لرد یه کم نگاشون میکنه که قضیه مشکوکیوسانه هستش و اینا و بعد میگه:کی ایگور رو دیدین که الان زدین داغونش کردین؟
بلا فوری میپره وسط:الهی این ایگور خاک پای شما باشه.ما ذهن جویی کردیم.
لرد سیاه که خیلی خفنه و اصلا هم خوشش نمیاد یکی بهش خیانت کنه پس گردن ایگور رو میچسبه و پرتش میکنه بیرون از حموم:من میرم حساب این رو برسم.شماها هم همینجا بمونید.
بعد که لرد خارج میشه رابستن پرسید:به نظرتون ایگور از این فکر ما خوشحال میشه؟
بلیز:صد در صد اون از فداکاری برای دوستاش خوشحال میشه!
همین لحظه صدای جیغ ایگور حرف بلیز رو تایید کرد.تئو که ترجیح میداد صدای قشنگ ایگور رو نشنوه یه پیشنهاد داد:چه طوره بریم به رودولف و ایوان کمک کنیم قبل از این که به سرنوشت ایگور دچار شیم؟
همه با میل و رغبت قبول میکنن و وارد حموم میشن.و رودولف و ایوان رو میبینن که کف حموم نشسته ان و دارن کلاغ پر بازی میکنن
ملت:
دارید کلاغ پر بازی میکنید؟رودولف پشت ایوان و ایوان پشت رودولف قایم میشه و در نتیجه هردو به هم گره میخورن و با انگشت اون یکی رو نشون میدن:این من رو اغفال کرد.
بلا به سلی اشاره کرد:شما با من بیا تا بهشون بگیم که اغفال رو با کدوم الف مینویسن.بقیه هم بریزین سر مجسمه و تمیزش کنید.
سلی و بلا:
ملت اسلی:
کو کو مجسمه؟ایوان و رودولف:
و این گونه تقسیم وظایف در میان ملت اسلی اختراع گشت!!!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

چشمانش به سقف خیره شده بود...!



در این وضعیت بود رها کرد... و مصمم به سوی اعضا اسلیترین راه افتاد...
.


...
عجب حموم قشنگی!
آخه بوق بر شما باد میدم همتون رو مانتی که الهی مامان قربونش بره بخوره!یه فکری بکنید الان هممون شکنجه میشیم و میمیریم!


آنی مونی.بیا گمشو بیرون که هرچی میکشم از دست تو میکشم!
رودولف!تو شجاعترین مردی هستی که به عمرم دیدم!
خواهش میکنم بلای عزیزم!