به بالسیلیسک :
من نمیخواستم چیزی بگم قصدی هم نداشتم اینجا پست بزنم ولی دوستان موضوع مقاله ای رو که برای سایت فرستاده بودم اینجا مطرح کردن و منم برای جواب آنها اینجا پست زدم . اگر بخواین بدونین من چی میگم میتونین مقالمو بخونین . فکر کنم در دو تا پست قبلیم لینکشو گذاشته بودم بازم لینکشو میزارم بری بخونی :
http://www.jadoogaran.org/modules/xfsection/article.php?articleid=1657
در مورد اینکه جون ریگلوس به خطر می افته یا نه بگم که اگر در متن نامه دقت کنید میبینید که جملتون غلطه چون که جون ریگلوس به خطر افتاده بوده و اون دیگه چیزی برای از دست دادن نداشته و ولدمورت در هر حال اونو میکشته یعنی شاید در روز های آینده . اگر نامه رو به دقت بخونی میبینی که خودشم گفته قبل از اینکه تو اینامه رو بخونی من مردم . در نتیجه چون اون مدتها قبل مرده بود دیگه براش نمیتونسته فرقی کنه . چون در هر صورت اگر ولدمورت اون نامه رو هم میخوند دیگه ر.آ.ب مرده بود و ولدمورت نمیتونست ازش انتقام بگیره . ولی ر.آ.ب میتونست با نوشتن این نامه نشون بده که اونم بی هدف نمرده .
در مورد ریگلوس بگم که ریگلوس محفلی نبوده که دامبلدور بخواد در مورد اون با هری حرف بزنه . ریگلوس یه مرگخوار بوده که از دار و دسته ولدمورت خارج شده و دو سه روز بعد هم کشته شده . ضمنا نه دامبلدور و نه هیچ کس دیگه از نقشه های ریگلوس خبر نداشته وگرنه دامبلدور خودش رو در غار به خطر نمینداخت و ضمنا بقیه از اون اینجوری یاد نمیکردند .
در مورد آخرم که گفتی کاملا این موضوع رو میدونستم ولی نمیدونم چه ربطی به موضوع بحث ما داره !