لی : بعله . ولدی اوله پشتش جاگسنهان و پشتشون لسترنجها و پشتشون اسنیپها. پشت اسنیپها کارکاروفهان و آنی مونی هم که قربونش برم به همراه بلیز آخره.
لی : خوب ما ملت محفل داریم بهشون نزدیک میشیم که یکدفعه صدای یه چیزی میاد . بله یه ناو جنگی آمریکایی داشت به سمت اونها می اومد و از اون طرف 1 ناو جنگی ایرانی.
ملت اسلی مونده بودن چه کار کنن. وسط جبهه بودن و ملت گریف یه گوشه با خیال راحت یه کنار ایستاده بودند.
ولدی : یه تله بود.
ملت میرن که کارهای انتحاریشون رو انجام بدن .
ولدی : بچه ها این عملیات کربلای 20 هست . یادتون باشه . بیاین . یکی یه دونه کلاشینکوف از من بگیرین و حمله کنین به طرف ناو امریکا.
ملت اسلی هم میاین و از اسلحه ها یکی یه دونه می گیرن.
ولدی : به پنج گروه میشیم. من و بلیز و آنی مونی میریم موتور ناوه رو از کار می اندازیم.
رودولف : پس من و بلا و رابی و ربی میریم سوار هواپیماهاش میشیم.
ملت : ایول رودولف نجات پیدا کردیم هواپیما.
رودولف : مگه من چی گفتم.
ولدی : واقعا این خنگه.
بلا : آره قربونش برم خیلی خنگه.
جاگسن : من و بقیه هم میریم و تو خاک دشمن و عملیات رو انجام میدیم.
جاگسن : اول تو برو مایز.
مایز : مگه خنگم اینجا مین دریایی داره.
جاگسن : خوب اول توپیاس بره .
توپیاس : دور من رو خط بکشین .
جینا که از همه جسارت داشت اومد و جلو گفت : اول من میرم.
سوروس : جینا طور مادرت من رو تنها نگذار . یه ساعت با ملت داستان رو تا اینجا آوردیم . اگه بمیری دوباره باید بریم خواستگاری .
ولب جینا جلو میره و ملت وای میستن ببینن مین داره که یکدفعه بومب.
جینا با کوسش می ترکن.
اسنیپ :
___________________________________
به جناب اسنیپ تسلیت میگم.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

چه ربطی داشت
مال این حرف ها نیستی
جاگسن : خب بابا با کوسه میریم .