ج1-
اسم این وردی که من میخوام راجعبش توضیح بدم ریکلامورا است !
این ورد بی نهایت ورد موثری است و اغلب این طلسم در دوئل های تک به تک کاربرد دارد .
طرز اجرای این ورد این گونه است که شخص ابتدا باید تمرکزش را روی هدف مورد نظرش جمع کند سپس چوبدستی اش را بالا بگیرد و آن را روی هدف تنظیم کند بعدش چوبدستیش رو به صورت شلاقی تکون بدهد و در این حین فریاد بزند :
_ ریکلامورا !!!
در صورت رعایت کردن تمام این شرایط بعدش نور آبی رنگ دیگری از نوک چوبدستیتان خارج میشود که در صورتی که به کسی برخورد کند در جا آن شخص خشک میشود و لازم به ذکر است که به هوش آوردن این شخص بدون معجون امکان پذیر نیست !!!
ج2-
این ورد حدودا سی سال پیش به دست آلبوس دامبلدور کشف شد
ج3-
11 اکتبر سال 1976
ج4-
_ هووووی بلیز اون ته کلاس داری چیکار میکنی ؟
این صدای خشمگین پروفسور کارکاروف بود که برای صدمین بار در آن رو بلیز رو صدا میزد .
بلیز با بی حوصلگی :
_ پروفسور با منی ؟
_ آره دیگه بدو بیا جلوی کلاس ببینم چی از درس امروز یاد گرفتی !
بلیز با اوقات تلخی مجله چوب جاروهای سالش را درون جامیزش گذاشت و در حالی که قوز کرده بود از سر جاش بلند شد و به جلوی کلاس اومد .
پروفسور کاراکاروف با یک حرکت روی پاشنه پاش چرخید و گفت :
_ هوووووی ! اون آدامس چیه توی دهنت ؟
بلیز چند لحظه با تعجب به پروفسور نگاه کرد سپس گفت :
_ آقا آدامس ندارم بابا چرا گیر میدی بیا آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا
کاکاروف که از شدت بوی آدامس دهن بلیز اخماش در هم رفته بود با عصبانیت گفت :
_ خیلی خب باشه بابا قبول دارم ! حالا بدو این طلسمرو برام اجرا کن ببینم !
بلیز : کدوم طلسم ؟
پروفسور کارکاروف با عصبانیت فریاد زد :
_حالا میگی کدوم طلسم ؟ 20 امتیاز از هافل کم میشه
بلیز : قربان من تو اسلی هستم
کارکاروف با عصبانیت فریاد زد :
_ پس پنجاه امتیازم از گریفندور کم میشه ! باز هم میخوای امتیاز کم کنم یا اینکه یادت اومد
بلیز با نگرانی نگاهی به دانش آموزان هافل و گریف انداخت که داشتند چپ چپ اونو نگاه میکردند سپس گفت :
_ مثل اینکه یک چیزایی داره یادم میاد
ایگور با حرص گفت :
_ خیلی خب منتظرم !
کلاس ساکت شد . بلیز در حالی که آستینهایش رو بالا میزد با چوبدستیه آماده اش در وسط کلاس قرار گرفت .
تمام چشمها به بلیز دوخته شده بود . بلیز در حالی که زبونش از لای دندوناش زده بود بیرون به خودش فشار میاورد تا تمرکز کند و به طلسمی که میخواهد اجرایش کند بی اندیشد .
سرانجام انتظارات به پایان رسید . بلیز چوبدستیش رو به صورت دایره برگردوند و با آخرین توانش فریاد زد :
_الپناااااااااتاسوس!!!!
نور رنگینی از نوک چوبدستیه بلیز خارج شد که باعث نورانی شدن کل کلاس شد .
بلیز با خوشحالی چوبدستیش رو به سمت دهنش برد و نوک آن را فوت کرد سپس برگشت تا ببیند پروفسور کارکاروف از عملکردش راضی بوده یا نه !
اما بر خلاف تفکرش دید که پروفسور کارکاروف در حالی که از سرش دود سیاهی بلند میشود دارد با خشانت تمام او را نگاه میکند
بلیز که متوجه اشتباهش شده بود با شرمندگی سرش رو انداخت پایین . آن روز بدترین کلاس وردهای جادویی بود.

( دیگه پروفسور گاهی اوقات از این مشکلات پیش میاد دیگه شرمنده

)
سوال آخر :
در افسانه ها آمده است که هر موقع زمین و ماه و خورشید در یک امتداد قرار بگیرند بطوری که سایه ماه روی زمین بی افتد و سایه زمین و ماه هم با هم روی سیاره عطارد بیفتد آن وقت قدرت این طلسم چندیدن برابر میشود .
طبق محاسباتی که بنده خودم به تنهایی انجام دادم این اتفاق هر 1734 سال و 5 ماه و سه روز و 1 ساعت و 22 دقیقه و 36 ثانیه و 7 صدم ثانیه یک بار اتفاق می افتد

-------------------
ایگور جان دیگه چرا از این به بعد امتیاز کمتری میدی ؟
مگه خودت نگفتی که تا چهارشنبه وقت داریم ! خب منم مقالم رو با حساب اون پست شما فرستادم که تا قبل از چهارشنبه به دست شما برسه !
اگر چنین قانونی بود باید از اولش اعلام میکردین که ما هم بدونیم یکدفعه که نمیشه یک روز بیاین اعلام کنین که دیگه از این به بعد امتیازش کمتره !
با تشکر امیدوارم نظرتون عوض شود .