حالا من خرابش نمی کنم بقیه شو می نویسم!_______________________________________________
....که ناگهان ....یه آدم (که خب..معلوم نبود آدمه یا نه
...) شنل پوش از تاریکی پرید بیرون:- یوهاهاهاها!!!!
من اومدم شما رو بخورم!ملت:

- اِ... خوب بترسین دیگه!! اه! شمام که هی بزنین
تو ذوق آدم!!
بعد شنلشو از رو صورتش برداشت....
- لیو!! بابا این که لیو خودمونه!! زهره ترکم کردی
بچه!!
ملت رو به هدویگ:
تو ترسیدی؟!؟ خوبه گفت می خوام بخورمتون!!هدویگ:
- لیو،لیو، تورو خدا بگو غذا داری!!!
- باز این بچه ننه شروع کرد....
هرمیون رو به مالی:
مالی بر میگرده سمت هرمیون:
هرمیون:
آنیتا: خب حالا شما درتام ول کنین بینیم!! لیو تو اینجا چی کار می کنی؟
-اومدم دنبال شما.
ملت:
دنبال ما؟!؟! چطوری فهمیدی ما اینجاییم؟!؟!- خب رفتم پایگاه محفل دیدم هیچ کس نیس یه عالمم کاغذ تو اتاق پلاسه رفتم تو آشپز خونه نامهء دامبلدورو پیدا کردم ( شدم اینطوری
)....ملت:
چی؟!؟؟! اون اونجا مونده بود؟!؟!- بله!! خیلی ازتون تعجب کردم!!!! بعد کاغذ خیسی که دربارهء ایجا توش بود رو پیدا کردم. مونده بودم این چرا اینجوریه (
به رون) که فهمیدم. بعد اومدم دنبالتون.....ملت رو به آنیتا:
نامهء دامبی رم نیاوردی!!؟!
آنیتا:
لیو: خوب حالا! ول کنین بیچاره رو! خودتون چرا نیاوردین!؟
ملت:
لیو: بی خیال! حالا پیدا کردین این دریاچه رو؟!
مالی: نه والا! فعلا نشستیم پیش این یکی دریاچه موندیم چه کنیم!
لیو:
احیانا ممکن نیس این همون باشه؟!ملت:
راس میگه!!!رو به لیو:
( خیلی خودمو تحویل گرفتما!!
)لیو: :angel:حالا چطوری دامبلدورو پیدا کنیم؟!
همگی:

جورج: چطوره همه با هم اسمشو صدا بزنیم!
ملت:
لیو:
ملت: چی شده؟
- آخه چرا؟ چرا باید من گیر چنین آدمایی بیفتم!
هرمیون:گریه نکن! جای من بودی چه می کردی؟! من باید تا اخر عمر باهاش ( رون ) سر کنم!
مالی:
هرمیون:
لیو اشکاشو پاک میکنه بعد با صدای گرفته: یه کاری بکنیم دیگه!
هری:هدویگ تو برو پیداش کن!
هدویگ:
چرا من!؟-
-
-آفرین کچل!
-
هدویگ همینطوری که غر می زنه پرواز می کنه و دور می شه. همین که از دیدرس میره بیرون.....
-اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا........................
-هدویگ؟؟! هدویگ!؟؟! هدویگ جونم؟! هدویگم و کشتن، هی هی! خونشو ریختن....
- منو صدا کردی؟!
-هدویگ!!!!!!!!!!!!!!
صبر کن ببینم اگه تو اینجایی پس اون صدای چی بود؟؟ادامه......
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

مامان !
) : آخ خ خ خ خ ؟! (@: آنیتا تو که این قدر خشن نبودی .
:banana: 



