شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
جالبه که هیچ کدوم از نظریه هامون درست درنیومده، حالا که دارم پست های رو نگاه میکنم، میبنم که چه ایده های که نداشتیم حتی انقدر وسعت داشت که تا کشور رومانی رفته بوده
به هرحال معلوم شده که اینجا کجاست و چجوری به اینجا رسیده اند!
هرچند فکر کنم یه ایده درست دراومد، روی این موضوع بحث کردیم که رنگ نارنجی آسمون دقیقا شبیه رنگ آسمون در کاور نسخه امریکایی هست! که به این نتیجه رسیدیم که یا این قبل از اون صحنه هست یا اون قبل از این
حالا که کتاب اومده فهمیدم اینجا قبل از اونجا بوده!
تاپیک قفل شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
How can you escape...if they can see everything? V.M
وقتی اونها میتونند همه چیز رو ببینند ... چطوری میتونی فرار کنی؟ وی ام
[spoiler=هرگز يك اژدهاي خفته را قلقلك ندهيد]شعار مدرسه draco dormiens nunquam titillandus كه البته به زبان انگليسي نيست بيشتر شبيه يه ورده با تاكيد هرگزي كه در جمله اومده فكر نكنم كه قلقلك كردن اژدها كار مفيدي باشه با اين حال اين شعار ميتونه شبيه يه ورد عمل كنه( چون به زبان لاتينه) كه روي اژدها ها اثر ميذاره
شايدم يه ضرب المثل باشه مثل پاتو روي دم شير نذار[/spoiler]
[spoiler=خانه گونت]خب در مورد اينكه بعضي از دوستان گفتن كه اونجا دهكده ماروولو گونت هست من يه بخش از كتابو كه در اين مورد توضيح داده ميارم:
فصل 10 كتاب ششم قسمت اول (خانه گونت) ص 258 انها در جاده دهكده اي ايستاده بودند كه دو طرف ان پرچين هاي در هم رفته داشت ده قدم جلوتر از انها مرد چاقي با عينك ضخيم ايستاده بود كه داشت به تابلوي جهت نماي چوبي كه از بوته هاي تمشك سمت چپ جاده سر بر اورده بود نگاه ميكرد.
در كتاب اشاره شده كه يه بخش جهت نما به پشت سر هري اشاره ميكرده و نام گريت هنگلتون روش ثبت شده بوده.و شاخه ديگر جهت نما به ليتل هنگلتون اشاره ميكرده.
يه جاي همين فصل اومده سپس راهشان پيچي به سمت چپ خورد و از مسير اصلي جدا شد اين راه سراشيبي از تپه اي پايين ميرفت و از اين رو به طور ناگهاني چشم انداز تمام دره در برابرشان پديدار شد.هري ميتوانست دهكده اي را ببيند كه بي ترديد ليتل هنگلتون بود و در ميان سراشيبي تپه ها قرار داشت بر روي دامنه تپه روبرو عمارت اربابي زيبايي به چشم ميخورد كه دور تا دور ان را پهنه ي چمن هاي سبز مخملي پوشانده بود.
شيب زياد سراشيبي باعث شده بود كه باب اگدون ناخواسته بدود.[/spoiler]
بقيه توضيح ها در مورد مسير خانه ماروولو هست با مقايسه اين نوشته و تصوير ميشه نتيجه گيري كرد كه اينجا اونجاست يا نه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط dobby در 1386/3/31 11:45:46 ویرایش شده توسط dobby در 1386/3/31 11:49:45
[spoiler=بسته]شعار هاگوارتز این بود:هرگز کف پای یک اجدهای خفته را قلقلک ندهید.اینو موسسان هاگوارتز گفتن.ولی عاقبت قلقلک دادن اجدها در خواب چیه؟مرگ یا رام شدن؟این مسئله مطمئنا در داستان دخیله.نظر شما چیه؟[/spoiler]
سلام من ندیدم کسی به این موضوع اشاره کرده باشه برای همین میگم چرا در هیچ کدام از جلد ها اثری از عصای جادویی نیست؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!ممکنه از جادوی غیر عصایی( wandless magic) استفاده کنند در کتاب هفتم؟
[spoiler]بله درسته هم در سایت ما و هم دیوانه ساز خبرش زده شده، ولی ما که اژدها نگفته بودیم. شاید سایت دیگه ای اژدها معنی کرده بود. درواقع رولینگ گفته بود ماهی مرکب داخل دریاچه که همون هشت پای خودمون هست. [/spoiler]
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
How can you escape...if they can see everything? V.M
وقتی اونها میتونند همه چیز رو ببینند ... چطوری میتونی فرار کنی؟ وی ام
[spoiler]با عرض سلام و خسته نباشید ، نمی دونم در کدوم یکی از خبر های سایت شما و یا سایت دیوانه ساز خبری از رولینگ بود « حدود سه چهار ماه پیش » که رولینگ گفته بود هیچ اتفاقی نمی افته که اگر مردم بفهمند شب ها اژدهایی که از دریاچه میاد بیرون گودریک گریفیندوره ... با توجه به اون خبر که اگر لینکش رو پیدا کردم حتما می گذارم ، می تونیم بگیم که اژدهای موجود در تصویر همون گودریک گریفیندوره و در نتیجه احتیاجی به رام کردن اون هم نیست . نمی دونم این رو کس دیگه ای گفته بود یا نه اما در کل نظره من اینه .[/spoiler]
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بردیا اخباری در 1386/3/29 10:00:26
به نکته خوبی اشاره کردی بشیر جان!خب یکی از احتمالات همین است که گفتی.شاید اصلا از اول بلد باشه. من هم در مورد لوس شدن داستان با واقعیت بودن این نظریه ،نظرمو گفتم.
حالا چرا احتمال دوم رو فرض نکنیم؟شاید اون یکی از حیوانات تاسیس کنندگان هاگوارتز است.اگر یادت باشد باسیلیسک فقط از تام ریدل(لرد)دستور میگرفت و هر کاری او میگفت انجام میداد.احتمالش نیست که این حیوان از دستورات هری اطاعت میکند؟
و یا اصلا احتمال دیگر که مونالیزا هم بهش اشاره کرده بود.از کجا معلوم اون حیوان هری و دوستانش را جایی میبرد و اصلا رام کردن نیاز نبوده توسط هری.یعنی مثلا قبلا توسط دامبلدور برای اینکار جادو شده بوده است.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !
ايگور نوشته: فکر نمیکنی یک مقدار مسخره باشه؟هر جا که هری به چیزی نیاز داشته باشد ناگهان متوجه شود که بتواند از راه حلی دارد و خودش میتواند مثلا اژدها را رام کند؟در ضمن اگر چنین توانایی داشت در مرحله اول جام آتش نمایان میشد و از آن استفاده میکرد؟نه؟
اول بايد بگم درسته منظورم چارلي ويزلي بود اشتباه نوشتم
اما در مورد نظرت يه نكته اشاره كرده بودي كه اگه همچين قدرتي داشت ميتوسنت تو مرحله يك جام اتش از پس اون اژدها بر بياد.
ايني كه ميگي كاملا درسته منم برام اين مسئله مبهمه اما خودت فكر كن ببين كه با چه نيروي ديگه اي هري ميتونه بر يه اژدها تسلط پيدا كنه.
دو راه داريم.
1.اينكه كاور رو در نظر نگريم 2.اينكه احتمالاتو بررسي كنيم
يك احتمال اينه كه به قول شما به كمك چارلي ويزلي تونستن به اين توانايي برسن.اما به نظر من چارلي خودش اين قدر قدرتمند نيست كه بتونه تنهايي اين امادگي رو در اونها ايجاد كنه.
دو اگه يادت باشه هري وقتي فهميد مار زيانه كه در اون موقعيت گير افتاد دقت كني ميفهمي هري هيچ وقت با اون اژدهاي بلغاري در شرايطي گير نكرد كه هيچ راه فراري نداشته باشه و متكي به نيروي درونش بشه همونطور كه اگه شايد حالا كسي بهش نفرين مرگ بزنه ترجيح ميده فرار كنه تا به مقابله باهاش بايسته.
اولا فکر کنم منظورت از بیل ویزلی همون چارلی ویزلی باشد.چون چارلی با اژدها سرکار دارد و بیل برای گرینگوتز کار میکند.
نقل قول:
اما شايد يه حقيقت ديگه در كار باشه قدرت هنگفتي كه هري تا اون موقع ازش بي خبر بوده.كسي كه تونسه در برابر نفرين مرگ دووم بياره شايد حالا هم تونسته اون قدرت نهفتش را كه خيلي جاها به كمكش اومده دوباره فعال كنه.
فکر نمیکنی یک مقدار مسخره باشه؟هر جا که هری به چیزی نیاز داشته باشد ناگهان متوجه شود که بتواند از راه حلی دارد و خودش میتواند مثلا اژدها را رام کند؟در ضمن اگر چنین توانایی داشت در مرحله اول جام آتش نمایان میشد و از آن استفاده میکرد؟نه؟
نقل قول:
بعضا اشاره ميكنن كه اينجا دره گودريكه اما من نميدونم كه چرا با نگاه كردن به اين مكان ياد دهكده پدري لرد افتادم جايي كه ماروولو گانت درش ساكن بود.
دقیقا!خیلی جالب است شما هم نظر من رو داری!طرز خانه و ها و تعداد آنها این امر رو نشون میده اینجا اولا ابدا دره گودریک نیست و به احتمال زیاد آنجا و یا رومانی(طبق دلایل مونالیزا)باشد.من در مورد این نظرمو در صفحه های قبل داده ام.میتونید به آن مراجعه کنید.
کاور:بله،حرف شما کاملا درست است.حالا در مورد کاور ایرانی مقایسه نمیکردی بهتر بود.چون تا کاور کتاب من که دقیقا همون ها است.عکس اژدها و جام آتش در کتاب چهار و خیلی چیزهای دیگه.ولی در کاور انگلیسی معمولا خیلی عجیب و جزئیات رو میرسوند.
به هر حال رسیدن به حتی کوچکترین چیزی از کاور ها هم کمک زیادی به ما میکند.البته برای کسانی که این بحث ها و نتایجش را دوست دارند.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !
به نظر من اولين چيز عجيب موجود در اين كاور سوار شدن هري رون و هرميون روي اژدهاست.
مگر نه اين كه رام كردن يك اژدها احتياج به چند نفر جادوگر ماهر دارد.پس فكرشو بكنيد كه سوار شدن و هدايت كردن اون چقدر سخته.
اونوقت چطور هري و رون و هرمويوني كه تازه(اگه هاگوارتزي در سال هفتم داير بشه كه شك دارم)تحصيلاتشونو به پايان بردن كه به همچين قدرت هنگفتي دست يافتن كه سوار يك اژدها شوند.
اگه حتي فكر كنيم هم كه بيل ويزلي اين كارو كرده باشه و به اونا در اين مسير كمك كرده باشه بازم غير ممكنه.
اما شايد يه حقيقت ديگه در كار باشه قدرت هنگفتي كه هري تا اون موقع ازش بي خبر بوده.كسي كه تونسه در برابر نفرين مرگ دووم بياره شايد حالا هم تونسته اون قدرت نهفتش را كه خيلي جاها به كمكش اومده دوباره فعال كنه.
اينجا كجاست
بعضا اشاره ميكنن كه اينجا دره گودريكه اما من نميدونم كه چرا با نگاه كردن به اين مكان ياد دهكده پدري لرد افتادم جايي كه ماروولو گانت درش ساكن بود.
جايي كه تام ريدل پدر لرد ولت مورت اونجا زندگي ميكرد در قصر اشرافيش.
شايد بشه با كمي دقت خانه ماروولو گانتو توي تصوير پيدا كرد با خصوصياتي كه در كتاب شش در مورد اون دهكده وصف شده خيلي اين مكان مطابقت ميكنه
نكته:هميشه كاورا به عنوان كتاب وفادار نيستن براي نمونه كتاباي ترجمه شده به فارسي خودمون را در نظر بگيريد مثلا همين كوئيديچ در تاريخ اعصار يا جانوران و جودات شگفت انگيز و زيستگاه انها .اينها يعني نظريات ما در حالي درسته كه كاور به كتاب وفادار باشه