جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

52 کاربر(ها) آنلاین هستند (48 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
52 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخاب بهترین‌ها

هفتاد و هفتمین دوره‌ی ترین‌های سایت جادوگران برای انتخاب بهترین‌های فصل تابستان 1405، از 25 شهریور آغاز شده است و تا 28 شهریور ادامه خواهد داشت. از اعضای محترم سایت جادوگران تقاضا می‌شود تا با شرکت در عناوین زیر ما را در انتخاب هرچه بهتر اعضای شایسته‌ی این فصل یاری کنند.

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: جمعه 17 فروردین 1386 14:50
نمایش جزئیات
آفلاین
خب بزارید ارکان اصلی این نوع شعر ها رو براتون بگم
1-وزن شعر:با توجه به قالبی که ذکر می شه
2-محتوای شعر:متن شعر باید معنی دار باشه و فقط چند کلمه ی بی معنی رو پشت سر هم ردیف نکرده باشید
3-سوژه:یعنی موضوعی که درباره ی اون شعر رو می نویسید
4-پرورش سوژه:پرورش اون موضوع و پرداختن بهش
5-تعداد ابیات شعر:میزان دقیقی نداری ولی لا اقل کم نباشه و بتونه منظور اصلی رو برسونه
هر کدوم از موارد بالا یک نمره دارن که اگه بتونید همشون رو رعایت کنید 5 نمره رو کامل می گیرید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium][color=336600][font=Arial]ما همگی اعتقاد داریم که باید خدا را کشف کرد.دریغا که نمی دانیم هم چنان که در انتظار او به سر می بریم ، به کدام درگاه
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: جمعه 17 فروردین 1386 12:33
نمایش جزئیات
آفلاین
اين شعر را من از زبان هري و لرد ولدمورت سراييدم .
قالب : تقريبا نو و مثنوي
نام شعر : هري و ولدي با هم شعر مي گن
ولدمورت مي گه :
اي بابا دوباره آمدي ! جمعش كن
مشكلي داري برو براي خودت حلش كن
... اگه راس مي گي بيا تو گورستان چالم كن
بيا حتي جنگ تن به تن كن
كه يهو فك كني از من چيزي كم شه
قبل از دوئل يه جادو مي زنم تو كلت كمرت خم شه
هيچ كسي نيست اينجا كه در دوئل حريفم شه
چن بار بگم : بامن كلكل كني مي شي بدبخت
بدون هري اين تازه اول كاره
ارزش جادوهات پشت سپره
هرميون و رون ميان خواهش مي كنن نكشمت
بازم مي گم : كه تازه اين اول كاره
چوب جادوت رو بكش بيرون كه مي كنمت آواره
اي بابا دوباره آمدي ! جمعش كن
مشكلي داري برو حلش كن
براي جاودانه سازام نكش نقشه ... كه نقش بر آبه
هري در جواب مي گه :
يه مدت نبودم پر رو شدي
مص اين كه يادت رفته چن بار ضايع شدي
شنيدم دوباره با محفل درگير شدي
مي خوام بپرسم شايد از زندگيت سير شدي
يه آوداكاداورا مي زنم تو مغزت بي چاره
يه كا نكن بگم ديوانه سازا روحتو بكنن پاره پاره
با تو هستم مالفوي كله زرد بي چاره
جادوي ولدي رو بر مي گردنم بهش
خب تو كه نمي دوني دوئل چيه ادعا نكن
يه مشت ديوونه جمع كردي مي گي اينا مرگخوارن
جمع كنين برين پي كارتون
مي بينيد ارتش دامبلدور باهامن
خيلي قدرت دارم يه بار بهت مي گم
همه ساكت شين چون من اومدم
همتوو زير پام له مي كنم من
حالا با توام ولدي 1 ... 2 ... 3
چوب جادو هاي ارتش دامبلدور , همه ي دسته
دستور مي دم بدارن روي گردنتون
ظرف يه چشم به هم زدن رفته كلتون
يه لگد مي زنم به پاي همتون
تا ديگه پر رو نشين برام
شاعر : پرسي ويزلي

خب اینبار شعرت طولانی بود و بلند تر از دفعه ی قبلی نوشتی...اما اینبار محتواش زیاد خوب نبود می تونستی سوژه ت رو بهتر پرورش بدی و به جای نوشتن کر کری شرح دوئل رو می نوشتی نمره 3:5

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط كورن اسميت در 1386/1/17 14:46:35
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: جمعه 17 فروردین 1386 12:30
نمایش جزئیات
آفلاین
نام شعر:ناظران محترم

هیستیا چشم انتظار به روی در خیره بود/شاید که یک جوابی واسه پستش پیدا بود

اما انگار محترمان این سایت/که می باشند ناظران
نادیده گرفته بودند/خواهش های هیستیا را
کسی مسی نبود که/گوشش باشد بدهکار
چرا که سر محترمان این سایت/بسیار بسیار شلوغه
ناظران محترم/به درد ما برسید
من و پرسی چندی منتظر شما ییم/تا که جواب نگیریم چشم انتظار می مونیم.
ممنون می شیم اگه که/پستا بشه ویرایش
ما هر دومون امیدوار به قبولی می مونیم.

وزن شعرت زیاد خوب نبود و سوژه ی مناسبی هم برای نوشتن نداشتی...دفعه ی بعدی سعی کن سوژه ی بهتری پیدا کنی استعدادت خیلی خوبه نمره 1:5

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط كورن اسميت در 1386/1/17 14:44:39
تصویر تغییر اندازه داده شده









عضو رسمی محفل ققنوس

-------------------------------------
در مسابق
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: جمعه 17 فروردین 1386 12:17
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام . اين شعر را من از زبان اون تيبريوس آگدن مي گويم . البته اين شعر را من گفتم در وصف اون .
قالب : شعر نو
نام شعر : بدبختي تيبريوس آگدن
ارزشي بودم
اول فرگوس
يه زماني سوروس
بعدش رودلفوس
يكم گذشت
شدم تيبريوس
بلاك شدم
و بعد آدم شدم
ديگه نيومدم
تو اين سايت
خدا نگهدار
شاعر : پرسي ويزلي

خب شعرت خوب بود...در واقع وزنش خیلی خوب بود ولی اگه بلند تر و پر محتوا تر بود نمره ی بهتری می گرفتی نمره 3:5

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط كورن اسميت در 1386/1/17 14:42:29
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: سه‌شنبه 14 فروردین 1386 19:57
نمایش جزئیات
آفلاین
از این به بعد جهت بالاتر رفتن سطح شعر ها و جذاب شدن این تاپیک من به شعر ها امتیاز می دن و احیانا ممکنه نقد هم بکنم...امتیاز ها از 5 نمره خواهد بود و من سعی می کنم به مرور زمان سطح شعر ها رو بالاتر ببرم تا اگه شد در آینده شاهد این باشیم که به صورت شعر نمایشنامه نوشته بشه که به نظر من سوژه ی خیلی جالبیه!!!
با تشکر
ناظر گیزر انجمن جادو و جادوگری

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium][color=336600][font=Arial]ما همگی اعتقاد داریم که باید خدا را کشف کرد.دریغا که نمی دانیم هم چنان که در انتظار او به سر می بریم ، به کدام درگاه
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: سه‌شنبه 14 فروردین 1386 18:46
نمایش جزئیات
آفلاین
نام شعر:شاهکار جادو

شاهکار را جادو می کند دانی ندانی؟
اگر جادوگری خوبی یا که جزو بدانی؟
گر مرگخوار باشی از این دم
بگذری یا نگذری ای تو عزیزم
به بدنامی شوی معروف و مشهور
که هستی در گروهی چه بسا شوم
گر شعر من این مرگخوار هارا سازد ادب
همه ی جادوگران را هموار سازد یهو
گل از گلخانه ی هاگوارتز در اید که چه زود
بهاران این سایت جادویی در آید که چه زود

ببخشید اولین بارمه از خودم شعر جادویی در وکنم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هيستيا جونز در 1386/1/14 18:51:16
ویرایش شده توسط هيستيا جونز در 1386/1/14 18:59:11
تصویر تغییر اندازه داده شده









عضو رسمی محفل ققنوس

-------------------------------------
در مسابق
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: یکشنبه 12 فروردین 1386 19:39
نمایش جزئیات
آفلاین
واقعا چقدر شما بی ذوقین ... واقعا که لیل اوانز عزیز حق داشت ... از یک هفته پیش که من شعر نوشتم هیچکس شعری ننوشته

دگر نشنیده ام اشعار نغزی / دگر نایاب شد طبعی و مغزی
دگر گوینده ها شعری نگویند / دگر راه من و لیلی نپویند
شده تاپیک اند بی خیالی / شده از شعر ها خالی خالی
کسی در کوی شعر نو نیاید / کسی راه غزل را پا نساید
دگر شاعر در این تاپیک ها نیست / چگونه این تاپیک باید شود بیست ؟
نه من قادر بوم تنها بگویم / نه دیگر کس بیاید تا بجویم
از او شعری مثال شعر سعدی / هو او گوید چنین هم فرد بعدی
دلم بگرفت از بی طبع و شوقان / دلم بگرفت از بی عشق و ذوقان
اگر هر کس فقط یک بیت گوید / تواند راه نسلش را بپوید
مثلا ما ز نسل آریاییم / همه عارف و شاعر ، بی ریاییم
اقلا شعر نویی را بگویید / اقلا راه را از من بجویید
همین باشد سخن هایم عزیزان / سر من هم گرفته درد اینسان

-----------------------------------------------------------

شعری هم از خودمان : خیلی ضعیفه !

زور

زور را اینگونه معنی می کنم / زور را معنی به معنی می کنم
زور یعنی ولدمورت لایزال / زور یعنی کاکاروف بی خیال
زور یعنی عشق لرد عقرب به مرگ / زور یعنی ماگلی شد برگ برگ
زور یعنی مالفوی نژاد پرست / زور یعنی اوری هر روز مست
" عقربا " زور از تو و ارباب توست / مرگ خواری زور بوده از نخست

شاعر : لرد عقرب متخلص به "عقرب"

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: جمعه 3 فروردین 1386 19:49
نمایش جزئیات
آفلاین
گفتگو در تاپیک

سلام ای دوستان تازه همدم / کمی با چو خود باشید کمکم
اگر من عضو تازه هستم اکنون / به این سایت شما دل بستم اکنون
فقط حرفی بگویم بعد خاموش / ولی این حرف را لطفا کنید گوش
به جای شعر های بی ثمر ، باز / کمی باهم کنید حرفی رو آغاز
یکی یک بیت گوید دیگری هم / به این صورت شود شعری کماکم
ولی موضوع چیز بی نصیبیست / قوائد در ره شاعر غریبیست
هر آنکس کو بخواهد شعر گوید / اگر باید قوی از خود بگوید
هر آنچه دوست دارد قلب آنکس / بگوید بهر هر انسان و هر کس
همین بوده سخن هایم دگر نیست / اگر اینگونه باشد ، شعر شود بیست !!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: جمعه 3 فروردین 1386 18:28
نمایش جزئیات
آفلاین
نام شعر : دست های پدر
قالب شعر : نو
گفت مادر،که :دست هایت کو؟
پدرم خنده زد نمی دانم
مادرم گفت:پیش او هستند؟
و شنید از پدر چه میدانم
مادرم گفت:من یقین دارم
که بهشتی شدند دستانت
پدرم بغض کرد:اما زن
مانده ام در غم زمستانت
مادرم گفت:دست هایت ما
من و علی دو دست تو هستیم
پدرم خم شد و نشست و گریست
ما ولی بغض خویش نشکستیم
رو به من کرد مادر و پرسید:پدرت را چگونه می بینی؟
گفتم:او را دو بال بر شانه است
آه مادر نگو نمی بینی
مادرم آمد و مرا بوسید
گفت:این راه و رسم جان بازی ست
گفتم:آری،برای کشور ما
پدرم مایه ی سرافرازی ست
شاعر : سوروس اسنیپ

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شناسه قبلي من
هرگز یک اژدهای خفته را قلقلک ندهید .
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: جمعه 3 فروردین 1386 02:25
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

لیلی اوانز نوشته:

بگفتي شعريو كردي كبابم!/چو كوه يخ بُدم كردي تو آبم
كنون چون باب كل كل باز كردي/سرودن بهر من آغاز كردي
گُهر اشعار من را نيز كن گوش:/سخن بسيار اما كو كجا گوش؟
بيا غوغا كنيم اي يار باهوش/نگردد اين تاپيك سردو فراموش
يكي سوژه بگوييم و بخنديم/به روي بي هنر ها در ببنديم
هر آنكس طبع شعري ناب دارد/هر آنكس ذوق و شوق و تاب دارد
به لطف ناظر و تمرين بسيار/سرايد شعري و گردد به ما يار
هر آنكس رو كند بي حرف و بي باج/كه مي خواهد شود چند مرده حلاج...
كنون من سوژه اي سازم برايت/ز بهر طبع خوب و دُر سرايت
كدامين سوژه باشد بهتر از اين/«هري» را آوريم اول به تمرين
كنون نظم«هري» را ساز كردم/سرودن بهر او آغاز كردم:

يكي طفلي بُدي در هالو گودريك/كه روزي گشت او ارباب بوك بيك
به كله،زخميو به گونه گلفام/دو چشمش سبز مثل كاهوي خام
چو او قدي كشيدو چهره اي ساخت/چه بس دختر كه خر شد دل بدو باخت!
پراوتي پاتيلو،جينيو،چو چانگ/ همه اندر نخ او بوده شش دانگ
يكي اشعار مي گويد برايش/يكي چشمك فرستد در قفايش
يكي در آرزوي بوسه اي ناب/ببسته چشم هايش رفته در خواب
يكي معجون عشقي بار كرده/يكي "زوم" روي چشم يار كرده...

منتظر جواب دوستان هستم


این هم در جواب لیلی اوانز : ایام قبل از هاگوارتس هری پاتر :

تو گفتی از هری من هم بگویم / مگر راهی برای خود بجویم
به سال یک یک و یک نه و هشتاد / یکی فرزند از نسل پاتر زاد
به رخ زیبا و بر مو پر کلاغی / به سر یک زخم ، چشمش هم که زاغی
به روز جشن یک سالگی او / رغیبش آمد از در یا ز پستو
پدر کشت و به مادر گفت با خشم / به من ده آن کمین طفل زغن چشم

گذشت از آن زمان ها سال و ماهی / شکفت آن یک پسر همچون گیاهی
در آن هنگام در روزی چو هر روز / یکی پیغام آمد بهر این هوز *
که سوی سکوی نه سه چهار آی / ره خود سوی هاگوارتس بعد بنمای
هری هم سوی آن جادوگران رفت / به سوی بهترین ها و سران رفت

پایان


==========
هوز معنی پسر حلال زاده و مشروع می دهد !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Lord Scorpion در 1386/1/3 19:35:58
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...