماغ تریسترام گذشت و مستقیم رفت تو حلق هری که از وحشت داشت صدای بوقلمون در میآورد !
و طلسم های دیگری از سمت وینکی و هکتور و لرد ولدمورت و رودولف و کراب و سایر عزیزانی که ما را در ساخت این مجموعه همراهی کردند به سمت تریسترام آمد !
ناگفته نماند رون با دیدن طوفان عظیم طلسم ها که از سمت شمال غربی تالار به این سمت می وزیده از ترس از در عقبی سوژه خارج شد و تریسترام را با سرنوشت شوم خود تنها گذاشت!
حتی فرصت نکرد تا با سبک جناب خان بگوید : خدافظ تریسترام ! خدافظ!!
و اینگونه شد!
کبریت سوم / جوان نا کام! :bro: