جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

11 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[chat]] منظومه چهارگانه اشعار

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: پنجشنبه 9 شهریور 1385 02:22
نمایش جزئیات
آفلاین
اين شعر خيلي طولاني بود! به خاطر همين تصميم گرفتم توي چند قسمت بزنمش ...

شيرموزو دوست دارم هنوز
چون تو رو يادم مياره
فک ميکنم پيش مني
وقتي كه شيرموز ميبينم
بوق به بوق هم ميرفتيم
من و تو، تو جشن شيرموز



با تشكر از رزي و ققي!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
جي.كي رولينگ نقاش مصري قرن پنجم هجريه
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: چهارشنبه 8 شهریور 1385 21:10
نمایش جزئیات
آفلاین
Old Mac Donald had a farm... iaiao
And on his farm he had some ducks... iaiao
With a quack-quack here, and a quack-quack there,
here a quack, there a quack ev'rywhere a quack-quack.

فكر كنم اينو مي‌گفتي نه؟ ببخشيد اگه غلط املايي داره به حافظه‌ام رجوع كردم اونم كه بووووووووووووووووووقى!

من نمي‌دونستم بقيه‌ي مهدكودك‌ها هم اينو گذاشتن! كلي كلاس براي ما رفتن كه اين كلاس فوق‌العاده بيد!!

نكته فلسفي: من هنوز مطلبي رو نخوندم از ديوان! پس فعلا اين فقط اظهار وجود بود

ويرايشات در پست: به خاطر سرافينا! براي اينكه ديگه در جو كنكور نباشم! نكته كنكوري به نكته فلسفي تغيير يافت

بعد از خوندن پست الكسا:
1- كدوم مسئله؟
2- خب كِيس ميخواي همون مسئله‌هه خوبه‌ها؟

ويرايشي ديگر:
ها! خودت ناموس نداري مگه! منو فلور هنوز مجرديم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط راجر ديويس در 1385/6/8 21:27:19
ویرایش شده توسط راجر ديويس در 1385/6/8 21:33:32
!
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: چهارشنبه 8 شهریور 1385 10:37
نمایش جزئیات
آفلاین
اصلا آدم کلا کف می کنه این شعرای پر بار و با مفهوم رو می بینه! ایول اینا حالشون از من بدتره ایول!!


نقد پست پنی:
ای نفس! ای باقلوا! جیگر من!تو بوق بخواه! اهم! یعنی تو جون بخواه!
من با اینکه کلمات رو جاسازی کردم اما بازم نفهمیدم! اما ظاهرا اشکال از خودمه چون شعر تو که خیلی واضح و به قول بچه ها گفتنی "open" بود! مشکل از عقل ناقصه منه که ایشالا درست میشه با یاری ملت غیور ریونی! بازم ازین کارا بکن هانی! منتظر بیدم!

نقد پست فنگ:
اهم!خیلی شعره با مفهومی بود! بیا منم یه شعر ازشعرای مهدکودکمونو برات بنویسم:
old mc Donald had a farm….iaiao!
بقیه ش هم یادم نیست!اصلا به من چه!

نقد پست اکتا:
ایول شعرش تهههههههه خنده بودااا! خیلی باحال بود ایول حال کردم منتهی از لحاظ وزن شعری چن جا مشکل داشت و در ضمن! نبینم دیگه به کریچ گیزر بدی ها!(البته خب به من ربطی نداشته بید اما خب بابا اون 101 راه هستش چرا انقد اذیتش می کنین این طفلک معصومو! یه نیگا به چشمای درشتش بکن! این همه معصومیت رو آخه کجا می خواین پیدا کنین؟هان؟)
در ضمن ساتور نه و ساطور چن سالته بهت می خورد 16_17 رو باشی، نمره ی املات چنده؟!
فقط اینو تصحیح کنم الان حسش هست:
کریچ و وینکی خندون میشن!
راهی قندون میشن!
بهتر بود بگی:
اون دو تا خندون میشن
راهی قندون میشن!
در ضمن اون تیریپ سپاه و اینا رو خیلی باحال اومدی دو پهلو بید!

(نکته:بوقی حسود چشم نداشتی ببینی تعداد پستای من از تو بیشتر شده سریع خودتو رسوندی به من؟! ایششششششش اما خب در هر حال من از تو برترم هر چی باشه سه تا پست از تو بیشتر دارم!)

________
. نکته ی1:خیلی حال می کنم این ملت رو می بینم به طرز جلبانه ای جواب زحمات منو دادن و به قول مکی نهال سر شکسته ی عشقمو پرورش و کود حیوانی گوسفند دهی و نگه داری کردن! الان وضعیت مزاجیش(اینم دوپهلو بود!) خیلی بهتره و اینا!! منم تازه در همین لحظه شعری به ذهنم رسید که بگم اما دیدم نه! بذار بدم به رزی بچه م اینجا یه کم پست بزنه معروف شه!!البته فکر می کنم با این حرفم عمرا بیاد بپسته اما در کل اگه پستی زد با تصرف و تلخیص از شعر زیبای"یه توپ دارم" بدونین که اون شعر مال من بید! نخواست هم که به درک! خودم می زنم! چه نازی می کنه!
. نکته ی2:من اونموقع توی جو بودم یه بوقی خوردم! مفهوم و ارزش این شعرها فراتر از اونه که من بخوام با نقد سطحی و آماتورانه(یه ساعت زور زدم تا یادم اومد این کلمه رو!) ی خودم به گند بکشمشون!!پس فقط اونایی رو می نقدم که ملت می گن!!! چون روزی دو سه تا پست توی یه تاپیک انده ارزشیه و منم که کاملا غیرارزشیم! لذا مرض ندارم که خودمو بیام ضایع کنم که! هاااااا!
. نکته ی3:اینجا می تونیم لژ خانوادگی هم بزنیم که افراد متاهل مانند سرژیا و کفی، کفیه و سرژ، مک بون و چو، راجا (به جون خودم اگه اون مسئله رو به زبون بیاری آیدیت کف دست دختر دختر خاله مه! همون آرایش خلیجیه!) و فلور، آوریل و ادی، وینکی و کریچ(این اسم تو آخرش منو دق میده!) و ملت! بعد مثلا اشعار رمانتیک از خودمون در کنیم براشون چیز جالبی میشه! البته به شرطی که خودشون هم لطف کنن قدم رو چشم ما بذارن و اینجا بفعالیتن! و البته سرژ که یه خورده کاری هایی باید روش انجام بشه(مثبت اندیشی خیلی چیز خوبیه! اما افراد ریونی متاسفانه ندارن!)
. نکته ی 4:هعییییی....جای جان جان خان خالی!!!!( در حد مرگ!!)
. نکته ی5:سر راه دارین می رین یه کِیس مناسب هم برای من پیدا کنین! تا چه حد برای دخترا کِیس مناسب جور کنم هان؟! آخه مگه من دل ندارم؟!! آخه...آخه مگه من...اوهو اوهو اوهو!
پنی: هوی زندگی مجردی کلی هم حال میده!!
من: آره اگه منم مثه تو 4 تا عمله به چه هلویی دور و برم ریخته بود همینو می گفتم! بدبخت هر چی دارین از من و وبلاگم دارین!
پنی:بلی!! و بدین ترتیب پنی توسط الکسا سوسک می شود!


پایان!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][siz
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: سه‌شنبه 7 شهریور 1385 22:38
نمایش جزئیات
آفلاین
ای کریچ قهرمان!
امشبو ریون بمان!
ریون جای خوبیه!
کریچ جن خوکیه!
ما ریونو دوست داریم!
ما کریچم دوست داریم!
کریچ همش گیر میده!
چونکه همش شیر میده!
ما کریچو نداشتیم !
هیچ غمی هم نداشتیم!
کریچ میگه میش دارم!
هی ام میگه جیش* دارم!
ما هم میگیم به ما چه!
تو چند تا داری بچه!
اون دوست داره دادماد شه!
اون دوست داره باباشه!
ولی مگه عروس بیکاره!
جونشو به پوچ بسپاره!
غمگین شده حسابی!
هی هم میره قصابی!
قصاب میگه ولم کن!
برو بیرون رهام کن!
کریچ میگه صدام کن!
با ساتورت فدام کن!
شکست عشقی خوردم!
قرص های اکسی خوردم!
عروس منو نمیخواد!
جن مفلوک نمیخواد!
وینکی میاد کنارش!
با اون کیف و کتابش!
وینکی میگه: کریچ جون!
میخوامت قد بادمجون!
کریچ بال در میاره!
هی اشک شوق میباره!
کریچ و وینکی خندون میشن!
راهی قندون میشن!

جیش*:کلمه عربی به معنای سپاه، ارتش.منظور کریچر از جیش این بوده که میخواسته به مدیریتش اشاره کنه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یک زن چیزی ج
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: سه‌شنبه 7 شهریور 1385 15:25
نمایش جزئیات
آفلاین
بله منم يه شعر اينجا مينويسم زيرا تعداد پستام يه كم زياد بشه اين شعر يه ذره قافيه داره يه ذره هم وزن داره خلاصه از هرچيزي يه ذره داره بريد حال كنيد.

عمو كفي باغي داشت

توي باغش سگي داشت

اينجا واق واق اونجا واق واق همه جا واق واق

اين سگه ما نامي داشت

عمو كفي دوسش داشت

اينجا واق واق اونجا واق واق همه جا واق واق

عمو ققي رپر بود

با همه دنيا يه رنگ بود

اسم سگش هم فنگ بود

اينجا واق واق اونجا واق واق همه جا واق واق

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
روزی از من پرسید : بزرگترین آرزویت چیست ؟
گفتم : تحقق یافتن آرزوی تو ….
اما افسوس …. هرگز ندانستم آرزوی او جدایی از من بود !
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: سه‌شنبه 7 شهریور 1385 14:45
نمایش جزئیات
آفلاین
یه بوقی بود یه بوقی داشت!
بوقشو خیلی دوست میداشت!
یه روز بوقی بوق میخره!
به بوق میگه:
تو رو به بوق!تو رو به دوغ!
یکم از این بوقا ببوق!
اما هانی!
بوقه اومد بوق بخوره افتاد تو حوضک!
خلاصه که:
بوقی بوقه رو میخوره!
بوق بوقه رو میکشه!
رو سنگ قبرش مینویسه:

یه بوقی بود یه بوقی داشت!
بوقشو خیلی دوست میداشت!
یه روز بوقی بوق میخره!
به بوق میگه:
تو رو به بوق!تو رو به دوغ!
یکم از این بوقا ببوق!
اما هانی!
بوقه اومد بوق بخوره افتاد تو حوضک!
خلاصه که:
بوقی بوقه رو میخوره!
بوق بوقه رو میکشه!
رو سنگ قبرش مینویسه:
یه بوقی بود یه بوقی داشت!
...


خب عزیزان!اگه از این شعر هیچی نفهمیدید حق دارید!میتونید به جای بوق کلمات حاجی و گربه رو استفاده کنید!حل میشه!

افرادی که لایک کردند

Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: سه‌شنبه 7 شهریور 1385 13:51
نمایش جزئیات
آفلاین
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ماااااااااااااااا! این چی بود؟! نه! خدایی!!!
خدایی ارزشی بازی تا چه حد؟!! ادی تو هم؟
من این شعرو خوندم تا یه ساعت بعدش داشتم بع بع می کردم! به جان خودم!
چه کیلیدی کردی روی شیرموزا!!هعییییی این آزادی فروم هم کم کم دارد به معضلی تبدیل می شود!!
بعد اونوقت من اینو نقد کنم؟! فدات شم قربونت من حاضرم شعر خوشگلا باید برقصن رو نقد کنم ولی این را نچ!! خب من چی بگم راجع به این؟!
در ضمن گفتم و گفتا قبل از این که مال پروین اعتصامی باشه مال حافظ شیرازیه!!(گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید....)
حالا من بهتون یاد می دم که چه طور با کمی تلخیص از یه شعر می تونین نوشته ی خوبی بر جای بگذارین(این برای اونایی که فکر می کنن هنوز آمادگی ندارن که شعر بگن!) با تشکر ویژه از دویــــــــــــــــــــل!
این شعر از مجله ی کودکان برداشته شده!:
دست می زنه دست دست
پا می کوبه پا پا
پا به زمین می کوبه
دستا رو برده بالا
انگاری ورزش می کنه
تو خونه نرمش می کنه
قربون دست و پاهاش
دست خدا به همراش!

هان؟! چیه چرا این جوری نگاه می کنین؟! خیلی هم شعر قشنگیه من حفظش کردم!(شوخی نبود!) اگه درکش نکردین دلیلش اینه که استعداد شاعری ندارین!
خب حالا با تلخیص:
بوق می زنه بوق بوق
کف می زنه کف کف
بوقو می ده به آوریل
کفی رو برده بالا
انگاری بوق بوق می کنه
مکی رو اسموت می کنه
قربون بوق زدن هاش
مرلین ما به همراش!

دست نزنین!!! خواهش می کنم! من متعلق به همه ی شما هستم! جیگر همه تون رو! چرا دارین انقد با محبت به من نگاه می کنین؟باور کنین کار زیادی نبود.اصلا راضی به زحمت نیستم. اون چوبا چیه تو دستتون؟! دارین بیس بال بازی می کنین؟! ایول ایول! نههههههههههههههه!!! من نباید بمیرم!!!!
(این هم یک رول زیبا!)

(نکته: به عقل من شک نکنین! چون کلا عقلی ندارم که بخواین بهش شک کنین!)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][siz
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: سه‌شنبه 7 شهریور 1385 00:43
نمایش جزئیات
آفلاین
من اين هنرامو همه جا رو نميكنما! ولي داشتم توي خيابون راه ميرفتم كه يه شعر بهم الهام شد! ليوان رو اوردم و روش با زغال شعر رو نوشتم ...
اين شعر چند تا خصوصيت داره:
1-همه مصراعاش رديف دارن
2-همه رديفا يكيه
3-شعر نو و كلاسيك قاتيه
4-ميتونين با هر سبكي كه خواستين بخونين (رپ، راك، پاپ، كلاسيك، متال ... نه متال خز شده!)
5-سبك پروين اعتصامي رو دارم(گفتم ... گفتا ...)
6- عمراً اگه چيزي بفهمين


اين شما و اينم شعر:

گفتم شيرموز ميخوام شيرموز ميخوام بووووووووووق
گفتا چپ بري راست بري نميدهمت بووووووووووووق
گفتم حالا يه كاريش بكن جون مادرت بووووووووووووق
گفتا حالا شيرموز ميخواي يا شير ِموز بوووووووووووق
گفتم هر چه ميخواهد دل تنگت بده بوووووووووووووق
گفتا چپ بري راست بري چيزي عايدت نميشود بووق
گفتم اگر بالا و پايين روم رضايت ميدي بوووووووووووق
گفتا بيجنبه آشغال بوقي بووووووووووووووووووووووق
گفتم آخه چرا بووووووووووووووووووووووووووووووووق
گفتا آزادي فروم گرفتي بايد سواستفاده كني بووووق
گفتم من الان هيچي نميفهمم شيرموز بده بووووووق
گفتا مردشورتو ببرن مگه خودت شوهر نداري بوووووق
گفتم ا راست گفتيا ... آوريل ... آوريل ... بووووووووق
گفتا بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووق



ميدونم خيلي حال كردين! خودتونو كنترل كنين! تشويق نكنين! من متعلق به خودم هستم بووووووووق

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
جي.كي رولينگ نقاش مصري قرن پنجم هجريه
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: دوشنبه 6 شهریور 1385 22:57
نمایش جزئیات
آفلاین
به در خواست مامور مخصوص حاکم بزرگ راجی دیویس! پست کریچر رو می نقدم!(نکته:راجر خیلی بدش میاد که بهش بگین راجی،احساس هندی بودن می کنه! تا می تونین از این نکته توی رولها سو استفاده کنین!).
اهم اهم!
خب واقعا شعر مزخرفی بود! همون طور که توی مسنجر هم گفتم به نظرم بهتر بود صداتو ضبط می کردی بعد پیوست می کردی به پستت ملت بفهمن با چه لحنی بخونن باب! حسابی قاط زدم! گفتی رپه، کلی طول کشید تا ریتم خوندنشو به دست آوردم، تازه کلی هم اشکالات داشت!
از شما با اون شعر خفنی که توی امضات گذاشتی بعید بود که همچین شعر ارزشی ای از خودت استخراج کنی هانی!
و در ضمن، خواهشا مسائل شخصی و حذب و مدیریتی و فلان و بهمان رو توی رولهاتون نیارین، که بد قاطی می کنم جون دادا!
به طور مثال اگر با من خصومتی دارین و می خواین حالم رو بگیرین، بگین که:
الکسا خسته خسته
بال و پرش رو بسته
ناراحته مبادا
کسی اینجا نپسته!
و این طوری من می فهمم که باید ناراحت بشم!
در کل شعر قشنگی بود(به جون مادرم من بی طرفم!) اما خب از لحاظ مفهومی چیزی در حد صفر بود! گفتم که من بی طرفم!! فک نکنی طرفدار حذبمااا چون اون دفعه ای منو راهم ندادن! و صد البته هیچ گونه خصومتی هم ندارم باهاشون کلی هانی هم هستن کِیس مناسب هم اِی...کمابیش توشون پیدا میشه!
در ضمن سعی کنین اشعارتون درون مایه ی طنز داشته باشه. و مسائلی از قبیل وزارت و حذب و مدیر و وبمستر و این جور حرفا امیدوارم که نبینم چون یه تاپیک مخصوص این کارا هست.(صد و یک راه...)
همچنین امیدوارم خصومت های شخصی و مسائل مسنجر و خارج از مسنجر اینجا آورده نشه! نه اینجا و نه هیچ جای دیگه! البته خب تاپیک مال من نیستاااا به من هیچ ربطی نداره! اما در کل به عنوان یه شهروند ریونی این حرفو زدم که از الان گفته باشم!
همین!
پست کریچ رو هم با عرض معذرت نقد نکردم به امید پستای دیگه شون که با مسائل وزارتی و این حرفا آمیخته نشده باشه! وگرنه من کلی هم خوشحال شدم و تشکر کردم و اینا که اینجا پست زده! به امید بهبود آن!
باز هم از کریچر تشکر می کنم به خاطر پست قشنگش، و امیدوارم که ناراحت نشده باشه که نقدش نکردم! آخه کلا نمی خوام اینجا تاپیک کل کل و این حرفا باشه!(برای توضیح بیشتر به مسنجر مراجعه کنید!)
نقد پست سرژ:
اون هم همون مسئله ی مدیریت و اینا بودش! اما از حق نگذریم عالی بود!! به جز چن تا اشکال جزیی هیچ نقصی توی پستت ندیدم! عالی بود! عالی! تبریک می گم!!! فقط اون تیکه ی برو در گاوستان بووق! اینجا بچه نشسته!! یه کم کنترل کن!!
**نکته:اگه خواستین برای تبلیغ هم براتون شعر در هر سبکی می گیم!!! البته پول هم می گیریم!!(نکته ی نکته:من اصولا یه کم گیراییم پائینه یه کم دیر ماجرا رو درک کردم! حالا ایشالا سال دیگه خودم براتون شعر می سازم...امسال که گذشت!)**
یک شعر هم دیروز توی مسنجر هنگام صحبت با رزی به ذهنم رسید و در اینجا فوران کرد! تقدیم به هر کی که خواستین:
یه خر داریم دم نداره*******پاچه داره سم نداره
بچه ی ایرانی ایه*********بچه ی خوزستانیه
دلش می خواد آدم باشه***آدم و سر به راه باشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][siz
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: دوشنبه 6 شهریور 1385 16:33
نمایش جزئیات
آفلاین
چنين گفت كريچر كف دستان: يك زن كردي بستان!
برو در گاوستان!گاو رو بدوش از پستان!
(اين تيكه خلاصه سمبليك بود از ادامه شعر)

هري به دامبل خبر خوشي گفت! دامبل بندري زد و يا جا خفت
بيدار شد و ديد يك منوي كلفت!چيست اين؟ موشك تپلف؟

به جي اف هايش ميزد داد: كه دارم ميكنم در جادوگران بيداد!
بياييد ببينيد بالاخره مدير شدم!عاشق بلاك كردن آن و اين شدم!

همه گفتند: ايول بابا ، مرحبا مرحبا! هري گفت: بخور از اين كتك ها!
بعد چند مدت جادوگران دلش را زد! در پي مديريت سايت هاي ديگر بيل زد!

ملت ضايعش كردند و گفتند: برو بابا!! رفت و ديگر پيدايش نشد اين ورا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!