1- یک رول بنویسید که از لردوشیو استفاده کرده اید.(15 امتیاز)
رز در سکوت عجیب شب قدم میزد.سکوتی که نظیر آن تا کنون پیش نیامده بود. شاید به دلیل حرکت بی پروای رز و شاید هم به خاطر ترس دشمنش در مخفیگاهش در کمی جلوتر.تاریکی عجیبی بود. تاریکی به نوعی غلیظ تر از مواقع عادی. البته شاید فقط برای رز.هر چه بیشتر به کاری که انجام داده بود می اندیشید بیشتر خشنود میشد.هر چه به ماموریتش و کار پیش رویش بیشتر می اندیشید بیشتر مطمئن میشد.با گام های محکم اما نرم و بی صدا پیش رفت مقابل دری بزرگ ایستاد شنلش پیچی خورد و چرخید. جلو رفت بدون در زدن آن را با زیر لب گفتن وردی باز کرد. به طوری که لولا های در صدا داد. با همان قاطعیت وارد شد و به اطرافش نگاهی انداخت. مکانی سرد با نوری خاکستری. جلوتر رفت سنگ ها زیر پایش غژغژ میکردند. بالاخره در انتهای سالن پیکری لاغر و لرزان را دید با صدای پر طنینی گفت:
- اون سنگ معروف کجاست تانکس؟
تانکس سرش را بلند کرد و گفت:
- باور کن من نمیدونم. دست دامبلدوره. میگه نباید دست کسی بیفته. میگه خیلی خطرناکه. مخصوصا اگه دست شما مرگخوار ها بیفته. من حتی کارشو هم نمیدونم.
رز سرش را برگرداند. تانکس بیش از حد حقیر بود که ارزش نگاه کردن داشته باشد. میدانست که تانکس خوب از کار آن سنگ خبر دارد. سنگی که قدرت نابود کردن یک کشور را داشت. بدون نگاه کردن به تانکس چوبدستی اش را به سمت او گرفت و گفت:
- کروشیو!
تانکس جیغ زد و به خود پیچید.رز اجرای طلسم را متوقف کرد و دوباره پرسید:
- اون سنگ کجاست تانکس؟
این بار صدایش بی شباهت به جیغ نبود. تانکس فقط کمی خودش را روی زمین تکان داد ولی چیزی نگفت.رز بار دیگر طلسم شکنجه گر را اجرا کرد. تانکس این بار تسلیم درد شد. با صدایی آمیخته به درد و نا امیدی گفت:
- توی جنگل دین. همون جنگلی که مادرت..
- اسم اونو جلوی من نیار!دیگه فهمیدم. اون گندزاده مادر من نیست . من از دختر اون بودن شرمنده ام.پس توی اون جنگله. تو خیلی کمک کردی. دیگه به درد نمیخوری.لردوشیو!
و تا یک ثانیه بعد دیگر نیمفادورا تانکسی وجود نداشت. کف سالن از خون او قرمز رنگ بود اما رز ذره ای به کار خود شک نداشت .تا چند لحظه ی دیگر با آن سنگ سرنوشت ساز نزد اربابش بود.
2- کاربرد ورد لردوشیو را بنویسید.(14 امتیاز)
ثابت کردن وجود خون در بدن انسان برای انسان های نفهم.
دیدن رنگ قرمز در طبیعت اطراف ما.
دیدن منظره ی لذت بخش منفجر شدن شخص وقتی دلت برای این صحنه تنگ شده.
دیدن بلاک شدن ویکتور توسط آنتونین در روز بعد از این جلسه!(اینو شوخی کردم!)
و کلا برای حال کردن.
3- یک بوق بزنید و یک امتیاز بگیرید.(1 امتیاز)
بـــــــــــــــــــــــوق
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
29 کاربر(ها) آنلاین هستند (23 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
27
مهمانان
|
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
كلاس دفاع در برابر جادوی سیاه
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط رز ویزلی در 1389/11/14 23:44:19
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1389/09/09
آخرین ورود: پنجشنبه 10 تیر 1395 23:10
از: من بدبخت تر تو دنیا،تویی!
پستها:
374

جلسه چهارم کلاس دفاع دربرابر جادوی سیاه
استادی تنها داخل کلاس نشسته بود و هنوز دانش آموزی وارد کلاس نشده بود.
صدای دامبلدور از سالن بزرگ به کلاس میرسید.ویکتور صدای دامبلدور را میشنید با خود می گفت : " باز هم همان لعنتی،این پیر مرد کله دانش آموزان رو خورد! "
آهنگ زنگی به صدا درآمد و به ثانیه نکشید که همه دانش آموزان وارد کلاس شدند.
ویکتور کمی سکوت کرد تا دانش آموزان ساکت شوند سپس از روی صندلیش بلند شد و گفت :
- همونجور که میدونید هفته ی پیش به علت مشکلی که داشتم نتونستم جلسه قبل رو بر گزار کنم و سر کلاس حاضر شم ولی تکالیف جلسه قبلشو تصحیح کردم،آفرین !
سپس با یک تکان دستش تکالیف جلوی میز دانش آموزان قرار گرفت.
[spoiler=امتیازات]گریفندور : 9 امتیاز
گودریک گریفندور : 26 امتیاز
هافلپاف : 27 امتیاز
رز ویزلی : 27 امتیاز
اسکورپیوس مالفوی : 28 امتیاز
روفوس اسکریم جیور : 27
اوری : 27 امتیاز
راونکلاو : 0 امتیاز
بدون شرح !
اسلیترین :10 امتیاز
دراکو مالفوی : 29 امتیاز[/spoiler]
ویکتور نگاهی به دانش آموزان کرد و ادامه داد :
- خیله خوب،حالا میربم سراغ درس هیجان انگیز امروزمون!!
روز عجیبی بود،یک نفر هم حرف نمیزد و همه ساکت نشسته بودند.حتی کسی سوال نمیرسید.
ویکتور رویش را به سمت تخته کرد و عنوان درس را روی تخته نوشت.سپس در همان حال که رویش به سمت تخته بود،گفت :
- ورد های سیاه !ورهایی هستن که من تازگیا عاشقشون شدم.
بعد از اتمام حرفش، مرموزانه نگاهی به آنتونین کرد و گفت :
-حتی این ورد ها میتونه منوی مدیریت رو به آتش بکشونه !
آنتونین خنده ای تمسخر آمیزی کرد و گفت :
- اگه منوی مدیریت به آتیش کشونده بشه شما هم ... دیگه خودتون میدونین !
ویکتور رویش را برگرداند و به آنتونین نگاه کرد.
- من با اجازه ارباب به آتیش میشکونم ببینم کی حریفه !!
آنتونین با دست به ویکتور اشاره کرد که دیگر ادامه ندهد اما دانش آموزان از تعجب کله شان شاخ درآورده بود.
ویکتور آب دهنش را قورت داد و گفت :
- شوخی کردم ، بریم سراغ درس پرو نشین،اصلا اون ورو نگاه کنید.
کمی سکوت باعث شد دانش آموزان به حالت عادی خود برگردند.ویکتور روی صندلیش نشست و پاهایش را روی هم گذاشت.
- جناب آنتونین ،تشریف بیارید اینجا !
آنتونین به آرامی بلند شد و روبروی دانش آموزان ایستاد.
ویکتور خنده ای ابلیسانه کرد و گفت :
- این وردی که روی آنتونین اجرا میشه از خویس ترین ورد های سیاه هستش، لردوشیو !!
سپس آنتونین به صورت عجیبی منفجر شد.ویکتور در همان حال که خون های آنتونین روی صورتش پاشیده بود گفت :
- بله با کاربرد این ورد آشنا شدید.کسی بازم میخواد امتحان کنه ?!
اما به نفر بعدی کشیده نشد و زنگ خورد.ویکتور فریاد کشید :
- تکالیف !!
تکالیف این جلسه :
1- یک رول بنویسید که از لردوشیو استفاده کرده اید.(15 امتیاز)
2- کاربرد ورد لردوشیو را بنویسید.(14 امتیاز)
3- یک بوق بزنید و یک امتیاز بگیرید.(1 امتیاز)
استادی تنها داخل کلاس نشسته بود و هنوز دانش آموزی وارد کلاس نشده بود.
صدای دامبلدور از سالن بزرگ به کلاس میرسید.ویکتور صدای دامبلدور را میشنید با خود می گفت : " باز هم همان لعنتی،این پیر مرد کله دانش آموزان رو خورد! "
آهنگ زنگی به صدا درآمد و به ثانیه نکشید که همه دانش آموزان وارد کلاس شدند.
ویکتور کمی سکوت کرد تا دانش آموزان ساکت شوند سپس از روی صندلیش بلند شد و گفت :
- همونجور که میدونید هفته ی پیش به علت مشکلی که داشتم نتونستم جلسه قبل رو بر گزار کنم و سر کلاس حاضر شم ولی تکالیف جلسه قبلشو تصحیح کردم،آفرین !
سپس با یک تکان دستش تکالیف جلوی میز دانش آموزان قرار گرفت.
[spoiler=امتیازات]گریفندور : 9 امتیاز
گودریک گریفندور : 26 امتیاز
هافلپاف : 27 امتیاز
رز ویزلی : 27 امتیاز
اسکورپیوس مالفوی : 28 امتیاز
روفوس اسکریم جیور : 27
اوری : 27 امتیاز
راونکلاو : 0 امتیاز
بدون شرح !
اسلیترین :10 امتیاز
دراکو مالفوی : 29 امتیاز[/spoiler]
ویکتور نگاهی به دانش آموزان کرد و ادامه داد :
- خیله خوب،حالا میربم سراغ درس هیجان انگیز امروزمون!!
روز عجیبی بود،یک نفر هم حرف نمیزد و همه ساکت نشسته بودند.حتی کسی سوال نمیرسید.
ویکتور رویش را به سمت تخته کرد و عنوان درس را روی تخته نوشت.سپس در همان حال که رویش به سمت تخته بود،گفت :
- ورد های سیاه !ورهایی هستن که من تازگیا عاشقشون شدم.
بعد از اتمام حرفش، مرموزانه نگاهی به آنتونین کرد و گفت :
-حتی این ورد ها میتونه منوی مدیریت رو به آتش بکشونه !
آنتونین خنده ای تمسخر آمیزی کرد و گفت :
- اگه منوی مدیریت به آتیش کشونده بشه شما هم ... دیگه خودتون میدونین !
ویکتور رویش را برگرداند و به آنتونین نگاه کرد.
- من با اجازه ارباب به آتیش میشکونم ببینم کی حریفه !!
آنتونین با دست به ویکتور اشاره کرد که دیگر ادامه ندهد اما دانش آموزان از تعجب کله شان شاخ درآورده بود.
ویکتور آب دهنش را قورت داد و گفت :
- شوخی کردم ، بریم سراغ درس پرو نشین،اصلا اون ورو نگاه کنید.
کمی سکوت باعث شد دانش آموزان به حالت عادی خود برگردند.ویکتور روی صندلیش نشست و پاهایش را روی هم گذاشت.
- جناب آنتونین ،تشریف بیارید اینجا !
آنتونین به آرامی بلند شد و روبروی دانش آموزان ایستاد.
ویکتور خنده ای ابلیسانه کرد و گفت :
- این وردی که روی آنتونین اجرا میشه از خویس ترین ورد های سیاه هستش، لردوشیو !!
سپس آنتونین به صورت عجیبی منفجر شد.ویکتور در همان حال که خون های آنتونین روی صورتش پاشیده بود گفت :
- بله با کاربرد این ورد آشنا شدید.کسی بازم میخواد امتحان کنه ?!
اما به نفر بعدی کشیده نشد و زنگ خورد.ویکتور فریاد کشید :
- تکالیف !!
تکالیف این جلسه :
1- یک رول بنویسید که از لردوشیو استفاده کرده اید.(15 امتیاز)
2- کاربرد ورد لردوشیو را بنویسید.(14 امتیاز)
3- یک بوق بزنید و یک امتیاز بگیرید.(1 امتیاز)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
»»» ارزشـی گولاخ «««
جزئیات کاربر

1- توضیحات بیشتر و کامل تری درباره ورد های ولدابوسو و دامب لوسو بنویسید.(15 نمره )
ورد اول همونطور که گفتی آواداکداورا رو خنثی میکنه مثل بقیه بچز من هم متوجه قسمت بوسش شدم
ولی اگه از بوسش که بگذریم این آواداکداورا قدرت زیادی داره و سخت میشه خنثی اش کرد و قطعا استفاده از این ورد نیاز به قدرت زیادی داره و هر کس نمیتونه اون رو بزنه و فقط جادوگران قوی میتونن از این ورد به طور کامل استفاده کنن.
وقتی کسی به شما آواداکداورا رو زد شما باید ذهن او را قبل از زدن این ورد بخونید یا این ورد را پیشبینی کنید،اگر نتونستین دفاع کنید از خودتون که میمیرید وگرنه بوی سوختگی یارو بلند میشه و میزنید زیر خنده
در مورد ورد دوم که اسمش دامب لوسو هستش که ورد ها رو خنثی میکنه و یارو رو زمین میزنه اگه بتونین درست و در زمان مناسب ای ورد را بزنید ورد خنثی میشه و وقتی یارو زمین میخوره و احتراق صورت میگیره (
)میتونین تا دم مرگ بهش بخندین و مسخرش کنید.
و یه راه دیگه رو هم میتونید امتحان کنید این راه این است که اگه خورد زمین یا با چوبدستیتون لهش کنید یا یه عقده تو خودتون ایجاد کنید و با مشت و لگد بزنینش
2-یک رول بنویسید که از ورد ولدابوسو و یا دامبل لوسو استفاده کرده اید.(15 نمره)
در شبی تاریک در لا به لای کوچه های تاریک که نور ماه از لا به لای درختان به زمین میتابید و صدای وز وز باد به گوش میرسید مردی با شنل سیاه و بلند قدم زنان داشت به کافه ای در سر راه میرفت که کسی جلوی پرید و با صدای بلند جیغ کشید
-ببر پدر سوخته! ما را میترسانی پدر سوخته!بدهم پدر...
مرد با قیافه ای که ترس در چشمانش دیده میشد داد زد :غلط کردم بسه بسه شوخی بود بی جنبه
اوری که از عصبانیت گفت: هوی من 4 بار سکته ناقص کردما!! اگه یه بار دیگه منو بترسونی سکته کاملرو کردم
-اسمم ون هلمونته
اوری که دیگر با این حرف او ترکیده بود گفت:آها پست تو بودی که گند زدی تو زیست اگه نمونه ی گند زدناتو میخوای برو تو کتاب اول راهنمایی یه نگاه بنداز میفهمی
-
-حالا بیا من راهو گم کردم بیا منو تا یه جایی ببر
ون که بدش نمیومد که با او برود و از او دزدی کند و پدر پدر سوخته اش رو در بیاورد درخواست او در قبول کرد و با این حال با هم رفتند.
نیم ساعت بعد
اوری با تعجب از ون پرسید اینجا که بن بسته چرا منو اینجا آوردی؟
ون با کینه ی تمام گفت حالا نشانت میدهم پدر پدر سوخته کیه!
در این حال هر دو چوب دستی هایشان رو در میارن و در این حال اوری ورد دامب لوسو رو میخونه و نمیذاره ون کارش را به خوبی اینجام دهد و در آن زمان ون روی زمین میافتد و اوری خشم آلود نگاهش میکند و بعد از بیست ثانیه بدون حرف زدن از آنجا میرود ولی در نیمه های راه سایه ای را بر روی دیوار میبیند که از نور چراغ نفتی بیرون آمده به بر میگردد و نور سبزی را میبیند!ولی او با سرعتی بسیار سریع ورد ولدهبوسو رو میزنه و ورد ون خنثی میشه در این هنگام نور سبزی از چوبدستی اوری بیرون میادی و سینه ی ون هلمونت را میشکافد و بعد از زمین خوردن ون همونت اوری قلبش را میگرد و کج روی زمین میخوابد و در نیمه ی شب کسی به کمکش نمی آید و فردای آن روز جسد او را در رو به روی ساختمان 141 پیدا میکنند که توی دستش نوشته بود :( نامه برای ساختمان 141)
بعد از اینکه آن نامه را باز کردند درون آن یک کادو و یک دسته گل و یک نوشته بود که درون آن نوشته بود :(مادرم... سلام!)....
3-وضعیت کلاس :(ارزش یابی)
آقا شما که بهترین معلم توی دنیا هستید و در این شکی نیست
ولی بدون شوخی اگه یه ذره طنز رو بیشتر کنید خیلی حال میده
ورد اول همونطور که گفتی آواداکداورا رو خنثی میکنه مثل بقیه بچز من هم متوجه قسمت بوسش شدم
ولی اگه از بوسش که بگذریم این آواداکداورا قدرت زیادی داره و سخت میشه خنثی اش کرد و قطعا استفاده از این ورد نیاز به قدرت زیادی داره و هر کس نمیتونه اون رو بزنه و فقط جادوگران قوی میتونن از این ورد به طور کامل استفاده کنن.وقتی کسی به شما آواداکداورا رو زد شما باید ذهن او را قبل از زدن این ورد بخونید یا این ورد را پیشبینی کنید،اگر نتونستین دفاع کنید از خودتون که میمیرید وگرنه بوی سوختگی یارو بلند میشه و میزنید زیر خنده

در مورد ورد دوم که اسمش دامب لوسو هستش که ورد ها رو خنثی میکنه و یارو رو زمین میزنه اگه بتونین درست و در زمان مناسب ای ورد را بزنید ورد خنثی میشه و وقتی یارو زمین میخوره و احتراق صورت میگیره (
)میتونین تا دم مرگ بهش بخندین و مسخرش کنید.و یه راه دیگه رو هم میتونید امتحان کنید این راه این است که اگه خورد زمین یا با چوبدستیتون لهش کنید یا یه عقده تو خودتون ایجاد کنید و با مشت و لگد بزنینش
2-یک رول بنویسید که از ورد ولدابوسو و یا دامبل لوسو استفاده کرده اید.(15 نمره)
در شبی تاریک در لا به لای کوچه های تاریک که نور ماه از لا به لای درختان به زمین میتابید و صدای وز وز باد به گوش میرسید مردی با شنل سیاه و بلند قدم زنان داشت به کافه ای در سر راه میرفت که کسی جلوی پرید و با صدای بلند جیغ کشید
-ببر پدر سوخته! ما را میترسانی پدر سوخته!بدهم پدر...
مرد با قیافه ای که ترس در چشمانش دیده میشد داد زد :غلط کردم بسه بسه شوخی بود بی جنبه
اوری که از عصبانیت گفت: هوی من 4 بار سکته ناقص کردما!! اگه یه بار دیگه منو بترسونی سکته کاملرو کردم
-اسمم ون هلمونته
اوری که دیگر با این حرف او ترکیده بود گفت:آها پست تو بودی که گند زدی تو زیست اگه نمونه ی گند زدناتو میخوای برو تو کتاب اول راهنمایی یه نگاه بنداز میفهمی
--حالا بیا من راهو گم کردم بیا منو تا یه جایی ببر
ون که بدش نمیومد که با او برود و از او دزدی کند و پدر پدر سوخته اش رو در بیاورد درخواست او در قبول کرد و با این حال با هم رفتند.
نیم ساعت بعد
اوری با تعجب از ون پرسید اینجا که بن بسته چرا منو اینجا آوردی؟

ون با کینه ی تمام گفت حالا نشانت میدهم پدر پدر سوخته کیه!
در این حال هر دو چوب دستی هایشان رو در میارن و در این حال اوری ورد دامب لوسو رو میخونه و نمیذاره ون کارش را به خوبی اینجام دهد و در آن زمان ون روی زمین میافتد و اوری خشم آلود نگاهش میکند و بعد از بیست ثانیه بدون حرف زدن از آنجا میرود ولی در نیمه های راه سایه ای را بر روی دیوار میبیند که از نور چراغ نفتی بیرون آمده به بر میگردد و نور سبزی را میبیند!ولی او با سرعتی بسیار سریع ورد ولدهبوسو رو میزنه و ورد ون خنثی میشه در این هنگام نور سبزی از چوبدستی اوری بیرون میادی و سینه ی ون هلمونت را میشکافد و بعد از زمین خوردن ون همونت اوری قلبش را میگرد و کج روی زمین میخوابد و در نیمه ی شب کسی به کمکش نمی آید و فردای آن روز جسد او را در رو به روی ساختمان 141 پیدا میکنند که توی دستش نوشته بود :( نامه برای ساختمان 141)
بعد از اینکه آن نامه را باز کردند درون آن یک کادو و یک دسته گل و یک نوشته بود که درون آن نوشته بود :(مادرم... سلام!)....
3-وضعیت کلاس :(ارزش یابی)
آقا شما که بهترین معلم توی دنیا هستید و در این شکی نیست
ولی بدون شوخی اگه یه ذره طنز رو بیشتر کنید خیلی حال میده
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
شناسه ی قبلیم که بعد از این ساختمش ولی دوباره برگشتم به این
اینه
عمرا اگه فهمیده باشی چی گفتم

چاکر همه بچه های قدیمی (کینگزلی شکلبوت ، پیوز ، رفوس ، زاخاریاس ، دادالوس دیگل و خیلی های دیگه که حال ندارم بنویسم اسمشون رو
)
اینه
عمرا اگه فهمیده باشی چی گفتم

چاکر همه بچه های قدیمی (کینگزلی شکلبوت ، پیوز ، رفوس ، زاخاریاس ، دادالوس دیگل و خیلی های دیگه که حال ندارم بنویسم اسمشون رو
)
جزئیات کاربر

1- توضیحات بیشتر و کامل تری درباره ورد های ولدابوسو و دامب لوسو بنویسید.(15 نمره )
خب این دو تا ورد که مشخصه از کجا اومده! ورد ولدابوسو از لحاظ زبان شناسی در زبان جادوگری به معنای:((ولدمورت را ببوس!)) است. حالا چرا این ورد به این اسم خوانده می شه! ارباب در یکی از سخنرانی هاشون فرمودند: ((از دو چیز بدم می آد.یکیش این که کسی منو ببوسه!دوم اینکه کسی آواداکدورا رو خنثی کنه!)) به همین دلیل زمانی که یک جادوگر این ورد رو اختراع کرد اسمش رو ولردمورت را ببوس یا بوسیدن ولدمورت گذاشت!
دومین ورد هم دامبل لوسو هستش! خب این به معنی به ((لوسی و بی مزگی دامبلدور)) هستش!این جادو مثل دامبلدور قابلیت برگردوندن تمام جادو ها رو داره به خاطر همین ارباب زمانی که بهش این جادوی سفید رو معرفی کردن، این اسمش رو براش انتخاب کرد.(که اسم شایسته ای هم هست!)
2-یک رول بنویسید که از ورد ولدابوسو و یا دامبل لوسو استفاده کرده اید.(15 نمره)
دست های پیر و چروکیده اش می لرزید. چوب دستیش را محکم تر از پیش که گرفت و با چشم های آبی و نافذش به مرد سیاهپوش مقابل خیره شد!
لرد در حالی که با چشم های سرخ و مار مانندش به او خیره شده بود،گفت: آلبوس دیگه پیر شدی! دوره ات تموم شده وقتشه بمیری! آواداکدورا!
دامبلدور سحر سبز رنگ را می دید که به سرعت به می خواست جانش را بگیرد! زیر لب وردی خواند و جادویی شیری رنگ از نوک چوب دستیش بیرون آمد و جادوی سبز رنگ را در بر گرفت! ارباب در حالی که فریادی از روی عصبانیت سر داد، گفت: ای پیرمرد خرفت ازت متنفرم!کروشیو!کروشیو!
دامبلدور با چشم های آبیش و با آرامش هر چه بیشتر چوبش را در هوا چرخاند و وردی را به زبان آورد این بار دو جادوی آبی روشن از چوب دستی بیرون آمدند و دو جادو رو به طرفین پرتاب کردند!
لرد دندان هایش را سفت به هم فشرد. از عصبانیت سرخ شده بود چاره ای نداشت! شاید هنوز آمده ی مقابله با این جادوگر پیر نبود. به ناچار فکرش را بر جایی دیگر متمرکز کرد و به آنجا آپارات کرد. دامبلدور بعد از رفتنش افسوسی خورد و گفت: تام ریدل تو آخر یه روزی منو شکست می دی و اون روز به زودی فرا می رسه! روزی که ورد های سفید نتونن جلوی سیاهی ذاتی بی نهایتت رو بگیرن!
سپس لبخندی به لب آورد و ساکت به انتظار آن روز نشست.
3.وضعیت کلاس(ارزیابی):
کلاس افتضاح بود اصلا گند تر از این نمی شد!مرد مومن این چه سوالیه می پرسی!خب اگه خوب نبود که شرکت نمی کردیم! مثل کلاس من می شد ملت همه از کلاس من فرارین نگاه کن کلا یکی دو تا دانش آموز دارم!برو حالش رو ببر کلاستم توپه!
خب این دو تا ورد که مشخصه از کجا اومده! ورد ولدابوسو از لحاظ زبان شناسی در زبان جادوگری به معنای:((ولدمورت را ببوس!)) است. حالا چرا این ورد به این اسم خوانده می شه! ارباب در یکی از سخنرانی هاشون فرمودند: ((از دو چیز بدم می آد.یکیش این که کسی منو ببوسه!دوم اینکه کسی آواداکدورا رو خنثی کنه!)) به همین دلیل زمانی که یک جادوگر این ورد رو اختراع کرد اسمش رو ولردمورت را ببوس یا بوسیدن ولدمورت گذاشت!
دومین ورد هم دامبل لوسو هستش! خب این به معنی به ((لوسی و بی مزگی دامبلدور)) هستش!این جادو مثل دامبلدور قابلیت برگردوندن تمام جادو ها رو داره به خاطر همین ارباب زمانی که بهش این جادوی سفید رو معرفی کردن، این اسمش رو براش انتخاب کرد.(که اسم شایسته ای هم هست!)
2-یک رول بنویسید که از ورد ولدابوسو و یا دامبل لوسو استفاده کرده اید.(15 نمره)
دست های پیر و چروکیده اش می لرزید. چوب دستیش را محکم تر از پیش که گرفت و با چشم های آبی و نافذش به مرد سیاهپوش مقابل خیره شد!
لرد در حالی که با چشم های سرخ و مار مانندش به او خیره شده بود،گفت: آلبوس دیگه پیر شدی! دوره ات تموم شده وقتشه بمیری! آواداکدورا!
دامبلدور سحر سبز رنگ را می دید که به سرعت به می خواست جانش را بگیرد! زیر لب وردی خواند و جادویی شیری رنگ از نوک چوب دستیش بیرون آمد و جادوی سبز رنگ را در بر گرفت! ارباب در حالی که فریادی از روی عصبانیت سر داد، گفت: ای پیرمرد خرفت ازت متنفرم!کروشیو!کروشیو!
دامبلدور با چشم های آبیش و با آرامش هر چه بیشتر چوبش را در هوا چرخاند و وردی را به زبان آورد این بار دو جادوی آبی روشن از چوب دستی بیرون آمدند و دو جادو رو به طرفین پرتاب کردند!
لرد دندان هایش را سفت به هم فشرد. از عصبانیت سرخ شده بود چاره ای نداشت! شاید هنوز آمده ی مقابله با این جادوگر پیر نبود. به ناچار فکرش را بر جایی دیگر متمرکز کرد و به آنجا آپارات کرد. دامبلدور بعد از رفتنش افسوسی خورد و گفت: تام ریدل تو آخر یه روزی منو شکست می دی و اون روز به زودی فرا می رسه! روزی که ورد های سفید نتونن جلوی سیاهی ذاتی بی نهایتت رو بگیرن!
سپس لبخندی به لب آورد و ساکت به انتظار آن روز نشست.
3.وضعیت کلاس(ارزیابی):
کلاس افتضاح بود اصلا گند تر از این نمی شد!مرد مومن این چه سوالیه می پرسی!خب اگه خوب نبود که شرکت نمی کردیم! مثل کلاس من می شد ملت همه از کلاس من فرارین نگاه کن کلا یکی دو تا دانش آموز دارم!برو حالش رو ببر کلاستم توپه!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اسکورپیوس مالفوی در 1389/10/26 21:30:07
ویرایش شده توسط اسکورپیوس مالفوی در 1389/10/26 21:33:41
ویرایش شده توسط اسکورپیوس مالفوی در 1389/10/26 21:33:41
هلگا معتقد بود ...
[b]« هوش و علم ، [color=990000]شجاعت و غلبه بر ترس[
[b]« هوش و علم ، [color=990000]شجاعت و غلبه بر ترس[
جزئیات کاربر

1- توضیحات بیشتر و کامل تری درباره ورد های ولدابوسو و دامب لوسو بنویسید.(15 نمره )
اگر از لحاظ زبان شناسی واژه ی والدابوسو را برررسی کنیم اول از همه قسمت بوس توجه ما را جلب خواهد کرد اما پیشوند و پسوندی هم برای بوس وجود دارد، آورده اند که والدا به قطع قریب به یقین عامینه ی والدین است که شده والد ها و بعد هم به شکل والدا درآمده!و اگر این دو بخش را کنار هم بگزاریم دو دو اسم است که به هم ربط داده نشده و بی معنی است اما از "و" ی آخر ورد نباید غافل شد. همه ی زبان شناسان میدانند که واج او در پایان ورد در زبان های سانسکریت و یا یونان باستان برای ساخت فعل امر است! اگر این گونه معنی کنیم میشود والدین را ببوس!!!
این عمل بوسیدن والدین در خود عشق نهان بسیار قوی و زیادی را دارد که اگر شخص با عشق و علاقه و خلوص نیت ورد را ادا کند این ورد جلوی آواداکداورا را هم میگیرد و اتفاقا هری پاتر کله زخمی هم در عنفوان کودکی با همین حربه جلوی طلسم لرد ولدمورت را گرفت زیرا لحظه ای قبل از اصابت طلسم با خلوص نیت والده اش را بوسیده بود و عشقش فوران کرده بود.
نتیجه ی عملی این ریشه یابی زبانی هم میتواند این باشد که عشق و علاقه اگر پاک و فراوان باشد هیچ طلسمی بر آن غلبه نمیکند و البته استفاده کننده هم باید سفید و عاشق باشد وگرنه اگر بالفرض لرد ولدمورت بخواهد جادوگر سیاه دیگری را بکشد فاتحه طرف خوانده است چون این طلسم برایش کارایی ندارد.
می رسیم به طلسم دامبلوسو.
در این ورد هم با یک نگاه ساده اول از همه واژه ی لوس به چشم میآید اما مگر کشک است که هر چیزی به ذهنمان رسید درست باشد
این ورد یک ورد کاملا ترکیبی است که در ریشه یابی از چندین زبان مختلف واژه دارد و کار هر کس نیست اما ما چون خیلی حره ای هستیم میگوییم که اولین قسمت ورد "دام" است که همان تله میباشد. قسمت دوم که اینیلیسی است "بلو" یا blue است که یعنی آبی. و در آخر هم "سو" از زبان پشتو آمده که به معنای سوم است. دام آبی سوم. این جا باید از دامسته های تاریخی کمک بگیریم تا بفهمیم این ورد چه معنایی میدهد. در تاریخ آمده که روونا ریونکلا جادوهای زیادی اختراع کرده و در هر زمینه ای یک طلسم قوی داشته. اما گل سرسبد این طلسم ها که همگی هم سفید هستند طلسم های دفاعی سه گانه ی اوست که در دوئل ها کار آمد است و حال حریف را میگیرد و خود او این طلسم ها را دام آبی نامیده است. این طلسم مورد نظر ما سومین طلسم از این گروه است و باعث میشود که حریف هم وردش خنثی شود و هم به عقب پرتاب شود تا فرصت حمله دوباره و سریع از او گرفته شود و خود ما بتوانیم امواج حمله را شروع کنیم. به این دلیل است که این طلسم دام آبی وم نامیده میشود.
2-یک رول بنویسید که از ورد ولدابوسو و یا دامبل لوسو استفاده کرده اید.(15 نمره)
از آن جا که ما هیچ رقمه سفید نیستیم و عشق و این چیز ها در کتمان نمیرود توانایی استفاده از والدابوسو را نداریم اما دامل لوسو چرا. این هم یکی از خاطزاتش:
سال ششم بود که هری پاتر پس از آن دوئل کذایی و استفاده از آن طلسم "سکتوم سمپرا" که نمیدانم از کجا آورده بود هی برای ما شاخ میشد.
هر بار ما را میدید میگفت میخوای دوباره بزنم کل تنت جرواجر شه؟ یک بار ما خون اصیلمان به جوش آمد و گفتیم جرئت داری طلسمم کن تا در حد ارباب سیاهم شکنجت کنم! او که حس میکرد خیلی قدر است چوبدستی کشید و گفت: سکتوم سمپرا! ما با خیال راحت و آرامش ورد دامبلسو را ادا کردیم و یک موج ظریف آبی طلسم او را در خود بلعید و سپس پاتر چند متر به عقب افتاد. ما که بسی حال کرده بودیم برای عملی کردن حرفمان کروشیویی نثارش کردیم که نای تکان خوردن نداشت. رون ویزلی کودن ابله خواست برود و به آن پیرزن خرفت گروهشان مک گونگال گزارش دهد که اسنیپ خودشیرینی کرد و ما را برد.
یادش به خیر خوب خاطره ای بود!
3-وضعیت کلاس: استاد به خاطر خلاقیت ها و نو آوری ها به ما امتیازات بیشتر بدید
کلا خوبیه تکالیفم خوبه فقط طنزشو بیشتر کنید.
اگر از لحاظ زبان شناسی واژه ی والدابوسو را برررسی کنیم اول از همه قسمت بوس توجه ما را جلب خواهد کرد اما پیشوند و پسوندی هم برای بوس وجود دارد، آورده اند که والدا به قطع قریب به یقین عامینه ی والدین است که شده والد ها و بعد هم به شکل والدا درآمده!و اگر این دو بخش را کنار هم بگزاریم دو دو اسم است که به هم ربط داده نشده و بی معنی است اما از "و" ی آخر ورد نباید غافل شد. همه ی زبان شناسان میدانند که واج او در پایان ورد در زبان های سانسکریت و یا یونان باستان برای ساخت فعل امر است! اگر این گونه معنی کنیم میشود والدین را ببوس!!!
این عمل بوسیدن والدین در خود عشق نهان بسیار قوی و زیادی را دارد که اگر شخص با عشق و علاقه و خلوص نیت ورد را ادا کند این ورد جلوی آواداکداورا را هم میگیرد و اتفاقا هری پاتر کله زخمی هم در عنفوان کودکی با همین حربه جلوی طلسم لرد ولدمورت را گرفت زیرا لحظه ای قبل از اصابت طلسم با خلوص نیت والده اش را بوسیده بود و عشقش فوران کرده بود.
نتیجه ی عملی این ریشه یابی زبانی هم میتواند این باشد که عشق و علاقه اگر پاک و فراوان باشد هیچ طلسمی بر آن غلبه نمیکند و البته استفاده کننده هم باید سفید و عاشق باشد وگرنه اگر بالفرض لرد ولدمورت بخواهد جادوگر سیاه دیگری را بکشد فاتحه طرف خوانده است چون این طلسم برایش کارایی ندارد.
می رسیم به طلسم دامبلوسو.
در این ورد هم با یک نگاه ساده اول از همه واژه ی لوس به چشم میآید اما مگر کشک است که هر چیزی به ذهنمان رسید درست باشد
این ورد یک ورد کاملا ترکیبی است که در ریشه یابی از چندین زبان مختلف واژه دارد و کار هر کس نیست اما ما چون خیلی حره ای هستیم میگوییم که اولین قسمت ورد "دام" است که همان تله میباشد. قسمت دوم که اینیلیسی است "بلو" یا blue است که یعنی آبی. و در آخر هم "سو" از زبان پشتو آمده که به معنای سوم است. دام آبی سوم. این جا باید از دامسته های تاریخی کمک بگیریم تا بفهمیم این ورد چه معنایی میدهد. در تاریخ آمده که روونا ریونکلا جادوهای زیادی اختراع کرده و در هر زمینه ای یک طلسم قوی داشته. اما گل سرسبد این طلسم ها که همگی هم سفید هستند طلسم های دفاعی سه گانه ی اوست که در دوئل ها کار آمد است و حال حریف را میگیرد و خود او این طلسم ها را دام آبی نامیده است. این طلسم مورد نظر ما سومین طلسم از این گروه است و باعث میشود که حریف هم وردش خنثی شود و هم به عقب پرتاب شود تا فرصت حمله دوباره و سریع از او گرفته شود و خود ما بتوانیم امواج حمله را شروع کنیم. به این دلیل است که این طلسم دام آبی وم نامیده میشود.2-یک رول بنویسید که از ورد ولدابوسو و یا دامبل لوسو استفاده کرده اید.(15 نمره)
از آن جا که ما هیچ رقمه سفید نیستیم و عشق و این چیز ها در کتمان نمیرود توانایی استفاده از والدابوسو را نداریم اما دامل لوسو چرا. این هم یکی از خاطزاتش:
سال ششم بود که هری پاتر پس از آن دوئل کذایی و استفاده از آن طلسم "سکتوم سمپرا" که نمیدانم از کجا آورده بود هی برای ما شاخ میشد.
هر بار ما را میدید میگفت میخوای دوباره بزنم کل تنت جرواجر شه؟ یک بار ما خون اصیلمان به جوش آمد و گفتیم جرئت داری طلسمم کن تا در حد ارباب سیاهم شکنجت کنم! او که حس میکرد خیلی قدر است چوبدستی کشید و گفت: سکتوم سمپرا! ما با خیال راحت و آرامش ورد دامبلسو را ادا کردیم و یک موج ظریف آبی طلسم او را در خود بلعید و سپس پاتر چند متر به عقب افتاد. ما که بسی حال کرده بودیم برای عملی کردن حرفمان کروشیویی نثارش کردیم که نای تکان خوردن نداشت. رون ویزلی کودن ابله خواست برود و به آن پیرزن خرفت گروهشان مک گونگال گزارش دهد که اسنیپ خودشیرینی کرد و ما را برد.
یادش به خیر خوب خاطره ای بود!
3-وضعیت کلاس: استاد به خاطر خلاقیت ها و نو آوری ها به ما امتیازات بیشتر بدید

کلا خوبیه تکالیفم خوبه فقط طنزشو بیشتر کنید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دراکو مالفوی در 1389/10/25 13:30:48
ویرایش شده توسط دراکو مالفوی در 1389/10/25 13:31:57
ویرایش شده توسط دراکو مالفوی در 1389/10/25 13:31:57
بوق بر مدیران
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1388/03/30
تولد نقش: 1396/04/28
آخرین ورود: دوشنبه 18 آذر 1398 23:15
از: دواج يك امرحسنه است !
پستها:
689

تکالیف
توضیحات بیشتر و کامل تری درباره ورد های ولدابوسو و دامب لوسو بنویسید .
طلسم ولدابوسو از مجموعه طلسم های مقابله با جادوی سیاه محسوب میشه که کارش خنثی کردن خطرناک ترین و کشنده ترین طلسم یعنی آوادا کداورا هستش . برای استفاده از این طلسم باید جادوگر قویی بود زیرا کسی که طلسم آوادا کداورا را به سمت شما ارسال میکند خود باید از قدرت جادویی زیادی برخوردار باشد به همین سبب برای دفع این طلسم هم باید از قدرت جادویی بالایی برخوردار بود . اسم ولدابوسو از کسی گرفته شده که ماهرترین فرد در زمینه ی استفاده از آواداکداورا میباشد ... یعنی لرد ولدمورت
طلسم دامبلوسو هم از مجموعه طلسم هایی است که هم دفاع را انجام میدهد و هم بار حمله را بر دوش میکشد .اولین کسی که این طلسم را برای اولین بار به جهانیان معرفی کرد ، بارناباس دوریل بود که یک جادوگر سیاه محسوب میشد ولی استفاده از این نوع طلسم بیشتر در میان جادوگران سفید رایج میباشد و این طلسم ، طلسمی گم نام در میان جادوگران سفیدی محسوب نمیشود . این نام از موقعی به نام دامبلوسو مشهور شد که آلبوس دامبلدور فقید در اکثر دوئل های خود از این طلسم استفاده میکرد و باید گفت که تا پیش از دامبلدور ، این طلسم نامی دیگر داشته است که اطلاعات زیادی در مورد این طلسم ، در کتاب های جادوگری یافت نشده است .
یک رول بنویسید که از ورد ولدابوسو و یا دامبل لوسو استفاده کرده اید.
اگرچه به عنوان وزیر سحر و جادو و به عنوان نماینده ی تمام جادوگران بی گناه در مقابل او ایستاده بودم ولی باز هم سبب نمیشد تا او ترس و دلهره نداشته باشم . به خوبی میدانستم که اکنون در مقابل چه کسی ایستاده ام و باید با چه کسی دوئل کنم .
پس از گذشت لحظاتی لرد ولدمورت شگرد خود را رو کرد و نعره زد ...
-آوادا کداورا !
من به عنوان وزیر سحر و جادو زمان زیادی نداشتم تا تصمیم خود را بگیرم . لحظه به لحظه ، طلسم سبز رنگ به من نزدیک میشد که ناگهان جرقه ای در ذهنم زده شد . بی درنگ چوبدستی انعطاف پذیر ام را بالا گرفتم و نعره زدم ...
- ولدابوسو !
و طلسم سبز رنگ منحرف شد . اینک هیچ اثری از همان خنده ای که حاکی از غرور بود ، بر صورت لرد سیاه دیده نمیشد .
توضیحات بیشتر و کامل تری درباره ورد های ولدابوسو و دامب لوسو بنویسید .
طلسم ولدابوسو از مجموعه طلسم های مقابله با جادوی سیاه محسوب میشه که کارش خنثی کردن خطرناک ترین و کشنده ترین طلسم یعنی آوادا کداورا هستش . برای استفاده از این طلسم باید جادوگر قویی بود زیرا کسی که طلسم آوادا کداورا را به سمت شما ارسال میکند خود باید از قدرت جادویی زیادی برخوردار باشد به همین سبب برای دفع این طلسم هم باید از قدرت جادویی بالایی برخوردار بود . اسم ولدابوسو از کسی گرفته شده که ماهرترین فرد در زمینه ی استفاده از آواداکداورا میباشد ... یعنی لرد ولدمورت
طلسم دامبلوسو هم از مجموعه طلسم هایی است که هم دفاع را انجام میدهد و هم بار حمله را بر دوش میکشد .اولین کسی که این طلسم را برای اولین بار به جهانیان معرفی کرد ، بارناباس دوریل بود که یک جادوگر سیاه محسوب میشد ولی استفاده از این نوع طلسم بیشتر در میان جادوگران سفید رایج میباشد و این طلسم ، طلسمی گم نام در میان جادوگران سفیدی محسوب نمیشود . این نام از موقعی به نام دامبلوسو مشهور شد که آلبوس دامبلدور فقید در اکثر دوئل های خود از این طلسم استفاده میکرد و باید گفت که تا پیش از دامبلدور ، این طلسم نامی دیگر داشته است که اطلاعات زیادی در مورد این طلسم ، در کتاب های جادوگری یافت نشده است .
یک رول بنویسید که از ورد ولدابوسو و یا دامبل لوسو استفاده کرده اید.
اگرچه به عنوان وزیر سحر و جادو و به عنوان نماینده ی تمام جادوگران بی گناه در مقابل او ایستاده بودم ولی باز هم سبب نمیشد تا او ترس و دلهره نداشته باشم . به خوبی میدانستم که اکنون در مقابل چه کسی ایستاده ام و باید با چه کسی دوئل کنم .
پس از گذشت لحظاتی لرد ولدمورت شگرد خود را رو کرد و نعره زد ...
-آوادا کداورا !
من به عنوان وزیر سحر و جادو زمان زیادی نداشتم تا تصمیم خود را بگیرم . لحظه به لحظه ، طلسم سبز رنگ به من نزدیک میشد که ناگهان جرقه ای در ذهنم زده شد . بی درنگ چوبدستی انعطاف پذیر ام را بالا گرفتم و نعره زدم ...
- ولدابوسو !
و طلسم سبز رنگ منحرف شد . اینک هیچ اثری از همان خنده ای که حاکی از غرور بود ، بر صورت لرد سیاه دیده نمیشد .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط روفوس اسكريم جیور در 1389/10/22 20:24:21
خدا ایشالا به ما خدمت بده به شما توفیق کنیم ...
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1389/09/09
آخرین ورود: پنجشنبه 10 تیر 1395 23:10
از: من بدبخت تر تو دنیا،تویی!
پستها:
374

ببخشید بابت تاخیر.یادم رفته بود،شرمنده ام
امتیازات جلسه اول کلاس دفاع در برابر جادوی سیاه
گريفيندور: 0 امتیاز
0 امتياز (بدون شركت كننده)
اسليترين: 18 امتیاز
دراکو مالفوی :26 امتیاز
(خوب جواب دادی،رول خوبی هم داشتی اما از هر سوال یک نمره کم کردم )
آگوستوس پای :29 امتیاز
(کلا به همه سوال هارو هوب پر کردی به جز سوال آخر،1نمره کم کردم )
راونکلاو: 0 امتیاز
0 امتياز (بدون شركت كننده)
هافلپاف: 27 امتیاز
کینگزلی شکلبوت: 28 امتیاز
(متن جالبی داشتی اما نمیشد بهش 30داد )
رز ویزلی :27 امتیاز
(تقریبا همه رو خوب جواب دادای،رول جالبی بود اما اشکلاتی داشتی)
اسکورپیوس مالفوی :28 امتیاز
(سوال های 1و 4 با کم حوصلگی پر شده بود اما رول خوبی داشتی )
روفوس اسکریم جیور :28 امتیاز
(رول عالی داشتی اما سوال 1 خوب جواب داده نشده بود )
در جلسه دوم شرکت کنید...
بای
امتیازات جلسه اول کلاس دفاع در برابر جادوی سیاه
گريفيندور: 0 امتیاز
0 امتياز (بدون شركت كننده)
اسليترين: 18 امتیاز
دراکو مالفوی :26 امتیاز
(خوب جواب دادی،رول خوبی هم داشتی اما از هر سوال یک نمره کم کردم )
آگوستوس پای :29 امتیاز
(کلا به همه سوال هارو هوب پر کردی به جز سوال آخر،1نمره کم کردم )
راونکلاو: 0 امتیاز
0 امتياز (بدون شركت كننده)
هافلپاف: 27 امتیاز
کینگزلی شکلبوت: 28 امتیاز
(متن جالبی داشتی اما نمیشد بهش 30داد )
رز ویزلی :27 امتیاز
(تقریبا همه رو خوب جواب دادای،رول جالبی بود اما اشکلاتی داشتی)
اسکورپیوس مالفوی :28 امتیاز
(سوال های 1و 4 با کم حوصلگی پر شده بود اما رول خوبی داشتی )
روفوس اسکریم جیور :28 امتیاز
(رول عالی داشتی اما سوال 1 خوب جواب داده نشده بود )
در جلسه دوم شرکت کنید...
بای
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ویکتور کرام در 1389/10/18 23:36:36
»»» ارزشـی گولاخ «««
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1389/10/12
تولد نقش: 1389/10/13
آخرین ورود: جمعه 9 خرداد 1404 11:34
از: تالار گریفندور
پستها:
976

1- توضیحات بیشتر و کامل تری درباره ورد های ولدابوسو و دامبل لوسو بنویسید.(15 نمره )
بیشتر افراد فکر می کنند ورد آواداکداورا خنثی ناپذیر هستش اما در دنیای جادویی هیچ طلسمی وجود نداره که خنثی کننده نداشته باشه اما این از قدرت فارق العاده طلسم آواداکداورا نمی کاهه چون این طلسم خنثی کننده باید بسیار قدرت مند باشه تا جلوی آوادا رو بگیره و در دنیا کمتر کسی می تونه این کارو بکنه و به گواهی تاریخ آخرین کسی که تونسته این طلسم رو اجرا کنه، گودریگ گریفندور (
) در 100سال پیش بوده.طلسم دامبل لوسو همونطور که از نامش توسط دامبلدور ساخته شده اما هنوز معلوم نیست چرا دامبلدور کلمه "لوسو" رو بهش اضافه کرده و این مسئله سال ها تیتر اول پیام امروز بوده. این طلسم قدرت بسیار زیادی در دفع طلسم سیاه دارد اما نمی تواند طلسم های ممنونه را خنثی کند. این طلسم خنثی کننده مطمئنی است اما پرت کردن طرف مقابل به قدرت فرد بستگی دارد.
2-یک رول بنویسید که از ورد ولدابوسو و یا دامبل لوسو استفاده کرده اید.(15 نمره)
100 سال قبل
گودریک گریفندور و سالازار اسلیترین و هلگا هافلپاف و رونا ریونکلاو در حال گردش در هاگوارتز بودند و به شاهکاری که ساخته بودند نگاه می کردند.
-سالازار می گم تالار اسلیدرین رو چطوری ساختی؟
-منو دیوونه نکن!
گفتم که که نمی گم. اگه ادامه بدی یه آوادا نصارت می کنم.-باشه نگو.

هلگا به رونا اشاره کرد تا به خانه جغد ها بروند و رونا موافقت کرد و دنبال هلگا رفت. گودریک و سالازار هم دنبالشان رفتند.
خانه جغد ها
-میگم ایجا خیلی دراز نشده؟

این صدای سالازار بود که گودریک رو خطاب قرار داده بود چون گودریک خانه جغد ها رو ساخته بود.
گودریک بدون توجه به سالازار داخل شد و چند ثانیه بعد از بالاترین پنجره خانه جغد ها سرش را بیرون آورد.
-راستی سالازار نمی گی تالار اسلیدرین رو چطوری ساختی؟
-
آواداکداورا نور سبز رنگی از چوب دستی سالازار جدا شد و به طرف گودریک رفت. سالازار که فکر نمی کرد شوخی شوخی طلسم از چوبش بیرون آید بسیار تعجب کرده و هلگا و رونا با دندان هایشان انگشتانشان را می جویدند.

گودریک که نمی دانست چی کار کند چون زیاد مطمئن نبود چند ثانیه بعد زنده خواهد ماند یا نه؟ و با تمام نا امیدی گفت: ولدابوسو
نور قرمز رنگی از چوب گودریک بیرون آمد و با نور سبز رنگ برخورد کرد و هر دو ناپدید شدند.
رونا: این یک واقعه ی تاریخی هست!

هلگا: اولین نفری که تونست این طلسم رو اجرا کنه!

سالازار:کثافت

3-وضعیت کلاس :(ارزش یابی)
خوب بود و کلاس زود تموم میشه. کمی طنز ترش کن.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

1- توضیحات بیشتر و کامل تری درباره ورد های ولدابوسو و دامب لوسو بنویسید.(15 نمره )
ورد ولدابوسو از کلمه های ولدمورت (خلاصه)و بوسو تشکیل شده است. که طبق اطلاعات دقیق من از کلمه های عبری کلمه ی بوسو معنی ضایع شدن میدهد.( مگه به خواب ببینی لرد ضایع شه!) و ورد دامبل لوسو از دو کلمه ی دامبل و لوسو تشکیل شده که دامبل خلاصه ی دامیلدور و باز هم در زبان عبری لوسو به معنای "دلخواه" است.یعنی دلخواه دامبلدور که در اینجا منظور این است که پرتاب شدن به هوا از علایق دامبلدور بوده و همان وطر که همه میدانیم کاملا اشاره شده است که دامبلدور کمی قاطی داره.
2-یک رول بنویسید که از ورد ولدابوسو و یا دامبل لوسو استفاده کرده اید.(15 نمره)
بار دیگر در هاگوارتز کلوپ دوئل تشکیل شده بود. این دفعه دامبلدور معلم بود که هر جلسه خنده را بر لب دانش آموزان می آورد. این جلسه درس ولدابوسو و دامبل لوسو (یا یه چیزی شبیه این)بود. دامبلدور پس از نیم ساعت توضیح خوب بودن عشق و جادو های سفید سراغ درس رفت. و پس از تکمیل درس خواهش کرد که داوطلبی برای اجرای دامبل لوسو روی صحنه بیاد. من با شجاعت دست گرفتم. دوئل ما شروع شد. دامبلدور گفت:
- یک... دو. ... سه! اکسپلیارموس!
این ورد نهایت عشق دامبلدور و هری پاتر به جادوگری بود و در عین حال جادوی ساده ای بود. من با نهایت اعتماد به نفس فریاد زدم:
-دامبل لوسو!
و دامبلدور با لبخند و با صدایی شبیه "یودووو"( با صدای نازک بخوانید و اووو را بکشید) به هوا پرتاب شد و بار دیگر در انتها کلاس مثل بقیه ی جلسات بچه ها از خنده منفجر شدند.
3-وضعیت کلاس :(ارزش یابی)
استاد ترسیدیم آروم باش! حالا که من فقط نوشتم یه مثبت بهم بده! این جلسه هم عالی بود.
ورد ولدابوسو از کلمه های ولدمورت (خلاصه)و بوسو تشکیل شده است. که طبق اطلاعات دقیق من از کلمه های عبری کلمه ی بوسو معنی ضایع شدن میدهد.( مگه به خواب ببینی لرد ضایع شه!) و ورد دامبل لوسو از دو کلمه ی دامبل و لوسو تشکیل شده که دامبل خلاصه ی دامیلدور و باز هم در زبان عبری لوسو به معنای "دلخواه" است.یعنی دلخواه دامبلدور که در اینجا منظور این است که پرتاب شدن به هوا از علایق دامبلدور بوده و همان وطر که همه میدانیم کاملا اشاره شده است که دامبلدور کمی قاطی داره.
2-یک رول بنویسید که از ورد ولدابوسو و یا دامبل لوسو استفاده کرده اید.(15 نمره)
بار دیگر در هاگوارتز کلوپ دوئل تشکیل شده بود. این دفعه دامبلدور معلم بود که هر جلسه خنده را بر لب دانش آموزان می آورد. این جلسه درس ولدابوسو و دامبل لوسو (یا یه چیزی شبیه این)بود. دامبلدور پس از نیم ساعت توضیح خوب بودن عشق و جادو های سفید سراغ درس رفت. و پس از تکمیل درس خواهش کرد که داوطلبی برای اجرای دامبل لوسو روی صحنه بیاد. من با شجاعت دست گرفتم. دوئل ما شروع شد. دامبلدور گفت:
- یک... دو. ... سه! اکسپلیارموس!
این ورد نهایت عشق دامبلدور و هری پاتر به جادوگری بود و در عین حال جادوی ساده ای بود. من با نهایت اعتماد به نفس فریاد زدم:
-دامبل لوسو!
و دامبلدور با لبخند و با صدایی شبیه "یودووو"( با صدای نازک بخوانید و اووو را بکشید) به هوا پرتاب شد و بار دیگر در انتها کلاس مثل بقیه ی جلسات بچه ها از خنده منفجر شدند.
3-وضعیت کلاس :(ارزش یابی)
استاد ترسیدیم آروم باش! حالا که من فقط نوشتم یه مثبت بهم بده! این جلسه هم عالی بود.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط رز ویزلی در 1389/10/17 15:04:19
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1389/09/09
آخرین ورود: پنجشنبه 10 تیر 1395 23:10
از: من بدبخت تر تو دنیا،تویی!
پستها:
374

جلسه دوم کلاس دفاع در برابر جادوی سیاه
امروز هم همانند بقیه روز ها صبح دل انگیز و زیبایی بود.آسمان کاملا سفید بود و اثری از نور خورشید نبود.باد خنکی که از پنجره های کلاس می دمید ،حس خوبی به دانش آموزان داده بود.گاهی باد به گونه ای شدید میشد که موها و صفحات کتاب های دانش آموزان دگرگون کرده بود.دانش آموزان فکر میکردند که استادی بی لیاقت و مهربان دارند و رفتارش آرام است به همین دلیل کسی تکالیفش را انجام نداده بود و بسیار شلوغ میکردند.
استاد ویکتور دیر کرده بود و توی این مدت کلاس بسیار شلوغ و بهم ریخته شده بود.
اینبار ویکتور با ردایی قرمز زنگ و بلند وارد کلاس شد.قدم های محکم برمیداشت به گونه ای که انگار اسنیپ وارد کلاس شده بود.
روبروی دانش آموزان ایستاد و محکم بروی تخته کوبید.بعد از اینکه توجه دانش آموزان را به سمت خود جلب کرد،به آرامی گفت:
-خوب اولین کاری که میکنیم تکالیف رو میبینیم،به ترتیب از اول بیاین.
20 دقیقه بعد :
-شماها که تکالیفتونو ننوشتین،توی این کلاس به جز رز کسی تکلیف ننوشته.آخه این ...
ویکتور حرفش را تمام نکرد و محکم صندلیش را عقب کشید و نشست سپس از لیوان آبی که بر روی میز بود نوشید.
کمی نگذشت که شروع به درس دادن کرد.گونه ای حرف میزد که انگار هنوز از دست دانش آموزان عصبانی است.
-امروز دوتا از ورد های جادوهای سفید رو میخونیم،کتاباتو باز کنید.
امروز همه از این رفتار عجیب ویکتور ترسیده بودند و کسی سوالی نپرسید.همه با تمایل به حرف های ویکتور گوش میکردند یا حداقل گونه ای بود که نشون میداد با تمایل گوش میدهند.
ویکتور سریعا دو ورد بروی تخته نوشت.
-درس امروز ما،ورد ولدابوسو و دامبل لوسو هستش،ورد ولدابوسو باعث خنثی کردن ورد آواداکداورا میشه،ورد دامبل لوسو باعث میشه علاوه بر خنثی کردن ورد های معمولی شخصی که به شما وردی میفرسته پرتاب شه.
سپس کمی نگذشت که زنگ کلاس خورد و ویکتور با عجله تکالیف دانش آموزان را گفت و از کلاس خارج شد.
تکالیف :
1- توضیحات بیشتر و کامل تری درباره ورد های ولدابوسو و دامب لوسو بنویسید.(15 نمره )
2-یک رول بنویسید که از ورد ولدابوسو و یا دامبل لوسو استفاده کرده اید.(15 نمره)
3-وضعیت کلاس :(ارزش یابی)
امروز هم همانند بقیه روز ها صبح دل انگیز و زیبایی بود.آسمان کاملا سفید بود و اثری از نور خورشید نبود.باد خنکی که از پنجره های کلاس می دمید ،حس خوبی به دانش آموزان داده بود.گاهی باد به گونه ای شدید میشد که موها و صفحات کتاب های دانش آموزان دگرگون کرده بود.دانش آموزان فکر میکردند که استادی بی لیاقت و مهربان دارند و رفتارش آرام است به همین دلیل کسی تکالیفش را انجام نداده بود و بسیار شلوغ میکردند.
استاد ویکتور دیر کرده بود و توی این مدت کلاس بسیار شلوغ و بهم ریخته شده بود.
اینبار ویکتور با ردایی قرمز زنگ و بلند وارد کلاس شد.قدم های محکم برمیداشت به گونه ای که انگار اسنیپ وارد کلاس شده بود.
روبروی دانش آموزان ایستاد و محکم بروی تخته کوبید.بعد از اینکه توجه دانش آموزان را به سمت خود جلب کرد،به آرامی گفت:
-خوب اولین کاری که میکنیم تکالیف رو میبینیم،به ترتیب از اول بیاین.
20 دقیقه بعد :
-شماها که تکالیفتونو ننوشتین،توی این کلاس به جز رز کسی تکلیف ننوشته.آخه این ...
ویکتور حرفش را تمام نکرد و محکم صندلیش را عقب کشید و نشست سپس از لیوان آبی که بر روی میز بود نوشید.
کمی نگذشت که شروع به درس دادن کرد.گونه ای حرف میزد که انگار هنوز از دست دانش آموزان عصبانی است.
-امروز دوتا از ورد های جادوهای سفید رو میخونیم،کتاباتو باز کنید.
امروز همه از این رفتار عجیب ویکتور ترسیده بودند و کسی سوالی نپرسید.همه با تمایل به حرف های ویکتور گوش میکردند یا حداقل گونه ای بود که نشون میداد با تمایل گوش میدهند.
ویکتور سریعا دو ورد بروی تخته نوشت.
-درس امروز ما،ورد ولدابوسو و دامبل لوسو هستش،ورد ولدابوسو باعث خنثی کردن ورد آواداکداورا میشه،ورد دامبل لوسو باعث میشه علاوه بر خنثی کردن ورد های معمولی شخصی که به شما وردی میفرسته پرتاب شه.
سپس کمی نگذشت که زنگ کلاس خورد و ویکتور با عجله تکالیف دانش آموزان را گفت و از کلاس خارج شد.
تکالیف :
1- توضیحات بیشتر و کامل تری درباره ورد های ولدابوسو و دامب لوسو بنویسید.(15 نمره )
2-یک رول بنویسید که از ورد ولدابوسو و یا دامبل لوسو استفاده کرده اید.(15 نمره)
3-وضعیت کلاس :(ارزش یابی)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
»»» ارزشـی گولاخ «««
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج