جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

6 کاربر(ها) آنلاین هستند (4 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
5
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  62 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  179 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  196 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  291 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  198 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: حمام عمومي هافلپاف
ارسال شده در: جمعه 20 تیر 1393 02:26
نمایش جزئیات
آفلاین
آسپ منم نمی دونم چه جوری وارد شدن اما خب شیر تو شیره دیگه!
من تو این پست سعی کردم تازه واردا رو هم بازی بدم.
__________________________________________________________________________

آسپ گفت:
-پاره نشه یه وقت!
الادورا گفت:
-چی؟!
-خشتک من! بابا شنلمو میگم دیگه.
-آهان! نه بابا!دانگ تو آدمم خرید و فروش می کنی؟
-من هرکاری توش سود باشه می کنم! حالا طرف کی هست؟
-همین کورممد!
-هووووم! یه مشتری سراغ دارم.
استیو گفت:
-حالا که اینو می خوایم بفروشیم اول بذارید من یه کم خونشو بخورم بعد!
هافلیون کورممد را به درختی بستند و مشغول انجام بقیه ی عملیات شدند.
دانگ گفت:
-خیل خب! کورممد رو شکست دادیم. نیم ساعت وقت داریم!
ریونا با تعجب پرسید:
-براچی نیم ساعت؟!
-چون نیم ساعت دیگه نورممد به حموم سر میزنه.
کوین هنذفیری اش را از گوشش در آورد و گفت:
-تو از کجا می دونی؟
-ناسلامتی مدیر هاگما
رز زلر با نگرانی گفت:
-دانگ اگه بفهمن تو هم داری با ما آب دزدی می کنی برکنارت می کننا.
-آبجی مارو دست کم گرفتی؟ تا حالا مو لا درز نقشه های من نرفته. خیل خب! باری زمینو کندی؟
باری عرقش را خشک کرد و گفت:
-اوهوم! تا خود تالار کندم.
آسپ گفت:
-چرند نگو!
-به مرلین راست میگم!
دانگ گفت:
-بحث نکنید وقت تنگه. کارو شروع می کنیم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: حمام عمومي هافلپاف
ارسال شده در: پنجشنبه 12 تیر 1393 14:11
نمایش جزئیات
آفلاین
باری من هیچ وقت نمی گم پناه به هری پاتر.پناه به لرد درسته.
در ضمن.چجوری وارد تالار شدن بدون گفتن رمز؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
صدای پایش هر لحظه بلند و بلند تر میشد و سبب لرزش اندام ملت هافل!
ریونا آب دهانش را به سختی قورت داد و با صدای خفه ای گفت:
- داره نزدیک میشه! چیکار کنیم؟
- نمی دونم شماها میخوایید چیکار کنید ولی من ارث پدرمو میپوشم.

آسپ در یک لحظه شنل نامرئی که از پدرش -هری پاتر ملعون- به او ارث رسیده بود پوشید و در جا غیب شد.
-لعنتی! کجا فرار میکنی؟! مارو هم غیب کن.
دیگر دیر شده بود و آسپ از صحنه ی جنایت غیب و از جنایت تبرئه شد!

- چی؟! شماها اینجا چیکار میکنید؟
- ما؟ما که اصلا کاری نمی کردیم.
- پس چرا اینجایید؟
الادورا دیگر پاسخی برای ممد نداشت.
- عه...ما داشتیم...ما داشتیم...نیگا میکردیم.

کورممد متوجه شد افراد ناشناس قصد خرابکاری دارند.دهانش را باز کرد، زبانش چند سانتی متری از لحقش بیرون شد و آماده ی فریاد کشیدن بود، که ناگهان جمسی از پشت سر کور ممد نمایان شد و شیء گونی واری را بر سر وی کشید.
- بکنیدش تو گونی.
اعضای هافل از دیدن آسپ بسیار خوشحال شدند و به سرعت مانند یک گروه آموزش دیده به سمت کور ممد هجوم آوردند.
- جورابو بکن تو حلقش.
ریونا دست های ممد رو گرفته بود که ناگهان دهانش باز شد، دستو پارو رها کرد و جورابو گرفت که بکنه تو حلقش. جورابو کرد تو حلقش ولی دستاش ول شد. آسپ پرید و دستای ممد رو گرفت و کوبید روی زمین. ولی ممد با پاهاش آسپ رو انداخت اونور.
اعضای هافل یکی یکی به سمت کورممد اسلیترینی میرفتند و در کمتر از 2 ثانیه به پیرامون خود منتقل میشدند.
تنها جسم پای بر جا که از سمت هافلیون به ممد چسبیده بود جوراب بود.
الادورا از این وضع اصلا خوشش نمی آمد پس چند متر خیز برداشت سپس زیر لب گفت:دیگه کارت تمومه و شیرجه کنان به سمت کورممد رفت و در چشم بهم زدنی تمامی نشتی های مخاطب را مسدود کرد سپس ممد را در شنل نامرئی آسپ پیچید و به پشت کول انداخت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
برای شرکت در بزگترین همایش جادوگران سال اینجا کلیک کنید .


زوپس! بلاک! زمستان! دیگر اثر ندارد!
حتی اگر شب و روز، بر ما برف ببارد!




تصویر تغییر اندازه داده شده


باشد که هیچ کس نباشد باشد که فقط که خودم باشم.

گروهک تروریستی الهافلیه ...
پاسخ به: حمام عمومي هافلپاف
ارسال شده در: چهارشنبه 11 تیر 1393 19:49
نمایش جزئیات
آفلاین
والا من خودم نفهمیدم چطور وارد سوژه شدم!ولی در هر حال ممنون از سارا.

شب بود و خورشید به روشنی می درخشید.در زیر دخمه ها,جایی که همه بنام تالار اسلیترین می‌شناختند,انبوهی جمع گشته و در گوش هم پچ پچ میکردند.
-شروع کنیم؟
-از اینجا؟
-ینی میشه؟
-من که میگم باس بریم تو دریاچه و آب بدزدیم.این کیسه ها رو هم آوردم.
آسپ کیسه های سوراخش را با بی احتیاطی در هوا تکان داد.
الا پاهایش را طوری به زمین کوبید که باعث شد قسمتی از کفشهای زرد و سیاهش پاره شود:
-هیس.ممکنه بفهمن.هیس.
سارا با بی تابی گفت:
-بریم دیگه.الان وقت حموممه.سریع.
-----------------
چندی بعد در تالار اصلی اسلیترین:
سارا وقتی مطمئن شد صدایی جز خرخر از خوابگاه ها نمی آید گفت:
-خب.حالا چی؟
آسپ در حالیکه کیسه ها را تکان میداد گفت:
-بریم دریاچه.
همه با هم گفتند:
-نه!!!!!!!!
باری سرش را خاراند و گفت:
-چطوره بریم تو حموم و آب بدزدیم؟!!!میتونم کاری کنیم که یکی از لوله ها بره به تالار خودمون.
ریونا گوشزد کرد:
-پیشنهاد اول.
---------------
دانگ درحالیکه داشت نقشه برداری میکرد گفت:
-خیله خب.اگه اون لوله رو شل کنیم و آبشو پشت اون یکی ببریم و يه جورایی این پیچ رو با اون نگهدارنده مسدود کنیم...میشه.
آسپ جورابش را پیچ و تاب داد و گفت:
-پناه به هری پاتر بزرگ.اگه درست نشه.این جوراب میره تو حلق باری!
باری به خودش کش و قوسی داد و خود را آماده گفتن طلسم فراخوانی جارویش کرد.
دانگ گفت:
-خیله خب.از الان ما 7 دقیقه وقت داریم تا نوبت بازرسی حموم اسلیترین بشه و...
توجهش به صدای پای محکمی از تالار اصلی جلب شد و با دستپاچگی گفت:
-شایدم هفت ثانیه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خوب زندگی کن. بزرگ شو و... کچل شو! بعد از من بمیر و اگه تونستی با لبخند بمیر. توی کارات دودل نباش. ناراحتی چیز باحالی برای به دوش کشیدنه ولی تو هنوز خیلی جوونی!


کوروساکی ایشین- بلیچ

تصویر تغییر اندازه داده شده


پاسخ به: حمام عمومي هافلپاف
ارسال شده در: چهارشنبه 11 تیر 1393 16:29
نمایش جزئیات
آفلاین
ریونا سکوت را شکست و گفت:
-خوب از کجا می خوایم آب بدزدیم؟

هیچکس جوابی نداشت.برای همین همه ساکت شدند که ناگهان سارا گفت:
-یوریکا!
آسپ با سردرگمی گفت:
-ینی چی؟
-ینی یافتم!
باری که شیطنتش گل کرده بود گفت:
-چیو؟
سارا با غیض به او نگاه کرد و بعد رو به بقیه گفت:
-می دونید عنصر اسلایترین چیه؟
همه با هم گفتند:
-آب!
-می دونید تالارشون کجاست؟
همه یک صدا گفتند:
_کنار دریاچه!خوب که چی؟
-اَی بابا!چرا خنگولک بازی در میارید؟اسلایترینی ها بیشترین سهمیه ی آبو دارن.گریفیندوریا بیشترین سهمیه ی آتشو دارن.راونکلاوی ها بیشترین سهمیه ی بادو دارن.ما چی؟
بعد در حالی که روی گرد و غبارهای یکی از میزهای تالار دست می کشید گفت:
-ماهم خاک.خاک.
دانگ گفت:
-اعتراض نکن.حرفتو بزن.
-هووووووووووووف.باشه.خیلی خلوله این.منظورم اینه از اسلایترینی ها آب بدزدیم.
ریونا با شادی گفت:
-درسته.اونا آبشون خیلی زیاده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: حمام عمومي هافلپاف
ارسال شده در: پنجشنبه 15 خرداد 1393 15:20
نمایش جزئیات
آفلاین
سارا گفت:
-عالیه، پس من روزی سه بار میرم حموم که خدایی نکرده مصرف آب کمتر نشه>:)

جمعیت کف زدن و هورا کشیدن و سارا رو روی دوش گذاشتن و بالا انداختن و نوای هیپ هیپ هورا سر دادن. قوری هلگا با اسمایلی من دیگه حرفی ندارم از کادر خارج شد و الا با اسمایلی دونقطه چماق به دست به آسپ خیره شد.
-جلوی مصرف "بیشتر" آب رو بگیریم بوقیا، دس نگه دارین! اوووووی، با شمام!

بالاخره پس از تلاش های بی رویه الا و جمعیت جن های همیشه حاضر در صحنه ش، هافلی ها فرونشانده شدن. برای اطلاع دوستانی که نمیدونن "فرونشاندن" به این ترتیبه که هر نفر رو دو تا جن "فرو کردن" تو یه گونی و "نشستن" روش. الا طره ای از موهای آشفته ش رو با حرکت چوبدستی تو هوا موج داد و رو به گونی هایی که از هرکدوم یه کله بیرون زده بود گفت:
-حالا بهتر شد. خب، میخوایم جلوی مصرف بیشتر آب رو بگیریم. کسی انتقادی، پیشنهادی چیزی نداره؟

یکی از گونی ها که به شدت ویبره میزد جیغ کشید:
-روند آبیاری من نباید مختل شه، گفته باشم!

الا چشم هاش رو تنگ کرد و به رز خیره شد:
-خعله خب تو ام! رز ویزلی سهمیه آب روزانه ش رو داره، دیگه؟

همهمه ای از طرف گونی ها بلند شد:
-من پیشنهاد میکنم هفته ای دو بار بریم حموم!
-من پیشنهاد میکنم آسپو یندازیم بیرون!
-من پیشنهاد میکنم آب بدزدیم!
-کی میره دزدی؟
-من من کله گنده!

جمله آخر رو کله دانگ خطاب به کله ریونا گفت و همه رو به فکر فرو برد، به فکر فرو بردنی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: حمام عمومي هافلپاف
ارسال شده در: پنجشنبه 15 خرداد 1393 14:57
نمایش جزئیات
آفلاین
سه تا پسر بودیم یا دو تا؟عجب شیر تو شیریه این رولا!آپدیت بنویسید.
راستی بیناموسی نمیشه نوشت نه؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به محض اینکه هلگا به درون قوری رفت آسپ دوباره جوراب بو گندویی را به درون حلق مخاطب وارد نمود.

_چه غلطی میکنی جورابو در بیار داره خفه میشه!

_خب با دماغش نفس بکشه

_نمی تونه!

_مگه پارک دوبله الا؟

_خب نمی تونه! جورابو در بیار!

آسپ که اصلا دلش نمیخواست جوراب را در بیاورد سرجایش ماند.

سارا دیگر در آستانه ی مردن بود و چهره ی پسران وارانه مشاهده میشد که از مرگ دختری و کم کردن جمعیت این جنس بسیار خوشحال گشته بودند، که ناگهان از قوری اعظم به دانگ وحی شد:یا دانگا!دانگولی دیندانگا! جوراب را خارج نما...جوراب را خارج نما!

دانگ که از شدت ترس خود را مرطوب نموده بود سریع آسپ را به فاصله ی 7 متری اش پرتاب نمود و جوراب را از حلق سارا بیرون کشید.

سارا که از خفگی نجات یافته بود از هلگای کبیر تشکر نمود و چشم غره ای به سمت حضار رفت

حضار بار دیگر خود را مرطوب نمودند

_چرا با من دارید اینکارارو میکنید؟مگه حموم رفتن جرمه؟

ریونا گفت:حموم رفتن جرم نیست اسراف کردن جرم است!

_من فقد یکمی تمیزم همین.به من چه شماها خودتونو نمی شورید!

قوری تکان خورد و لرزید و ننه هلگا مانند سیمرغی بیرون جهید( )

_ما باید تو را مجازات کنیم چرا که یارانه ها را قطع کردند و آه در بسات بیت المال هافلیون نیست
چرا روزی دوبار به حمام میروی؟مگر آنجا چه خبر است؟

_میخوام خودمو تمیز کنم و پر از چرکو کثافت نباشم مثل بعضیا...

آسپ چپ چپ نیگا کرد و گفت: مثل کیا؟

_بــــــــعضیا...

الا که از گفتوگو های پی در پی عصبانی شده بود گفت: ما تصمیم داریم یه جوری جلوی مصرف کمتر آبو بگیریم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
برای شرکت در بزگترین همایش جادوگران سال اینجا کلیک کنید .


زوپس! بلاک! زمستان! دیگر اثر ندارد!
حتی اگر شب و روز، بر ما برف ببارد!




تصویر تغییر اندازه داده شده


باشد که هیچ کس نباشد باشد که فقط که خودم باشم.

گروهک تروریستی الهافلیه ...
پاسخ به: حمام عمومي هافلپاف
ارسال شده در: شنبه 3 خرداد 1393 13:47
نمایش جزئیات
آفلاین
ریونا دیگه نبینما!
تو هم دوست جون جونیمی.من تو رو خیلی دوست دارم
___________________________________________________________
آلسو روبه سارا گفت:
سریع بیا تو تالار،می خوایم محاکمت کنیم
سارا آب دهانش را قورت داد و گفت:
خوب بزارین من برم لباس بپوشم بعد.
و به روبدوشامبرش اشاره کرد.
-باشه بدو.
___________________________________________________________
سارا به سرعت به سمت اتاقش رفت و لباس پوشید.کمی بعد رز وارد اتاق شد و دید که سارا از کمر خم شده کمی جلوتر رفت و ناگهان سارا سرش را بالا آورد و قطرات درشت آب به روی رز ریخت و موهای سیاه سارا به صورتش برخورد کرد.البته اولین کاری که هر دو وقتی سارا بالا آمد این بود که جیغ کشیدند.
سارا:
دیونه منو ترسوندی!
-منم ترسیدم!آخه این چه کاریه؟
-چی؟!
-همین که یهویی سرتو بلند کردی.اصن برا چی رفتی پایین؟!
-خوب عادتمه.هر وقت از حموم میام یا وقتی می خوام موهامو درست کنم سرمو می برم پایینو بعد یهویی میارم بالا.
-چه مسخره!
-ئه خوب چی کار کنم دیگه عادته.
ریونا وارد شد و گفت:
نمیاین؟
رز:
چرا الان میایم.
___________________________________________________________
دانگ فریاد زد:
جورابو بکن تو دهنش آلسو!
سارا سعی کر که مانع این کار شود ولی او را به صندلی بسته بودند بنابراین فریاد زد:
نـــــــــــــــــــه!
اما آلسو از موقعیت سو استفاده کرد و جوراب را داخل دهانش چپاند. از قیافه ی سارا معلوم بود حالش دارد به هم می خورد. پیوز بالای سر سارا دور میزد و باعث می شد او سرش گیج برود.
ریونا فریاد زد:
بابا کشتید بچه ی مردمو،ولش کنید.
دختر ها جوراب را از دهان سارا در آوردند و طناب را از او جدا کردند، سارا به سرعت به w.c مراجعه کرد.
الا فریاد زد:
آخه این چه کاری بود دانگ؟! تا ما یه دقیقه شما پسرا رو تنها میزاریم دست گل به آب میدید.از تو دیگه انتظار نداشتم دانگ. مگه می خواید بد بختو بکشید؟
و دختر ها مشغول نچ نچ کردن شدند.:no:
ناگه قوری هلگا شروع به لرزیدن کرد و هلگا هافلپاف از آن بیرون آمد و گفت:
وای بر شما! این چه کاری بود کردید؟ داشتید می کشتیدش. از یه ارشد، دیگه انتظار نداشتم(با دستانش به دانگ اشاره کرد)بشینید باهاش حرف بزنید ولی اسراف نکنید!
دقایقی بعد سارا با عصبانیت برگشت و چشم غره هایی را نصیب سه پسر کرد.
پسرا:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: حمام عمومي هافلپاف
ارسال شده در: پنجشنبه 1 خرداد 1393 21:57
نمایش جزئیات
آفلاین
حالا نگرد کی بگرد؟

ویزلی چون موشک در تالار هافل و به خصوص در اطراف حمام می رفت و می اومد تا اینکه سارا، این مسرف فی الحمام را یافت!

رز در حالی که خفت سارا را گرفته بود گفت:

_اسم؟ پیشه؟ قصدت از دخول به هافلپاف؟

سارا با این فرمت گفت:

_چی میگــــــی؟

رز این بار نیز بدون کمترین تغییری در لحن خودش گفت:

_قصدت از ورود به حمام؟

_جریان چیه؟ نمی فهمم! بابا مثل یه ساحره حرف بزن ببینم چی میگی؟

رز که دکمه ری پلی اش گیر کرده بود گفت:

_قصدت از ورود به هافلپاف؟

ناگهان ریونا و السو از در وارد شدند. و با دیدن رز و سارا در آن صحنه کاملا دیوانه کننده بسی متعجب شدند!
ریونا جیغی سر داد و به موجبات این کار السو دو کیلومتر آن طرف تر پرید!

ریونا مردد بود که دخالت کند یا نه؟ اما آن سفیدی درونش اجازه سکوت را به او نداد.

_ ای وااااای. ول کن دوستمو! خفش کردی!

آلسو متعجب و هیجان زده گفت:

_ امم... چیزه ریونا، بنظر تو محاسباتت اشتباه کردی؛ یادت رفته اونا دوست جون جونی اند؟

و بار دیگر زمزمه کرد:

دعوای دخترانه است دیگه!

_ درسته! ولی... ما تسلیم حق با تویه السو!

_پس تسترال دیدی ندیدی! باشه ریونا؟ بیا بریییییییم!

جیغی کوتاه از سارا رسید.

_ ای بابا... نامردا بیاید کمک!

ناگهان ویزلی جوان به خود امد، ذوق دستگیری مجرم بعد از ان همه مدت او را کور کرده بود؟ او به دوست از خواهر عزیز ترش حمله ور شده بود؟ :hyp:
رز از شدت پشیمانی خودش ورد شطرنجی را بر خود اجرا کرد! دستان سارا را گرفت و او را از آن وضعیت نا متعادل خارج کرد.


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
only Hufflepuff


پاسخ به: حمام عمومي هافلپاف
ارسال شده در: سه‌شنبه 30 اردیبهشت 1393 17:21
نمایش جزئیات
آفلاین
هلگا از دوردست ها، جایی حوالی افق پدیدار میشه و خودش رو وارد بحث می کنه. در بدو ورود هم با رای مخالف وارد صحن مجلش شورای اسلامی حافظ منافع مالی هاگوارتز میشه.
-الان توی قرن بیست و یک هستیم نوادگان من...گفتگوی تمدن ها، حل مسائل با مسالمت و صلح و صفا، دوستی، عشق! به جای این کارها برید با این سارا حرف بزنید تا ببینید چرا هی میره حموم!

هلگا بعد از تموم شدن جمله ش دود میشه و میره تو قوری مقدس هافل، و ماندانگس بعد ها شناسه ش رو توی لیست شخصیت ها آزاد میکنه

ریونا اخم هاش رو توی هم میکشه و دست به سینه میشه.
-من هنوز میگم یکی رو مسئول حموم کنیم!

قوری مقدس تکونی میخوره و ندای هلگا( که به شکل خفنی اکو میشه و توی تالار میپیچه) به گوش میرسه:
-مخالفت موقوف! به ندای هلگا گوش فرا دهید!

ریونا اعتراض کرد که:
-دانگ توی نقد پست سارا گفته بود بحث کنیم خو! من باید مخالفت میکردم یا نه؟! به من چه اصن! این بود ارمان های ما آخه؟!

قوری compile error داد و چیزی نگفت!

الادورا به عنوان ریش سفید...هوم...اعوذ بالارباب من الریش سفیدین جمیعا!(تکبیر حضار ) به عنوان گیس سفید جمع وارد بحث میشه:
-یکی بگرده این دختر رو پیدا کنه، خفتش کنیم ببینیم چرا انقدر میره حموم! اگزما نگیره یه وخ!

و رز به عنوان تنها اصفهانی الاصل حاضر در صحنه، جمله الا منعقد نشده مثل موشک ویبره زنان از تالار بیرون میپره تا این مفسد فی الارض، این مُسرف فی الحمام رو پیدا کنه!

+ببینم شمام حس میکنین سرچشمه طنز من خشکیده؟:|

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: حمام عمومي هافلپاف
ارسال شده در: دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 16:08
نمایش جزئیات
آفلاین
سوژه ی جدید
-اَی بابا،این سارا هم چقده میره حموم.
-هیـــــس،یواش تر آلسو.الان می شنوه ها.
-مگه من ازش می ترسم ریونا؟
- پ نه پ.اون من بودم که اون دفع وقتی سارا بهم چشم غره رفت داشتم جامو خیس می کردم؟!
-خوب....چیزه....آره ازش می ترسم خوب که چی؟ جیمزم ازش می ترسه آخه خداییش چشم غره هاش کشندس!
-تجربه نکردم.
-بله،نبایدم بکنی،چون اون اصن تا حالا بهت چشم غره نرفته.
-بله چون من مثه تو و پیوز و دانگ و بقیه پسرا دیونه بازی در نمیارم. حالا کجاست؟
-سارا؟
-نه پس بچه ی همسایه بقلی!
-حموم.
-چی؟!بازم حمومه؟!
-آره.
-این روزی چند بار میره حموم؟
-این جوری که من زاغ سیاشو چوب زدم،روزی دوبار.یکی صبح که بیدار میشه یکیم شبا که می خواد بخوابه.
-هوفففففففففف.
الادورا وارد می شود و وقتی می بیند که آن دو گوشه ای خلوت کرده اند و در گوشی حرف می زنند می گوید:
مشکلی پیش اومده بچه ها؟
آلسو:
بله!بیا بریم تو تالار به بقیه هم بگیم ریونا!
ریونا:
باشه!
__________________________________________________
لحظاتی بعد،تالار عمومی:
ریونا و آلسو ماجرا را برای بقیه نیز تعریف می کنند بعد رز می گوید:
اینجوری که پیش بره ما انقده که قبض پرداخت می کنیم ورشکست میشیم.
دانگ:
خوب میگی چیکار کنیم؟
-هووووووووووووم، نمیدونم!
ریونا هیجانزده فریاد زد:
یافتم!
پیوز:
چیو؟
-نخود پیچ پیچیو!خوب این که چیکار کنیم دیگه نابغه!
همه با خوشحالی گفتند:
بگو،بگو...
ریونا:
باید یه نفرو مسئول حموم کنیم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!