
و لوری می پره رو هوا...
صحنه اسلوموشن میشه..."(( لوری الان رو هوا هستش و داره با یک حرکت کاراته به آرامی میره تو صورت لسترانج...))"::

یهو صحنه تند میشه و لگد میره تو صورت لسترانج...لسترانج 5 متر به عقب پت میشه و با سر میره تو کتابخونه مریدانوس...کتابخونه کج میشه و همه کتابا میریزه رو سر ملت.....
لوری هم رو زمین فرود میاد و لبخندی مزنه و دندان های سفیدش برق می زنه.....
مریدانوس جیغ کشید و گفت:
ای هرزه های حروم زاده...آدمای...""(( سانسور شد، وب مستر))""
ملت:

لوری: با من بودی؟؟؟!!!

مریدانوس: نخیر..با این زنیکه شاسمنگ بودم..عین کورا میاد تو کتابخونه خوشگل من...
بلاتریکس لسترانج:

یهویی همه ملت از آشفتگی می زنند بیرون مغازه......
مریدانوس:

رومسا: با این کاراتون هر چی مشتری بود پروندید...همیشه راب کاری می کنید....اه..

لوری: من مامورم معذورم...ترقه زد..من هم باهاش برخورد قانونی کردم.....

جرج: حالا بی خیال..همگی که می دونید من هیچ کاری تشریف دارم....

ملت حاضر در مغازه:

جرج: باشه اصلا کار من بوده...اگه می تونی منو بگیر....

و زد به فرار و از مغازه خارج می شد که یهو.............
ادامه دارد...................
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج
