ادي: جان؟
آوریل با عصبانیت از جاش بلند میشه و کمربندشو در میاره و شروع میکنه (بچه های زیر 11 سال نیگا نکنن، بد آموزی داره واسشون) به زدن ادی، در حالیکه در تلاشه بدن ادی رو یکرنگ بنفش در بیاره، داد و بیداد خفنی راه میندازه : مرض جان! درد جان! ای دهن منو سرویس کردی تو! صبح از خواب بیدار میشم میگی شیر موز! دارم صبحانه میخورم میگی شیرموز! زنگ میزنم از سر کارم ببینم داری چه غلطی میکنی، میگی شیر موز! خسته کوفته از خدمت میام خونه باز میگی شیرموز! طبق معمول غذا هم درست نکردی، دارم غذا درست میکنم باز میبینم یه وزوز خفیف شیرموز میاد!
ادی که تازه فهمیده آوریل عصبانی عجب حیوون وحشتناکیه، سریع از دست آوریل در میره و زیر تخت شیرجه میزنه : ااااا! شوور گلم؟ آروم باش! کنترل کن! من که چیز زیادی نمیخوام! بابا اصلا بذار از خواننده ها بپرسیم! به نظر شما اگه کسی.....
آوریل : بیا! یه رول هم دارم مینویسم، با این ارزشی بازیایی که در میاری، ملت میگن اه چه نویسنده بوقی! این میخواد با این نوشته ها وزیر شه؟!
ادی : عیبی نداره! بچه ها از خودن! به نظر شما اگه کسی روزی 12 تا لیوان شیرموز از شوورش بخواد، توقع زیادی داره؟
ساحره ها : :no:
جادوگرا :

آوریل :
و دوباره قاتی میکنه و یه جارو میگیره و هی سیخ میزنه زیر تخت، ادی هم کنترل از راه دورش رو از دست میده و داد میزنه : واسه دراوردن حرص تو هم که شده میرم طلاق بگیرم!***صبح روز بعد، تالار محکومین***
قاضی و .... همونایین که ادی گفت، شاکی پرونده ادیه، ملت دادگاه با شوق و علاقه دارن محاکمه این زوج رو نیگا میکنن، از طرف دشمنای آوریل هم یه خبرنگار اومده تا قضیه طلاق رو به بدترین شکل ممکن بنویسه و چاپ کنه تا ملت به آوریل رای ندن! در گوشه دیگه آوریل ککش هم نمیگزه و با خوشحالی منتظره که کریچر حکم طلاق رو صادر کنه!
ادی : جناب کریچ! جناب کریچ! من از دست شوورم ذله شدم! به خاطر چند تا لیوان شیر موز اضافی، دیشب منو کبود کرد! خاک بر سر فکر کرده من زمین زراعت واسه بادمجونم! اومدم طلاقمو ازش بگیرم!
کریچ : خب باید شوهرتون راضی باشه، وگرنه نمیشه طلاق گرفت، به خصوص اینکه من نمیدونم چشمای من ضعیف شده یا واقعا تن و بدن شما سیفیدتر از همیشه اس...
ققی و سرژ محکم دستای حمید رو نیگه داشتن و فنگ جفت پاچه های حمید رو به دندون گرفته!
کریچ به سمت اوریل برمیگرده و صحبتش رو ادامه میده : ایا شما حاضرین زنتون، ادی لاوین رو طلاق بدین؟!
ادی منتظره آوریل یه «نــــــــــــــــه» بگه، ولی آوریل در حالیکه گل از گلش شیکفته داد میزنه : صد البته! هرچی زودتر بهتر!
کریچ : پس حکم طلاق صادر....
ادی : نـــــــــــــــه! من منصرف شدم! من نمیخوام طلاق بگیرم! من مطمئنم با یه خورده سعی و تلاش و کاهش یکی دو تا لیوان شیرموز روزانه، شوهرمم راضی میشه! بریم گلم!
و میان بهت و حیرت سایرین به خصوص آوریل، دست آوریلو میگیره و کشون کشون میبرتش بیرووون!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


وینکی همه چیزو فهمید. سرژ که متوجه این موضوع شد فوری با دست به گروه اشاره کرد که آواز رو بخونن و بترکونن! تا کسی صدای فریاد وینکی رو نشنوه.



:bigkiss:
مگه من تا حالا به تو چه بدی ای کردم؟! چرا اینکارو با من می کنی؟! مگه تو مارتی نداری؟!