تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
50 کاربر(ها) آنلاین هستند (12 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
45
مهمانان
|
5
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
کارخانه آفتابهسازی
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/04/19
آخرین ورود: جمعه 17 شهریور 1385 11:23
از: زیر سایه ی ارباب لرد ولدومرت کبیر
پستها:
329

1-نام ونام خانوادگي: (در اين جا چيزي ننويسيد): چسب
2-سابقه کاري: ندارم
3-انگيزه: ارزشی بازی و فرندشیپ بازی
4-نظر خود را درباره گراپ بنويسيد: نظر من در کل مثبته
5-جاسم بهتر است يا نور ممد: من شخصا کور ممد رو ترجیح میدم ولی با نور ممد هم موافقم
6-حيوان مورد علاقه: عمو جغد شاخدار
7-آفتابه را در يک کلمه توضيح دهيد: نفس من بیده (نفس)
8-ريش بز بزاي عايق بندي بهتر است يا ريش مريلين(اگر ريش ديگري مورد نظر است بنويسيد: من ریش خودم رو ترجیح میدم مناسب تره
9-گراپ کجاست؟: امشب خونه ی ما دعوته (شام)
10-اثر انگشت پاي چپ: من پای چپ ندارم شرمنده در عوض دو تا پای راست دارم
2-سابقه کاري: ندارم
3-انگيزه: ارزشی بازی و فرندشیپ بازی
4-نظر خود را درباره گراپ بنويسيد: نظر من در کل مثبته
5-جاسم بهتر است يا نور ممد: من شخصا کور ممد رو ترجیح میدم ولی با نور ممد هم موافقم
6-حيوان مورد علاقه: عمو جغد شاخدار
7-آفتابه را در يک کلمه توضيح دهيد: نفس من بیده (نفس)
8-ريش بز بزاي عايق بندي بهتر است يا ريش مريلين(اگر ريش ديگري مورد نظر است بنويسيد: من ریش خودم رو ترجیح میدم مناسب تره
9-گراپ کجاست؟: امشب خونه ی ما دعوته (شام)
10-اثر انگشت پاي چپ: من پای چپ ندارم شرمنده در عوض دو تا پای راست دارم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

سابقه ی کار:متخصص در ساخت مرلینگاه بر روی پیکان جوانان گوجه ای(با نیم قرن تجربه)
انگیزه:بستن قرداد برای خرید آفتابه های مدرن
نظر خود را درباره ی گراپ بنویسید:بچه باحالیه.یادم باشه یه سفر شمال با هم بریم
جاسم بهتر است یا نور ممد:من کور ممد رو بیشتر دوست دارم
حیوان مورد علاقه:بز و بزمجه
آفتابه را در یک کلمه توضیح دهید:های هیتلر
ریش بز برای عایق بندی بهتر است یا ریش مرلین:من برای عایق بندی سقف جوانان گوجه ای از ریش بز استفاده میکنم
گراپ کجاست:پشت کور ممد مخفی شده
اثر انگشت پای چپ:(<*>)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[url=http://www.jadoogaran.org//images/pictures/ketabe-Rael.zip]الوهیم مرا به
جزئیات کاربر

1-نام ونام خانوادگي: (در اين جا چيزي ننويسيد):
2-سابقه کاري: مدرك فوق دكتراي فروش آفتابه
3-انگيزه: به ملت كمك مي كنم تا آفتابه ي مورد نيازشونو خريداري كنن
4-نظر خود را درباره گراپ بنويسيد : يه غول خوشگل و دوست داشتني، رابي فدات بشه نازنازي
5-جاسم بهتر است يا نور ممد : جاسم
6-حيوان مورد علاقه : عقاب
7-آفتابه را در يک کلمه توضيح دهيد : حلال مشكلات
8-ريش بز بزاي عايق بندي بهتر است يا ريش مريلين(اگر ريش ديگري مورد نظر است بنويسيد : ريش مرلين به خاطر مقاومت خوب در مقابل هر ماده اي
9-گراپ کجاست؟ : كف كارخونه خوابيده
10-اثر انگشت پاي چپ : آخ اين جوهر كو؟
كالين جون استخداميم ديگه؟
2-سابقه کاري: مدرك فوق دكتراي فروش آفتابه
3-انگيزه: به ملت كمك مي كنم تا آفتابه ي مورد نيازشونو خريداري كنن
4-نظر خود را درباره گراپ بنويسيد : يه غول خوشگل و دوست داشتني، رابي فدات بشه نازنازي
5-جاسم بهتر است يا نور ممد : جاسم
6-حيوان مورد علاقه : عقاب
7-آفتابه را در يک کلمه توضيح دهيد : حلال مشكلات
8-ريش بز بزاي عايق بندي بهتر است يا ريش مريلين(اگر ريش ديگري مورد نظر است بنويسيد : ريش مرلين به خاطر مقاومت خوب در مقابل هر ماده اي
9-گراپ کجاست؟ : كف كارخونه خوابيده
10-اثر انگشت پاي چپ : آخ اين جوهر كو؟
كالين جون استخداميم ديگه؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/05/04
آخرین ورود: شنبه 25 شهریور 1385 15:40
از: طبقه بالای کافه پادیفوت ... هاگزمید
پستها:
21

-نام ونام خانوادگي: (در اين جا چيزي ننويسيد):
2-سابقه کاري:کافه داری دیگه!
3-انگيزه:جلوگیری از فرار مغز ها!
4-نظر خود را درباره گراپ بنويسيد:
( توضیح از این کامل تر؟)
5-جاسم بهتر است يا نور ممد: جاسم باحال تره!!!
6-حيوان مورد علاقه: توله سگ !!
7-آفتابه را در يک کلمه توضيح دهيد: عالی!
8-ريش بز بزاي عايق بندي بهتر است يا ريش مريلين(اگر ريش ديگري مورد نظر است بنويسيد: ریش گاو 4 سر 78/89 پایی
9-گراپ کجاست؟: بهتره کجا باشه؟
10-اثر انگشت پاي چپ::@:
2-سابقه کاري:کافه داری دیگه!
3-انگيزه:جلوگیری از فرار مغز ها!
4-نظر خود را درباره گراپ بنويسيد:
( توضیح از این کامل تر؟)5-جاسم بهتر است يا نور ممد: جاسم باحال تره!!!
6-حيوان مورد علاقه: توله سگ !!
7-آفتابه را در يک کلمه توضيح دهيد: عالی!
8-ريش بز بزاي عايق بندي بهتر است يا ريش مريلين(اگر ريش ديگري مورد نظر است بنويسيد: ریش گاو 4 سر 78/89 پایی
9-گراپ کجاست؟: بهتره کجا باشه؟
10-اثر انگشت پاي چپ::@:
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/01/07
آخرین ورود: پنجشنبه 27 تیر 1392 12:06
از: دوستان جانی مشکل توان بریدن!
پستها:
377

چارلی : کالین چیزه جای نام و نام خانوادگی چیزی ننویسیم؟!!
کالین : خوب من که اسماتون رو می دونم !!! چه احتیاجی هست؟!
وچارلی شروع می کنه به پر کردن فورم.
1-نام ونام خانوادگي: (در اين جا چيزي ننويسيد):
2-سابقه کاري:در بخش مراقبت از موجودات جادویی قسمت اژدها ها در رومانی کار می کردم . عضو محفل هستم . آفتابه های خصوص اژدها ها رو هم جا به جا می کردم!!
3-انگيزه: کمک به مردم نیازمند!!!
4-نظر خود را درباره گراپ بنويسيد:نباید انقدر بی مزه به خوا ابدی فرو می رفت تازه آخرش هم که فهمیدیم فقط برای اکشن بازی بیهوش شد وگرنه من فرستاه بودمش توی کوچه بازی کنه
5-جاسم بهتر است يا نور ممد: من از جاسم خوشم می آد!!!
6-حيوان مورد علاقه: اژدها و توپک
7-آفتابه را در يک کلمه توضيح دهيد: سان ه !!! ( sunhe)
8-ريش بز بزاي عايق بندي بهتر است يا ريش مريلين(اگر ريش ديگري مورد نظر است بنويسيد: خوب هیچی جای ریش مرلین رو نمیگیره!!
9-گراپ کجاست؟:
هدی بعد از دیدن این سوال همون حرفی رو که چارلی و سرژ توی ذهنشون بود می زنه.
هدی : کالین گراپ پشت قفسه هاست مگه خبر نداری ؟ فعلا بیهوشه !!
کالین : جغد ... بووووق تقلب می رسونی؟!! می خواستم شما هارو امتحان کنم !!
در این موقع همه شروع به نوشتن کردن
9-گراپ کجاست؟: گراپ پشت قفسه هاست مگه خبر نداری ؟!!
10-اثر انگشت پاي چپ:اثر انگشت شصت پای چپ
کالین : خوب من که اسماتون رو می دونم !!! چه احتیاجی هست؟!
وچارلی شروع می کنه به پر کردن فورم.
1-نام ونام خانوادگي: (در اين جا چيزي ننويسيد):
2-سابقه کاري:در بخش مراقبت از موجودات جادویی قسمت اژدها ها در رومانی کار می کردم . عضو محفل هستم . آفتابه های خصوص اژدها ها رو هم جا به جا می کردم!!
3-انگيزه: کمک به مردم نیازمند!!!
4-نظر خود را درباره گراپ بنويسيد:نباید انقدر بی مزه به خوا ابدی فرو می رفت تازه آخرش هم که فهمیدیم فقط برای اکشن بازی بیهوش شد وگرنه من فرستاه بودمش توی کوچه بازی کنه
5-جاسم بهتر است يا نور ممد: من از جاسم خوشم می آد!!!
6-حيوان مورد علاقه: اژدها و توپک
7-آفتابه را در يک کلمه توضيح دهيد: سان ه !!! ( sunhe)
8-ريش بز بزاي عايق بندي بهتر است يا ريش مريلين(اگر ريش ديگري مورد نظر است بنويسيد: خوب هیچی جای ریش مرلین رو نمیگیره!!
9-گراپ کجاست؟:
هدی بعد از دیدن این سوال همون حرفی رو که چارلی و سرژ توی ذهنشون بود می زنه.
هدی : کالین گراپ پشت قفسه هاست مگه خبر نداری ؟ فعلا بیهوشه !!
کالین : جغد ... بووووق تقلب می رسونی؟!! می خواستم شما هارو امتحان کنم !!
در این موقع همه شروع به نوشتن کردن
9-گراپ کجاست؟: گراپ پشت قفسه هاست مگه خبر نداری ؟!!
10-اثر انگشت پاي چپ:اثر انگشت شصت پای چپ
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط چارلی ویزلی در 1385/5/9 14:40:54
دلم تنگ شده برات
چون نیستی اینجا برام
من فرشته ی قصه گو تو بودی تو شبام
چون نیستی اینجا برام
من فرشته ی قصه گو تو بودی تو شبام
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/04/17
آخرین ورود: سهشنبه 6 شهریور 1386 20:04
از: وسط سبيلاي هوريس كنار نيكي پلنگ
پستها:
356

1-نام ونام خانوادگي: (در اين جا چيزي ننويسيد):باشه نمينويسم
2-سابقه کاري:من مريلنگاه شورم
3-انگيزه:ميخوام در صلاح مملكت كاري كنم
4-نظر خود را درباره گراپ بنويسيد:يه افتابه برا شستنش كافيه
5-جاسم بهتر است يا نور ممد:هيچ كدام زيرا هر دو از يه كرباسند
6-حيوان مورد علاقه:ققنوس
7-آفتابه را در يک کلمه توضيح دهيد:افتابه
8-ريش بز بزاي عايق بندي بهتر است يا ريش مريلين(اگر ريش ديگري مورد نظر است بنويسيد:ريش برا اين كار مناسب نيست بلكه موي زير بقل مناسبه
9-گراپ کجاست؟:دستشويي
10-اثر انگشت پاي چپ:نه نه احتياجي به جوهر نيست من سك ساله پامونشستم شما فقط ماسك ضد گاز بزنين چركايه پاي من خودشون مهر ميكنن
2-سابقه کاري:من مريلنگاه شورم
3-انگيزه:ميخوام در صلاح مملكت كاري كنم
4-نظر خود را درباره گراپ بنويسيد:يه افتابه برا شستنش كافيه
5-جاسم بهتر است يا نور ممد:هيچ كدام زيرا هر دو از يه كرباسند
6-حيوان مورد علاقه:ققنوس
7-آفتابه را در يک کلمه توضيح دهيد:افتابه
8-ريش بز بزاي عايق بندي بهتر است يا ريش مريلين(اگر ريش ديگري مورد نظر است بنويسيد:ريش برا اين كار مناسب نيست بلكه موي زير بقل مناسبه
9-گراپ کجاست؟:دستشويي
10-اثر انگشت پاي چپ:نه نه احتياجي به جوهر نيست من سك ساله پامونشستم شما فقط ماسك ضد گاز بزنين چركايه پاي من خودشون مهر ميكنن
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
روح جنمار قديم ميكند:
[url=http://ww
[url=http://ww
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1383/06/04
تولد نقش: 1397/05/24
آخرین ورود: چهارشنبه 4 اردیبهشت 1387 12:05
از: لندن-یه عکاسی موگلی نزدیک کوچه دیاگون
پستها:
704

کالين:بسه ديگه!!!اکسيو جاسمز...
يهو چهارتا کاميون جاسم تو کارخونه پيدا ميشن...
-اوشگول ممد به هر جاسم يه بيل بده هر کي خواست دعوا کنه بيل مالش کنن
اوشگول ممد ميره بيل ويزلي رو ميزاره لاي دستگله کپي به هر کدوم از جاسم يه کلنگ ميده که خوش باشن
کالين:در راستاي گشاد کردن مکان نه ببخشيد توسعه کارخانه آفتابه سازي براي تمام کساني که از آفتابه هاي سوراخ ضرر کردن چون ما ضمانت ريش مريلين داريم بيارن آفتابه هاشونو تا با ريش مريلين عايق بندي شون کنيم
جمعيت:
-خوب يه دستگاه جکوزي هم تو مريلينگاه ميسازيم واسه خانواده شهداي راه آفتابه...
ققي:من به دليل اينکه زن چهارم از نگراني من فوت کرده يه دستگاه جکوزي ميخوام..
هدي:نوک منم درد گرفته منم ميخوام
جاسم :منم منم ميخوام!
کالين:تو ديگه چي ميخواي؟؟؟
جاسم:من نورممدو ميخوام ميخوام باهاشد ازدواج کنم
کالين:هيي چه بيناموسي!!!مگر اينجا اينگيليس است!!!
چون اين کلام از کالين به گوش رسيد ناگهان مريلين آن شيخ فرزانه ظاهر بگشت و ريشش تمام سطح کارخانه را بگرفت!
مريلين:
اگه يه دفعه ديگر در اين کارخانه حرف مسائل بي ناموس زده بشود پلک ميزنم که همه دود شيد برين هوا...درگوشي به اوشگول ممد:پسرم توالت کجاست؟
اوشگول ممد:در سمت چپ برو تو بعد بپيچ سمت راست اونجا يه در نوشته که هست خروج رفتي اونجا يه دور دور کارخونه بزن يه در ميبيني نوشته ورود بيا تو بيا سمت راست ميرسي تو همين سالن بعد دقيقا پشت سر من نوشته دابليو سي...که البته واسه گول زدن خارجيهاست همون مرلينگاه خودمونه
مريلين:
کالين:مريلين جان خودتو ناراحت نکن فريضه اللهي شما دير ميشه برو تا مورد خشم غضب خداوند واقع نشديم
چارلي:پس بحث راجب اين فروش کارخونه چي شد؟هان؟
سرژ:چه ريشي داشت اين مريلين ها اي کاش ريش منم اونقد دراز بود
چارلي:
کالين:لشکر شماره 1 جاسم آماده
همه:
کالين:خوب هر کي ميخواد عضو واحد فروش کارخونه بشه"0يعني استخدام بشه" بايد اين فرم رو پر کنه و يه فرم رو شپلخ ميچسبونه به دستگاه زيراکس ميده دست همه:
1-نام ونام خانوادگي: (در اين جا چيزي ننويسيد):
2-سابقه کاري:
3-انگيزه:
4-نظر خود را درباره گراپ بنويسيد:
5-جاسم بهتر است يا نور ممد:
6-حيوان مورد علاقه:
7-آفتابه را در يک کلمه توضيح دهيد:
8-ريش بز بزاي عايق بندي بهتر است يا ريش مريلين(اگر ريش ديگري مورد نظر است بنويسيد:
9-گراپ کجاست؟:
10-اثر انگشت پاي چپ:
يهو چهارتا کاميون جاسم تو کارخونه پيدا ميشن...
-اوشگول ممد به هر جاسم يه بيل بده هر کي خواست دعوا کنه بيل مالش کنن
اوشگول ممد ميره بيل ويزلي رو ميزاره لاي دستگله کپي به هر کدوم از جاسم يه کلنگ ميده که خوش باشن
کالين:در راستاي گشاد کردن مکان نه ببخشيد توسعه کارخانه آفتابه سازي براي تمام کساني که از آفتابه هاي سوراخ ضرر کردن چون ما ضمانت ريش مريلين داريم بيارن آفتابه هاشونو تا با ريش مريلين عايق بندي شون کنيم
جمعيت:

-خوب يه دستگاه جکوزي هم تو مريلينگاه ميسازيم واسه خانواده شهداي راه آفتابه...
ققي:من به دليل اينکه زن چهارم از نگراني من فوت کرده يه دستگاه جکوزي ميخوام..
هدي:نوک منم درد گرفته منم ميخوام
جاسم :منم منم ميخوام!
کالين:تو ديگه چي ميخواي؟؟؟
جاسم:من نورممدو ميخوام ميخوام باهاشد ازدواج کنم
کالين:هيي چه بيناموسي!!!مگر اينجا اينگيليس است!!!
چون اين کلام از کالين به گوش رسيد ناگهان مريلين آن شيخ فرزانه ظاهر بگشت و ريشش تمام سطح کارخانه را بگرفت!
مريلين:
اگه يه دفعه ديگر در اين کارخانه حرف مسائل بي ناموس زده بشود پلک ميزنم که همه دود شيد برين هوا...درگوشي به اوشگول ممد:پسرم توالت کجاست؟اوشگول ممد:در سمت چپ برو تو بعد بپيچ سمت راست اونجا يه در نوشته که هست خروج رفتي اونجا يه دور دور کارخونه بزن يه در ميبيني نوشته ورود بيا تو بيا سمت راست ميرسي تو همين سالن بعد دقيقا پشت سر من نوشته دابليو سي...که البته واسه گول زدن خارجيهاست همون مرلينگاه خودمونه
مريلين:
کالين:مريلين جان خودتو ناراحت نکن فريضه اللهي شما دير ميشه برو تا مورد خشم غضب خداوند واقع نشديم
چارلي:پس بحث راجب اين فروش کارخونه چي شد؟هان؟
سرژ:چه ريشي داشت اين مريلين ها اي کاش ريش منم اونقد دراز بود
چارلي:

کالين:لشکر شماره 1 جاسم آماده
همه:
کالين:خوب هر کي ميخواد عضو واحد فروش کارخونه بشه"0يعني استخدام بشه" بايد اين فرم رو پر کنه و يه فرم رو شپلخ ميچسبونه به دستگاه زيراکس ميده دست همه:
1-نام ونام خانوادگي: (در اين جا چيزي ننويسيد):
2-سابقه کاري:
3-انگيزه:
4-نظر خود را درباره گراپ بنويسيد:
5-جاسم بهتر است يا نور ممد:
6-حيوان مورد علاقه:
7-آفتابه را در يک کلمه توضيح دهيد:
8-ريش بز بزاي عايق بندي بهتر است يا ريش مريلين(اگر ريش ديگري مورد نظر است بنويسيد:
9-گراپ کجاست؟:
10-اثر انگشت پاي چپ:
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کالین کریوی در 1385/5/9 13:33:50
ویرایش شده توسط کالین کریوی در 1385/5/9 13:36:42
ویرایش شده توسط کالین کریوی در 1385/5/9 13:36:42
هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/05/04
آخرین ورود: شنبه 25 شهریور 1385 15:40
از: طبقه بالای کافه پادیفوت ... هاگزمید
پستها:
21

آقا استغفر الله ... صلوات بفرستید!
مادام پادیفوت با همان لباس همیشگی وارد شد و روی صندلی نشست و به اطراف نگاهی انداخت
کالین در حالی که خودش رو جمع و جور می کرد سعی کرد صداش رو صاف کنه و پرسید :
_: شما کاری دارین ؟ ما فعلا از استخدام دست کشیدیم!
لارا در حالی که چوب دستی ش رو بالا می برد فریاد کشید : چیه ؟ فقط می خواستید مارو بکشید اینجا؟ حالیتون می کنم ...!
رابی: لارا جون بی خیال شو ... اونش با من ....
پادی ( خودمم دیگه
) : من نه واسه استخدام اومدم نه واسه دیدن دعوای شما ... اومده بودم که چندتا افتابه بگیرم که مثله اینکه شما هنوز خط تولیدتون راه نیفتاده پس بهتره برگردم
پادی از کارخانه بیرون رفت و پشت سرش کالین دیوانه شد
: ببینید چی کار می کنید اولین مشتری رو هم پروندید ... خودم با این دستام خفتون می کنم !!!
هدویگ: حالا چرا عصبی می شی بابا؟
خودم برش می گردونم
و هدی نیز به دنبال پادی رفت ... ایا هدی موفق می شود؟
لطفا با فونت بزرگ ننویسید..!!!! نظم تاپیکو میزنه به هم! x-large و xx-large رو استفاده نکنین! فونتای کوچیکو گذاشتن واسه چی!
مادام پادیفوت با همان لباس همیشگی وارد شد و روی صندلی نشست و به اطراف نگاهی انداخت
کالین در حالی که خودش رو جمع و جور می کرد سعی کرد صداش رو صاف کنه و پرسید :
_: شما کاری دارین ؟ ما فعلا از استخدام دست کشیدیم!
لارا در حالی که چوب دستی ش رو بالا می برد فریاد کشید : چیه ؟ فقط می خواستید مارو بکشید اینجا؟ حالیتون می کنم ...!
رابی: لارا جون بی خیال شو ... اونش با من ....
پادی ( خودمم دیگه
) : من نه واسه استخدام اومدم نه واسه دیدن دعوای شما ... اومده بودم که چندتا افتابه بگیرم که مثله اینکه شما هنوز خط تولیدتون راه نیفتاده پس بهتره برگردم پادی از کارخانه بیرون رفت و پشت سرش کالین دیوانه شد
: ببینید چی کار می کنید اولین مشتری رو هم پروندید ... خودم با این دستام خفتون می کنم !!!
هدویگ: حالا چرا عصبی می شی بابا؟
خودم برش می گردونم و هدی نیز به دنبال پادی رفت ... ایا هدی موفق می شود؟

لطفا با فونت بزرگ ننویسید..!!!! نظم تاپیکو میزنه به هم! x-large و xx-large رو استفاده نکنین! فونتای کوچیکو گذاشتن واسه چی!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط چو چانگ در 1385/5/9 13:49:46
ویرایش شده توسط چو چانگ در 1385/5/9 13:53:33
ویرایش شده توسط چو چانگ در 1385/5/9 13:53:33
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/01/07
آخرین ورود: پنجشنبه 27 تیر 1392 12:06
از: دوستان جانی مشکل توان بریدن!
پستها:
377

کالین: به به فروشنده های تازه وارد ما!!! خوب اول از همه باید باهاتون مصاحبه کنم و ببینم شرایط لازم برای استخدام رو دارید یا نه .
رابستن : کالین جون می خوای من مصاحبه کنم تو خسته نشی ؟
هدی : صحبتش رو هم نکن !!! خودم مصاحبه می کنم
چارلی : هدی جون اونا که زبون جغد هارو نمی فهمند بزارش به عهده ی من !!
سرژ : کالین تو که منو فراموش نکردی ؟
ققی : من یه ققنوس بدبختم !!! هیشکی منو دوست نداره !!
در این موقع چشما ی کالین به رودولف و لارا می افته که دارن با حیرت اونا رو تماشا می کنند. و می گه : خیله خب همه با هم . حالا هرکی یه آفتابه برداره و بشینه روش تا مصاحبه رو شروع کنیم.
جنب و جوشی در کارخانه شکل گرفت .تا عاقبت کالین پرسید : رشته ی تحصیلیتون چیه ؟
رودولف بعد از این که چشمک رابی رو می بینه می گه : ما فارغ التحصیل رشته ی خرید و فروش آفتابه هستیم .
بقیه :
سرژ : به چه مدرسه ای رفتین و توی چه گروهی بودین ؟
- این ربطی به فروش آفتابه داره؟ خب پس یه سوال دیگه بکنید
چارلی : شغل قبلیتون چی بود و چی شد اونو رها کردید و برای استخدام به این کارخونه اومدید؟
لارا و رودولف به هم نگاه کردند و گفتن : ما تازه فارغ التحصیل شدیم و این اولین شغلمونه .
کالین : متاسفم !! ما به فروشنده ی تازه وارد احتیاج نداریم .
رابستن : یعنی چه ؟ اونا دارای مدرک خرید و فروش آفتابه هستن . ما دیگه مثل اونا پیدا نمی کنیم.
چارلی : خوب اگه این طوره حداقل مدرکشون رو بیارن تا ما ببینیم .
کالین با سر حرف چارلی رو تایید می کنه .
رابستن : چارلی تو دیگه ...
چارلی : من دیگه چی؟ می خوای آشنا های خودتو بیاری تو کارخونه ؟ نمی تونی !!!
رابستن : آی نفس کش
و چارلی و رابستن چوبدستی به دست رو به روی هم ایستادند.
بقیه :
یک دفعه کالین میاد جلو و میگه بس کنید !!! وگرنه اخراجتون می کنم !!
چارلی و رابستن :
چارلی : به رابی جون کجا بودی دلم برات تنگ شده بود !!
رابستن: منم همین طور !! شما کجا این جا کجا ؟!!
بقیه :
بعد از چند دقیقه رودولف و لارا چوبدستیشون رودر میارن و می گن : خجالت نمی کشین ؟ مارو اوردین این جا و آخرش می گین کار نیست ؟ حالا که این طوره پس بگیرین. و طلسمی خطرناک به سوی همه روانه می کنند...
رابستن : کالین جون می خوای من مصاحبه کنم تو خسته نشی ؟
هدی : صحبتش رو هم نکن !!! خودم مصاحبه می کنم
چارلی : هدی جون اونا که زبون جغد هارو نمی فهمند بزارش به عهده ی من !!
سرژ : کالین تو که منو فراموش نکردی ؟
ققی : من یه ققنوس بدبختم !!! هیشکی منو دوست نداره !!
در این موقع چشما ی کالین به رودولف و لارا می افته که دارن با حیرت اونا رو تماشا می کنند. و می گه : خیله خب همه با هم . حالا هرکی یه آفتابه برداره و بشینه روش تا مصاحبه رو شروع کنیم.
جنب و جوشی در کارخانه شکل گرفت .تا عاقبت کالین پرسید : رشته ی تحصیلیتون چیه ؟
رودولف بعد از این که چشمک رابی رو می بینه می گه : ما فارغ التحصیل رشته ی خرید و فروش آفتابه هستیم .
بقیه :
سرژ : به چه مدرسه ای رفتین و توی چه گروهی بودین ؟
- این ربطی به فروش آفتابه داره؟ خب پس یه سوال دیگه بکنید
چارلی : شغل قبلیتون چی بود و چی شد اونو رها کردید و برای استخدام به این کارخونه اومدید؟
لارا و رودولف به هم نگاه کردند و گفتن : ما تازه فارغ التحصیل شدیم و این اولین شغلمونه .
کالین : متاسفم !! ما به فروشنده ی تازه وارد احتیاج نداریم .
رابستن : یعنی چه ؟ اونا دارای مدرک خرید و فروش آفتابه هستن . ما دیگه مثل اونا پیدا نمی کنیم.
چارلی : خوب اگه این طوره حداقل مدرکشون رو بیارن تا ما ببینیم .
کالین با سر حرف چارلی رو تایید می کنه .
رابستن : چارلی تو دیگه ...
چارلی : من دیگه چی؟ می خوای آشنا های خودتو بیاری تو کارخونه ؟ نمی تونی !!!
رابستن : آی نفس کش
و چارلی و رابستن چوبدستی به دست رو به روی هم ایستادند.
بقیه :
یک دفعه کالین میاد جلو و میگه بس کنید !!! وگرنه اخراجتون می کنم !!
چارلی و رابستن :
چارلی : به رابی جون کجا بودی دلم برات تنگ شده بود !!
رابستن: منم همین طور !! شما کجا این جا کجا ؟!!
بقیه :
بعد از چند دقیقه رودولف و لارا چوبدستیشون رودر میارن و می گن : خجالت نمی کشین ؟ مارو اوردین این جا و آخرش می گین کار نیست ؟ حالا که این طوره پس بگیرین. و طلسمی خطرناک به سوی همه روانه می کنند...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط چارلی ویزلی در 1385/5/9 11:41:57
دلم تنگ شده برات
چون نیستی اینجا برام
من فرشته ی قصه گو تو بودی تو شبام
چون نیستی اینجا برام
من فرشته ی قصه گو تو بودی تو شبام
جزئیات کاربر

كالين :
ما چطوري ملتو به خريد آفتابه ها ترقيب كنيم
رابستن:
بذارش به عهده ي من
كالين:
آخه تو يه نفري!
رابستن :
منو دست كم گرفتي؟
كالين :
ابدا نه!
سرژ :
منظورش اين بود كه تو ممكنه خسته بشي يه وقتي آخه...
رابستن:
خب كاري نداره مي تونم لارا و شوهرشو بيارم
بعد موبايلشو بر مي داره :
الو... سلام رودولفي جون
رودولف:
داش رابي ...يادي از ما كردي!
رابستن:
ببين كالين يه كارخونه ي آفتابه سازي زده و به چند تا فروشنده براي محصولاتش نيازمنده ...حقوق خوبي هم مي ده!
رودولف:
رابستن :
مي توني اينجا بياي تا باهم اين پستو داشته باشيم ...لارا رو هم ور دار بيار!
رودولف :
لارا
رابستن:
خب حالا بلاتريكس
رودولف:
براي پولشم كه شده اومدم
رابستن:
ايول
رودولف:
اگه پول نداد چي ؟
رابستن:
مشكلي نداره
رودولف :
اومدم
اندر ثانيه اي بعد رودولف و لارا ميان تو كارخونه
ما چطوري ملتو به خريد آفتابه ها ترقيب كنيم
رابستن:
بذارش به عهده ي من
كالين:
آخه تو يه نفري!
رابستن :
منو دست كم گرفتي؟
كالين :
ابدا نه!
سرژ :
منظورش اين بود كه تو ممكنه خسته بشي يه وقتي آخه...
رابستن:
خب كاري نداره مي تونم لارا و شوهرشو بيارم
بعد موبايلشو بر مي داره :
الو... سلام رودولفي جون
رودولف:
داش رابي ...يادي از ما كردي!
رابستن:
ببين كالين يه كارخونه ي آفتابه سازي زده و به چند تا فروشنده براي محصولاتش نيازمنده ...حقوق خوبي هم مي ده!
رودولف:
رابستن :
مي توني اينجا بياي تا باهم اين پستو داشته باشيم ...لارا رو هم ور دار بيار!
رودولف :
لارا
رابستن:
خب حالا بلاتريكس
رودولف:
براي پولشم كه شده اومدم
رابستن:
ايول
رودولف:
اگه پول نداد چي ؟
رابستن:
مشكلي نداره
رودولف :
اومدم
اندر ثانيه اي بعد رودولف و لارا ميان تو كارخونه
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج