بلا، رودلف و رابستن با رمزتازی که برایشان فرستاده شده بود به هاگزمید آپارات کردند و به همراه بطری های آبی که با خود آورده بودند به هاگوارتز و تالار اسلیترین برگشتند.
ملت تشنه ی اسلی به سمت بطری ها هجوم بردند اما قبل از اینکه کسی بتواند حتی یک قلپ آب بخورد، هاله ی نورانی و غیر قابل نفوذی در اطراف بطری ها ایجاد شد.
لرد ولدمورت در حالیکه چوبدستیش را به سمت بطری ها گرفته بود، در گوشه ای از تالار ایستاده بود و شرورانه می خندید.
مورگان پرسید:
- می تونم بپرسم این کارا یعنی چی؟
- اول لرد سیاه!

ملت که نمی توانستند جادوی لرد به دور بطری ها را باطل کنند به ناچار قبول کردند که لرد زودتر از همه آب بخورد.
لرد دستش را داخل هاله ی نورانی برد. یک بطری آب برداشت و تا ته سرکشید.
- خب. حالا می تونیم ما هم بخوریم؟
- نخیر! لرد سیاه باید ده تا بطری برای خودش و نجینی ذخیره کنه تا یه وقت خدای ناکرده در طول این ده روز احساس تشنگی نکنه.
ملت:

ولدمورت ده تا بطری برداشت و داخل هاله ی نورانی دیگری به اتاقش فرستاد.
- حالا میشه جادو رو باطل کنی؟ ما تشنمونه.
- نچ!

لرد سیاه دو هفته است که حموم نرفته. یا باید برای حموم من آب پیدا کنین یا همینارو گرم می کنم، میرم حموم.
ملت به شدت شاکی شده، اعتراض می کنند:
- خیـــلی نامردی!
- این مسخره بازیا دیگه چیه؟
- خب تو که دو هفته است حموم نرفتی، سه روز هم روش دیگه.
- خیــــــلی نامردی!
- اصلا خودمون جادوش رو باطل می کنیم.
- ایگور راست میگه! خودمون می گردیم ضد طلسمش رو پیدا می کنیم.
- خیـــــــــــــلی نامردی!
ولی لرد گوشش به این حرف ها بدهکار نبود:
- نمی تونین. من خودم طلسمشو کشف کردم. فقط خودم می تونم باطلش کنم.

ملت غیرتی شدند و چوبدستی ها به سمت هاله ی نورانی نشانه رفت:
- الاهومورا!
- ریداکتو!
- اکسپلیارموس!
- باز شو کنجدیوس!
- ریکتوسمپرا!
- وینگاردیوم لوی اوسا!
- مافلیاتوس!
- دِ باز شو لامصبیوس!
- کروشیو!
هیچ وردی به جادوی سیاه لرد کارگر نبود و تمام پرتوهای نورانی طلسم ها، جذب هاله ی نورانی میشد و قدرتمند ترش می کرد.
یک ساعت بعدملت خسته و تشنه ی اسلی، نا امید از باطل شدن طلسم در گوشه ی تالار ولو شده بودند. مورفین و آنی مونی تنها کسانی بودند که هنوز امید خود را از دست نداده و در تلاش بودند. آنی مونی، مورفین را مانند کنده ی درختی زیر بغل زده بود و با کوبیدنش به سپر نورانی سعی می کرد راهی برای ورود اعضا باز کند.
لرد شرورانه در مقابل ملت ناامید اسلی ایستاد:
- تلاش خوب، ولی متاسفانه بی نتیجه ای بود.

می دونید که من می تونم همین الان بی هیچ مانعی از آب این بطری ها برای حمومم استفاده کنم اما چون خیلی جو بشردوستی و عشقولانگی و این مزخرفاتی که دامبل همیشه میبافه من رو گرفته حاضرم یه پیشنهاد کوچولو بهتون بدم.
- هوم؟

- شما می تونید آب دریاچه رو برای حموم من بیارید ولی قبلش بدونید که این آب باید تصفیه بشه چون پر از میکروبه. و تنها افرادی که در حال حاضر در هاگوارتز تصفیه ی آب انجام میدن، مردم دریایی اند.
- تو می خوای ما بریم از مردم دریایی واست آب تصفیه شده بگیریم؟
- اوهوم. توقع زیادیه؟

- ما چجوری باید زیر آب نفس بکشیم؟
- هوممم... صبر کنید ببینم.

...نمی دونم! مشکل خودتونه.