درباره لرد پیکچرز :
لرد پیکچرز کمپانی فیلم سازی هست که تا کنون بیش از سه فیلم ساخته این کمپانی در تمام فیلم های ساخته شده خود در گیشه از رقیب ها به شدت شکست خورد و تا مرز منحل شدن نیز رفت او فیلم های در دست ساخت خود از جمله کفتران محاجر که قرار بود در سه قسمت ساخته شود فقط با ساخت یک قسمت نا تمام گذاشت سپس فیلم مستندی از مشکلات جادورگان سیه سوخته (سیاه) ساخت اما همکنون قسط دارد در این اسکار به رقابت جدی بپردازد تا شاید جبران ناکامی های ساخته های قبلی او باشد این کمپانی فیلم سازی توسط لوسیوس مالفوی بنیان گذاری شد و بعد از عدم فروش فیلم هایش برشکسته شد به طوری که حتی توان آن شدن رو هم نداشت اما حالا با انگیزه هست....)
لردپیکچرز تقدیم می کند:....
کفتر های هرزدرباره فیلم : بعد از مطالبی که درباره کمپانی لرد پیکچرز گفته شد این کمپانی با سرمایه گذاری رو عنصری پر سود به نام ققی سعی در شکست رقیبان در گیشه دارد کارشناسان رتبه فیلم +120 اعلام کردند (بالای 120 سال) این فیلم دارای پایانیست که او را به مخاطب واگذار میکند تا خود با برداشتی که از فیلم داشته ادامه فیلم را ترسیم کنید .
کارگردان: ویلیام ادوار
نویسنده : لوسیوس مالفوی
فیلم بردار : شناسه های بسته شده
بازیگران :
ققنوس در نقش ققی
سرژ در نقش سرژ
حمید در نقش برادر حمید
امپراطور جیگر در نقش حاجی
بازیگر مهمان مهمان در نقش کفیه
بازیگر مهمان در نقش سرژیا (زنی که در اتاق شوم است)
تهیه کننده: لرد پیکچرز
-----------------------------------------------------
ققی پشت پنجره نشسته بود و داشت بیرون رو نگاه میکرد یکی از محله های فقیر نشین بود (سیاه سفید ببینید فیلم قدیمی هست ) ققی سرش رو زده بود به شیشه و ناودون های که آب باران از آنها جاری بود نگاه میکرد .....
بعد از چند دقیقه که همینجوری دمق نشسته بود کمی سرش رو بالا کرد و دید یه دختر خیلی زیبا پشت پنچره خانه مقابل هست ققی محو زیبای دختر شده بود پر های نارنجی کم رنگ ، کمر باریک، باس... بزرگ، چشم های زرد ، نوک کوتاه ، چنگ دون بزرگ(سینه) ققی تو همین نگاه دلش رو باخته بود صحنه سیاه شد ......
صحنه تصویر کوچه رو نشون میده و صدایی میگه 1 روز بعد....
هوای آفتابی تخم جوجه کنون بود ققی از در کوچه اومد بیرون اول یه نگاهی به خونه مقابل و پنچرش انداخت .... بعد کی منظر شد....
در خونه مقابل باز شد و همون دختره اومد بیرون یه نگاهی زیر چشمی به ققی انداخت...
ققی یه لبخند با یه چشمک براش زد دختره نوکش رو برگردوند و رفت...
ققی : چه از خود راضی .... ولی فکر کردی آخر می...می گیرمت.
ققی هم پشت سره دختره راه افتاد دختره یه کمی که راه میرفت پشت سرش رو نگاه میکرد و وقتی میدید ققی پشت سرش هست به سرعت خودش اضافه میکرد...
چند بار همین کار تکرار کرد ولی یک بار که دید ققی خیلی بهش نزدیک شده و شاید یه کاره بیناموسی بکنه بالهای خودش رو باز کرد و پرید ....
ققی که تازه توسط کرچر کتش رو چیده بودند و فعلا نمی تونست بپره ضد حال خورد که .... صحنه سیاه شد .
ققی تو خونه بود و داشت ماجرا رو برای سرژ تعریف میکرد وقتی ققی همه چیز رو براش گفت سرژ گفت پاشو یه دوری بزن ببینمت...
ققی بلند و چرخی زد ...
سرژ : پسر به شکلی قهوه ای شدی که هیچ جن شوئیی قبولت نمکینه...
ققی: با نمک یه وقت یخ نکنی....!
ققی همین رو گفت که سرژ قندیل یخ بست و ریشهاش مثل قندیل یخ تو فیلم نانوک شد.
ققی : :-D
و این بود اولین دیدار ققی با کفیه
روز بعد که ققی رفت در خونه ایستاد و کفیه هم اومد بیرون ققی گفت سلام خانم یه لحظه .... قسط مزاحمت نداشتم...
کفیه: نمیتونی هم داشته باشی به من میگن کفیه جن طَلف کن .
ققی: وای خدای من..... ببخشید شما چرا اینقدر خوشکل شدید ؟
کفیه : حمییید!!!!!
صدای حمید : دونه های تبرک..... اصلا به تو چه مگه خودت ناموس نداری....
ققی:
کفیه: حالا فهمیدی بی ریخت دهن گشاد.... بهت گفته باشم من نامزد دارم اسمش هم هدویگ هست...
ققی: تو غلت میکنی نامزد داشته باشی .... حالا که اینطور شد سرژی.............!!!
سرژ یه دفعه از پشت سرشون از آخر کوچه با یک موتور خیلی پوکیده میاد.....
غام غام غاااام غام زود باشید تا درو همسایه ندیدنمون....
ققی کفیه رو میندازه رو ترک موتور ...
ققی: زود باش بشین.!!
کفیه: چیکار میکنی ....منو کجا میبرید؟ ...حمید...حمید.....کمک....بردادر.....کمک!..حمید!
حمید: کلیه مسیر های به طرف مشترک مورد نظر مسدود است لطفا بعدا مزاحم شوید.
ققی :حرف نباشه سوار شو.
کفیه پشت سره سرژ میشینه و ققی هم پشت سره کفیه ...
ققی: برو ! برو! سرژ ! تایم اِ موو.
غام...غااااااااااااااااااااامغام غاممممممغااام.!
قق: وایسا وایسا
سرژ اطرافش رو نگاه میکنه و یه تابلوی بزرگ میبینه که نوشته :
نقل قول:
دفتر خانه اسناد رسمی جادوگران شماره 52005 سال تاسیس (-ندارد) با مدریت برادر حمید و آبدار چی گری امپراطور جیگر
هر سه شون میرن بالا از پله ها.
سرژ در رو باز میکنه میره داخل میبینه یه میز هست که یه برادر پشت اون نشته (یا میز پشت اون نشسته) و یه بنده خدا که لباس سیاه پوشیده و داره به گلدون آب میده ...
سرژ سلام میکنه .... وپست سرش به ترتیب کفیه و ققی هم وارد میشن .
طرف سیاه پوشه وقتی چشمش به کفیه میفته میگه :
اصتغفرالله....
ولی حمید میگه: الحمدالله..
ققی میره جلوی میز و به برادر حمید میگه حاج آقا والا ما برای یه امر خیر اومدیم....
ولی مرد سیاه پوش به جای حمید جواب میده میگه: خیره انشالله .... ولی حاجی منم اون برادر حمید است.
ققی میگه آهان اسکیوزمی مستر...
حاجی: وا به حق چیز های نشنیده....
ققی: برادر من میخوام این مادام رو به همسری خودم در بیارم ...
سرژ که از حرف های قلمه خارجی ققی تعجب کرده بود گفت بله برادر یه چند ماهی هم صیغه من باشه ...
ققی که نزدیک بود منفجر بشه رو به طرف سرژ کرد...
سرژ گفت: نه! منظورم ...مرحم بشه صیغه خواهر برادری بین ماهم خونده بشه آخه ما تو یه خونه زندگی میکنیم... نمیشه این کفیه جیگر تو خونه با حجاب غلامی کنه ...گناه داره بنده خدا ...
حاجی دوباره گفت: بیناموس ها....
برادر گفت:باشه خوب شناسه کاربری و سطح دسترسی؟
ققی گفت شناسه من ققنوس به شماره 242 این مادام هم هنوز عضو نشدن یعنی شدن ولی تایید نشدن....
حمید دفترش رو باز کرد و به کفیه گفت خوب شما به این آقا بله میگید؟
کفیه که تازه فهمیده بود این ققنوس رهبر حذب... دشمن قسم خورده جن خونگی سایت هست وخلی هم دختر کش گفت: چرا که نه ! بَله!
هر دو دفتر رو امضا میکنن بعد حمید میگه خوب حالا حق زحمت ما رو هم بدین
ققی: چند شد برادر؟
حمید میگه قابل نداره 20 دقیقه حق من هست 5 دقیقه هم حق این حاجی...
ققی: وا.... بردار میگم چند شد دست مزتون؟
حمید: من هم گفتم که مردک نارنجی اگه نخوای بدی سند رو پاره میکنما!
ققی: نه حمید جان چرا نارحت میشی کی میخواد نده ؟ خوب چجوری باید پرداخت کرد این دقایق را؟
سرژ: صبر کنید بابا اول مبارک باشه ...سرژ که دستش رو کرده بود تو جیبش تا چند تا شیرینی در بیاره چشمش خورد به اتاق کناری و یه زن ریشو مو مشکی خیلی قشنگ دید .... که دلش هوری فرو ریخت...
ققی نه من باید زود برم حمید جان زود حساب کن تا بریم !!
حمید رو به کفیه میکنه و میگه برو داخل اون اتاق پیش اون خانوم بشین تا بیام ....
ققی و سرژ:

دوربین به طرف عقب میره .... از پنجره خارج میشه .... به طرف آسمان میره ولی تصویر زمین و خیابون ها را از بالا نشون میده که صدای فیلم بردار میاد که:
وای شناسم رو این عله بلاک کرد.... وااااییی....
تصویر دوربین با سرعت باور نکردنی داره به طرف زمین میاد.............
100 متر....50 ..20...10......5...4..3..2..1..پایان.
------------------------
سرژ...........سرژ
ققنوس........ققی
------------------------------
LORDPictures SUMMER 2006
صدای موزیک:
بردار ....برادر....مردم از این همه خیااااانت........به دادم برس...ای برادر...گلویم گرفته ای برادر....به کامم برس...........
-----------------------------
Copyright © -2006-2006