بازگشت بزرگ مرد عالم دامبلدور
با سلام خدمت شما عزيزان ...طبق اخرين اخبار رسيده آلبوس دامبلدور باز هم به ميان ما بازگشت....
اون در اولين اقدام خود محفل ققنوس را دوباره نوراني كرد....
او در اين اقدام با راه انداختن محفل به سياها موجود در بازار فهماند كه محفل بيدي نيست كه با اين بادا بلرزه...به هر صورت....
آلبوس دامبلدور ليست كامل اعضاي محفل رو به صورت زيباتري اعلام كرد!!!!
او ليست را به سه قسمت تقسيم كرده است!!!
1-اعضای اصلی و ثابت محفل ققنوس
2-اعضای عادی محفل ققنوس
3-اعضای افتخاری محفل ققنوس
**(اعضای اصلی و ثابت محفل ققنوس)**
آنیتا دامبلدور
بیل ویزلی
سیریوس بلک
سدریک دیگوری
چوچانگ
استرجس پادمور
آرتیکوس دامبلدور
پروفسور لاوین
اوتو بگمن
لیلی اوانز
برادر حمید
رون ویزلی
توماس جانسون
رونان
**(اعضای عادی محفل ققنوس)**
جسیکا پاتر
رومسا
مریدانوس
هلگا هافلپاف
رز زلر
هپزیبا اسمیت
لونا لاوگود
مارکوس فلینت
تالاس ولدمورت
نیمفادورا تانکس
دنیل واتسون
گلوری گرنجر
کج پا
لیندسی گرنجر
لوییس لاوگود
سارا اوانز
فایرنز
گتافيكس
**(اعضای افتخاری محفل ققنوس)**
مرلین
فلور دلاکور
هرمیون گرنجر
اندرومیدا بلک
گودریک گریفيندور
براي كسب اطلاعات بيشتر و گوش دادن به صحبتهاي زيبا و دل نشين آلبوس دامبلدور عزيز به راديو محفل بزرگ مراجعه كنيد!!!
استرجس پادمور
خبرنگار اعزامي پيام امروز و سخنگوي محفل بزرگ
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
12 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
[[single]] پيام امروز
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/03/07
تولد نقش: 1396/08/07
آخرین ورود: دوشنبه 11 مرداد 1400 20:30
از: یک جایی!
پستها:
3574

جزئیات کاربر

عاشق شدنه وزیر!!
به گذارش خبر (نگاریه)ای ای ان بی بی سی دبلیو سی تو وان خبر رسیده که وزیر اعظم طی یه اقدام مشکوکانه عاشق شده هنوز جزئیات خبر کامل نشده اما به محض کامل شدن این خبر گذاری اعلام خواهد کرد که وزیر عاشق چه کسی شده!
مفقود شدنه کفی!
به گذارش همون خبر گذاری کفی به مدت چند ساعت توسط فامیلش که یکم دور هم هست (کلاغ) روبوده شده و به مدت چند ساعت دو نه دونه پراش رو میکندن کلا وقتی کفی رو پیدا کردن پری بر تن نداشته و جمعیت برای کفی دونه دونه پراش رو جمع کرده و به دستش داده و دلی برایش سوزونده اند در حال حاضر خبری از کفی نمیباشد و معلوم نیست زندس یا مرده!
به گذارش خبر (نگاریه)ای ای ان بی بی سی دبلیو سی تو وان خبر رسیده که وزیر اعظم طی یه اقدام مشکوکانه عاشق شده هنوز جزئیات خبر کامل نشده اما به محض کامل شدن این خبر گذاری اعلام خواهد کرد که وزیر عاشق چه کسی شده!
مفقود شدنه کفی!
به گذارش همون خبر گذاری کفی به مدت چند ساعت توسط فامیلش که یکم دور هم هست (کلاغ) روبوده شده و به مدت چند ساعت دو نه دونه پراش رو میکندن کلا وقتی کفی رو پیدا کردن پری بر تن نداشته و جمعیت برای کفی دونه دونه پراش رو جمع کرده و به دستش داده و دلی برایش سوزونده اند در حال حاضر خبری از کفی نمیباشد و معلوم نیست زندس یا مرده!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
««دلبستگی من به جادوگران و ""اعضایش"" بیشتر از اون چیزیه که فکرش رو میکنید»»
دامبل جمله ?
دامبل جمله ?
جزئیات کاربر

من از كريچر حمايت مي كنم ( كريچر عزيز ... چه كسي مي خواهد من و تو ، ما نشويم ... خانه اش ويران باد !!!!!)
مكان :جلسات مخفيانه هظب !
زمان : نيمه شب و پانزده دقيقه .... نيمه شب و پانزده دقيقه ... بوق .. بوق.. بوق
- پسر چه باهال ! الو سلام 119 آقا ميشه يه بار ديگه بگي !!
ساعت نيمه شب و پانزده دقيقه ... ساعت نيمه شب و پانزده دقيقه .. بوق .. بوق !
تمام اعضاي حذب در كف اين تكونولوژي خفن ماگلي بودند ...
هر كس سعي مي كرد گوشي تلفن را بنحوي مال خود كند !!!!
- سدي سدي گوشيو بده من !
سدريك : بيا عزيزم ... فقط سعي كن از اين به بعد با مرداي غريبه كمتر حرف بزني !
- باشه عزيزم ! الو 119 آقا ببخشيد يه سوال داشتم ..... آیا کریچر توانایی این را دارد تا بر ققنوس چیره شود؟؟! چواب خیر است! چرا که کرچر تنها یک جن خانگیست، آما ققنوس پرنده ای والا مقام و پرافتخار است!!!
صداي كوئيرول : يك عدد غلط املايي ...... آنيتا دامبلدور براي مدت نامعلومي بلاك مي شود !!! دين دين
(اگه كل ماجرا رو متوجه نشديد يكبار با 119 تماس بگيريد و بعد امضاي آنيتا را مطالعه كنيد )!
اوهوووم ... اوهووم .... جلسه از لحظاتي ديگر رسمي مي شود ../.
ققي : خب شروع مي كنيم !
كسي نظري داره ...
يكي از حاضران : من يه شعر گفتم ... مي تونم بخونم !
ققي: آره عزيزم اين حذب كاملا دمكراتيكاته ... بخون جيييگر !
ققي رو به سدي : اين كيه ؟
سدي : هووووووووووووووم ... مطمئنا زن من نيست ... چون مرده !!!
طرف ميره بالاي سن شروع مي كنه به شعر خوندن ...
" ..... من مرغ آتشم ... مي سوزم از شراره ي اين عشق سركشم ... " ( مرغ آتش = ققنوس = ققي ) !
-آآييي ...سوختم كمك .
سدي:آنيتا عزيزم ميشه زنگ بزني آتش نشاني !
آنيتا كه هنوز گوشي تلفن در دستش بود : الو آتش نشاني .....
ساعت نيمه شب و هفده دقيقه ... ساعت نيمه شب و هفده دقيقه ... بوق ..بوق !!!
كيلومتر ها آنطرف تر كريچر روي مبل راحتي كنار اربابش عله بزرگ به خواب رفته بود !!
( خداييش چون خبر مهمي بود گفتم تو پيام امروز بزنم
) !
مكان :جلسات مخفيانه هظب !
زمان : نيمه شب و پانزده دقيقه .... نيمه شب و پانزده دقيقه ... بوق .. بوق.. بوق
- پسر چه باهال ! الو سلام 119 آقا ميشه يه بار ديگه بگي !!
ساعت نيمه شب و پانزده دقيقه ... ساعت نيمه شب و پانزده دقيقه .. بوق .. بوق !
تمام اعضاي حذب در كف اين تكونولوژي خفن ماگلي بودند ...
هر كس سعي مي كرد گوشي تلفن را بنحوي مال خود كند !!!!
- سدي سدي گوشيو بده من !
سدريك : بيا عزيزم ... فقط سعي كن از اين به بعد با مرداي غريبه كمتر حرف بزني !
- باشه عزيزم ! الو 119 آقا ببخشيد يه سوال داشتم ..... آیا کریچر توانایی این را دارد تا بر ققنوس چیره شود؟؟! چواب خیر است! چرا که کرچر تنها یک جن خانگیست، آما ققنوس پرنده ای والا مقام و پرافتخار است!!!
صداي كوئيرول : يك عدد غلط املايي ...... آنيتا دامبلدور براي مدت نامعلومي بلاك مي شود !!! دين دين
(اگه كل ماجرا رو متوجه نشديد يكبار با 119 تماس بگيريد و بعد امضاي آنيتا را مطالعه كنيد )!
اوهوووم ... اوهووم .... جلسه از لحظاتي ديگر رسمي مي شود ../.
ققي : خب شروع مي كنيم !
كسي نظري داره ...
يكي از حاضران : من يه شعر گفتم ... مي تونم بخونم !
ققي: آره عزيزم اين حذب كاملا دمكراتيكاته ... بخون جيييگر !
ققي رو به سدي : اين كيه ؟
سدي : هووووووووووووووم ... مطمئنا زن من نيست ... چون مرده !!!
طرف ميره بالاي سن شروع مي كنه به شعر خوندن ...
" ..... من مرغ آتشم ... مي سوزم از شراره ي اين عشق سركشم ... " ( مرغ آتش = ققنوس = ققي ) !
-آآييي ...سوختم كمك .
سدي:آنيتا عزيزم ميشه زنگ بزني آتش نشاني !
آنيتا كه هنوز گوشي تلفن در دستش بود : الو آتش نشاني .....
ساعت نيمه شب و هفده دقيقه ... ساعت نيمه شب و هفده دقيقه ... بوق ..بوق !!!
كيلومتر ها آنطرف تر كريچر روي مبل راحتي كنار اربابش عله بزرگ به خواب رفته بود !!
( خداييش چون خبر مهمي بود گفتم تو پيام امروز بزنم
) !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :
ابتدا به لين
ابتدا به لين
جزئیات کاربر

حمله به منزل وزیر
به گزارش خبر گذاری دی اس اخ دیروز در حمله ای که توسط البوس و خانواده صورت گرفت منزل وزیر فتح شد.این عملیات که با نام وزارت 20 انجام شده همینک به پایان رسیده.
گزارش های هول انگیزی از خانه ی وزیر به دست ما رسیده .
طبق این گزارشات در زیر زمین خانه ی وزیر ,سیاه چال های فراوانی وجود دارد که در ان ها به شکنجه ی مخالفان می پردازند.
همینک دو تن از افرادی که در هلفدونی به گرفتن اعتراف از مخالفان می پرداختند به گروگان گرفته شده اند.اسامی این افراد عبارتند از:مونتاگ و استرجس .
تا به حال یکی از زندانیان هم ازاد شده که به گفته خودش الان در اعتصاب غذا به سر میبرد.
به گزارش خبر گذاری دی اس اخ دیروز در حمله ای که توسط البوس و خانواده صورت گرفت منزل وزیر فتح شد.این عملیات که با نام وزارت 20 انجام شده همینک به پایان رسیده.
گزارش های هول انگیزی از خانه ی وزیر به دست ما رسیده .
طبق این گزارشات در زیر زمین خانه ی وزیر ,سیاه چال های فراوانی وجود دارد که در ان ها به شکنجه ی مخالفان می پردازند.
همینک دو تن از افرادی که در هلفدونی به گرفتن اعتراف از مخالفان می پرداختند به گروگان گرفته شده اند.اسامی این افراد عبارتند از:مونتاگ و استرجس .
تا به حال یکی از زندانیان هم ازاد شده که به گفته خودش الان در اعتصاب غذا به سر میبرد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[url=http://www.jadoogaran.org//images/pictures/ketabe-Rael.zip]الوهیم مرا به
جزئیات کاربر

اخبار ساعت هشت
در ادامه گزارشات استرجس پادمور سخنگوی محفل .با خبر نگار اعزامی به منطقه ارتباط مستقیمی برقرار کرده ایم تا جامعه ی جادوگری از اوضاع در کافه و مناطق اطراف ان با خبر شوند.
...:ارشام صدای مرا میشنوی.
صدای طلسم هایی که به دیوار میخورند و از مسیر اصلی خود منحرف میشوند شنیده میشود
ارشام:بله بله سلام میکنم خدمت همه ی جادوگران.
...:لطفا از اوضاع منطقه برای ما بگویید و اینکه ایا هنوز هم درگیری ادامه داره؟
ارشام:بله.امروز صبح مرگ خواران به همراهی لرد تاریکی به کافه محفل حمله کردند.
اما کافه چند وقتیست که به دلیل نبودن دامبلدور خالیست.بنابراین در حمله ی اولیه تلفاتی داده نشد.اما با گذشت زمان و با ظاهر شدن نشان سیاه بر فراز بام های منطقه, محفلی ها هرچه سریع تر خود را به منطقه رساندند و همینک در حال برنامه ریزی برای حمله هستند.طبق گزارشات رسیده از وزارتخانه گروه کاراگاهان نیز به رهبری بیل ویزلی به منطقه اعزام شده اند.ما اجازه ی رفتن به نزدیکی کافه را نداریم ولی با استفاده از دوربین هایی که در اختیار داریم توانستیم ورود کاراگاهان را به کافه ببینیم.
طبق تلگرافی هم که همینک جناب وزیر مردمی برای ما ارسال نموده اند ارتش نیز در راه است.
...:ایا خبری از تعداد کشته شدگان دارید.
ارشام:نه هنوز خبری به دست ما نرسیده.ولی دوربین ها به زمین افتادن یکی از کاراگاهان را نشان داده اند.
...:پس هنوز نبرد با شدت ادامه داره؟
ارشام:بله ادامه داره و طبق پیش بینی شدت ان بیشتر هم خواهد شد.
...:ایا لرد سیاه همینک در کافه است؟
ارشام:ایشان پس از اولین حمله از محل خارج شدند.و دیگر دیده نشده اند.
در ادامه گزارشات استرجس پادمور سخنگوی محفل .با خبر نگار اعزامی به منطقه ارتباط مستقیمی برقرار کرده ایم تا جامعه ی جادوگری از اوضاع در کافه و مناطق اطراف ان با خبر شوند.
...:ارشام صدای مرا میشنوی.
صدای طلسم هایی که به دیوار میخورند و از مسیر اصلی خود منحرف میشوند شنیده میشود
ارشام:بله بله سلام میکنم خدمت همه ی جادوگران.
...:لطفا از اوضاع منطقه برای ما بگویید و اینکه ایا هنوز هم درگیری ادامه داره؟
ارشام:بله.امروز صبح مرگ خواران به همراهی لرد تاریکی به کافه محفل حمله کردند.
اما کافه چند وقتیست که به دلیل نبودن دامبلدور خالیست.بنابراین در حمله ی اولیه تلفاتی داده نشد.اما با گذشت زمان و با ظاهر شدن نشان سیاه بر فراز بام های منطقه, محفلی ها هرچه سریع تر خود را به منطقه رساندند و همینک در حال برنامه ریزی برای حمله هستند.طبق گزارشات رسیده از وزارتخانه گروه کاراگاهان نیز به رهبری بیل ویزلی به منطقه اعزام شده اند.ما اجازه ی رفتن به نزدیکی کافه را نداریم ولی با استفاده از دوربین هایی که در اختیار داریم توانستیم ورود کاراگاهان را به کافه ببینیم.
طبق تلگرافی هم که همینک جناب وزیر مردمی برای ما ارسال نموده اند ارتش نیز در راه است.
...:ایا خبری از تعداد کشته شدگان دارید.
ارشام:نه هنوز خبری به دست ما نرسیده.ولی دوربین ها به زمین افتادن یکی از کاراگاهان را نشان داده اند.
...:پس هنوز نبرد با شدت ادامه داره؟
ارشام:بله ادامه داره و طبق پیش بینی شدت ان بیشتر هم خواهد شد.
...:ایا لرد سیاه همینک در کافه است؟
ارشام:ایشان پس از اولین حمله از محل خارج شدند.و دیگر دیده نشده اند.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[url=http://www.jadoogaran.org//images/pictures/ketabe-Rael.zip]الوهیم مرا به
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/03/07
تولد نقش: 1396/08/07
آخرین ورود: دوشنبه 11 مرداد 1400 20:30
از: یک جایی!
پستها:
3574

حمله سياهاي بيكار به كافه محفل ققنوس
بر طبق آخرين اخبار .... عده اي از مرگخواران پاچه خوار ولدمورت(جرأتو داشتي
) به دستور وي به كافه محفل حمله كردن...در پي اين عمل كه بسيار ناشايست بود ملت سفيد اعتراضي نكردن چون مدتي بود كه محفل خالي بود.....
ما در ميان همه ي طلسمها و وردهاي خطر ناك خودمون رو به استرجس پادمور سخنگوي محفل رسانديم و از او سوالهايي به عمل آورديم...
خبرنگار بي كار پيام امروز:
استرجس جان نظرت درباره اين حمله چيه؟؟؟
استرجس بوقي زد و جواب داد:
خب بايد بگم واقعا بيكارن كه به محفل حمله ميكنن....آقا چرا اون موقع كه ما دامبل رو داشتيم حمله نميكردن...چرا اون موقع كه روزي 50 نفر توي محفل پست ميزدن حمله نكردن......
خبرنگار بي كار پيام امروز:
خب سوال بعدي...به نظر شما كي در اين جنگ پيروز ميشه؟؟؟
استرجس:خب بايد بگم حمله بي خود و بي موقعي بود.....كاملا بي موقع...ما حتما تلافي خواهيم كرد...مطمئن باشيد...ولي درمورد اين حمله بايد بگم كه اونا پيوز نميشن...چون هيچ يك از افراد سفيد عكس العملي نشون ندادند و اين نشون ميدهد كه ملت سياه بايد برگردن......
خبرنگار بي كار پيام امروز خواست سوال ديگري بپرسد كه طلسمي از طرف پيتر پتي گرو به سمت اونا شليك شد.....
استرجس و خبرنگار سرشون رو پايين آوردن در اين موفع بود كه استرجس فرياد زد:
خودم ميكشمت پيتر
به هر صورت ما كافه رو ترك گفتيم و در بين راه هم استرجس از ما خداحافظي كرد و رفت...
اين بود اخباري تازه از محفل ققنوس...
خبرنگار پيام امروز...به همراه استرجس پادمور سخنگوي محفل...
بر طبق آخرين اخبار .... عده اي از مرگخواران پاچه خوار ولدمورت(جرأتو داشتي
) به دستور وي به كافه محفل حمله كردن...در پي اين عمل كه بسيار ناشايست بود ملت سفيد اعتراضي نكردن چون مدتي بود كه محفل خالي بود.....ما در ميان همه ي طلسمها و وردهاي خطر ناك خودمون رو به استرجس پادمور سخنگوي محفل رسانديم و از او سوالهايي به عمل آورديم...
خبرنگار بي كار پيام امروز:
استرجس جان نظرت درباره اين حمله چيه؟؟؟
استرجس بوقي زد و جواب داد:
خب بايد بگم واقعا بيكارن كه به محفل حمله ميكنن....آقا چرا اون موقع كه ما دامبل رو داشتيم حمله نميكردن...چرا اون موقع كه روزي 50 نفر توي محفل پست ميزدن حمله نكردن......
خبرنگار بي كار پيام امروز:
خب سوال بعدي...به نظر شما كي در اين جنگ پيروز ميشه؟؟؟
استرجس:خب بايد بگم حمله بي خود و بي موقعي بود.....كاملا بي موقع...ما حتما تلافي خواهيم كرد...مطمئن باشيد...ولي درمورد اين حمله بايد بگم كه اونا پيوز نميشن...چون هيچ يك از افراد سفيد عكس العملي نشون ندادند و اين نشون ميدهد كه ملت سياه بايد برگردن......
خبرنگار بي كار پيام امروز خواست سوال ديگري بپرسد كه طلسمي از طرف پيتر پتي گرو به سمت اونا شليك شد.....
استرجس و خبرنگار سرشون رو پايين آوردن در اين موفع بود كه استرجس فرياد زد:
خودم ميكشمت پيتر
به هر صورت ما كافه رو ترك گفتيم و در بين راه هم استرجس از ما خداحافظي كرد و رفت...
اين بود اخباري تازه از محفل ققنوس...
خبرنگار پيام امروز...به همراه استرجس پادمور سخنگوي محفل...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!


جزئیات کاربر

وزارتخانه آسلامی نیست!
به نقل از واحد ارزشیِ ستاد مرکزی آسلام:
حاجآقا دارک لرد که دیروز در خطبههای نماز شنبهی مسجد شهید گیزر سخنرانی میکرد اشاره کرد که وزارتخانه آسلامی نیست. وی با اشاره به جو ضدآسلامی جامعه، وزارتخانه را تهدید کرد که در صورت ادامهی وضعیت فعلی حکم جهاد خواهد داد. ایشان گفتند: " درسته این وزیر خیلی سیفیده! ولی دلیل نمیشه که هر کاری دلش خواست انجام بده!" ناظران و کارشناسان اعلام داشتند که شخص حاجی به دنبال قدرت شخصی بیشتر در سطح جامعه هستش و اینا همش بهانه هستش. البته این ناظران و کارشناسان یک ساعت بعد در حالی که سر و وضع آشفته و احوالات عجیبی داشتند حرفهای خود را تکذیب کرده و گفتند که حاجآقا فقط به فکر مصلحت جامعه هستند و مسلماً وزارت در کنار ولایت آسلامی همسو کار خواهد کرد.
ولدی ادیسه دشمن ادبیات دومبولیسم!
در ادامهی خطبهها و در خطبهی 545 حاجآقا ایشان ضمن اشاره به اینکه جادوی سیاه صلحآمیز و کشتن سفیدها به صورت صلحآمیز و ترکوندن همهجا به صورت صلحآمیز و کلاً انجام هر کار خبیثانهای به صورت صلح آمیز حق مسلم ماست! به توطئهی شخص معلومالحال ضدآسلامی به نام ولدی ادیسه اشاره کردند. ایشان گفتند" این کیه من نميدونم! ولی به خاطر آقا دامبل هم که شده با ایشون برخورد آسلامی خواهم کرد" ایشان سپس نگاهی حاجیانه به قسمت خواهران انداختند که موجب شد چند خواهر بیهوش بشوند که معلوم شد جاسوسان ولدی ادیسه بودهاند! سپس ادامه دانند. " من نميدونم این چطوری حرف میزنه! ولی این ضدارزشهای پستزنی جادوگران ضدآسلام و دشمن آسلام است! به خصوص که در اقدامی مذبوحانه از آداس هم حمایت رسمی کرده! من از اولم میدونستم این یه ریگی به وندشه!" سپس در حالی که با دست راست یه شیشهی نوشابه 3 لیتری را نگاه داشته بودند ادامه دادند:" من در اینجا اعلام میکننم که کشیدن سیگار حرامه" سپس کسی از پشت کاغذی دست ایشان داد و ایشان فرمودند... " این چیزی که یه کم قبل گفتم منظورم این بود که ولدی ادیسه باید از کتاب هریپاتر محو شود!" سپس مردم در اقدامی آسلامی لبیک گویان از میدان شهید سدریک تا درب ستاد تظاهرات کردند و شعارهایی مانند: ای حاجیِ آزاده! آمادهایم آماده.. وای اگر آسلامیوس حکم جهادم دهد!... آواداکداوارای ادیسه نتواند که جوابم دهد!...
نیش نیش و کرام در چنگال پلید آداس!
به نقل از شبکهی معلومالحال سوسک امروز ... وبمستر مردمی کرام و مارِ معلومالحال سالازار اسلایترین هنوز در چنگال آداس که خونِ جادوگران هنوز هم از آن چنگال ميچکد!، گرفتار هستند. از نجاتدهندگان عزیز خواهش ميشود در صورت تمایل به عملیات انتحاری به دفتر مرکزی امو حاج و یا ستاد مرکزی آسلام و منکرات جادو مراجعه کنند!
به نقل از واحد ارزشیِ ستاد مرکزی آسلام:
حاجآقا دارک لرد که دیروز در خطبههای نماز شنبهی مسجد شهید گیزر سخنرانی میکرد اشاره کرد که وزارتخانه آسلامی نیست. وی با اشاره به جو ضدآسلامی جامعه، وزارتخانه را تهدید کرد که در صورت ادامهی وضعیت فعلی حکم جهاد خواهد داد. ایشان گفتند: " درسته این وزیر خیلی سیفیده! ولی دلیل نمیشه که هر کاری دلش خواست انجام بده!" ناظران و کارشناسان اعلام داشتند که شخص حاجی به دنبال قدرت شخصی بیشتر در سطح جامعه هستش و اینا همش بهانه هستش. البته این ناظران و کارشناسان یک ساعت بعد در حالی که سر و وضع آشفته و احوالات عجیبی داشتند حرفهای خود را تکذیب کرده و گفتند که حاجآقا فقط به فکر مصلحت جامعه هستند و مسلماً وزارت در کنار ولایت آسلامی همسو کار خواهد کرد.
ولدی ادیسه دشمن ادبیات دومبولیسم!
در ادامهی خطبهها و در خطبهی 545 حاجآقا ایشان ضمن اشاره به اینکه جادوی سیاه صلحآمیز و کشتن سفیدها به صورت صلحآمیز و ترکوندن همهجا به صورت صلحآمیز و کلاً انجام هر کار خبیثانهای به صورت صلح آمیز حق مسلم ماست! به توطئهی شخص معلومالحال ضدآسلامی به نام ولدی ادیسه اشاره کردند. ایشان گفتند" این کیه من نميدونم! ولی به خاطر آقا دامبل هم که شده با ایشون برخورد آسلامی خواهم کرد" ایشان سپس نگاهی حاجیانه به قسمت خواهران انداختند که موجب شد چند خواهر بیهوش بشوند که معلوم شد جاسوسان ولدی ادیسه بودهاند! سپس ادامه دانند. " من نميدونم این چطوری حرف میزنه! ولی این ضدارزشهای پستزنی جادوگران ضدآسلام و دشمن آسلام است! به خصوص که در اقدامی مذبوحانه از آداس هم حمایت رسمی کرده! من از اولم میدونستم این یه ریگی به وندشه!" سپس در حالی که با دست راست یه شیشهی نوشابه 3 لیتری را نگاه داشته بودند ادامه دادند:" من در اینجا اعلام میکننم که کشیدن سیگار حرامه" سپس کسی از پشت کاغذی دست ایشان داد و ایشان فرمودند... " این چیزی که یه کم قبل گفتم منظورم این بود که ولدی ادیسه باید از کتاب هریپاتر محو شود!" سپس مردم در اقدامی آسلامی لبیک گویان از میدان شهید سدریک تا درب ستاد تظاهرات کردند و شعارهایی مانند: ای حاجیِ آزاده! آمادهایم آماده.. وای اگر آسلامیوس حکم جهادم دهد!... آواداکداوارای ادیسه نتواند که جوابم دهد!...
نیش نیش و کرام در چنگال پلید آداس!
به نقل از شبکهی معلومالحال سوسک امروز ... وبمستر مردمی کرام و مارِ معلومالحال سالازار اسلایترین هنوز در چنگال آداس که خونِ جادوگران هنوز هم از آن چنگال ميچکد!، گرفتار هستند. از نجاتدهندگان عزیز خواهش ميشود در صورت تمایل به عملیات انتحاری به دفتر مرکزی امو حاج و یا ستاد مرکزی آسلام و منکرات جادو مراجعه کنند!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
!ASLAMIOUS Baby!
جزئیات کاربر

به گذارش خبرگذاری نیش نیشستان به نقل از نیش نیش کبیر چندی پیش خبر رسید که در پی درگیری ها هولناک فی مابین نیرو های نوشابه ای و نیروهای عدسی پایگاه اصلی عدسی ها روی سرشون خراب شده و فاجعه ای همانند هیروشیما دوباره تکرار شد! خبر نگار ما در واحد ارسالی خبر چنین نقل میکند!
-: در پی گروگان گرفته شدن ویکتوور کرام توسط ساحره ها و مورد آذار (حمایت از دومبولیسم) قرار گرفتن وی! حاج آقا دارک الخدا کبیر طی یک اقدام انتهاری نیروهای نوشابه ای را به مقر اصلی این ملعونان ساحره اعزام کرده و در نهایت با استفاده از طلسم هسته ای آسلامیوس مقر ایشان را برسرشان مورد رحمت قرار داده اند!
خبر نگار واحد سالی خبر لندن!
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=--=-
همچینین از آخرین اقدامات این حناب دارک الخدا بر کنار کردن برادر حمید از منسب ریاست منکرات بود که با تشویق و شادی خیل عظیمی از مردم رو به رو شد! طی این اقدام انتهاری برادر حمید بکلی از تمامی مسئولیت ها و مناصبش خلع گشته و به شغل شریف بیکاری مشغول شده است!
-=-=-=---=-=--=-=-=-=-=--
در نهایت خدمت طرفداران عزیز دارک الخدا باید عرض کنم که به زودی خبر گذاری شخصی این شخص بزرگوار! که خبر گذاری ای دی ان اس نام دارد! شروع به کار خواهد کرد و اخبار را بدون سانوسور برای شما بیان خواهد ... ..
ببخشید به علت پخش خبرمهمی که هم اکنون به ما رسید خبر قبلی را قطع نمودیم!
طبق خبری که همین الان از اداره هوا شناسی به ما رسیدطبق آخرین فعل و انفعالات زمینی! آتشفشان در شرف فوران تشریف دارن لطف راحت باشید!
=-=--=-=-=-=-=-=-
با تشکر تا بخش دیگر از خبر های نیش نیشستان
دارک الهدا نگهدار!
-: در پی گروگان گرفته شدن ویکتوور کرام توسط ساحره ها و مورد آذار (حمایت از دومبولیسم) قرار گرفتن وی! حاج آقا دارک الخدا کبیر طی یک اقدام انتهاری نیروهای نوشابه ای را به مقر اصلی این ملعونان ساحره اعزام کرده و در نهایت با استفاده از طلسم هسته ای آسلامیوس مقر ایشان را برسرشان مورد رحمت قرار داده اند!
خبر نگار واحد سالی خبر لندن!
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=--=-
همچینین از آخرین اقدامات این حناب دارک الخدا بر کنار کردن برادر حمید از منسب ریاست منکرات بود که با تشویق و شادی خیل عظیمی از مردم رو به رو شد! طی این اقدام انتهاری برادر حمید بکلی از تمامی مسئولیت ها و مناصبش خلع گشته و به شغل شریف بیکاری مشغول شده است!
-=-=-=---=-=--=-=-=-=-=--
در نهایت خدمت طرفداران عزیز دارک الخدا باید عرض کنم که به زودی خبر گذاری شخصی این شخص بزرگوار! که خبر گذاری ای دی ان اس نام دارد! شروع به کار خواهد کرد و اخبار را بدون سانوسور برای شما بیان خواهد ... ..
ببخشید به علت پخش خبرمهمی که هم اکنون به ما رسید خبر قبلی را قطع نمودیم!
طبق خبری که همین الان از اداره هوا شناسی به ما رسیدطبق آخرین فعل و انفعالات زمینی! آتشفشان در شرف فوران تشریف دارن لطف راحت باشید!
=-=--=-=-=-=-=-=-
با تشکر تا بخش دیگر از خبر های نیش نیشستان
دارک الهدا نگهدار!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
نمایشنا
جزئیات کاربر

شایعاتی چند اندر احوالات سدر آسلام و قعر آن
تیم حوادث طبیعی پیام امروز :
نفس حج سیاه مشت فشان خواهد شد
آسلام پیر دگر باره جوان خواهد شد!
اندک دقایقی پس از بازگشت متحوارنه و غیر منتظره ی کاروان حجاج از بار گاه ملکوتی معبد "آسلام-پوم" در کرانه های دارکیون ، عبایی ردا گونه خود را از باقی کاروان جدا کرده ، به تاخت به سوی شهر لندن شد وان پهلوان عرصه ی ایثار وان جان بر کف ِ جبهه ی خمار ( به فتح "خ" و تشدید "م" ) وان بسیار وان بی عار ، حاج آقا دارک لرد ِ "بر دار" ، در پی رهانیدن یکی از خادمان اش همی روان به سوی آداس کاندران جفا بسیار گشتی بر ندیمان ، و کسی هیچ نبودی در آن که جمعیت "زز" را اندکی مروت گردد و است!
از این رو ، مردی که نیمی از احشا یش را در راه آزاد سازی بلاد آسلام از چنگال مانیکوریده ( مورد مانیکور قرار گرفته) ی ساحران فدا نموده ، به در آداس رسید بی آنکه خود همی داند!
ناظران عینی اضافه می کنند که در طی یک عملیات نا موفق، تا این لحظه خادم حاج آقا دارک لرد اعظم همچنان در اسارت گروهک آداس قرار دارد!
اما خبر نگار ما شایعاتی جدی در باره ی چگونگی ناموفق گشتن و گردیدن عملیات در اختیار ما قرار داده که به نظر شما می رسانیم:
نقل قول:
و اما بشنوید از بلایی که به سر حاجی اومد!
در ههمون لحظاتی که سالازار اسلترین ، ندیم آداس در حال لبیک گفتن بود ، هیبت سیاه نحیف اما بلندی در مقابل در آداس فرود اومد!
- پاق!
حادل( حاج آقا دارک لرد): لعنت آسلام بر زیتون! این دیگه چی بود؟!
هیبت سیاه : من! لرد ولدمورت شوالیه ی حامی ساحران از لامانچا اعلام می کنم که راه روی تو بستست عالجناب حادل!
حادل : هین؟!
لرد ولدمورت : آهین! این جا تحت حمایت منه!
و این زمانه که هیبت سیاه ، وند خودش رو می کشه و ابعاد کوچه ای که به آداس می رسه ، از وحشت کوچیک می شه! وند رو روی سینه ی حادل قرار می ده!
حاج آقا دارک لرد دست رو توی عبا می کنه و در جیب مبارک فرو می بره !
یه اوتو بیرون میاره و به سمت لرد سیاه می گیره !! اتو رو می ندازه!
بعد یه شیشه نوشابه بیرون می کشه! بعد یه کتاب که روش نوشته آسلام وارز ، بعد یه چیز دایره ای شکل براق! روی این یکی یه چیزی نوشته که فقط " کرافت" اش معلومه! بعد یه سری هسته ی زرد آلو! بعد شیشه ی عطر گلاب ! بعد یه چیز نا موزون که روش نوشته گردان ارشاد سفیدی ( ابهام!!!!) و به نظر چیر
خطرناکی می رسه ! بعد یه مسواک! و....! بالاخره تصمیم می گیره رداش رو که بسی شبیه به عبا است از تن اش در بیاره و تکونش بده!
در تمام این مدت هیبت سیاه با چشم های گشاد شده داره حادل رو بر انداز می کنه!
از توی چین مبارک ردا یه چیزی بیرون میافته که به نظر لرد سیاه یه نخه که توش یه سری مهره ریختن!
حاجی نخ و مهره ها رو ( گویا ماگل های بهش می گن تسبیح یا تصبیح یا طثبیه) بلند می کنه و به شکل چوب جادو جلوی صورت هیبت سیاه می گیره! نخ ِ مهره دار فاصله ی کمی با دماغ جناب لرد داره که ناگهان وا می ره ، شل می شه و رو به پایین خم می شه! ( تصورش سخت نیست!
)
حاجی یه چیزی رو زمزمه می کنه : برپاییوس تاسبیروم!
اسلحه ای آسلامی دوباره راست سر پا می ایسته و تهدید کننده به نظر می رسه!
حاجی یه کم عقب می ره و :
- آسلامیوس!
لرد سیاه با سرعت خوبی ضد طلسم رو اجرا می کنه:
- زدآسلاموم!
حادل : خوبه اخوی! اما اینو داشته باش : " آسلامتُ آشهادیوم "
لرد سیاه که غافلگیر شده حال عجیبی پیدا می کنه! احساس می کنه دو تا بال در اورده و یه دایره ی طلایی بالای سرش داره می چرخه! با تون کم شروع می کنه به زمزمه ی آواز غریبی:
آشهادو ان حاجی ال....
یه نفر از توی فضای تاریک داخل آداس جیغ می زنه:
- نـــــــــــــــــــــه
( بعد صدا کلفت می شه و کش می یاد ! نوووو ــــــــــه !!!!!!)
لرد سیاه کم کم به حالت اولش بر می گرده و با خشم به حادل نگاه می کنه!
- آواداکداوریم! نه! آواداکرام را! نه نه! آشهادوکداورا!
( یه نفر از پشت در پچ پچ کنان می گه : آواداکداورا!)
لرد سیاه : آواداکداورا!
نور سبز رنگ به پرواز در میاد و درست می خوره به سینه ی حادل! همه منقلب می شن! صدای شیون از توی آداس به گوش می رسه!
- حاجی نبودی ببینی سالی آزاد گشته / نوشابه هایت .....
درست همین لحظه دوباره همه تحت تاثیر قرار می گیرن!
حادل که داشت روی برانکارد به بیرون میدان جنگ حمل می شد بلند می شه و می شینه! بعد به صحنه ی نبرد بر می گرده!
صدا هایی نالان : - حاجی با تعصب! هوم هوم هوم هوم! حاجی با تعصب...
میاد جلوی در و رو به روی لرد سیاه می ایسته!
-خودتو نشون بده ! ده یالا!
بعد بی تابی می کنه و کلاه شنل رو کنار می زنه!
- ماااااااا! چرا اینتو نیستی پس! کجایی؟!
شنل به نظر می رسه خود به خود توی هوا معلق مونده چون چیزی توی شنل نیست! مطلقا چیزی دیده نمی شه!
صدای ولدمورت: من همین جام حادل! منتها وجود ندارم!
- آسلامیوس! به حق آسلام! جنی شدی ولدی ادیسه؟! منظورت اینه که وجودشو نداری؟!
- ! نه! وجود ندارم حادل!
هیبت سیاه فریاد می زنه :
"آستاکبار ولدمورتیسماملیوسین تاردیون کمکفنرسول نوشابه بخار کن دینگ دینگ! "
هوای داغی از نوک چوب دستی بیرون میاد و ردای حادل رو به حرکت در میاره! نوشابه هایی از ردا رو به عقب پخش می شه ، روی زمین می ریزه ، فواره می زنه و در همین حال ردا مدام کوچیک و کوچیک تر می شه!
حادل منقلب می شه و به پهنای صورتش می خنده و روی پاشنه ی پا می چرخه و دوباره به پهنای صورت اش می خنده و دوباره روی پاشنه ی پا می چرخه: دوباره همدگیرو می بینم اخوی جلف سفید!
شترق تروق دارخ دومب! ( صدای غیب شدن حادل!!!!!!!)
لرد سیاه رو به در می کنه : ماموریت انجام شد "دیزی میس لیزی"
(dizzy miss lizzy)!
یه خانوم مسن انگلیسی جلو میاد و به شکل غریبی مدام پلک می زنه و دستاشو توی هم گره کرده و تاب می ده!
..........
پست رو پیام امروز یش کردم و این جا گذاشتم چون به نظر می رسید که توطئه ای در آداس در حال اجراست که از پیش تعیین شده است و نباید چیز خارجی واردش کرد!
تیم حوادث طبیعی پیام امروز :
نفس حج سیاه مشت فشان خواهد شد
آسلام پیر دگر باره جوان خواهد شد!
اندک دقایقی پس از بازگشت متحوارنه و غیر منتظره ی کاروان حجاج از بار گاه ملکوتی معبد "آسلام-پوم" در کرانه های دارکیون ، عبایی ردا گونه خود را از باقی کاروان جدا کرده ، به تاخت به سوی شهر لندن شد وان پهلوان عرصه ی ایثار وان جان بر کف ِ جبهه ی خمار ( به فتح "خ" و تشدید "م" ) وان بسیار وان بی عار ، حاج آقا دارک لرد ِ "بر دار" ، در پی رهانیدن یکی از خادمان اش همی روان به سوی آداس کاندران جفا بسیار گشتی بر ندیمان ، و کسی هیچ نبودی در آن که جمعیت "زز" را اندکی مروت گردد و است!
از این رو ، مردی که نیمی از احشا یش را در راه آزاد سازی بلاد آسلام از چنگال مانیکوریده ( مورد مانیکور قرار گرفته) ی ساحران فدا نموده ، به در آداس رسید بی آنکه خود همی داند!
ناظران عینی اضافه می کنند که در طی یک عملیات نا موفق، تا این لحظه خادم حاج آقا دارک لرد اعظم همچنان در اسارت گروهک آداس قرار دارد!
اما خبر نگار ما شایعاتی جدی در باره ی چگونگی ناموفق گشتن و گردیدن عملیات در اختیار ما قرار داده که به نظر شما می رسانیم:
نقل قول:
اینکه سر حاجی چه بلایی اومد و آیا مبارزهای در دفتر عادس در گرفت رو خلاصش رو فردا شب ميذاریم و وسط تابستون پخش میکنیم!
و اما بشنوید از بلایی که به سر حاجی اومد!
در ههمون لحظاتی که سالازار اسلترین ، ندیم آداس در حال لبیک گفتن بود ، هیبت سیاه نحیف اما بلندی در مقابل در آداس فرود اومد!
- پاق!
حادل( حاج آقا دارک لرد): لعنت آسلام بر زیتون! این دیگه چی بود؟!
هیبت سیاه : من! لرد ولدمورت شوالیه ی حامی ساحران از لامانچا اعلام می کنم که راه روی تو بستست عالجناب حادل!
حادل : هین؟!
لرد ولدمورت : آهین! این جا تحت حمایت منه!
و این زمانه که هیبت سیاه ، وند خودش رو می کشه و ابعاد کوچه ای که به آداس می رسه ، از وحشت کوچیک می شه! وند رو روی سینه ی حادل قرار می ده!
حاج آقا دارک لرد دست رو توی عبا می کنه و در جیب مبارک فرو می بره !
یه اوتو بیرون میاره و به سمت لرد سیاه می گیره !! اتو رو می ندازه!
بعد یه شیشه نوشابه بیرون می کشه! بعد یه کتاب که روش نوشته آسلام وارز ، بعد یه چیز دایره ای شکل براق! روی این یکی یه چیزی نوشته که فقط " کرافت" اش معلومه! بعد یه سری هسته ی زرد آلو! بعد شیشه ی عطر گلاب ! بعد یه چیز نا موزون که روش نوشته گردان ارشاد سفیدی ( ابهام!!!!) و به نظر چیر
خطرناکی می رسه ! بعد یه مسواک! و....! بالاخره تصمیم می گیره رداش رو که بسی شبیه به عبا است از تن اش در بیاره و تکونش بده!
در تمام این مدت هیبت سیاه با چشم های گشاد شده داره حادل رو بر انداز می کنه!
از توی چین مبارک ردا یه چیزی بیرون میافته که به نظر لرد سیاه یه نخه که توش یه سری مهره ریختن!
حاجی نخ و مهره ها رو ( گویا ماگل های بهش می گن تسبیح یا تصبیح یا طثبیه) بلند می کنه و به شکل چوب جادو جلوی صورت هیبت سیاه می گیره! نخ ِ مهره دار فاصله ی کمی با دماغ جناب لرد داره که ناگهان وا می ره ، شل می شه و رو به پایین خم می شه! ( تصورش سخت نیست!
) حاجی یه چیزی رو زمزمه می کنه : برپاییوس تاسبیروم!
اسلحه ای آسلامی دوباره راست سر پا می ایسته و تهدید کننده به نظر می رسه!
حاجی یه کم عقب می ره و :
- آسلامیوس!
لرد سیاه با سرعت خوبی ضد طلسم رو اجرا می کنه:
- زدآسلاموم!
حادل : خوبه اخوی! اما اینو داشته باش : " آسلامتُ آشهادیوم "
لرد سیاه که غافلگیر شده حال عجیبی پیدا می کنه! احساس می کنه دو تا بال در اورده و یه دایره ی طلایی بالای سرش داره می چرخه! با تون کم شروع می کنه به زمزمه ی آواز غریبی:
آشهادو ان حاجی ال....
یه نفر از توی فضای تاریک داخل آداس جیغ می زنه:
- نـــــــــــــــــــــه
( بعد صدا کلفت می شه و کش می یاد ! نوووو ــــــــــه !!!!!!)
لرد سیاه کم کم به حالت اولش بر می گرده و با خشم به حادل نگاه می کنه!
- آواداکداوریم! نه! آواداکرام را! نه نه! آشهادوکداورا!
( یه نفر از پشت در پچ پچ کنان می گه : آواداکداورا!)
لرد سیاه : آواداکداورا!
نور سبز رنگ به پرواز در میاد و درست می خوره به سینه ی حادل! همه منقلب می شن! صدای شیون از توی آداس به گوش می رسه!
- حاجی نبودی ببینی سالی آزاد گشته / نوشابه هایت .....
درست همین لحظه دوباره همه تحت تاثیر قرار می گیرن!
حادل که داشت روی برانکارد به بیرون میدان جنگ حمل می شد بلند می شه و می شینه! بعد به صحنه ی نبرد بر می گرده!
صدا هایی نالان : - حاجی با تعصب! هوم هوم هوم هوم! حاجی با تعصب...
میاد جلوی در و رو به روی لرد سیاه می ایسته!
-خودتو نشون بده ! ده یالا!
بعد بی تابی می کنه و کلاه شنل رو کنار می زنه!
- ماااااااا! چرا اینتو نیستی پس! کجایی؟!
شنل به نظر می رسه خود به خود توی هوا معلق مونده چون چیزی توی شنل نیست! مطلقا چیزی دیده نمی شه!
صدای ولدمورت: من همین جام حادل! منتها وجود ندارم!
- آسلامیوس! به حق آسلام! جنی شدی ولدی ادیسه؟! منظورت اینه که وجودشو نداری؟!
- ! نه! وجود ندارم حادل!
هیبت سیاه فریاد می زنه :
"آستاکبار ولدمورتیسماملیوسین تاردیون کمکفنرسول نوشابه بخار کن دینگ دینگ! "
هوای داغی از نوک چوب دستی بیرون میاد و ردای حادل رو به حرکت در میاره! نوشابه هایی از ردا رو به عقب پخش می شه ، روی زمین می ریزه ، فواره می زنه و در همین حال ردا مدام کوچیک و کوچیک تر می شه!
حادل منقلب می شه و به پهنای صورتش می خنده و روی پاشنه ی پا می چرخه و دوباره به پهنای صورت اش می خنده و دوباره روی پاشنه ی پا می چرخه: دوباره همدگیرو می بینم اخوی جلف سفید!
شترق تروق دارخ دومب! ( صدای غیب شدن حادل!!!!!!!)
لرد سیاه رو به در می کنه : ماموریت انجام شد "دیزی میس لیزی"
(dizzy miss lizzy)!
یه خانوم مسن انگلیسی جلو میاد و به شکل غریبی مدام پلک می زنه و دستاشو توی هم گره کرده و تاب می ده!
..........
پست رو پیام امروز یش کردم و این جا گذاشتم چون به نظر می رسید که توطئه ای در آداس در حال اجراست که از پیش تعیین شده است و نباید چیز خارجی واردش کرد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

و جنگ دوباره آغاز مي شود ...
به گزارش واحد مركزي خبر با بازگشت حاج آقا دارك لرد به جامعه ي جادوگري، ملت جادوگر از خوشحالي در پوست خودشون نمي گنجند .... خبر هاي ضد و نقيض حاكي از آنست كه از زمان بازگشت حاجي تاكنون سالازار بيست بار پوست اندازي كرده است !
حاجي پس از رسيدن به فرودگاه در سخنراني تاريخي گفت :
" جنگ سياه و سفيد ديگه معنايي نداره ... جنگ واقعي امروز بين ساحره ها و جادوگر هاست ! "
به دنبال اين اظهارات صريح انجمن اسلامي ساحران مقيم مركز شامل ونوس، زهره، ناهيد، تير، اورانوس و كيوان ! امروز تشكيل جلسه داد و ونوس رئيس اين تشكيلات خود گردان !! در بيانيه اي اعلام كرد كه :
" من تا ششم عيد نيستم ... يه موقع فكر نكنيد از حرف هاي عله ناراحت شدما ... ميخام برم مسافرت ! "
پيام بازرگاني //
ونوس : هوووي اين كيوون چيه اين وسط ! اينا همش يه توطئه كثيفه ، من خودم تو آداس دولت تعيين ........
پايان پيام بازرگاني //
بدنبال اظهارات ونوس تمامي ساحره هاي اين مرز و بوم از لحظه ي ورود حاجي غيب شده ان و اثري از اون ها در دست نيست !
- خانم .. خانم نظر شما راجع به صحبت هاي اخير حاجي چيه ؟
يك ساحره ي محترم : من تا وكيلم نياد صحبت نمي كنم !
- وكيلم .... ساحره رفته گل بچينه !
در همين راستا ديروز مجله ي ساحره با چاپ مطلبي از تمام ساحره هاي اين مرز و بوم خواست خونسردي خود را حفظ نمايند و با سلاح مخصوص خودشون به ملت جادوگر حمله كنند !
با ما باشيد تا بعد /.
به گزارش واحد مركزي خبر با بازگشت حاج آقا دارك لرد به جامعه ي جادوگري، ملت جادوگر از خوشحالي در پوست خودشون نمي گنجند .... خبر هاي ضد و نقيض حاكي از آنست كه از زمان بازگشت حاجي تاكنون سالازار بيست بار پوست اندازي كرده است !
حاجي پس از رسيدن به فرودگاه در سخنراني تاريخي گفت :
" جنگ سياه و سفيد ديگه معنايي نداره ... جنگ واقعي امروز بين ساحره ها و جادوگر هاست ! "
به دنبال اين اظهارات صريح انجمن اسلامي ساحران مقيم مركز شامل ونوس، زهره، ناهيد، تير، اورانوس و كيوان ! امروز تشكيل جلسه داد و ونوس رئيس اين تشكيلات خود گردان !! در بيانيه اي اعلام كرد كه :
" من تا ششم عيد نيستم ... يه موقع فكر نكنيد از حرف هاي عله ناراحت شدما ... ميخام برم مسافرت ! "
پيام بازرگاني //
ونوس : هوووي اين كيوون چيه اين وسط ! اينا همش يه توطئه كثيفه ، من خودم تو آداس دولت تعيين ........
پايان پيام بازرگاني //
بدنبال اظهارات ونوس تمامي ساحره هاي اين مرز و بوم از لحظه ي ورود حاجي غيب شده ان و اثري از اون ها در دست نيست !
- خانم .. خانم نظر شما راجع به صحبت هاي اخير حاجي چيه ؟
يك ساحره ي محترم : من تا وكيلم نياد صحبت نمي كنم !
- وكيلم .... ساحره رفته گل بچينه !
در همين راستا ديروز مجله ي ساحره با چاپ مطلبي از تمام ساحره هاي اين مرز و بوم خواست خونسردي خود را حفظ نمايند و با سلاح مخصوص خودشون به ملت جادوگر حمله كنند !
با ما باشيد تا بعد /.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :
ابتدا به لين
ابتدا به لين
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج