جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

17 کاربر(ها) آنلاین هستند (12 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11
مهمانان
6
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  66 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  143 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  255 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  249 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  332 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  234 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: امتحان ماگل شناسی
ارسال شده در: شنبه 30 شهریور 1387 20:59
نمایش جزئیات
آفلاین
کدامیک به ماگل ها کمک نکرد ؟
الف) مرلین
ب) ایگنا مک توبی
پ) سوروس ملدین@
ت) سوروسوس ملدین

دلیل اصلی کمک جادوگران به ماگل ها در ساخت بناها چیست ؟
بعضی جادوگر ها برای دوستی با ماگل ها و در واقع برای مقابله با نژاد پرستی به آن ها کمک میکردند.آن ها دوست داشتند به انسان ها کمک کنند.

3. در اولین جلسه چه کسی سؤال پرسید ؟
الف) پرسی ویزلی@
ب) برادر حمید
پ) پروفسور کوییرل
ت) بووبو

4. اسمیت ویندرتون چند سال در مورد جادو تحقیق کرد ؟ چگونه فوت کرد ؟
وی حدود سی سال در مورد جادو تحقیق کرد و توسط مرگخواران به قتل رسید.
5. ناپائون بناپارت در چه شهر و حکومتی به دنیا آمد ؟
ناپلئون در جزیره ی کرس به دنیا آمد. در زمان وی جزیره کرس جزء حکومت جنوا بود اما بعدها فرانسه آن را اشغال کرد.

6. حداقل 5 کشور که ناپلئون بناپارت آنها را تصرف کرد را نام ببرید :
هلند،بلژیک،لهستان،اتریش-مجارستان و پروس

7. در جلسه دوم چه کسی باعث تعجب بارتی کراوچ شد ؟
برادر حمید

8. کدامیک تقویت کننده است ؟
الف) شلیل
ب) شیر موز@
پ) آب طالبی
ت) همه ی موارد

9. ماگل ها را از نظر نگرش به جادو و جادوگری به چند دسته تقسیم می کنیم ؟ نام ببرید :
10. در جلسه سوم چرا بارتی کراوچ به ساعتش نگاه کرد ؟
الف) می خواست بگه منم ساعت دارم
ب) می خواست بگه لرد بهش داده
پ) می خواست بگه برق توی هاگوارتز هم می ره@
ت) می خواست پستش بلند تر بشه

11. موضوع جلسه پنجم ماگل شناسی چیست ؟
تلوزیون

12. تلوزیون واژه ای دورگه از چه زبان هایی گرفته شده ؟ چه معنایی می دهد ؟
این واژه از زبان یونانی گرفته شده و معنی "دور دید" میدهد.

13. نام دیگر تلوزیون چیست ؟
الف) دور دید
ب) نگرش
پ) جعبه ی جادویی@
ت) همه ی موارد

14. یکی از راحت ترین راههای ماگل آزاری را توضیح دهید . با مثل :
از راحت ترین راه ها دادن معجون به آن هاست.مثلا میشود نوشیدنی آن ها را با معجون آتش مخلوط کرد.

15. غیر قانونی ترین راه ماگل آزاری چیست ؟ مجازاتش چیست ؟ بیشتر در بین چه افرادی طرفدار دارد ؟
استفاده از طلسم های نابخشودی.مجازات آن حبس در آزکابان است و بیشتر در بین افراد مرگخوار طرفدار دارد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلم تنگ شده برات
چون نیستی اینجا برام
من فرشته ی قصه گو تو بودی تو شبام

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: امتحان ماگل شناسی
ارسال شده در: شنبه 30 شهریور 1387 11:53
نمایش جزئیات
آفلاین
کدامیک به ماگل ها کمک نکرد ؟

الف) مرلین
ب) ایگنا مک توبی
پ) سوروس ملدین
ت) سوروسوس ملدین

2. دلیل اصلی کمک جادوگران به ماگل ها در ساخت بناها چیست ؟

دوری از نژادپرستی و کمک به هم نوع و کلا" ایجاد دوستی بین جادوگران و ماگل ها


3. در اولین جلسه چه کسی سؤال پرسید ؟
الف) پرسی ویزلی
ب) برادر حمید
پ) پروفسور کوییرل
ت) بووبو

4. اسمیت ویندرتون چند سال در مورد جادو تحقیق کرد ؟ چگونه فوت کرد ؟



5. ناپائون بناپارت در چه شهر و حکومتی به دنیا آمد ؟

در جزیره ی کرس به حاکمیت جنوا

6. حداقل 5 کشور که ناپلئون بناپارت آنها را تصرف کرد را نام ببرید :

پروس- هلند-لهستان- بلژیک- اتریش -مجارستان.

7. در جلسه دوم چه کسی باعث تعجب بارتی کراوچ شد ؟

برادر حمید

8. کدامیک تقویت کننده است ؟

الف) شلیل
ب) شیر موز
پ) آب طالبی
ت) همه ی موارد

9. ماگل ها را از نظر نگرش به جادو و جادوگری به چند دسته تقسیم می کنیم ؟ نام ببرید

مثبت گرايان و منفي گرايان

10. در جلسه سوم چرا بارتی کراوچ به ساعتش نگاه کرد ؟

الف) می خواست بگه منم ساعت دارم
ب) می خواست بگه لرد بهش داده
پ) می خواست بگه برق توی هاگوارتز هم می ره
ت) می خواست پستش بلند تر بشه

11. موضوع جلسه پنجم ماگل شناسی چیست ؟
تلویزیون

12. تلوزیون واژه ای دورگه از چه زبان هایی گرفته شده ؟ چه معنایی می دهد ؟

از زبان یونانی گرفته شده و به معنای دور دید است

13. نام دیگر تلوزیون چیست ؟
الف) دور دید
ب) نگرش
پ) جعبه ی جادویی
ت) همه ی موارد

14. یکی از راحت ترین راههای ماگل آزاری را توضیح دهید . با مثل :

خوارندن معجون به آنهاست – مثلا" در نوشیدنی آنها معجون آتش ریخته که باعث بوقیدن ماگل بدبخت میشه

15. غیر قانونی ترین راه ماگل آزاری چیست ؟ مجازاتش چیست ؟ بیشتر در بین چه افرادی طرفدار دارد ؟

اجرای طلسم های نابخشوندی – حبس در آزکابان – بین مرگخوارا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: امتحان ماگل شناسی
ارسال شده در: شنبه 30 شهریور 1387 11:52
نمایش جزئیات
آفلاین
1- کدامیک به ماگل ها کمک نکرد ؟

الف) مرلین
ب) ایگنا مک توبی
پ) سوروس ملدین***
ت) سوروسوس ملدین

2-. دلیل اصلی کمک جادوگران به ماگل ها در ساخت بناها چیست ؟

جادوگران و ماگل ها در آن زمان با یکدیگر دوست بودند و مشکلی نداشتند.هیج کس خود را برتر نمی دانست و در کنار یکدیگر زندگی می کردند و مشکلان یکدیگر را حل می نمودند.

3-در اولین جلسه چه کسی سؤال پرسید ؟

الف) پرسی ویزلی***
ب) برادر حمید
پ) پروفسور کوییرل
ت) بووبو

4- اسمیت ویندرتون چند سال در مورد جادو تحقیق کرد ؟ چگونه فوت کرد ؟

سالشو دقیق نمی دونم ولی فکر کنم 23 سال بود. فوتشم که توسط مرگ خوارها کشته شد.

5- ناپائون بناپارت در چه شهر و حکومتی به دنیا آمد ؟

در جزیره کرس که زیر نظر حکومت جنوا بود به دنیا اومد.

6- حداقل 5 کشور که ناپلئون بناپارت آنها را تصرف کرد را نام ببرید :

بلژیک---لهستان---اتریش مجارستان--- سپس پروس---هلند

7- در جلسه دوم چه کسی باعث تعجب بارتی کراوچ شد ؟

برادر حمید!

8- کدامیک تقویت کننده است ؟
الف) شلیل
ب) شیر موز***
پ) آب طالبی
ت) همه ی موارد

9- ماگل ها را از نظر نگرش به جادو و جادوگری به چند دسته تقسیم می کنیم ؟ نام ببرید :

مثبت گرایان و منفی گرایان!

11- در جلسه سوم چرا بارتی کراوچ به ساعتش نگاه کرد ؟

الف) می خواست بگه منم ساعت دارم
ب) می خواست بگه لرد بهش داده
پ) می خواست بگه برق توی هاگوارتز هم می ره***
ت) می خواست پستش بلند تر بشه

12- موضوع جلسه پنجم ماگل شناسی چیست ؟

تلویزیون، جعبه جادویی!

13- نام دیگر تلوزیون چیست ؟

الف) دور دید
ب) نگرش
پ) جعبه ی جادویی***
ت) همه ی موارد

14- یکی از راحت ترین راههای ماگل آزاری را توضیح دهید . با مثل :

می تونیم اونا رو با وردهای ساده بترسونیمشون.مثلا فرض کن شما یه ماگل باشی.یه هو من بیام جلوت چوبمو در بیارم داد بزنم اکسپلیارموس و یه موش نقره از چوب بپره بیرون!خوب مطمئنا شما جیغ می کشی!جیــــــــــــغ!

15-غیر قانونی ترین راه ماگل آزاری چیست ؟ مجازاتش چیست ؟ بیشتر در بین چه افرادی طرفدار دارد ؟

فکر کنم استفاده از طلسم نابخشودنی بر روی اون ها!فکر کنم باید مجازاتش حبس ابد آزکابان باشه!در بیم افرادی که ماگل ها رو یک لکه ننگ در جهان می دونند رواج داره!مثل مرگ خوارا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b]تن�
Re: امتحان ماگل شناسی
ارسال شده در: شنبه 30 شهریور 1387 10:43
نمایش جزئیات
آفلاین
1. کدامیک به ماگل ها کمک نکرد ؟
الف) مرلین
ب) ایگنا مک توبی
پ) سوروس ملدین***
ت) سوروسوس ملدین

2. دلیل اصلی کمک جادوگران به ماگل ها در ساخت بناها چیست ؟
دلیل اصلی نزدیک شدن جادوگران به ماگل ها و ایجاد صمیمت بیشتر بین آن ها بوده و حس نوع دوستی و انسان دوستی داشته اند .

3. در اولین جلسه چه کسی سؤال پرسید ؟
الف) پرسی ویزلی***
ب) برادر حمید
پ) پروفسور کوییرل
ت) بووبو

4. اسمیت ویندرتون چند سال در مورد جادو تحقیق کرد ؟ چگونه فوت کرد ؟
حدود 30 سال . بدست مرگخوارا کشته شده است .

5. ناپائون بناپارت در چه شهر و حکومتی به دنیا آمد ؟
ناپلدون احتمالا در جزیره ی کورس یا کرس و در زمان حکومت جنوا که در ایتالیای فعلی هست

6. حداقل 5 کشور که ناپلئون بناپارت آنها را تصرف کرد را نام ببرید :
لهستان ، پرتغال ، ایتالیا ، اسپانیا ، تریکه ، مصر ، هلند ، لهستان ، مجارستان ، سوئیس ، پرتغال ، اتریش و ...

7. در جلسه دوم چه کسی باعث تعجب بارتی کراوچ شد ؟
برادر حمید

8. کدامیک تقویت کننده است ؟
الف) شلیل
ب) شیر موز***
پ) آب طالبی
ت) همه ی موارد

9. ماگل ها را از نظر نگرش به جادو و جادوگری به چند دسته تقسیم می کنیم ؟ نام ببرید :
دو نوع

10. در جلسه سوم چرا بارتی کراوچ به ساعتش نگاه کرد ؟
الف) می خواست بگه منم ساعت دارم
ب) می خواست بگه لرد بهش داده***
پ) می خواست بگه برق توی هاگوارتز هم می ره
ت) می خواست پستش بلند تر بشه

11. موضوع جلسه پنجم ماگل شناسی چیست ؟
تلویزیون

12. تلوزیون واژه ای دورگه از چه زبان هایی گرفته شده ؟ چه معنایی می دهد ؟
زبان یونانی و لاتین ، به معنای دور دید

13. نام دیگر تلوزیون چیست ؟
الف) دور دید
ب) نگرش
پ) جعبه ی جادویی
ت) همه ی موارد***

14. یکی از راحت ترین راههای ماگل آزاری را توضیح دهید . با مثل :
استفاده از مهجون مثلا در ظرف چایی ماگلی معجون آتشین بریزی . او بعد از خوردن چایی از دهانش آتش بیرون می آید .

15. غیر قانونی ترین راه ماگل آزاری چیست ؟ مجازاتش چیست ؟ بیشتر در بین چه افرادی طرفدار دارد ؟
استفاده از جادو های نابخشودنی . حبس ابد در آزکابان . مرگخواران و جادوگران سیاه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: امتحان ماگل شناسی
ارسال شده در: شنبه 30 شهریور 1387 09:41
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام مرلين


امتحان ماگل شناسي

1-چرا کدامیک به ماگل ها کمک نکرد ؟
الف) مرلین
ب) ایگنا مک توبی
پ) سوروس ملدین
ت) سوروسوس ملدین

سوروس ملدین

2-دلیل اصلی کمک جادوگران به ماگل ها در ساخت بناها چیست ؟
عدم نژاد پرستی، کمک به هم نوع یا هر چیزي که منجر به دوستی بین جادوگرا و ماگل ها بشه

3-در اولین جلسه چه کسی سؤال پرسید ؟
الف) پرسی ویزلی
ب) برادر حمید
پ(پروفسور کوییرل
ت) بووبو

پرسی ویزلی

5-ناپلئون بناپارت در چه شهر و حکومتی به دنیا آمد ؟
در جزیره کرس كه جزء حكومت جنوا(واقع شده در ايتالياي امروزي) بود.

6-حداقل 5 کشور که ناپلئون بناپارت آنها را تصرف کرد را نام ببرید
اتریش - بلژیک - پرو - مجارستان - هلند

7-در جلسه دوم چه کسی باعث تعجب بارتی کراوچ شد ؟
برادر حمید

8-کدامیک تقویت کننده است ؟
الف) شلیل
ب) شیر موز
پ) آب طالبی
ت) همه ی موارد

شير موز

9-کار ماگل ها را از نظر نگرش به جادو و جادوگری به چند دسته تقسیم می کنیم ؟ نام ببرید

10-در جلسه سوم چرا بارتی کراوچ به ساعتش نگاه کرد ؟
الف) می خواست بگه منم ساعت دارم
ب) می خواست بگه لرد بهش داده
پ) می خواست بگه برق توی هاگوارتز هم می ره
ت) می خواست پستش بلند تر بشه

می خواست بگه برق توی هاگوارتز هم می ره

13-نام دیگر تلوزیون چیست ؟
الف) دور دید
ب) نگرش
پ) جعبه ی جادویی
ت) همه ی موارد

جعبه جادويي

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در كنار درياچه ي نقره ايي قدم ميزنم
و با بغضي که مدتهاست گلويم را ميفشارد، رو به امواج خروشانش مي ايستم
و در افق،
طرح غم انگيز نگاهش را ميبينم،
كه هنوز هم اثر جادويي اش را به قلب رنجورم نشانه ميرود..
كه هنوز نتوانستم مرگ نا به هنگام و تلخش را باور كنم..
كه هنوز بند بند اين تن نا استوار به نيروي خاطره ي لبخند اوست كه پابرجاست..
با يأس يقه ي ردايم را چنگ ميزنم و در برابر وزش تند نسيم،
وجودِ ويرانم را از هر چه برودت و نيستي حفظ ميكنم..
از سمت جنگل ممنوعه، طوفاني به راهست
و حجم نامشخصي از برگ و شاخه ي درختان مختلف را به اين سو ميآورد..
اخم ميكنم تا مژگانم دربرابر اين طوفان،
از چشمان اشكبارم محافظت كند..
شايد يك طوفان همه ي آن خاطره ي تلخ را از وجودم بزدايد..
Re: امتحان ماگل شناسی
ارسال شده در: جمعه 29 شهریور 1387 18:34
نمایش جزئیات
آفلاین
1) پ
2) احساس جو گیزری و حس انسان دوستی جادوگرا...ماگلا از جادوگرا نمی ترسیدن نژاد پرستی هم بین جادوگرا نبود
3) الف
4) 30 سال حدودا - کشته شده به دست مرگخوارا
5) شهر کرس، حکومت جنوا که در ایتالیای فعلیه...

6) پروس، پرتغال، اتریش-مجارستان، مصر، سوریه، هلند، لهستان، بلژیک،....

7) برادر حمید بی ناموس قرن!

8) ب

9)اونایی که جادو رو به کلی انکار می کنن و ازش وحشت دارن - اونایی که جادو رو باور می کنن - اونایی که جادو رو دیدن اما نمی دونن باور کنن یا نه

10) ب

11) تلویزیون

12) لاتین و یونانی....یعنی دور دید

13) ت

14) مثلا معجون می دن به خورد طرف و اون یه بلایی سرش میاد...و جادوگر مربوطه میشینه نگاه می کنه و هر هر می خنده!

15) استفاده از طلسم های نابخشودنی، آزکابان ، بین مرگخوارن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worriedHarry,» 
said Dumbledore
his voice a little stronger despite
the freezing water
«I am with you.»[/font]  [/b]
Re: امتحان ماگل شناسی
ارسال شده در: چهارشنبه 27 شهریور 1387 15:19
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام...

1. کدامیک به ماگل ها کمک نکرد ؟
الف) مرلین
ب) ایگنا مک توبی
پ) سوروس ملدین

ت) سوروسوس ملدی

2. دلیل اصلی کمک جادوگران به ماگل ها در ساخت بناها چیست ؟

جادوگرها حس نوع انسان دوستی داشتند و اون زمان ماگل ها از جادوگران نمی ترسیدند و گذشته از اینها جادوگران کمتر از الان نسبت به ماگل ها حس نژادپرستانه داشتند.

3. در اولین جلسه چه کسی سؤال پرسید ؟
الف) پرسی ویزلی
ب) برادر حمید
پ) پروفسور کوییرل
ت) بووبو


4. اسمیت ویندرتون چند سال در مورد جادو تحقیق کرد ؟ چگونه فوت کرد ؟

ملت مرگخوار کشتنش و دقیقا نمی دونم چند سال!!

5. ناپائون بناپارت در چه شهر و حکومتی به دنیا آمد ؟

شهر کرس، در ایتالیا و زمان حکومت جانوا.

7. در جلسه دوم چه کسی باعث تعجب بارتی کراوچ شد ؟

معمولا سوژه برای کلاس ها، برادر حمیده! این هم لابد برادر حمید!!


8. کدامیک تقویت کننده است ؟
الف) شلیل
ب) شیر موز
پ) آب طالبی
ت) همه ی موارد


9. ماگل ها را از نظر نگرش به جادو و جادوگری به چند دسته تقسیم می کنیم ؟ نام ببرید :

چه می دونم؟! ... اونهایی که از جادوگری می ترسند، اونهایی که نمی ترسند و اونهایی که براشون فرقی نمی کنه!!


10. در جلسه سوم چرا بارتی کراوچ به ساعتش نگاه کرد ؟
الف) می خواست بگه منم ساعت دارم
ب) می خواست بگه لرد بهش داده
پ) می خواست بگه برق توی هاگوارتز هم می ره
ت) می خواست پستش بلند تر بشه


11. موضوع جلسه پنجم ماگل شناسی چیست ؟

تلویزیون!

12. تلوزیون واژه ای دورگه از چه زبان هایی گرفته شده ؟ چه معنایی می دهد ؟

از یونانی و انگلیسی، tele یعنی دور و vision هم یعنی دید! به عبارتی میشه دید دور!!


13. نام دیگر تلوزیون چیست ؟
الف) دور دید
ب) نگرش
پ) جعبه ی جادویی
ت) همه ی موارد



14. یکی از راحت ترین راههای ماگل آزاری را توضیح دهید . با مثل :

معجون، مثلا معجون خارش آور!!

15. غیر قانونی ترین راه ماگل آزاری چیست ؟ مجازاتش چیست ؟ بیشتر در بین چه افرادی طرفدار دارد ؟

طلسم های نابخشودنی، که ملت مرگخوار شدیدا استفاده می کنند و مجازاتش هم توقیف چوبدستی و رفتن به آزکابان هست. شاید هم بلاک کنند!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
امتحان ماگل شناسی
ارسال شده در: یکشنبه 24 شهریور 1387 20:51
نمایش جزئیات
آفلاین
1. کدامیک به ماگل ها کمک نکرد ؟
الف) مرلین
ب) ایگنا مک توبی
پ) سوروس ملدین
ت) سوروسوس ملدین

2. دلیل اصلی کمک جادوگران به ماگل ها در ساخت بناها چیست ؟

3. در اولین جلسه چه کسی سؤال پرسید ؟
الف) پرسی ویزلی
ب) برادر حمید
پ) پروفسور کوییرل
ت) بووبو

4. اسمیت ویندرتون چند سال در مورد جادو تحقیق کرد ؟ چگونه فوت کرد ؟

5. ناپائون بناپارت در چه شهر و حکومتی به دنیا آمد ؟

6. حداقل 5 کشور که ناپلئون بناپارت آنها را تصرف کرد را نام ببرید :

7. در جلسه دوم چه کسی باعث تعجب بارتی کراوچ شد ؟

8. کدامیک تقویت کننده است ؟
الف) شلیل
ب) شیر موز
پ) آب طالبی
ت) همه ی موارد

9. ماگل ها را از نظر نگرش به جادو و جادوگری به چند دسته تقسیم می کنیم ؟ نام ببرید :

10. در جلسه سوم چرا بارتی کراوچ به ساعتش نگاه کرد ؟
الف) می خواست بگه منم ساعت دارم
ب) می خواست بگه لرد بهش داده
پ) می خواست بگه برق توی هاگوارتز هم می ره
ت) می خواست پستش بلند تر بشه

11. موضوع جلسه پنجم ماگل شناسی چیست ؟

12. تلوزیون واژه ای دورگه از چه زبان هایی گرفته شده ؟ چه معنایی می دهد ؟

13. نام دیگر تلوزیون چیست ؟
الف) دور دید
ب) نگرش
پ) جعبه ی جادویی
ت) همه ی موارد

14. یکی از راحت ترین راههای ماگل آزاری را توضیح دهید . با مثل :

15. غیر قانونی ترین راه ماگل آزاری چیست ؟ مجازاتش چیست ؟ بیشتر در بین چه افرادی طرفدار دارد ؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 19 شهریور 1387 21:43
نمایش جزئیات
آفلاین
اصلیت هری پاتری (4) : هری پاتر و مسابقه‌ی منفعت

راوی : همانطور که میدانیم رولینگ بعد از آنکه ثروت بسیاری را بدست آورد ، توسط عده‌ی زیادی از سود جویان مورد حمله قرار میگرفت . از جمله این سودجویان خبرنگاری بود که ادعا داشت از تمام زندگی رولینگ باخبر است و راز زندگی او را می‌داند . خبرنگاری که بعد از مدت کمی از تصمیم خود مبنی بر افشای راز منصرف شد و برای آنکه ننگ توهینی را که به رولینگ زده بود را تحمل نکند خود را از دید جهانیان پنهان کرد .
آنچه میخوانید حقیقت ماجراست ...

تکلیف کلاس .

خانه‌ی رولینگ

استرجس : باید هر چی میخواد بهش بدیم ...
جوان : این چه کاریه خب . بهترین کار اینه که ذهنش رو تغییر بدیم .
استرجس : ولی ما که نمی‌تونیم همچین کاری بکنیم . ظرف چند ثانیه با عنوان جادوی غیر قانونی توسط وزارت گیر میفتیم .

جوان ( رولینگ ) بر روی کاناپه ای در کنار آتش نشسته بود و همسر خود ، استرجس را که مسیری کوتاه را پیش روی او قدم زنان طی میکرد را می‌نگریست . استرجس خیلی سراسیمه بنظر می‌رسید ، طوری که حتی نمی‌توانست لحظه ای در جای خود آرام بگیرد.

جوان نیز چندان حال خوشی نداشت ، گرچه مانند همسرش تکاپوی خاصی در او دیده نمی‌شد اما در دلش آشوبی بود که برگرفته از نامه ای بود که چند ساعت قبل به دستش رسیده بود . نامه ای که در آن خبرنگاری او را تهدید کرده بود که اگر مبلغ هنگفتی را به حساب او واگذار نکنند رازی از زندگی رمزآلود او را فاش خواهد کرد . خبرنگاری که به گفته‌ی خود جوان در گذشته نیز این کار را تکرار کرده بود اما این بار چیزی فراتر از دفعات قبل بود ، زیرا این بار جان شوهرش نیز در خطر بود .

جوان : می‌دونستم بازم این کار رو میکنه . چیزی نیست فقط پول میخواد .
استرجس : ولی این بار منم هستم . اگه فهمیده باشه که من کنار توام دیگه نمیشه کاری کرد . خیلیا دنبال من هستن.
جوان : تقصیر این وزارتخونه‌ی مزخرفتونه ... احمق‌ها بهش درجه جادوگری دادن . اونم برای اطلاعاتی که من بهش دادم ... کاری که من براش انجام دادم ...
استرجس : آخه چطوری تونسته تو رو شناسایی کنه ؟
جوان : خیلی وقته دنبالم بوده ولی من نفهمیدم تا نامه‌ی اول که ازم خواست توی نمایشش کمکش کنم ...

فلش بک

دو سال قبل

جمعیت بسیاری به طرف چادر بزرگی که در انتهای جاده برپا شده بود حرکت می‌کردند . هیاهوی بسیاری در بین آنها برقرار بود . همه‌ی آنها آنجا جمع شده بودند تا برنامه‌ای را ببینند که قرار بود توسط اسمیت ویندرتن اجرا شود . فردی که ادعا میکرد قدرت جادویی دارد و به آن حد از علم رسیده است که می‌تواند از آن نیز فراتر رود .

در میان جمعیتی که در آنجا جمع شده بودند ، افرادی با لباسهای عجیب و غریب دیده می‌شدند که نظر دیگران را به خود جلب کرده بودند اما خود آنها چیزی را از این نگاههای مشکوک احساس نمی‌کردند. افرادی که سه تن از سران وزارت بوده و به دلیل گفتگویی که شب قبل از نمایش وزیر با اسمیت صورت داده بود آنجا حضور داشتند .

گفتگویی که عده‌ای از منتقدین وزیر آن را منع کرده بودند اما خود وزیر اعتقاد داشت در این جلسه قراردادی را تنظیم خواهد کرد که به نفع روابط مشنگ ها و جادوگران خواهد بود . بهمین خاطر سه نفر جمعیتی را که به آنها زل زده بودند را پیموده و به طرف جایگاه تماشاچیان حرکت کردند .

تماشاچیان منتظر شروع نمایش و به روی سن آمدن اسمیت بودند اما گویی در اتاق اسمیت وضعیت به گونه‌ای دیگر بود .

اسمیت : جرات داری این کار رو بکن . میدونی خیلی راحت میتونم همین سه نفری رو که بین تماشاچیا نشستن بندازم به جونت .
جوان : ولی اگه من جادویی کنم سریع من رو شناسایی میکنن .
اسمیت : هیچ شناسایی در کار نیست . اینجا یه نفر ناشناس داره جادو میکنه و اونم منم . وزارتخونه هیچ شکی به این کار نمیکنه .
جوان : اما این کار خیلی برای من سخته ...
اسمیت : سخت یا هر چی ... وقتی من چادر رو روی قطار انداختم تو غیبش میکنی .

اسمیت این جمله را گفت و از اتاق به داخل چادر رفت . هلهله ای در بین تماشاچیان برپا بود . اسمیت به هر طرف تعظیم میکرد و برای آنها دست تکان می‌داد . مخصوصاً برای تماشاچیان خود تعظیم بلند بالایی کرد . می‌دانست که اگر همه چیز بر وفق مراد پیش رود او می‌تواند نشانی را که دیشب وزیر به او قول داده بود را دریافت کند ، نشان مشنگی که جادوگر شده بود .

اکنون وزیر در صفوف تماشاچیان نشسته بود . حتی خود او نیز می‌دانست که قولی گزاف را به اسمیت در دیدار دیشب داده است . اما با توجه به شرطی که با عده ای از جن ها بسته بود و پولی که از این راه بدست می‌آورد نمیتوانست از اینکار منصرف شود . شرطی که چندی پیش به ثبت رسانده بود .

در طرف دیگر سالن جنهایی قرار داشتند که برای در نظر گرفتن شرایط موجود با لباسهای مبدل به آنجا آمده بودند . شرایطی که باعث می‌شد پول بسیاری نصیب آنها شود اگر اسمیت نمی‌توانست کار خود را با موفقیت انجام دهد و در نظر هیچ یک از آنها این کار اصلاً عملی نبود که یک مشنگ کارهای جادویی انجام دهد .

همانطور که تماشاچیان مختلف در افکار گوناگون خود غرق بودند ، پارچه‌ی بزرگی بر قطار ِ حاضر در چادر کشیده شده بود و اکنون زمان آن رسیده بود که اسمیت با خواندن طلسمایی ، چادر را برداشته و جادوی خود را به اتمام رساند . چند قدم به طرف قطار حرکت کرد ، اما قبل از آنکه به آن برسد نگاهی به پشت خود کرد و بعد از آنکه سر خود را برگرداند بی وقفه چادر را در دستانش گرفت و آن را کشید و آنچه که باید انجام گرفته بود ...

آنچه بوقوع پیوسته بود همان تصویری بود که وزیر در روزنامه های فردا در ذهنش انگاشته بود . تصویری که او را فردی نشان می‌داد که به فکر روابط میان جادوگران و سایر ملل است در صورتی که او بر روی این نمایش جادویی شرطی به قیمت کل دارایی وزارت بسته بود .

پایان فلش بک


استرجس : و تو این کار رو برای او انجام دادی و اسمیت نشان جادوگری دریافت کرد ؟
جوان : آره ... آره ... ولی به لطف وزارت سحر و جادوی ...

اشک از چشمان جوان سرازیر شده بود ، طوری که دیگر نمی‌توانست خود را کنترل کند و دستانش را بر روی صورتش گذاشت و بلند شد تا از آنجا دور شود . بنظر می‌رسید که دوست دارد تنها باشد ، شاید در تنهایی می‌توانست خواسته‌‌ی آن مرد رذل را بررسی کند . هر چه بود درخواست ِ او اینبار بسیار راحت تر از دفعه‌ی قبل بود ، پول در برابر انجام جادو خیلی کم هزینه تر بود . مخصوصاً آنها که دیگر یکی از پولدارترین خانواده‌های لندن بودند . شاید همین شایعه پولداری آنها بود که او را بدین جا کشانده بود .

جوان در حال رفت به اتاق خود بود که استرجس دست او را گرفت و او را بر روی صندلیش برگرداند .در چشمانش اعتماد خاصی موج میزد ، گویی تصمیمی بزرگ را گرفته بود ...
استرجس : براش بنویس بیاد پولش رو بگیره ، فکر کنم بهترین زمان ، بازی جام جهانی باشه ، جایی که خیلی از مرگخوارای قدیمی که از مشنگ‌ها منتفرن آنجا جمع میشن .



راوی
: همانطور که رولینگ در کتاب چهارم خود آورده است ، عده ای از مرگخواران بعد از بازی جام جهانی هیاهویی برپا می‌کنند که در آن به آزار و اذیت عده ای مرگخوار می‌پردازند ، در این بین استرجس که ماسکی همانند آنها زده است وارد جمعیت آنها می‌شود و اسمیت را در جرگه‌ی مشنگ ها نگاه می‌دارد .
با این تفاوت که مرگخوار قلابی برخلاف دیگر مرگخواران گروگان خود را بعد از نمایش به قتل می‌رساند .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خداحافظی در اوج یا خروج فوج فوج... مسئله این است!
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 12 شهریور 1387 13:31
نمایش جزئیات
آفلاین
وزارت سحر و جادو - لندن

- جناب وزیر دراک ، آنیت پشت خط هستند ! میخوان با شما صحبت کنند .
- وصلش کن به اتاقم به بروبچز هم بگو هیچ کس حق نداره بدون در زدن وارد اتاقم شه ، اوکی ؟
- اوکی ولی همیشه همین طور بوده وزیر دراک !

وزیر دراک، جوانی مو بور و خوش تیپ و هندسام و این ها وارد اتاق وزیریش شد.اتاقی دایره ای شکل و خالی. حالا بیاد گوشه ای از اتاق می نشست! اما، اتاق گوشه نداشت... وزیر از اتاقش بیرون دوید و به سوی میز معاونش رفت.

- این اتاق چرا گوشه نداره ؟
- گوشه داره قربان . خب می خواید عوضش کنیم ؟
- نه خیر ؛ گوشه بذارید !

دراک وارد اتاق میشه و به سمت تلفن اتاقش میره تا با همسر عشق و لاو اینا بترکاند !

- سلام بر نوگل باغ گل های جادویی ِ من !
- ،اه ، اقا این چه طرز صحبت کردن هست! منزل آقای رحیمی *؟
- اوا، آنیت جیگره دلبرم.. صدات چرا مثله مردها شده؟ بوقی داری اذیت میکنی؟ امشب حسابتو میرسم!

ناگهان صدای فریادی شنیده میشه و دستی از درون تلفن که جای دهن هست بیرون میاد و یقه ی دراک رو میگیره . سپس اون رو از داخل تلفن میکشه به سوی خودش . سپس دراک به علت گولاخی خودش ،اون طرف رو از تلفن میکشه تو دفترش!

لحظه ای بعد - دفتر وزیر

دراک:
مرده:
دراک:
مرده:
دراک:
مرده:

و هر دو منفجر میشوند! سپس دراک با مهربانی ساختگی شروع به صحبت میکنه.

دراک: بوقی تو کی هستی؟ به نظر نمیرسه که جادوگر باشی؟
مرده: اسم من اسمیت هست. من خیلی خوشحال هستم که پیش شما هستم، لاو هرمیون! اینم آی دیه فرندشیپی من هستش: ---- Esmith_gfBAzZ
دراک: اه بوقی من این آی دی رو ادد کرده ام تازه باهاشم چتیدم تازه وب ِ بد بد هم دادم بهش! فکر کردم دختره!
اسمیت: وای،اون تو بودددددددددددددی! ایول! نه من پسر بودم، اشگلت کردم!

دراک و اسمیت که آشنا در میان همدیگر رو در آغوش میکشند. سپس دراک چوبدستی اش رو به سوی دماغ اسمیت میگیره !

- تو از کجا تلفن من رو آوردی؟
- آهان! خوب شد گفتی. اممم، من در واقع داشتم توی خیابون راه میرفتم که یک خانم دافی به نام آنیت پرید جلوم گفت به عنوان یه کاره ی وزیر سحر و جادو من رو دعوت میکنه به اینکه جادوگر بشم. میدونید که من حقیقات زیادی راجع به شما کرده ام. حالا من آماده ام که این افتخار نسیبم بشه!
- از کل حرفت یه چیز رو فهمیدم : اینکه آنیت جلوت در اومده بود!

....

اتاق تبدیل ماگل به جادوگر (!)

- پس حواست باشه، چوبدستی ات بیست و نه سانت و از چوب گردو و مایه ی دماغ غول هست. این جدید ترین ورژن چوبدستیه! تو نمیتونی با این سنت بری هاگوارتز بنابراین خودم یک معلم برات گذاشتم.

و دستش رو به سوی بارتی کراوچ دراز میکنه.
- ایشون ماگل شناس عصر ما هستند. میتونه کمکت کنه!

خانه ی ریدل - اتاق لرد

بارتی روبروی لرد ایستاده بود و با نگاه های لرد از جا میپرید (!) منتظر لحظه ای بود که لرد به حرف بیاید. به خاطر ذیق وقت، لرد دهنش رو زودتر باز کرد.

لرد: خب بوقی، گفتی ممکنه خطرناک باشه؟
بارتی: ارباب هنوز هیچی نشده میخواد محفلی شه! تازه مخ مدیرارو زده که ناظرش کنن! ( )
لرد: هممم، باید ترتیب کشتنش رو بدیم! این عاره که یک ماگل بیاد توی دنیا ما و تازه ناظر هم بشه و محفلی هم بشه. قدرت جادویی اش از کل مرگخوارای من هم بیشتر باشه!
بارتی: ارباب کی بیخ بیخش کنم؟
لرد: فعلا منتظر پلن ِ بی باشید! خودم حسابش رو میرسم..!

اتاق مهمان وزارت خانه

زنی قد بلند و لاغر با بینی مثل بینی مار و چشمانی سبز رنگ روبروی در اتاق "666" ایستاده بود. لبخندی بی نمک و زورکی زده بود و منتظر رفتن کارمند هتل وزارت بود.

- ممنون آقا.
- اممم، ببخشید خانم. من شما رو جایی ندیده ام؟
- نه خرس! گم شو.
- ببخشید خانم، میشه من شماره ام رو به شما بدم؟
- !

مامور با دیدن چهره ی زن فرار میکنه. زن نگاهی به بالا پایین ِ راهرو میندازه و سپس کلاه گیس بورش رو برمیداره و اولین برق زده میشه! که مربوط به بازتاب نور در کله ی کچلش بوده. سپس تمام رژلب رو پاک میکنه و لبان سفید و بیرنگش پیدا میشه. لنز های سبز که چشمان قرمزش را پوشانده بود نیز روی زمین افتاد.

ولدمورت روبروی اتاق ایستاده بود و با بی رحمی زیر خنده زده بود.

غیژژژژ.. غیژژژژ ( افکت باز شدن در )!

- کی اونجاست؟ لوموس!
- من هستم. وزیر دراک!
- وزیر دراک.. جیـــــــــــــــــــغ! تو کی هستی؟ جیـــــــــــــــــغ! تو چرا شبیه کرم های فلوبر هستی؟ جیـــــــــــــــــغ!

لرد که از شنیدن این حرفهای توهین آمیز بسیار ناراحت شده بود چوبدستی اش را به صورت ضربه ای حرکت داد.
- کروشیو!
-اکپلیارموس!
- برو باو، سکتوم سمپرا !

ورد به اسمیت برخورد و اسمیت در آغوش باز لرد افتاد. خون ها روی صورت لرد پاچید.
- آوداکداورا !

نوری سبز رنگ دیده شد و سپس؛ پیکر خونی مالی ِ اسمیت دراز به دراز روی زمین پخش شد.

چند روز بعد - مراسم خاک سپاری

- اههه اههه! خیلی جووون خوبی بود.. داشت جادوگر میشد...آقامون دلبر بود ...! اههه .. اوهووو.. داشت ناظر میشد...اوهووو .. حالا جاشو میده به کی؟... اوهو.. میده به من!...اوهووو اوهوو.. خیلی مرد شریفی بود...اههه! آخ جون ... اهههه، مرد!

براتی کراوچ اولین بیل خاک را روی اسمیت ریخت و با لبخند پلیدی دور تر شد.

زیر نویس: با تشکر از کلانتری 106 ِ لندن ! برای جمع آوری اراذل و اوباش! (!)!

*: آخه هر وقت یکی زنگ میزنه خونه ی ما اشتباه گرفته میگه منزل آقای رحیمی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b]دیگه ب