جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

9 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  118 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  126 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  252 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  167 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  207 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: « نوادگان هلگا هافلپاف »
ارسال شده در: سه‌شنبه 22 خرداد 1386 13:40
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:مالسیبر

سن :30

چوب جادو :مثل مال خوده لرد ولدمورت

چوب جارو : صاعقه

جنسیت :مرد

مشخصات ظاهری : قد بلند.صورتی رنگ پریده و کشیده و باریک

شغل:یک زمانی مرگخوار د حال حاظر بیکار. البته یه کار نیمه وقتی تو آبدارخونه وزارت پیدا کردیم

توانایی :اجرای طلسم فرمان حتی پیشرفته تر از لرد ولدی

اصالت : جادوگر اصیل

علاقه مندی ها : طلسم فرمان،دختری که متاسفانه وقتی فهمید مالسیبر مرگخوار است برای همیشه با مالسیبر قطع رابطه کرد بره همین مالسیبر دیگر به هیچکسی علاقه مند نشد مگر به خودش.و علاقه زیادی به الاف گشتن و بی کاری دارد .و شدیدا عاشق تخمه آفتاب گردون ماگلی

شخصیت مالسیبر:مالسیبر آنچنان شخصیت مرموزی داشت که کسی به خوبی او را نشناخت .حالا ما چون خود مالسیبر هستیم یک توضیحاتی میدیم:مالسیبر فردی است که از تحت اختیار گرفتن دیگران لذت میبرد او طلسم فرمان را در سنین پایین از یک مرگخوار یاد گرفته بود که به علت پلیدی فراوان ماهرترین فرد در اجرای طلسم فرمان شد.او با این طلسم سه تن از اعضای خانواده خود را کشت.

توضیحات بیشتر خارج از رول:امروز اولین پست خود را در تالار هافلپاف میزنیم تا شاید روح ننه بزرگمان هلگا شاد شود

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
سلطان طلسم فرمان lord of imperius curse
Re: « نوادگان هلگا هافلپاف »
ارسال شده در: دوشنبه 21 خرداد 1386 00:26
نمایش جزئیات
آفلاین
هوم راستش حس پست زدن ندارم ولی هلگا اومد تو خوابم گفت : برو مردک همه پست زدن تو نزدی و ... بله ... خلاصه ما هم زدیم ....

نام : ماندانگاس

نام خانوادگی : فلچر

لقب : دانگ

چهار چوب نقش : دانگ یک شخص محترم و نیکوکار بود که بخاطر مشکلات زندگی و ترک محفل مجبور شد وارد عرصهء دزدی بشه ... و چون بلک های جنس های خوبی داشتن و هم اضافه بودن .... گفت یکم دست و بالشون باز شه آت و آشغال ها رو اومد جمع کرد و برد . از رشادت های دانگ میشه به جاسوسی در بین مرگخوارها اشاره کرد که در ان زمان بازی با مرگ به حساب میومده. دانگ از خانواده های اصیله و سفر های زیادی کرده ...

ظاهر : لاغر ، ته ریش ، قد بلند ، موی بور ، چشم های گود رفته و.... ( هیچ شباهتی به واقعی من نداره )

سن شخصیتم نا معلومه ولی 40 تا 50 رو باید داشته باشه . خودم 18 سالمه .

اخلاقیات دانگ : شوخ طبع ، اهل دزدی ، دروغ گو ، فکر میکنه عاقله ولی هیچی نیست ، به موقع اش میتونه خطرناک باشه و حتی ایفای نقش منحدم کنه .... دنبال درد سر و کل کل و خطر ... ( به دنبال جزیره بالاک )

در مورد پشت چهرهء دانگ : مغرور ، سیاست مدار ، اهل ریسک ، نترس و زود عصبانی در صورتی که حرف منطقیم به کرسی نشینه . داستان نویسی رو خیلی دوست دارم . واسه دوستام هم کم نمیذارم ، گرایش شدیدی به بی ناموسی دارم ، ساحره بازی (!) و .... ( چقدر رک و راست ) در ادامه باید بگم توفیقی نصیبم شده تا هم جد بتونم بنویسم و هم طنز ... البته طنز هام خیلی خوب نیست .... نظر ملت مهمه . یکی دیگه از خوبی هام اینه که میتونم نقد کنم در صورتی که رول نویس خوبی نیستم .

بحث کلی : من رول نویس خوبی نیستم ، طنز نویس خوبی هم نیستم ، کلا هیچی نیستم ... اینجا اعتراف میکنم و همیشه لطف دوستان بوده که من و خجالت زده کرده ... اومدنم به هافل و دلبستگیم بهش تو این مدت هم بخاطر بچه های اینجاست و تاپیک هاش که رنگ و بوی خودش و داره .... من که دوسش دارم .... تو این گروه هم با همه دوستم ، مشکلی با کسی هم ندارم ... کسی که باهاش خیلی خیلی رفیقم و نداریم کلا با هم ارنی مک میلیانه ... لودو و بورگین هم که جای خود دارن با اما هم دور از چشم لودو چند باری چتیدیم .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

جونم فدای عشقم ، نفسم فدای رفقا ، شناسه ام هم فدای سر آرشام

[color=99
Re: « نوادگان هلگا هافلپاف »
ارسال شده در: یکشنبه 20 خرداد 1386 20:24
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام خدمت همگی !
خب اسم من که نیمفادورا تانکس هست و ترجیح می دم نیمفا صدام کنن.چون نسبت به تانکس الرژی شدید دارم .

خصوصیات ظاهری :
قد بلند،لاغر،موهای همه رنگی،ابروهای شیطونی و چشمایی بسیار زیبا و کشیده که به قول دوستان زیباترین قسمت صورتم هستن.

خصوصیات اخلاقی:
نمی شه درست این خصوصیات رو بیان کرد چون فوق العاده شخصیت متفاوتی دارم . (یعنی داره ودرواقع داریم!)
اما با یه جمع بندی کلی می شه گفت فوق العاده مغرور و خودپرستم .هیچ چی تو دنیا نمی تونه منو ناراحت کنه (به جز مرگ سیریوس که اونم رولینگ نوشته و من حرفش رو انکار میکنم!!
چون بیچاره نمی دونه من بعد از کشته شدن پسرعموم؟! یه جشن بزرگ گرفتم !!!!) هیچ وقت الکی نمی خندم از ادمای الکی خوش هم بدم میاد به زندگی امیدوارم اما خیلی هم به پهنای صورتم بش لبخند نمی زنم چون پررو می شه! تو زندگیم هدف دارم و یکی از این اهداف بزرگم اینه که لوپین رو به قتل برسونم چون مثه این که ملت یه حرفایی می زنن (راجع به من و اون) و باید این چرت و پرتارو به کل ریشه کن کنم.فعلا بعد از این همه سال زندگی همینا رو راجع به خودم فهمیدم ....

علاقه مندی ها:خودم ، خودم،خودم، خودم ... و چون خودم رو خیلی دوست دارم برای تقویت روحیه ی خودم! همش موسیقی گوش می دم (کلاسیک و سنتی اونم به دور از چشم جادوگرای فضول!)
یه کوچولو هم جدیدا داره از این هافل خوشم میاد .(تکرار می کنم یه کوچولو که اونم خودش خیلی زیاده .به خاطر همین ماجرای علاقه به خود.)

علاقه مندی ها:(دقت کنید این با بالایی فرق می کنه )
خودم(اینم با بالایی فرق می کنه چون من به عنوان نیمفا شخصیت های گوناگون دارم ) ،حالا این کارکترم به من می گه که این بورگین بچه ی باحالیه چون خیلی حال می گیره (فقط بچه ی باحالیه!)

بیزاری ها:
از والده مورت،یارانش،هوادارانش،پاچه خوارانش،لوپین،چاپلوسان ثناگو،غذاهای ژاپنی،ادمای زیادی قهرمان مثه این هری،کلمه ی تانکس،واقعیت،دروغ،صداقت و به طور کلی چیزای زیادی تو دنیا متنفرم...

بازم لازم به ذکره که اینا ویژگی های من ونیمفا هردو با هم هستن که به قالب اول شخص مفرد اونم در نقش تانکس دراومدن ...(شما همون نیمفا رو در نظر بگیرید)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ميتونم احساس كنم كه خودم هستم...همين براي من كافيه...
Re: « نوادگان هلگا هافلپاف »
ارسال شده در: شنبه 19 خرداد 1386 16:11
نمایش جزئیات
آفلاین
سلامی پس از مدت ها دوری به اعضای خونگرم هافلپاف که تو دنیا لنگه ندارن!
نام کامل: سامانتا پلی

مختصری توضیح: سامانتا 15 سال پیش تو یکی از روزای داغ تابستون به دنیا اومد. پدر و مادرش هر دو جادوگرن اما خانواده های چندان اصیلی ندارن. من بعد از ورود به هاگوارتز به هافلپاف اومدم و این باعث خوشحالیم شد.در 12 سالگی پی بردم که یه دگرگون نمام و می تونم چهره ام رو تغییر بدم و این تو خانواده ی ما بی سابقه بود!

خصوصیات ظاهری:
پوست سفید.یعنی رنگ کاغذ!...موهای بلند...یه چیزی تو مایه های خرمایی .چشمای قهوه ای(تیره)و...

خصوصیات اخلاقی:
خیلی رک گو...صاف و ساده...طرفدار داستان های جدی و هراس برانگیز...البته لازم به ذکره که از طنز هم بدم نمیاد.
عاشق حیوانات. فوووووووق العاده احساساتی و با یه حرف کوچیک زودی دلش میشکنه!
اما در عین حال سامانتا دختر خیلی خیلی متعصبیه. اصلا خوشش نمیاد پسری طرفش بیاد.(لطفا به این نکته خیلی توجه داشته باشین) اما با احترام باهاشون برخورد می کنه.
تو عمرش فقط یه عشق داشته اونم دوست جون جونیش هانا آبوته.

یه اخلاق بد داره و اونم اینه که از کوره در میره.در ضمن متاسفانه یه دوره ی کامل دفاع شخصی رو هم گذرونده!


علاقه مندی ها:
هانا آبوت. حیوونای بانمک و گوگولی(هر وقت بتونه با علیرضا بازی می کنه)
در ضمن خوره ی کتابه و عشق اینه که یه روز تمام رو به کتاب خوندن بگذرونه!

خب سرتون رو درد نیارم سامانتا پلی این بود که بود!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=small][color=3300FF]دوست داشتن کسانی که دوستمان می‌دارند کار بزرگی ن
Re: « نوادگان هلگا هافلپاف »
ارسال شده در: چهارشنبه 16 خرداد 1386 07:58
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام خدا
نام : فورتسکیو
نام خانوادگی : خانم رولینگ حواسش به آشپزی بوده برام اسم نگذاشته.
توضیح : بنده در حال حاضر در عکسم جوانم. در واقع این جوونی های من بود. حالا دیگه پیر شدم. من آدم بدخلقی بودم و کمی عصبی. یه زمانی واسه خودم ابهتی داشتم! یادش به خیر !!!!!
حالا در دفتر دامبلدور هستم در یک تابلو، تازه در هاگوارتز رو هم دارن تخته می کنن، دیگه کسی نیست از ما یاد کنه. توی دفتر هم خیلی فضول نبودم. من و دامبلدور چه وقتی که زنده بودم و چه وقتی که در تابلو رفتم، باهم دوستان خوبی بودیم و به هم احترام می گذاشتیم. از پوز فاج و البته خودش بدم می اومد. مردیکه اومد جای من رو گرفت ! نذاشت کفتم خشک بشه ! موقعی شد وزیر، تنم تو گور لرزید... چقدر وحشتناک بود ...
موقعی وزیر بودم پارتی بازی نمی کردم ! دارم راست میگم ! معاونا و دور و بری هامم آدمایی مثل دلورس وزغ نبودن !
اگه صورت الآنمو ببینین ! پیر پیر، پر از چروک ! چشمام آبی ملایم و کمی غیر طبیعی بودند. بینیم مثل دامبلدور بود. عینکی نبودم و عادت نداشتم ریش بگذارم.
البته جوونی هام کمی هم مثل برادپیت بودم !
خوب اینا مال گذشته بود، من از ولدمورت خاستم، او مرا از درون تابلو بیرون آورد تا5 سال ضعیف بودم اما بعد از 5 سال قدرتم برگشت . من خون اصیل هستم. حالا هم می خوام مرگخوار بشم ! دامبلدور برای من کاری نکرد، اما ولدموت کرد ! شعارم رو هم باید عوض کنم ! به امید آن گه جادوی ولدمورت همه دنیای جادوگری را تصاحب کند !
خوب دیگه کافیه، من سنم بالاست و نمیتونم خیلی حرف بزنم. البته الآن هم بیشتر مواقع در تابلو هستم و خیلی کارا میتونم اونجا انجام بدم. هر از گاهی از تابلو بیرون میام.
بای بای
با تشکر : فورتسکیو

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده
« نوادگان هلگا هافلپاف »
ارسال شده در: یکشنبه 19 فروردین 1386 19:30
نمایش جزئیات
آفلاین
من اون روز نمی تونستم که کامل جواب بدم حا اومدم تمام وکمال جواب بدم!!!
نام:ماتیلدا
نام خانوادگی:استیونز
نام کامل:ماتیلدا جورج استیونز
نام به زبان لاتین:Mathilda Georg Estivens
شخصیت کامل ماتیلدا:اون دختر افاده ایه و به همه چیز گیر میده وی خوب قلبا" آدم بدی نیست!
خیلی تمیزی رو دوست داره و کوچکترین کثیفی ها گیر میده!!!!
در سال 2000 به هاگوارتز اومد و در گروه هافلپاف گروه بندی شد!
متولد 15 جون 1993 هستش نه 1989!!!
ببخشید اشتباه لپی بود!!!
در کل خیلی بد اخلاق نیست!بعضی جاها خیلی مهربون و دل سوزه بعضی اوقات هم خیلی شرور میشه!!!!
ومهم تر از همه این که باید باهاش دوست باشید و دشمنی کردن با اون خیلی بده چون دپرس روحییشه دیگه میره بر نمیگرده!!!(همون بهتر که بر نگرده!!)
از نظر ظاهری:
مو:مشکی
قد:بلند(170)
چشم:قهوه ایه نسبتا"روشن!!
وزن:از خانوم ها وزنشون رو نپرسید!!!
سن:14-15


تموم شد و رفت!!!!


قربان شما
خدا حافظ

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: « نوادگان هلگا هافلپاف »
ارسال شده در: پنجشنبه 16 فروردین 1386 13:44
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام من زاخاریاس اسمیت از یک خانواده ی نیمه اصیل و ثروتمند و تک فرزند خانواده . در سن 11 سالگی به هاگوارتز دعوت شدم و کلاه گروه بندی منو به سمت هافل راهنمایی کرد و اعضای صمیمیه هافل مرا با آغوش باز پذیرفتند.

ویِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِژگی های ظاهری:
هیکل ورزیده و با بازو هایی عضلانی. کمی چاق.ابرو های کشیده مو های بور.چشمانی بد گمان. صورتی کشیده و قد 170 و وزن 60
ویژگی های فردی:
انتقاد پذیر و درون گرا بیشتر به خودش متکی است تا اطرافیانش و
از اعضای دیگر گروه ها خوشش نمی آید ولی با هافلی ها خیلی صمیمی است عاشق جادو و جادوگری است از کوییدیچ بازی کردن لذت می برد و به مسائلی که در اطرافش می گذرد آگاه است و می کوشد خودش را با آن ها وقف دهد از مرگخوار ها و اسمشونبر متنفر است و علاقه ی بسیار شدیدی دارد که کاراگاه شود و به محفل بپیوندد منظم است و از بی نظمی و بی انضباطی متنفر است و هاگوارتز را خانه ی خود می داند. به سامانتاعلاقه مند است و روی اون خیلی حساسه و کسی در حضور او جرات ندارد به سامانتا نگاه چپ بیندازد.

من در راه عشق و پیروزی هافل می جنگم تا آخرین نفس.



عكسي كه در پيوست گذاشته بودي نامربوط بود، خذف شد!
اگر به اين عكسها علاقه داريد در آواتورت قرار بده.
ناظر؛

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در 1386/1/16 13:48:54
ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در 1386/1/16 13:52:23
ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در 1386/1/16 13:53:34
ویرایش شده توسط لودو بگمن در 1386/1/16 16:56:57
[i]
Re: « نوادگان هلگا هافلپاف »
ارسال شده در: چهارشنبه 15 فروردین 1386 23:29
نمایش جزئیات
آفلاین
من اریکا هستم . اریکا زادینگ . از یه خانواده ی ماگلی ثروتمند . متاسفانه یا خوشبختانه تک فرزند خانواده ام .

در سن 11 سالگی فهمیدم که قدرت جادویی دارم و در کمال خرسندی به هاگوارتز راه پیدا کردم و کلاه گروهبندی منو شوتینگ کرد توی هافل.

ویژگی های ظاهری :
هیکل مانکن ، صورت گرد ، لبهایی کوچک و همیشه سرخ ، ابروانی کشیده و کمانی ، موهای همیشه کوتاه . قد : 163 . وزن : 48 .

ویژگی های شخصیتی :

کاملا منضبط . مرتب و شق و رق . از به هم ریختگی و بی نظمی فوق العاده متنفره .از دورویی ، دروغ ؛ تملق و پر رو بودن بدش میاد .
از بیناموسی تا وقتی که متعادل باشه خوشش میاد . ( دقت کنید : تا حدی که متعادل باشه ) . اهل داد و فریاد نیست . خیلی سخت عصبانی میشه ولی اگه بشه دیگه هیچکی نباید جلوش آفتابی شه . البته نباید هم بشه . وگرنه خرد و خاکشیر میشه ! و تنها کسی که می تونه تقریبا آرومش کنه دنیس هست.

همیشه با صدای آروم صحبت می کنه و لحنش تاثیر گذاره . توانایی رهبری فوق العاده ای داره . خیلی شجاع و اهل ریسکه . برای کارهای سخت همیشه داوطلبه وعاشق ماجراجویی هست . خیلی هم شیطونه. با حیوونها زیاد موافق نیست ( مخصوصا از نوع علیرضا ) کلا معتقده اونها زیاد پاکیزه نیستن .

علاقمندی ها :

دنیس ( اون دیوانه ی دنیسه ) . هافلپاف . کاراته . ایروبیک . عاشق فیلمهای ترسناک و بزن بزنی هست !
علاقه ی وافری به تیپ اسپرت داره . حتی یه دونه دامن پلیسه هم نداره . ( قابل توجه بعضی ها ! لطفا توی رول هاتون این مساله رو کاملا و با دقت رعایت کنید . وگرنه بهم بر می خوره ! )

ویژگی های نظارتی ( اینا رو محض اطلاعات عمومی میگم ) :


از تخلف متنفره . از اینکه بچه ها پستاشون رو با بی دقتی
بزنن و پر از غلط و اشتباه باشه عصبانی میشه . دوست داره بچه ها باهاش روراست و یکرنگ باشن ( مثل کف دست ) .
تعارف و این جور چیزا براش خسته کننده ست . خودش خیلی رک هست .( اینو به این خاطر گفتم که یه موقع حرفی زدم از من ناراحت نشید ) . از اینکه کسی تالار رو به هم بریزه حسابی اعصابش به هم میریزه . تعویض گروه بعضیها اونم اگه بی دلیل باشه رو Nerve اون راه میره .



پ.ن : خصوصیاتم زیادی به خصوصیات شخصیت واقعیم نزدیک بود . دیگه اگه خیلی مفهوم نیست معذرت از همه !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
The power behind you is much greater than the task ahead of yo

JUST JUST HUFFELPUFF !
Re: « نوادگان هلگا هافلپاف »
ارسال شده در: چهارشنبه 15 فروردین 1386 13:47
نمایش جزئیات
آفلاین
نام : بورگین
نام خانوادگی : فاقد فامیلی!
نام مستعار: بوری
نگاهی گذرا بر زندگی وی(( بورگین در سال ؟-1950 در شهر لندن از خانواده ای اصیل و ثرومتند و جادوگر دیده به جهان گشود.
متاسفانه بورگین ، با دیگر آدمیان فرق داشت ، به طوری که وقتی عصبانی می شود و یا بی ناموسی را حس می کند پوستش همانند رنگ آجر ، قرمز و سفت می شود!
سانجام بورگین در سن 10 سالگی به مدرسه هاگوارتز رفت و در گروه هافلپاف عضو شد. در سن 16 سالگی بود که به او خبر رسید خانواده اش بر اثر در گیری با مرگ خواران ، کشته شده اند.
مسئولان هاگوارتز با شنیدن این خبر ، به فکر چاره ای اندیشیدند و سرانجام به این نتیجه رسیدند که بورگین در خود گروه هافلپاف به طور دائم بماند و اگر خواست با دیگر هافلپافی ها همکاری کند.
بورگین که از شنیدن خبر مرگ والدینش بسی شدید متاثر شده بود این پیشنهاد را قبول کرد و هم اکنون نیز در تالار هافلپاف فعالیت می کند.))
نگاهی موشکافانه تر به خصوصیات و رفتار بورگین:
(( بورگین ، بعد از شنیدن خبر مرگ پدر و مادرش ، برای یک سفر کوتاه به دیاگون رفت که تازه متوجه شد دلش اسیر یک متصدی زیبا و جذاب شده که در بانک گرینگوتز خدمت می کند و نمی تواند او را ترک کند.
شما می توانید عکس متصدی را در پیوست هنگامی که جلوی پله های بانک گرینگوتز نشسته را ببینید.
کمی بعد بورگین همراه با دیگر دوستان هافلپافیش ، به بانک رفتند و بورگین از متصدی در خواست ازدواج کرده و متصدی نز قبول کرد.
متاسفانه ، بورگین قبل از ازدواجش با متصدی زیبا،( دوستان عزیز لطف کنین این متصدی رو توی همه ی پست هایی که به من مربوط میشه بیارین) بسی شدید بی ناموس بازی می کرد که آمار پذیرش هاگوارتز برای دانش آموزان دختر ، به خصوص سال آخر 56% کاهش یافت ))
دقت در بدن بورگین.
(( بورگین دارای چشمان و مویی سیاه است که با توجه به نفرت بی حد و اندازه اش به رنگ سیاه ، برآن شده که موها و چشمان سیاهش را توسط کلاهی لبه دار که متعلق به پدرش بوده را از دید همگان پنهان کند.
همچنین با مرور زمان رنگ پوستش آنقدر رنگ نارنجی و آجری رنگ به خود گرفت که دیگر چیزی از پوست اصلیش باقی نمانده و همان طور نارنجی ماند.اما این اتفاق از محبوبیت بیش از اندازه اش (!) در بین دوستان هافلپافی اش ، کم نکرد.))
(( بورگین همچنان به رنگ های سیاه ، پرتقال نارنجی ، خیار ، ابرو، پوست ، پلاستیک سیاه ، ژل ، چسب،شمشیر،ناموس و خیک گشاد حساس است و از آنها نفرت دارد و از متصدی زیبا(همسرش) ، بروبچز هافلپاف ، پدرخوانده ، شرلوک هولمز ، تابستان و بی ناموسی خوشش می آید.))
_*_*_*_*_*_*_*_*_*
لودو و اریکای عزیز ، خواهش می کنم که پست قبلی من را پاک نکنید تا هم از شناسم و هم از خودم یادگاری به جا مونده باشه.
با تشکر.
بورگین.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بورگین در 1386/1/15 13:51:33
ویرایش شده توسط بورگین در 1386/1/15 13:55:52
Re: « نوادگان هلگا هافلپاف »
ارسال شده در: سه‌شنبه 14 فروردین 1386 14:03
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام.

سلام سلام سلام
اسم من دنيس است. نيمه اصيلم، يعني مادرم جادوگر بوده و پدرم موگل. مادرم پنج سال ميشه كه فوت كرده و يك خواهر كوچكتر از خودم دارم به اسم سندي كه ده سالشه و هنوز مشخص نيست كه او جادوگر است يا نه!!
حالا مي ريم سراغ خصوصيات دنيس.
دنيس پسري است باهوش و بازيگوش و از هيچكس كم نمياره. هميشه آماده ي اذيت كردن ديگران و دعوا كردن است و همه چي رو شوخي ميگيره. البته وقتي موضوع جدي باشه مثل بچه آدم ميشه. كلآ بچه با حاليه.
يكي از بچه هاي هافل يك ماه پيش از من پرسيد دنيس دختره يا پسره!!!
بله. دنيس پسر است. و اين رو هم بايد اضافه كنم كه اريكا به دنيس علاقه دارد. صد البته كه دنيس هم به اريكا علاقه دارد و از مدتها پيش::bigkiss:. دنيس رو اريكا خيلي حساسه و كسي نبايد به او نگاه چپ بندازه.
اين رو هم بايد بگم كه دنيس سيگار هم ميكشيده اما الان ديگه خيلي كم پيش مياد كه سيگار بكشه.
از دوستهاي صميمي دنيس ميشه به اريكا، لودو و ورونيكا اشاره كرد.

حالا ميريم سراغ خصوصيات ظاهري
مو مشكي و مجعد*
چشم قهوه اي*
قد متوسط*
وزن60

عكس واقعي چهره دنيس را ميتونيد اين پايين ببينيد:


دو روز پيش دنيس تو جادوگران يك ساله شد و از همون اول يك سال هم تو هافل بوده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

پیوند فایل:



jpg  (35.05 KB)
16936_46122ce307bcd.jpg 132X139 px
قدرت رولو ببين توي سبك من، تعظيم كرد توي دست من
پس تو هم بيا رول بزن با سبكم، ميخوام شاخ جوجه رولرا رو بشكنم