جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

35 کاربر(ها) آنلاین هستند (29 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
32 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

خانه شماره دوازده گریمولد

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: خانهٍ شماره دوازده گریمالد
ارسال شده در: سه‌شنبه 25 مرداد 1384 15:42
نمایش جزئیات
آفلاین
سیریوس:نه من بدون جیمز بازی نمیکنم.من رفتم.تق
گودریک:اه واقعآ حیف شد.فیلم خوبی میشد.منم بهتره برم باید مواظب اون دوتا باشم.تق
مرلین ساکت بود.
ناگهان گودریک ظاهر میشه و میگه:آهای مرلین پس چرا حرف نمیزنی بدو تو هم بیا.
مرلین:آخه من می خوام بازی کنم.
گودریک:عیب نداره ولی سیریوس سلام رسوند گفت که حتمآ به آلبوس میگه رفتی هیپوسواری
مرلین:چیزه...صبرکن.آه دوستان متآسفم ولی من هم باید برم محفل به اندازه کافی خالی مونده و تق

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خانهٍ شماره دوازده گریمالد
کارگردان: خب خوبه. تو هم بازی!
گودریک: نفهمیدم! پس من اینجا چی کاره ام؟ کاری میکنم بند و بساطتو جمع کنی بری همونجایی که سالازار رفت!
کارگردان: ای بابا استاد گرامی. اتفاقا یه صحنه داریم که هری میره تو قدح اندیشه شما! چه کسی بهتر از شما میتونه نقش خودتونو بازی کنه؟
گودریک: وایسا بینم. هری با اجازه کی میره تو خاطرات من؟..... اما خب حالا عیب نداره. اجازه میدم.
کارگردان:
آلبوس: جیمز تو نمیخوای بازی کنی؟
جیمز: نه. من برمیگردم محفل. اگه منم بازی کنم محفل خالی میمونه. خدافظ همگی. خوش باشین
یه صدای تق میاد و جیمز ناپدید میشه
همه:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خانهٍ شماره دوازده گریمالد
ارسال شده در: سه‌شنبه 28 تیر 1384 03:45
نمایش جزئیات
آفلاین
کارگردان:باشه خوب بازی کنم
جمیز:چی رو
کارگردان:نقشی که بلدید
سیریوس:آهان....هیسسسسس حواسمو پرت نکنید....هاپ!هاپ!
کارگردان:خوب همین
سیریوس:اوهوم تازه زوزه میتونم بکشم
کارگردان:نفر بعد
گودریک:غغغغغغغغغرررررررش!
کارگردان:عزیزان من بهتره برید همون محفل اینجا جای شما نیست.صد رحمت به اونکی حداقل یه صدایی در میاورد اینکی هجا میکنه
سیریوس:ببینم عزیز من!من اعصاب درست حسابی ندارم زدم 16 17 نفرو کشتم راحت میتونم یه نفر به لیستم اضافه کنم
کارگردان:خوب اینو از اول میگفتی میخوای بازکنی فقط بگگو چه نقشی رو دوست داری
سیریوس:هری پاتر
_کات...آقاکات....بگو..آه آلبوس چرا وقتی کودک بودم مرا سپر خودقرار دادی و خودت با اژده های نیروژنیفرار کردی به خاطر هیمن من یکم خل شدم حالا وقت انتقام فرا رسیده
سیریوس:اوکی گرفتم
_صدا دوربین
_رفت
_اکشن
سیریوس:آه سیریوس چرا وقتی کودکی بودی به آلبوس نیروژن بستی تا به جنگ اژدر برود حالا چرا خودت رو به خلیت میزنی انتقام بیا اینو بگیر به چسبون به سپر جاروت..خوب بود؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: خانهٍ شماره دوازده گریمالد
ارسال شده در: دوشنبه 27 تیر 1384 23:09
نمایش جزئیات
آفلاین
کارگردان:بابا چه را میزنی ببخشید
مرلین:نه نمیشه باید برای اینکه ببخشمت منو تو فیلم راه بدی
کارگردان: .باشه.
سیریوس:اه پس من چی؟
جیمز:راست میگه
مرلین:شما بهتره همونطور که آلبوس گفت برگردید محفل
جیمز:من کار ندارم.یا باید مارو تو فیلم بزارن یا به دامبلدور میگم که مرلین اونروز بامون اومده بود هیپو سواری
مرلین:چیزه.ساکت باشید.یه کاریش میکنم
مرلین به کارگردان:جناب نمیتونی یه کاری برا اینا بکنی.اینا خیلی با استعداد هستند.اگه خواستی می تونن نقش سگ و گوزن و شیردال رو برات بازی کنن.
کارگردان:...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خانهٍ شماره دوازده گریمالد
ارسال شده در: پنجشنبه 23 تیر 1384 08:23
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
سیریوس و جیمز و مرلین و گودریک به سمت آلبوس میرند... : تو اینجایی؟ همه جا رو دنبالت گشتیم!
آلبوس: مگه بحتون نگفطم؟ اومدم اینجا در فیلم هری پاطر و اژدهای نیتروژنی بازی کنم...
سیریوس: ماااااا
جیمز: چیزی ازت کم میشد ما رو هم اینوایت میکردی؟
آلبوس: دعوت نامه فقت برای من اومده بود و بص! شما این وصت چی میگی؟
سیریوس: تو که پارتی داری بگو یه تیکه هم بدن ما بازی کنیم.. ندیدی الان چه تیریپی رفتم؟
آلبوس: اون ماله فیلمه 5 بود تموم شد رفط پی کارش! الان ما داریم فیلم 14 رو درمیاریم.. ظودتر برگردین مهفل! از شما انتظار نداشطم مرلین! گودریک! شما الان باید با صیاها بجنگید!
گودریک: بیچاره سیاها الان دارن دور خودشون میچرخن.. به یه اکسپلیارموس بندن.
امیدوارم در حال حاضر که وزیری جدید بر ما حاکم شده است فعایت لشکر سیاه نیز چشمان مارا مسخر کند!
یکی از دور نزدیک میاد و چشمش به ریشهای درازتر از ریش آلبوس میفته..
آلبوس: ایشون کارگردان این فیلمه!
مرلین: از ملاقات شما مسروریم!
ببخشید میشه ما از ریش های شما برداریم بدیم به دامبلدور تا فیلم هیجانی تر از آب دربیاد؟
مرلین قرمز میشه و داد میزنه: شما به ریشهای من توهین نمودی؟؟؟ مگر ریش... منظورم کلمات غذا است که آنها را میخوری! زود باش عذرخواهی کن تا تورا تبدیل به موش صحرایی نکرده ام!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: خانهٍ شماره دوازده گریمالد
ارسال شده در: پنجشنبه 23 تیر 1384 04:16
نمایش جزئیات
آفلاین
سیریوس:کی بود.. چی ب.د... کجا بود؟؟
جمیز:مرلین داری چیکار میکنی؟؟
مرلین که مثل سگ ها با دماغش زمین رو بو میکشه:هیچی دارم بوی آلبوس رو احساس میکنم
_کات..آقا کات...این کیه یوهو پرید وسط
سیریوس:جمیز این صداها چیه از خودت در میاری
مرلین:اونها گودریک اونجاست
گودریک:آقا چرا هول میدی؟بگو خودم میام اینور
سیریوس:بچه ها انگار دارن فیلم هری پاتر رو میشازن
جیمز:وایییییییییییی اما واتسون هم هست
مرلین:راست میگه دختره خوده ادیسونه
سیریوس:پدر جان واتسون
مرلین:وا...پسرم تامسون که پرتقاله
سیریوس:تامسون پرتقاله
مرلین:داتسون کجاش پرتقاله؟ داستون یه مدل ماشین ماگل هاست
گدریک:ببینم اون ریش سفیده آلبوس؟؟
.....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: خانهٍ شماره دوازده گریمالد
ارسال شده در: دوشنبه 20 تیر 1384 11:26
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
سيريوس: آخ جوووووون! يه شهر به همه وسايل! نظر تو چيه جيمز؟
جيمز: منو ياد يه چيزي ميندازه
مرلين: بوي آلبوس مي آيد ز اينجا
جيمز به دور و بر خود نگاهي كرد و گفت: اين گودريك كجا رفت؟ اي بابا!
سيريوس: اونو ولش كن بيا بريم اينجا عشق و حال! آخ جون اونجا يه دونه پردست.. بيا تيريپ اون فيلم خياليه رو بازي كنيم..
جيمز: چيكار كنيم؟
سيريوس: هموني كه توش يكي بود مثل من يه ورد بهش زدن افتاد پشت پرده.. خيلي صحنه تيريپي بود...
يالا من مثلا اون مرد هستم تو هم اون زنه.. اسمش بلاتريكس يا ماتريكس بود
جيمز: خب شروع كنيم...
سيريوس روي يك تخته سنگ ميپره و پشت به پرده مي ايسته..
جيمز: يك دو سه استوپيفاي!
نور بنفش و صورتي و همه رنگي از چوبدستي جيمز خارج و به شكم سيريوس برخورد ميكنه و سيريوس از پشت به درون پرده ميفته...
جيمز: سيريوس حالا نوبت توئه.. من ميرم اونجا وايميستم... سيريوس؟
جيمز به طرف پرده ميره و صدا ميكنه: سيريوس؟ سيريووووووووووووووس!!! ..س!! ..س!!!
جيمز برميگرده: مرلين؟
مرلين هم نبود..
جيمز: مرلين يه كاري بكن اينجا چه خبره؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: خانهٍ شماره دوازده گریمالد
فیششت!
جیمز، سیریوس، مرلین و گودریک ظاهر میشن.
جیمز: اینجا رو!
به یه تابلو اشاره میکنه که روش نوشته: به روستای تیرو خوش آمدید.
مرلین: بهتره بریم یه سر و گوشی آب بدیم.
همه وارد روستا شدند و با تعجب دیدند که از شهری نورانی سر درآورده اند.
هیچ کس نبود که به آنها خوش آمد بگوید. سکوت ترسناکی بود. صدای پوتین هایشان در آن خیابان وسیع و درخشان طنین می انداخت. آنها پیش رفتند. در دو طرفشان تالارها، خانه ها، برج ها و قصر ها با درخشندگی سر برافراشته بودند. از میان تمام پنجره ها و درهای باز پرده های مرغوب، قالیچه ها ابریشمی و وسایل گرانقیمت دیده میشد. همه جا، جلو پنجره ها گلدان ها گل داده بودند و زنبورها لابلای آنها وز وز میکردند. درختان میوه در گلدان های عظیم رشد کرده بودند و دور تا دور حیاط ها میزهایی بود که روی آنها غذا و نوشیدنی قرار داشت و فواره ها آب میپاشیدند.
اما کسی کنار فواره ها ننشسته بود و از درختان مراقبت نمیکرد یا غذایی نمیخورد. کسی در خیابان ها راه نمیرفت یا از پنجره های خانه ها بیرون را نگاه نمیکرد. کسی روی قالیچه های ابریشمی نایستاده بود یا روی صندلی های مرغوب استراحت نمیکرد. شهر کاملا متروک بود...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خانهٍ شماره دوازده گریمالد
ارسال شده در: پنجشنبه 2 تیر 1384 11:11
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
تق!!!
مرلین جیمز سیریوس و گریفیندور ظاهر میشن... صدایی به گوش میرسه (به سبک راز بقا) :اینجا افریقاست... جنگلهای زیبای هونولولو... این که میبینید شیر نر وحشیست که به دنبال طعمه می گردد... طعمه اش را پیدا کرد... چهار انسان... چی؟؟؟؟ چهار انسان؟؟؟
جیمز: وای الفرار!!!
هر چهار نفر با سرعت هرچه تمامتر به سمتی فرار میکنند و شیر نر به دنبالشان...
مرلین: هر کدومتون یه ور برین تا گیجش کنیم.. یا فکری دارم...
گودریک به راست جیمز به چپ و سیریوس مستقیم میرند.. مرلین هم به هوا میپره و خودش رو به درختی میچسبونه...
شیر می ایسته و بو میکشه... ناگهان با سرعت هر چه تمامتر در جهت جیمز حرکت میکنه...
مرلین: صداش رو شنیدم!! جیمز!! بوی گوزن رو احساس کرده..
مرلین و گودریک با هم جادویی به سمت شیر میفرستند و شیر در جا خشک میشود...
جیمز و سیریوس هم برمیگردند.
سیریوس: عجب کیفی داد.. یه بار دیگه
جیمز: دهنتو ببند.. نزدیک بود منو بخوره..
گودریک: این که یه شیر معمولی بود.. خطری نداشت.. باید شاکر باشید که شیمر نبود... اگر شیمر باشه با این جادوها نمیشه از بین بردش...
جیمز: بهتر نیست زودتر حرکت کنیم؟
مرلین... بله.. فکر میکنم اینجا بشه آپارات کرد.. پس زودتر دست به کار بشیم.. یه روستا این نزدیکیها هست فکر کنم بتونیم یه نشون از آلبوس پیدا کنیم..

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: خانهٍ شماره دوازده گریمالد
ارسال شده در: پنجشنبه 2 تیر 1384 09:34
نمایش جزئیات
آفلاین
شپلخ!شوپلخ! دینگ دوش دنگ!
جیمز:ا...خاک بر سرشون قرمز دارن فرار میکنن
ناپلئون:بگیریدشون!
سیریوس:آره..برید بگیرد ترسو ها رو
مرلین:ای ددم میخوان مارو بگیرن فرار کنید
یک ساعت بعد/اردوگاه ارتش فرانسه
سیریوس:مرلین یکم رژیم میگرفتی بد نبودا
گودریک:الان ما اینجا نبودیم
جیمز:یکم از آلبوس یاد بگیر تنهایی پیاده تا هونولولو رفته
سیریوس:ا..کلاغ رو
مرلین:کو؟کو؟
گودریک:این ققنوسه
سیریوس گودریک مرلین جیمز:ققنوس ققنوس بیا اینجا
ققنوس امی پی تری پلیر گذاشته تو گوشش سوت میزنه از اونجا میره
مرلین سیریوس گودریک جیمز
سیریوس:بیاد با هم تمرکز کنیم تا طنابا پاره بشن
دوباره سیریوس جمیز مرلین گودریک:
شپلخ طناب پاره میشه
مرلین:سریع یع چیزی پیدا کنید که پورت کی کنیم
سیریوس:کلاه ناپلئون آچو!این خوبه
ناپلئون به طرف شلیک میکنه
تصویر اسلومیشن میشه مثل فیلم فیس آف دوربین پشت گلوله حرکت میکنه همین به یک میلی متری اونها میرسه
فیسسسسسسسسسسسسسسس!
ناپلئون:اینا کجا رفتن به تاریخ نویس بگید این قضیه رو ثبت کنن
زمان نامعلوم/مکان نامعلوم
سیریوس:بچه ها این کلاه بهم میاد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري