جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

28 کاربر(ها) آنلاین هستند (21 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
26 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: پيام امروز
ارسال شده در: سه‌شنبه 10 اردیبهشت 1387 16:02
نمایش جزئیات
آفلاین
بــــــــــــــــهترین انتخاب تد ریموس لوپین؟
بعد از گذشت ساعات طولانی و متوالی و پشت سرهم و پیوسته {قید تکرار} ما به این نتیجه رسیدیم که باید این خبر ناگوار را برای شما عزیزان بیان کنیم.اخباری که مطمئنا شمارا اشفته خواهد کرد.اما با این حال من و فقط من و فقط من توانستم مقامات را راضی به انتشار این خبر کنم و هم اکنون این خبر را در مجله ی معتبر و فوق العاده معتبر پیام روز { } مشاهده می کنید.

سه شنبه بعد از ظهر تمامی مقامات والای انتخاب وزارت اصلی دنیای جادوگران اضهار داشتند که یک بعد از ظهر سخت را سپری کرده اند.

گویــی اکثر اعضای گیریفندوری و اسلایترین به وزارت تدریموس لوپین اصرار دارند و اورا در حالی که در صبح روز یک شنبه برای شنا به استخر رفته بود گیر انداختند و با خریدن هزاران ابمیوه ی پرتغالی و کیک های غورباقه ای از او خواستند که وزارت را بپذیرد و یا در خواست کاندید شدن بدهد.اعضای گیریفندور بسیار متعجب از این اقدامات گروه اسلایترین اندیشیدند که نکنه تد ریموس لوپین در گذشته عضو اسلایترین بوده است و این باعث شد عده ای از دور و برش پراکنده شوند .از طرفی بعد از ظهر همان روز اعضای گروه ریونکلا با فرستادن نامه های عربده کش به دفتر استرج پادامور و همین طور فرستادن عکس کاندیده ها و نامه های فراوان از تد ریموس لوپین خواستند که کاندید شود ولی او همچنان به شنا در استخر و نوشیدن اب پرتغال زیر چتر مشغول بود و اظهار داشت که نمی داند وزارت یعنی چی ؟
مقامات والا بسیار متعجب گشتند و هیچ کس نمی دانست دقیقا چه اتفاقی در پیش است .چرا تد ریموس لوپین در حالی که اعضایی همچو پرسی ویزلی و سیریوس بلک وجود دارند؟و ایا تد ریموس لوپین با سابقه ی درخشانش در جامعه ی جادوگری واقعا نمی دانست وزارت چیست؟ ویا فکر می کرد متواضع بودن باعث می شود اطراف بیشتری به سمتش کشیده شوند.لزا این فکر درست از اب در امد و نیمه شب بچه های کراپ{برادر ناتنی هگرید} به خانه اش حمله ور شدند و از او خواستند که کاندید وزارت جادوگری شود ولی او پتو را روی سرش کشید و گفت که می خواهد بخوابد

طبق اظهارات درست و یا نادرست سیریوس بلک نیمه شب روز یکشنبه به کلبه ی تد ریموس لوپین رفته و اورا تهدید کرده است که اگر بخواهد به تواضع بازیش و جمع کردن رای ادامه دهد هم خودش هم پدرش را به قتل می رساند و تدریموس لوپین هم در جواب لباس خواب صورتی رنگش را تکانی داده و گفته که حسابی خسته است.
خطر های زیادی در اطراف تدی وجود دارد چون همین دیشب بود که پرسی ویزلی از وی خواست که خودرا به هلاکت برساند وگرنه معلمی کلاس انشا {} را از وی می گیرد.و تد ریموس لوپین هم در جواب گفت که به تو هیچ ربطی ندارد موقرمزی.!

و در میان فقط بچه های هافلپاف بودند که از مخفیگاه خود بیرون نمی امدند.!سرانجام چه خواهد شد؟!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=small][b][color=00CC00]شناسه ی جدید م?
Re: پيام امروز
ارسال شده در: دوشنبه 9 اردیبهشت 1387 14:41
نمایش جزئیات
آفلاین
اطلاعات کاندیدهای وزارت ...


طبق خبری که خبرنگار ما که تازه از خواب ناز بلند شده از محل ثبت نام کاندیدها آورده , برخی از نامزدها را معرفی کرده و در زیر نام آنها را می بینید :

1- آقای الیواندر

2- هوگو ویزلی

3- اینیگو ایماگو

4- سیریوس بلک

5- پرسی ویزلی

6- گلگومات

7- آلبوس سوروس پاتر

8- بارتی کراوچ


در بین این کاندیدها گریفندوری ها بیشترین نامزد را دارند و ریونکلا هیچ کاندیدی ندارد .
دو مرگخوار هم به جمع نامزدها پیوستند و محفلیان نیز به سه نفر می رسند .
جوان ترین نامزد در کل آقای الیواندر هست اگر سوابق گلگومات رو در نظر بگیریم و اگر سوابق گلگومات رو در نظر نگیریم وی جوان ترین هست .
و پیر ترین نامزد نیز (آمار درستی از سیریوس که در قدیم هدویگ بوده بدست نیامد پس ...) پرسی ویزلی هست .

در این میان مدیران به شور نشسته اند تا افرادی را از بین این کاندید ها انتخاب کنند و اجازه ی زدن ستاد را به آنها بدهند .

مسئول اصلی انتخابات استرجس پادمور به زودی منتخبین را ارائه می دهد ... امیدواریم که مدیران در کارشان عدالت را پیشه کنند .



بارتی کراوچ
پیام امروز

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: پيام امروز
ارسال شده در: یکشنبه 8 اردیبهشت 1387 21:30
نمایش جزئیات
آفلاین
ستون "ستون پنجم!"

و این هفته ستون پنجم برای خبردار شدن از چند و چون وزارت خیلی جنگی و فی‌الفور سراغ یکی از کاندیداهای وزارت که ثبت‌نامش سر و صدای زیادی کرد رفته.
در زیر مصاحبه کوتاهی با او خواهیم داشت:

گ : سلام سیریوس.
س : علیک!
گ : خوبی؟
س : بد نیستم ممنون.
گ : چی کارا می‌کردی؟
س : داشتم چرت می‌زدم!
گ : طبق خبرهای ما می‌خوای کاندید وزارت شی. برنامت چیه؟ می‌شه یه خورده توضیح بدی؟
س : والا من نمی‌دونم کدوم شیر ناپاک خورده‌ای پسورد شناسه منو کش رفته باهاش اومده بالا برام تو انتخابات وزارت ثبت نام کرده. من اصلا روحمم خبر نداره من خواب بودم که این اتفاقات افتاد. الانم که دیگه مهلت پس گرفتن ثبت نام تموم شده.
گ : حالا برنامت چیه؟
س : برنامه رو جوری تنظیم کردم که موقعی که ستادها رو زدن خواب نباشم و بیام به نفع کاندیدای دلخواهم کنار بکشم. به زودی هم این برنامه رو پیاده خواهم کرد. حالا هم مزاحم نشو چرت عصرونمه!
گ : بله صحیح! خیلی ممنون از وقتی که برا ما گذاشتی. مرلین یار و نگهدارت.

عجــــــــــــــــب!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باز جویم روزگار وصل خویش...
Re: پيام امروز
ارسال شده در: پنجشنبه 22 فروردین 1387 18:43
نمایش جزئیات
آفلاین
عجیییییییییبه!

خدایا این چه طور ممکنه دنیس همونی که همیشه تلاش می کرد و بدبختی می کشید و فلاکت می کشید و ...{} هم اکنون با کسی ازدواج کرده که منوی مدیریت داره! چرا چون دنیس می خواسته به قدرت برسته واقعا عجیبه که لیلی اوانز چرا درخواست دنیس رو پذیرفته شاید ترشیده بوده ها؟{}

و در زیر تصاویری رو از ان ها می گزاریم

تصویر تغییر اندازه داده شده


برای لیلی اوانز احساس تاسف می کنیم که ترشیده بودند و مجبور شدن با دنیس عروسی کنند تا بیشتر از این نترشند ولی بد کسی به پستش خورد این قدر بیچاره بود که با موتور گازی که تولد نه سالگیش گرفته بود رفت ماه عسل توجه فرمایید:

تصویر تغییر اندازه داده شده


اما بعد از مدتی از ازدواج این دو دنیس ناظر انجمن شد و چندی بعد رنک بهترین ناظر را گرفت گفته شده که لیلی از قدرت مدیریت استفاده کرد و 8 تا شناسه برای خودش ساخت و همرو باهاش به دنیس رای داد ! عجیبه که بعد از این که دنیس رنک رو برد از لیلی درخواست منوی مدیریت کرد ولی لیلی با صراحت گفت که این خواسته ی اورا براورده نمی کند و دنیس هم بزوور با شناسه ی لیلی وارد شد و اقداماتی را انجام داد .!لیلی اوانز 6ماه و 6 روز و 6 ساعت و 6 دقیقه و 6 ثانیه و 6 دهم ثانیه و 6 صدم ثانیه و ...{} به دادگاه خانواده ی جادوگری مراجعه و درخواست طلاق داد همچنین در صدد در امد تا مهریه ای را که قرار بود به دنیس بدهد پرداخت کند {توجه : چون قدرت لیلی از دنیس بیشتر بود اون به دنیس مهریه می ده نه مرد به زن }
مهریه شامل : یک نظارت دیگر و مدت دیگری باقی ماندن رنک بالای سر دنیس و له نشدن وی زیر دست لیلی بود .!

ما مصاحباتی رو با این دو زوج بدبخت داشتیم که در زیر ارائه می دهیم :

لیلی اوانز :

اسم ،سن ،تاریخ تولد و همین طور محل زندگیت رو بگو !

لیلی در حالی که با دستمال فین فینی می کرد شال خزش را به کناری زد و گفت : لیلی ،نمی دونم چند سال ،محل زندگی نمی گم چون دوباره قصد ازدواج با سواستفاده گر هارو ندارم من می خوام با یک مدیر زاده ازدواج کنم که اصیل باشه

چی شد که با دنیس ازدواج کردی ؟؟ از چه چیزیش خوشت اومد؟

_من از کفش های زرد و بلیز زرد و دوربین داداشش خوشم اومد

توی مصاحبه باید راستشو بگی
_خوب من داشتم می ترشیدم مجبور بودم

خوب خوب واقعا عصبی شدی که دنیس با منوی تو این کارارو کرد نه؟

_اوه بله خیلی خیلی ...اون به من خیانت کرد من از شیر مرغ تا جون ادمیزاد براش فراهم کردم {رنک و نظارت و..} ولی اون به من خیانت کرد

اگر یک وقت بلایی سر سایت می اورد با اون منو تو جواب مدیران رو چی می دادی؟

صدای گریه ی لیلی اوانز به او مهلت صحبت نداد


دنیس :

اسم سن تاریخ تولد و محل زندگی؟


دنیس هستم .نمی گم چند سالمه .محل زندگیمو هم نمی گم مدیران خودشون می دونند خواستند باهام عروسی کنند میان بهم می گن! بیام خواستگاریشو ن من فقط با مدیران عروسی می کنم به همین جهت به شما ادرس منزل نمی دهم که بیاین خواستگاری من !

چرا با لیلی ازدواج کردی؟ چرا از منوی مدیریت سو استفاده کردی و چرا قلب اونو شکستی؟
الف : چون مدیر بود
ب: چون دوست داشتم
ج: چون اون قرمه سبزی بد مزه درست می کرد

بای

_هی کجا می رید ؟ مصاحبه ی منو خیلی کوتاه انجام دادید چرا ماله لیلی بلند بود؟

اقای دنیس چون ایشون مدیر بودند .

حکم قاضی : لیلی اوانز بخاطر داشتن منوی مدیریت و پارتی بازی برای دنیس به دو ماه حبس در ازکابان محکومند
دنیس : بدلیل استفاده ی نادرست از منوی مدیریت ،خیانت در امانت ،دروعگویی و خیانت تبرئه شدند!


چندی بعد متوجه شدیم که قاضی پسرخاله ی دنیس بوده است !


شوخی شوخی با منوی مدیران و خود مدیران هم شوخی ؟

...........

پ.ن : این گزارش جنبه ی خنده داره و هیچ گونه جنبه ی توهینی ندارد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هرميون گرنجر در 1387/1/22 18:53:05
ویرایش شده توسط هرميون گرنجر در 1387/1/22 19:18:13
[b][color=FF6600]!و هرمیون گرنجر رفت و همه چیز را به هپزیبا اسمیت سپرد .

و فقط چند نفر را با
Re: پيام امروز
ارسال شده در: یکشنبه 18 فروردین 1387 00:20
نمایش جزئیات
آفلاین
گلگومات غول بی سر و ته؟؟؟

چند روز پیش خبرگزاری نشریه ی پرفروش و قابع اعتماد گیریفندور { } یک مصاحبه ی زنده { } با چند نفر از دوستان خوب دنیای جادوگری داشت !

اولین مصاحبه با اقای غول گلگومات معروف به غول بی سر و ته { } رو ارائه می دهیم

توجه: بعد از شهادت ریتا اسکیتر توسط خودم {به وسیله ی سوسک کش } خبرگزاری با من است!


سلام

_اوه سلام!

خوب هستید؟

_خیر خانم محترم ، من علاف نیستم کار دارم باید برم کله ی 3 مشنگ رو بکنم!

_اوه اقای گلگومات شما چند سال دارید پیلیز؟

_من هزار سال و شصت ماه و شیش هفته و شیش روز و شیش ساعت و شیش دقیقه و شیش ثانیه و شیش دهم ثانیه و شیش صدم ثانیه ...سن دارم

_اوه پس شما دوازده سالتونه چه خوب! هی خودنویس تا وقتی ریتا نیست باید به حرفم گوش کنی هرچی می گم بنویس :گلگومات 12 ساله {}

_اقای گلگومات شما چه غذایی رو دوست دارید؟

_من از پیتزا و این غذا سوسولی ها متنفرم من عاشق کله ی انسان هستم با قرمه سبزی گندیده!

هی خودنویس بنویس : گلگومات عاشق پیتزا و ..او مخالف هر گونه انسان خوری و مشنگ ازاری است !اخی !!چه غول نازنینی بر خلاف همه ی غول ها . روحیه ی مهربان و چشم های ابی درخشانش واقعا جذابش کرده !{توی دل هرمیون }

_اقای غول جسارتا شما در تمام عمرتون عاشق شدید ؟

در این صحنه ناشر اشاره کرد که بنویسم :غول که از تمجید هرمیون خوشش اومده بود گفت

_اوه بله خانم گرانگر !!

_بله؟ گرنجر هستم !

_اوه ببخشید خانم گرنحر راسش شما خیلی خوب می دونید غول ها عاشق نمی شن ولی من چون چشای ابی جذابی دارم و چون تو تنها کسی هستی که از من تعریف کردی باید بگم که عاشق یو شدم

_هی کجا در رفتی؟

اشاره می کنند از پشت که بنویسم : گلگومات جاشون رو خیس کردن از شدت خجالت و به دستشویی مراجعه فرمودند { }


پا نویس این مصاحبه در مجله : چند روز پیش به ما خبر رسید این نوع مصاحبه کردن خانم گرنجر به دلیل زیاد نشست و برخاست با خانم اسکیتر است که به وسیله ی سوسک کش شهید شد {}

با تشکر :نشریه ی معتبر گیریفندور { }

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=FF6600]!و هرمیون گرنجر رفت و همه چیز را به هپزیبا اسمیت سپرد .

و فقط چند نفر را با
Re: پيام امروز
ارسال شده در: شنبه 17 فروردین 1387 23:29
نمایش جزئیات
آفلاین
بازگشت ...

و اینک ، پس از سالیان دراز ، او بازگشت ...
بازگشت تا ریش نقره فامش را به دیگران بنماید .
بازگشت تا نشان دهد که فقط عشق است که مهم است .
بازگشت تا به شایعات خاتمه دهد !
بازگشت تا عدل و داد را در جامعه ی جادوگری برپا کند .
بازگشت تا وزارت را قبول نکند !
بازگشت تا فوکس را بیازارد .
بازگشت تا نگاه نافذش را از پشت شیشه های عینک نیم دایره ایش به پاتر بدوزد.
بازگشت تا ولدی را تام صدا کند .
بازگشت تا یویوی صورتی رنگ را برای همیشه ببرد .
بازگشت تا ریشش را به درازای ریش مرلین کبیر برساند .
تا عمرش را طولانی تر سازد !
و اینک ... او درمیان ماست !
آلبوس پرسیوال ولفریک برایان دامبلدور ... بازگشت .

______________________

عکس العمل های افراد مختلف پس از خواندن اعلامیه ی بالا :

لرد ولدمورت : جیــــــــــغ !

مورفین گانت : این که خیلی قشنگه !

ایگور کارکاروف :

جیمز هری پاتر : ایول !

Naznazy : سلام من نازنازی ام ... من عاشق گالری اما واتسونم ...

مرگخواران همگی با هم : ما تو رو کشتیم ! تو مردی ! ( ک.ر.ب پلیس آهنی )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: پيام امروز
ارسال شده در: دوشنبه 12 فروردین 1387 20:26
نمایش جزئیات
آفلاین
دابي در گذشت!!

خبرنگار پخش حوادث - صبح امروز در بزرگراه شهيد مادلبر يك كاميون شونصد چرخ با سرعت هزار و دويست متر بر ثانيه ، مغز دابي را با تمام قوا به روي آسفالت كف خيابون پاشيد و موجبات مرگ وي را فراهم ساخت.

راننده كاميون كه جوانكي به نام آلبوس سورس پاتر ميباشد به خبرنگار ما گفت: من غلط كردم ... من بوق خوردم !!! من شونصد زن و يدونه بچه دارم .. رحم كنيد.

هم اكنون كه بنده در حال نوشتن اين گزارش ميباشم ماموران نارنجي پوش شهرداري در حال جمع كردن دل و روده و مغز دابي از كف زمين ميباشند و جا داره همينجا ازشون تشكر كنم.

ضمن اظهار تاسف نسبت به اين اتفاق دل خراش و به اميد اينكه هر چي عمر اون مرحومه ادامه عمر شما باشه اين گزارش را به پايان ميبريم.

تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
اگه كسي يه بار زد توي گوش تو ، تو دو بار با چماغ بزن تو سرش.

يكي از ضرب المثلهاي غول ها

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: پيام امروز
ارسال شده در: جمعه 9 فروردین 1387 15:25
نمایش جزئیات
آفلاین
فرار مذبوحانه ایگور کارکاروف برای جدایی از مرگخواران و پیوستن به محفل

- برای خواندن متن خبر به صفحه 9 مراجعه کنید

صفحه 9:
- برای خواندن متن به صفحه اول مراجعه کنید!

صفحه 1:
- شما اصلا مجوز گرفتید؟ هیچ میدونید هر ساله چند تن کاغذ روزنامه به دریاها ریخته میشود؟ برای خواندن این خبر به صفحه 8 مراجعه کنید و عضو آن صفحه شوید!

صفحه 8:
- برای ثبت نام باید هم شناسنامه و هم کارت جادوگری به همراه داشته باشید .. برای اطلاعات بیشتر به صفحه 16 مراجعه کنید!

صفحه 16:
- اطلاعات شما بروز شد ... چند روز صبر کنید تا شناسه شما فعال شود .. برای اطلاعات بیشتر به صفحه 51 مراجعه کنید.

صفحه 51:
به پنج نفر از کسانی که توانستند رمز این صفحه را باز کنند و خبر را بخوانند به قید قرعه دو دستگاه ماشین لباسشویی به همراه یک دستگاه جاروی آذرخش میدهیم!

روزنامه یکی از برندگان:

تصویر تغییر اندازه داده شده


wanted
5000000$

متاسفانه با خبر شدیم ایگورکارکاروف دارنده شناسه شماره 14845 عضو شده در تاریخ 1/11/84 و زننده 2991 پست ارزشی و غیر ارزشی و برنده چندین و چند رنک معتبر و غیر معتبر و بعد از خدمات ارزنده به ده لرد اخیر در کمال وقاحت! در کمال پرروگی! بدون کوچکترین شرمی و بدون کوچکترین احساس پشیمانی ... بعد از اینکه بلیز زابینی علت ریش دار بودن و چشم آبی بودن علامت شوم وی (ایگور) را از او پرس و جو کرد ...

این مرگخوار متقلب ، این بی غیرت، این نمک نشناس ، این مار در آستین پرورش یافته و این جاسوس درجه یک محفل در حضور تمام مرگخواران آعلام کرده که او همیشه طرف محفل بوده و چشمهای آبی دامبلدور بسیار زیبا هستند و ریش های خوشمزه ای هم دارد و همچنین گفته که سارا اوانز بهترین آشپزی هست که تا حالا دیده و آلبوس سوروس پاتر هم خیلی بچه خوب و با مرامی هست و سیریوس بلک و دیگر محفلی ها هم در اصل حیوونهای دست آموز او میباشند و مرگخواران هم بازیچه دست او میباشند و وی روابط بسیار نزدیک و تنگاتنگی را با شخصیت شماره یک محفل ققنوس یعنی آلبوس پشمک بیناموسیوس دامبلدور بر قرار کرده است...

و بعد از تمام این ها ایگور کارکاروف در تلاشی مذبوحانه اقدام به فرار کرده است که البته به علت عجله بیش از اندازه و بدون توجه به علائم هشدار دهنده و اینکه طبقه چهارم خانه ریدل در دست ساخت میباشد حفاظ های حاضر در طبقه چهارم را نادیده گرفته و در حالی که لبخند ملیحی بر لب داشته و با مرگخواران بای بای میکرده از پنجره به بیرون سقوط کرده و بعد از برخورد با زمین تا بیرون حیاط خانه ریدل قل خورده است.

جالب این است که بدانید انقدر این اتفاقات سریع رخ داد که هیچ مرگخواری قادر به عکس العمل سریع برای جلوگیری از فرار این مزدور جاسوس نبوده است و کارشناسان بعد از محاسبات دقیق و انجام چندین معادله شونصد مجهولی و تطبیق جاذبه زمین بر مریخ پیشبینی میکنند که انقدر شدت برخورد این مزدور با زمین زیاد بوده است که وی همچنان با شتاب روبه افزایشی دارد به سمت خانه شماره 12 میدان گریمولد قل میخورد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1387/1/9 15:36:13
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1387/1/9 17:56:29
Re: پيام امروز
ارسال شده در: پنجشنبه 8 فروردین 1387 16:30
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده

كمپاني Hco تقديم ميكند!
كلنگ فردا اكران ميشود.
فردا در هالي ويزارد...
اولين فيلمي كه تمامي ديالوگهايش حقيقيست!
منتظر بمانيد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دنیس در 1387/1/8 16:32:58
قدرت رولو ببين توي سبك من، تعظيم كرد توي دست من
پس تو هم بيا رول بزن با سبكم، ميخوام شاخ جوجه رولرا رو بشكنم


Re: پيام امروز
ارسال شده در: پنجشنبه 8 فروردین 1387 12:10
نمایش جزئیات
آفلاین
تجمع میلیونی مرگخواران در مقابل وزارت خانه به نشانه ی مخالفت شدید با اهداف شوم محفل

عصر دیروز جمعی چند میلیونی( از چند نفر مرگخوار موجود) مقابل تلفن عمومی یا همان درب وزارت خانه تحصن نموده و ابراز مخالفت با اهداف محفل ( اهداف شوم ) نمودند ، آنها در حالی که پوستر های آلبوس دامبلدور( آلبوس در این پوستر یک خون آشام وحشی است ) را در دست داشتند و فریاد های :

Down with albus Down with albus -

سر می دادند به خاطر بی توجهی وزارت به این مساله مهم عصبی شده و شروع به پرتاب ورد های کروشیو و آواداکداورا نموده که موجب جلب توجه عده ای ماگل شد ، در این واقعه عده ی زیادی ماگل کشته شدند . در همین مدت خبرنگار ما در حال مصاحبه با عده ای مرگخوار فروتن ، با شخصیت ، با تحصیلات عالیه بود که توجه شما را به گوشه ای از این مصاحبه جلب می کنیم:

- شما دقیقا چه در خواستی از وزارت دارین؟
مرگخوار با شخصیت: اول به شما و تمام همکارانتون خسته نباشید می گم که واقعا زحمت می کشید و گزارش های کاملی رو به جامعه ی جادوگری به خصوص جامعه ی اصیل زاده ارائه می دید .
( بقیه جامعه کاملا بی اهمیت هستن ) در مورد درخواست ما اینجا اومدیم بگیم که آلبوس دامبلدور و بقیه ی اعضای محفل یک مشت
خود فروخته هستن که جنایت های بسیاری رو علیه جامعه ی اصیل جادوگر اعمال کردن ، اگه خبر داشته باشید جدیدا به این کارشون شدت هم دادن . در واقع ما مرگخوارا اینجا جمع شدیم تا از قشر آسیب پذیر جامعه ی اصیل حمایت کنیم ، چون اونا خودشون واقعا آسیب پذیر هستن ما ها به عنوان قشر فرهنگی و سطح بالای جامعه ازشون حمایت به عمل آوردیم. لازم به ذکره لرد کبیر ما رو تشویق به این کار نیکوکارانه کردند.

خبرنگار : می تونم نظرتون رو در باره ی آلبوس دامبلدور بدونم؟
- بله البته ، اون یه جنایتکار خطر ناکه که با ظاهر سازیه ماهرانه این ملت شریف جادوگر رو سر کار گذاشته و باید در دادگاه جنایات جنگی در سازمان ملل جادو گری محاکمه بشه .
خبرنگار: ازتون به خاطر وقتی که به گزارش اختصاص دادین ممنونم آقا ، موفق باشید.
- من هم از شما دوست عزیز و اصیل متشکرم که واقعیت رو به مردم نشون می دید.

خبرنگار واحد مرکزی خبر ، جلوی در وزارت خونه .

ادامه دارد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آمیکوس کرو در 1387/1/8 12:14:34
ویرایش شده توسط آمیکوس کرو در 1387/1/8 12:20:59
تصویر تغییر اندازه داده شده

خاطرات جادوگران...روز هاي اشتياق،ترس،فداكاري ها و ...