شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
بعد از یک غیبت چند هزار ساله این استنه که هنوز دسمال داره
هه هه چه زود گذشت این 11 ماهی که نبودم و کسی هم به یادم نبود .. چقدر این جادوگرا بی معرفتن .. حیف .. هیشکی استن و دوس نداره .. دیگه کسی بیناموس نیست .. ما موندیم و یک بلاک مضخرف(مزخرف من خیلی هم درسته ) .. البته زیاد واسه ما بد نشد .. شدیم رتبه یک توی شهر .. هه هه هه عجب که اگه این هری میدونس اینقد ملت دوسشدارن تموم نمیشد ( و شایدم این فقط بهانس ) عجب که کسایی که هی می خواستن از این سایت برن مدیرن ! پس اگه برای مقام و اینا اومدین بگین میخوام برم ! چه جالب که هنوز رماتیسم مغزی و همر بازی رایجه راستی هنوزم اگه تو چتر باکس چرت وپرت بگی بلاکی ؟ هنوزم نحوه هست یا اونم بوقید یا بوقیدنش چه خاطراتی ما توی شمشک داشتیم .. نه ؟ راستی این چه جور اتوبوس شوالیه ایه که استن توش نیست چه جالب بود که ما هی میگفتیم فرندشیپ بازی بده خودمون اسیرش شدیم .. میگفتیم گوشت و مرغ گرونه تقصیر اونه خبر ندارم که هنوز سیم سرور دسته عله هست یا نه حیف که هنوز کوییریل آواتارشو عوض نکرده اصلا من واقعا بلاک شده بودم .. کسی چه میدونه الان چند ماه گذشته و من 20 سالم شده ولی هیچکی نمیتونه من یکی رو آدم کنه .... اینو به عنوان یه داش کوچیک بتون میگم هیچ وقت اسیره چیزی نشین ( به جز خدا ) .. و هیچ وقت کاری نکین که دوفردا دیگه بابتش افسوس بخورین .. عمر آدم خیلی با ارزشه
راستی من میتونم آیندرو پیشبینی کنم ! ( ای جسیکا هر چی میکشم ز تو ه )(راسی یه تبریک اسپیشل واسه جسیکا آل استار که خودش و کسایی که باید بدونن میدونن ) مثلا میتونم بگم فردا صبح این پست پاک میشه یا من بلاک میشم این قضیه دوشرطیه :دی هه هه
ویرایش شده توسط دایی استن در تاریخ ۲۲:۳۳:۵۴ چهارشنبه ۲۸ مرداد 1999 ویرایش شده توسط دایی استن در تاریخ ۲۲:۳۳:۵۴ چهارشنبه ۲۸ مرداد 2000 ویرایش شده توسط دایی استن در تاریخ ۲۲:۳۳:۵۴ چهارشنبه ۲۸ مرداد 2001 ویرایش شده توسط دایی استن در تاریخ ۲۲:۳۳:۵۴ چهارشنبه ۲۸ مرداد2002 ویرایش شده توسط دایی استن در تاریخ ۲۲:۳۳:۵۴ چهارشنبه ۲۸ مرداد 2003 و اندی
گمونم دی ماه 86 بود که یکی از بچه های دنیای جادوگری (که الان رفته پی کارش و یکی دیگه از بچه ها یه سایت دیگه به جاش زده) بهم گفت که خیلی از بچه های اونجا توی یه سایتی با هم آشنا شدن به اسم جادوگران. آدرس اینجا رو هم بهم داد و بسیار از دو موجود (!) با شناسه های زاخی و آرشام تعریف کرد، هرچند خودش دیگه دو سه سالی بود به این سایت سر نمیزد.
منم اومدم و با شناسۀ سابریل اینجا عضو شدم. یه دونه پستم باهش نزدم چون با رول نویسی اصلا آشنا نبودم و برام جذابیتی نداشت. قسمت غیر ایفای نقش اینجا هم به جالبی دنیای جادوگری نبود. پس رفتم پی کارم و همونجا، توی دنیای جادوگری موندگار شدم تا تابستون 87 که توی همون سایت رفتیم سراغ (نمایشنامه نویسی) و یکی از بچه های اونجا شروع کرد به من نمایشنامه نویسی یاد دادن (ابهورسن) توی تاپیکی که لوسیوس مالفوی ِ اونجا (که با لوسیوس ِ اینجا کاملا متفاوته. اسم اون لوسیوس، معین بود) زده بود: کافۀ سه دسته جارو.
کاساندرا تریلانی ِ این سایت یه مدت خیلی کوتاه (یه ماهم نشد) توی اون سایت عضو شد و همونجا با هم آشنا شدیم و از رول نویسی اینجا تعریف کرد و پیشنهاد کرد (تقریبا میشه گفت، گیسام رو گرفت و کشون کشون آورد) بیام اینجا. یوزر و پسورد قبلیم رو فراموش کرده بودم چون باهاش یه بار بیشتر آن نشده بودم و درضمن اون ایمیلم رو هم حذف کرده بودم! درنتیجه شناسۀ آنجلینا رو ساختم.
منم اومدم و اون ماجرای (کارگاه نمایشنامه نویسی) پیش اومد که گفتم اینایی که شما می نویسین داستانه، نه نمایشنامه. آنیتا هم کمی درمورد رول (دوباره) برام صحبت کرد و بالاخره من نمایشنامه نویسی رو فراموش کردم () و شروع کردم به رول نوشتن.
این بود انشای من!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مورگانا لی فای در 1388/5/28 22:33:54 ویرایش شده توسط مورگانا لی فای در 1388/5/28 22:46:01
من خیلی وقته که این سایت رو میشناسم، اما به خاطر جو خطری و مسمومی که داشت ترجیح دادم عضو نشم. بعد چند مدت پیش یکی دو تا از دوستامو دیدم که عضو شدنو تو ایفای نقش تپیدن، منم وسوسه شدم. البته الان یه مقدار پشیمونم، چون همونطور که حدسشو میزدم واقعا جوش یه جوریه! ولی مهم نیست بچه ن دیگه بزرگ میشن به اشتباهاتشون پی میبرن
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لوسیوس مالفوی در 1388/5/28 21:19:47
من خیلی منتظر فیلم 6 بودم هی تو گوگل سرچ میکردم تا این جارو پیییدا کردم. 1 سال قبلش شنیده بودم سایت خوبیه از یکی و گفتم عضو شم ببینم راس میگه یا نه! دیدم راس میگه!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ... « هوش و علم ، [color=FF0000]شجاعت و غلب�