هوممم... یه کم سوال مبهم نبود؟! ... به هر حال اگر منظورتون درباره ی اینه که تو این جلسه چه چیزایی مطرح شد باید این رو بگم... خب پروفسور الکتو مثل همیشه سر کلاس حاضر شد... البته این رو هم باید بگم که تو جلسه ی قبل درباره ی بیماری های وخیم و سطحی بحث کردیم و این که چطوری می شه اون ها رو تشخیص داد اما این جلسه درباره ی انواع این بیماری ها و نحوه ی درمان اون ها بود... خب تو این جلسه بحث سر این که نوع بیماری چیه، بود... اگر بخوایم یه موجود جادویی رو که مریضه درمان کنیم باید به دو قسمت توجه داشته باشیم... برای اولین بار باید ببینیم که بیماری از نوع سطحیه یا وخیم... اگز از نوع وخیم بود از طلسم برازبی و اگر از نوع سطحی بود از طلسم گروش استفاده می کنیم... البته مداوای بعضی از موجودات جادویی کار خیلی دشواریه از عهده ی هر کسی بر نمیاد... بعد از اون هم جانوری جلوی هر کدوم از بچه ها گذاشته شد تا مداوا کنند... البته این قسمت آخرش رو همین جوری گفتم
... دیگه هم این که من کاملاً منظور شما رو متوجه نشدم اگر درست نوشتم که هیچی اگر هم اشتباه نوشتم که بازم هیچی (یعنی نمره بدین
) !سوال دوم:
خب دو تا صورت داره... اگر به نور ممد کمک کنم تنها می تونم اون رو از مخمصه نجات بدم اما اگر موجود مریض رو مداوا کنم هم اون موجود رو نجات دادم و هم نور ممد رو... بنابراین دومی رو انتخاب می کنم یعنی اول موجود مریض رو مداوا می کنم... برای این کار هم مشخصه دیگه اول نوع بیماری رو تشخیص می دم اگر وخیم بود از طلسم برازبنی استفاده می کنم و اگر هم سطحی بود از گروش... در کل بعد هم اول اون موجود رو درمان می کنم... در واقع بعد از درمان شدن اون موجود هم به نوعی به نور ممد کمک شده و هم اون موجود... البته تو صورت اول فقط نور ممد نجات پیدا می کرد و اون موجود همون طور در بیماری به سر می برد برای همین زیاد راه حل جالبی به نظر نمی رسه... اما تو قسمت دوم هر دوتاشون نجات پیدا می کنن در نتیجه من فکر می کنم که قسمت دومش بهتر باشه... همچنین فکر می کنم تا همین جا بس باشه، نه؟!
سوال سوم:
نام کشف کننده: خب هر کدومش رو یکی کشف کرد... این طلسم ها مال یونان باستان است... اولیش رو ریوانا و دومی اش رو سیوارا کشف کرد... این رو هم باید بگم که این دو فرد اصلیتشون یونانی نبود بلکه اون جا بزرگ شدن !
تاریخ کشف: 67 سال بعد از ظهور مرلین !
محل کشف: شهر رودت که الآن به شهر بزرگ آتن تبدیل شده !
چگونگی کشف: این دو نفر که جادوگر هم بودن دارای موجوداتی جادویی بودن که هر کدومشون بعد از مدت ها به بیماری دچار شده بودن. یکی از اون ها بیماری ای سطحی گرفته بود و اون یکی وخیم بود... بعد اون ها هم سعی می کنن به وسیله ی معجون هایی اون ها رو نجات بدن اما موفق نمی شن (البته بماند که بعد ها این معجون ها به وسیله ی افرادی دیگر ساخته شد ! )... بعد سعی می کنن به وسیله ی دعاها و دست نوشته های جادویی این کار رو انجام بدن باز هم نمی تونن سرانجام با همین دعاها می رن یه تکه چوب برمی دارن... از همون جا چوبدستی جادویی اختراع شد بعد هم به طوری اتفاقی یه طلسم بهشون الهام می شه و موجوداتشون سالم می شن... البته شایان ذکر است که این دو نفر واقعاً به طرزی ارزشی این دو تا طلسم رو اختراع کردن !
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


باشه، بیماری اصلا بیماری نیست، چون مک بون که میتونه کارای اصلیش(لباس شستن، غذا پختن، جارو کشیدن