جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

51 کاربر(ها) آنلاین هستند (47 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
50 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: معجون عشق!!!
ارسال شده در: سه‌شنبه 18 بهمن 1384 19:19
نمایش جزئیات
آفلاین
از بچگی عاشقت بودم
عاشق رنگ طلایی گیسوانت
چشمان درشتت
و نگاه کنجکاوت
عشقم همراه با من بزرگ شد
و تو هم بزرگ شدی
دیروز برای اولین بار خواستم بقلت کنم
اما تو از روی دیوار افتادی و شکستی!
( بی آینه شدم رفت!)

والا من نگرفتم ! آیینه هه بهت معجون عشق داده بود ؟ وا عجبا !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: معجون عشق!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 12 بهمن 1384 20:21
نمایش جزئیات
آفلاین
باورش سخت بود و یا شاید حتی غیر ممکن
من به چیزی که از هر چیز سرد تر بود علاقمند شده بودم
نمیدانم شاید فقط یک شوخی از طرف دوستان بود
چطور معجون عشق را به من خورانده بودند نمیدانم
اما احساس عجیبی داشتم
به چیزی وابسته شده بودم که اصلا زیبا نبود
هیچ احساسی نداشت و تماما سرد بود
آنقدر سرد که حتی از نزدیک شدن به آن نیز میترسیدم
چطور میتوانستم او را دوست داشته باشم
کسی که سرشار از احساس است نمیتواند عاشق او شود
اما من به او عشق میورزیدم و مانند بتی میپرستیدمش
همه مرا دیوانه میپنداشتند میگفتند نمیشود او را حتی لمس کرد
ولی من با تمام ترسم آرزو داشتم فقط یکبار او را ببوسم
حیف که بوسیدن یک دیوانه ساز جز مرگ عاقبت دیگری نداشت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

Re: معجون عشق!!!
ارسال شده در: پنجشنبه 6 بهمن 1384 20:54
نمایش جزئیات
آفلاین
براي اولين بار وقتي بار صحبت كردم و صداي او را شنيدم احساس كردم كه يك پاتيل معجون عشق را سر كشيدم
نميدانستم چي بگويم چه عملي را انجام دهم ولي ميدانستم دوستش دارم آيا او هم مرا دوست ميداشت.............
من هرگز او را نديدم ولي ميدانم ماننده فرشته زيباست .............
نميدانم آيا او اين معجون را به من خوراند يا من خودم آن را سر كشيدم به هر صورت ميدانم كه معجون اثر كرده و اكنون من عاشق هستم..................................
اثر اين معجون تا آخر عمر من باقيست

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: معجون عشق!!!
ارسال شده در: پنجشنبه 6 بهمن 1384 15:02
نمایش جزئیات
آفلاین
تا بحال به عشق فکر نکرده بودم
همیشه گمان میکردم که عاشق شدن کار هر کسی نیست
اصلا چرا باید عاشق شد چرا باید کسی را دوست داشت
کلمه عشق برایم بی معنی بود
اما تمام اینها فقط حرف بود مگر میشد کسی مفهوم عشق را نداند
نمیدانم شاید بخاطر بی تجربگی بود
اما زمانی که برای اولین بار بخاطر او معجون عشق را سر کشیدم
فقط به حال خودم گریه کردم که چرا قدرت آن را هرگز نفهمیدم
مدتهاست که عاشقش هستم اما نمیتوانم به او بگویم
سخت است اون هم برای منی که تا بحال به عشق فقط به دیده یه کلمه نگاه کردم
دوستش دارم و گمان میکنم تنها کسیست که وقتی به او مینگرم قلبم از حرکت باز می ایستد
نمیدانم شاید هنوز تاثیر معجون در بدنم باقی مانده باشد
اما فقط این را میدانم که عشق تها قدرتیست که میشود با آن بر همه چیز پیروز بود
زندگی بدون آن یعنی بی هدف بودن یعنی پوچی یعنی مرگ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

Re: معجون عشق!!!
ارسال شده در: سه‌شنبه 20 دی 1384 19:59
نمایش جزئیات
آفلاین
وقتي خوردمش.. احساس كردم دنيا يك رنگ ديگه داره!

از خوابگاه آمدم بيرون احساس كردم قلبم سرشار از مهر و محبته

وقتي چشمم به او خورد بدون مقدمه شروع كردم به بوسيدنش!!!

بعد از يك ساعت صداي ميو ميو ي گربه رو شنيدم!!

آه لعنتي موي خانوم نوريس تو ي معجون ريخته بود!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: معجون عشق!!!
ارسال شده در: سه‌شنبه 20 دی 1384 16:50
نمایش جزئیات
آفلاین
چشمانش بسیار درشت بود و موهایش بلند
نگاهش با بقیه فرق داشت
سنگین و آرام قدم برمیداشت
آواز میخواند و موسیقی مینواخت
از نظر همه او بی نظیر بود
با سن کمش تدریس میکرد
و من او را می پرستیدم
دلم میخواست فقط یکبار برای من بنوازد
نام مرا ببرد و به من لبخنذ بزن
اما حیف که او هیچگاه متوجه نگاهای من به خودش نشد
پرفسور لاوین استاد کلاس موسیقیم در هاگوارتز ب

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

Re: معجون عشق!!!
ارسال شده در: سه‌شنبه 20 دی 1384 16:28
نمایش جزئیات
آفلاین
معجون عشق با این بدبخت چی کار کرده!!!

زیباترین کلمه ها را در وجود تو می یابم
دلنشین ترین سروده ها را از درون تو می شنوم
آرام ترین صدا را همرا با تو می بینم
چگونه می توانم به عشق بی نهایتت دست یابم؟
ای آفتاب شهر رویاهایم
و ای تجلی بخش زندگی من
اسنیپ عزیزم :bigkiss:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اما ایوانز در 1384/10/20 21:34:46
Re: معجون عشق!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 14 دی 1384 17:40
نمایش جزئیات
آفلاین
آنروز را خوب بخاطر دارم زمانیکه برای اولین بار
معجون عشق را سر کشیدم
همان روز بود که منطعم شیرین عشق را احساس کرد
احساسی که سراسر گرما و شاید سوختن بود
با قلبی لبریز از هیجان و با حسی عجیب حرکت کردم
شاید معشوق خود در میان ساحره هایی که در اطرافم بودن بیابم
اسمش را میدانستم چون فقط نامش مانند وردی بر سر زبانم بود
گشتم بارها و بارها گشتم اما نبود
با خود گفتم چگونه عاشق کسی شدم که اصلا وجود ندارد
از او فقط نامی بر زبان داشتم و دیگر هیچ
بعد از گذشت ماها و جستجو از تمامی ساحرها
او را یافتم پس بسمتش رفتم تا احساسم را به او بگویم
اما حیف که او در میان ما نبود
او سالهای پیش مرده بود و من عاشق زنی شده بودم که
هیچگاه نخواهم توانست او را ببینم
برتا جورکینز بدستور یکی از سیاهترین جادوگر زمان کشته شده بود

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

Re: معجون عشق!!!
ارسال شده در: سه‌شنبه 13 دی 1384 18:27
نمایش جزئیات
آفلاین
از روزي كه ديدم تورو شيفته ات شدم!
چطور مي تونم تركت كنم نازنينم .......!
قلب من همش از عشق تو صداهاي ناجوري از خودش ميده بيرون ..........!
ناناز ،عشق من عاشقم باش،در حسرت ديدار تو آوارترينم!(اينا رو پشت كاميون نوشته بود)چشماته كه من رو كشته ....!
ديگه من بايد به چه زبوني بگم دوست دارم لانگ باتم فقط خواهش ميكنم غش نكن !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارادتمند-ساتانيكا ملوني
Re: معجون عشق!!!
ارسال شده در: دوشنبه 12 دی 1384 19:54
نمایش جزئیات
آفلاین
البته واضح و مبرهن است که عشق در دین وزین آسلام، آخر حرام است !
عشق مجازی، این بلای خوف که دامن گیره هرچه جوان و پیر و پاتاله، زندگی ها را نابود کرده و الآن مشغول گذراندن تعطیلات در مجالس بی جامه پارتی می باشد !
عشق ها به قدری محدود گشته اند که شب عقد عروس و داماد با دلایلی بس ناموجه با سیم سرور به جان یکدیگر افتاده و به عمل ضرب و شتم می پردازند !
گیلدروی لاکهارت ( کروشیو علیه )، با ساخت بی جامه پارتی کلاب های متعدد در سطح شهر، جوانان را ترغیب و تشویق نمود تا با شرکت در چنین مجالسی به بی ناموسی بپردازند ! و البت از طرفی هم آنها را انگشت به دهن نمود تا از میان آن همه بی جامه پارتی کلاب یکی را انتخاب کنند !
ای بابا ! نگاه نگاه است ! نگاه به نا محرم، به چشم خواهر و برادری و مادر و پدری نداریم !
اما ؛ با این همه ی این تفاسیر، هر چقدر به این مغز کزایی فشار میارم نمیتونم عشق بی اندازمو به نارسیسا توجیه کنم ! مخصوصا الان که شوهرش توی آزکابان داره آب خنک میخوره !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!