نام : بورگین
نام خانوادگی : فاقد فامیلی!
نام مستعار: بوری
نگاهی گذرا بر زندگی وی(( بورگین در سال ؟-1950 در شهر لندن از خانواده ای اصیل و ثرومتند و جادوگر دیده به جهان گشود.
متاسفانه بورگین ، با دیگر آدمیان فرق داشت ، به طوری که وقتی عصبانی می شود و یا بی ناموسی را حس می کند پوستش همانند رنگ آجر ، قرمز و سفت می شود!
سانجام بورگین در سن 10 سالگی به مدرسه هاگوارتز رفت و در گروه هافلپاف عضو شد. در سن 16 سالگی بود که به او خبر رسید خانواده اش بر اثر در گیری با مرگ خواران ، کشته شده اند.
مسئولان هاگوارتز با شنیدن این خبر ، به فکر چاره ای اندیشیدند و سرانجام به این نتیجه رسیدند که بورگین در خود گروه هافلپاف به طور دائم بماند و اگر خواست با دیگر هافلپافی ها همکاری کند.
بورگین که از شنیدن خبر مرگ والدینش بسی شدید متاثر شده بود این پیشنهاد را قبول کرد و هم اکنون نیز در تالار هافلپاف فعالیت می کند.))
نگاهی موشکافانه تر به خصوصیات و رفتار بورگین:
(( بورگین ، بعد از شنیدن خبر مرگ پدر و مادرش ، برای یک سفر کوتاه به دیاگون رفت که تازه متوجه شد دلش اسیر یک متصدی زیبا و جذاب شده که در بانک گرینگوتز خدمت می کند و نمی تواند او را ترک کند.
شما می توانید عکس متصدی را در پیوست هنگامی که جلوی پله های بانک گرینگوتز نشسته را ببینید.
کمی بعد بورگین همراه با دیگر دوستان هافلپافیش ، به بانک رفتند و بورگین از متصدی در خواست ازدواج کرده و متصدی نز قبول کرد.
متاسفانه ، بورگین قبل از ازدواجش با متصدی زیبا،( دوستان عزیز لطف کنین این متصدی رو توی همه ی پست هایی که به من مربوط میشه بیارین) بسی شدید بی ناموس بازی می کرد که آمار پذیرش هاگوارتز برای دانش آموزان دختر ، به خصوص سال آخر 56% کاهش یافت

))
دقت در بدن بورگین.
(( بورگین دارای چشمان و مویی سیاه است که با توجه به نفرت بی حد و اندازه اش به رنگ سیاه ، برآن شده که موها و چشمان سیاهش را توسط کلاهی لبه دار که متعلق به پدرش بوده را از دید همگان پنهان کند.
همچنین با مرور زمان رنگ پوستش آنقدر رنگ نارنجی و آجری رنگ به خود گرفت که دیگر چیزی از پوست اصلیش باقی نمانده و همان طور نارنجی ماند.اما این اتفاق از محبوبیت بیش از اندازه اش (!) در بین دوستان هافلپافی اش ، کم نکرد.))
(( بورگین همچنان به رنگ های سیاه ، پرتقال نارنجی ، خیار ، ابرو، پوست ، پلاستیک سیاه ، ژل ، چسب،شمشیر،ناموس و خیک گشاد

حساس است و از آنها نفرت دارد و از متصدی زیبا(همسرش) ، بروبچز هافلپاف ، پدرخوانده ، شرلوک هولمز ، تابستان و بی ناموسی خوشش می آید.))
_*_*_*_*_*_*_*_*_*
لودو و اریکای عزیز ، خواهش می کنم که پست قبلی من را پاک نکنید تا هم از شناسم و هم از خودم یادگاری به جا مونده باشه.
با تشکر.
بورگین.