مشنگ زادگان مات و مبهوتی که برای بازویی به آنجا منتقل شده بودند روی نیمکت های سخت چوبی ، نزیک به هم نشسته بودند و می لرزیدند . بیشتر آنها صورت هایشان را با دست پوشانده بودند و شاید این عمل غریزی آنها ، اقدامی برای محافظت خودشان از دهان آزمند دیوانه سازان بود . ( متن ، فصل سیزدهم / کمیته ثبت نام مشنگ زادگان ، صفحه 308 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
«S» مخفف سلوینه ... من از بستگان سلوینم ... در واقع خانواده های اصیل زاده ی انگشت شماری هستند که نسبتی با من ندارند ... حیف ( دلورس جین آمبریج ، فصل سیزدهم / کمیته ثبت نام مشنگ زادگان ، صفحه 312 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
باید همراه ما از این جا بیرون بری . برو خونه ، دست بچه هاتو بگیر و برو ، اگه لازم شد از کشور خارج بشین . با قیافه ی مبدل فرار کنین . خودت که دیدی چه جوریه ، این جا از دادرسی عادلانه خبری نیست . (هری پاتر_آلبرت رانکورن ، فصل سیزدهم / کمیته ثبت نام مشنگ زادگان ، صفحه 315 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
با من مخالفت می کنی ؟ می خوای کاری کنم که شجره نامه تو بررسی کنند ، همون کاری که با کرس ول کردم ؟ (هری پاتر_آلبرت رانکورن ، فصل سیزدهم / کمیته ثبت نام مشنگ زادگان ، صفحه 319 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
--------------------
هری وحشت زده هرمیون را نگاه می کرد که بلوز رون را پاره می کرد . او همیشه تکه شدن را اتفاق مسخره و خنده داری می پنداشت اما حالا ... وقتی هرمیون بازوی رون را برهنه کرد هری دچار دل آشوبه شد چرا که در آن ناحیه تیکه ی قلنبه ای از گوشت کنده شده و جای آن چنان صاف و صوف بود که انگار با چاقو آن را بریده بودند . ( متن ، فصل چهاردهم / دزد ، صفحه 323 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
اگه توجه نکردی ، بگذار بهت بگم ، رفیق ، که صدا کردن اسم اسمشونبر عاقبت هیچ دردی از دامبلدور دوا نکرد . فقط برای اسمشونبر یه ذره احترام قایل بشین ، می شه ؟ ( رون ویزلی، فصل چهاردهم / دزد ، صفحه 328 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
به نظرم حق با کریچره . قبل از اینکه نابودش کنیم باید راهی برای باز کردنش پیدا کنیم ( هری پاتر ، فصل چهاردهم / دزد ، صفحه 331 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
اسنیپ ترتیب کار را داده بود ... اسنیپ ، ماری که در آستینش پرورده بود و در بالای برج زهرش را به او ریخت ... ( افکار هری پاتر ، فصل چهاردهم / دزد ، صفحه 334 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
به ولدمورت دروغ نگو گرگورویچ ، اون می دونه ... همیشه می دونه . ( ذهن هری_لرد ولدمورت ، فصل چهاردهم / دزد ، صفحه 335 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
--------------------
این اولین رویارویی آنها با این واقعیت بود که سیری شکم مایه ی شادی و سر زندگی است و خالی ماندن آن مایه ی بگو مگو و آرزدگی . ( متن ، فصل پانزدهم / جن انتقام جو ، صفحه 344 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
غیر ممکنه که آدم از هیچی غذای خوشمزه ای درست کنه ! اگه بدونی مواد اولیه کجاست می تونی با جادو جمع آوریش کنی ، می تونی تغییر شکلش بدی ، می تونی مقدارشو بیشتر کنی و ... ( هرمیون گرنجر ، فصل پانزدهم / جن انتقام جو ، صفحه 350 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
چیزهایی هست که جادوگرها تشخیص نمی دن . ( گریپهوک ، فصل پانزدهم / جن انتقام جو ، صفحه 355 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
شانس آورده ان . با سابقه ای که اسنیپ داره ، به گمونم همین قدر که اون بچه ها زنده ان باید کلاهمونو بندازیم هوا . ( تد تانکس ، فصل پانزدهم / جن انتقام جو ، صفحه 357 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
شمشیره می تونه جان پیچ ها رو نابود کنه ! تیغه های جن ساز فقط چیزهایی رو جذب می کنن که قدرتمند ترشون می کنه ... هری اون شمشیر آغشته به زهر باسیلیسکه ! ( هرمیون گرنجر ، فصل پانزدهم / جن انتقام جو ، صفحه 364 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
تازه حتما می دونسته که اگر توی وصیت نامه اش هم ذکر کنه اونا نمی گذارند شمشیر بدست تو برسه ( هرمیون گرنجر ، فصل پانزدهم / جن انتقام جو ، صفحه 365 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
اگر یکی از اعضای سایت جمله ی زیبایی رو در یکی از فصل هایی که برداشته شده و ارسال شده دیده بود ولی در پست اون شخص اثری ازش نیافته بود ، می تونه در همینجا اعلام کنه . چون سلیقه ها متفاوته و مثلا ممکنه من یه جمله ای رو جالب بدونم و دیگری نه !
این تاپیک مجددا باز می شه تا در ادامه ی صحبت ها و کارهای قبلی که در مورد کتاب 7 شد جملات جذاب کاملا پیدا بشه ! جملاتی که پیدا میشه یا در بلاک جملات جذاب صفحه اول سایت قرار میگیره و یا بصورت مقاله ارسال میشه تا منبع خوبی باشه برای اونهایی که طرفدار این جملات هستند .
نحوه این کار به این صورت هست که پستی میزنید و فصولی رو که مایلید از کتاب هفت انتخاب میکنید (سه فصل رو میتونید انتخاب کنید ، هر فصلی که مایل باشید) ؛ بعد جملات جالب و جذابی که در اون فصولی که انتخاب کردید رو پیدا کرده و با ذکر نام فصل ، صفحه ، فرد گوینده جمله و مترجم کتابی که ازش استفاده کردید رو ذکر میکنید .
به این صورت ، مثال میزنم :
خودم شخصا باید برم سراغ این پسره ، در تمام مواردی که به هری پاتر مربوط می شده ، اشتباه های زیادی صورت گرفته . بعضی از اونا اشتباه خودم بوده ؛ زنده بودن پاتر بیشتر به دلیل خطاهای من بوده نه موفقیت های اون ! ( لرد ولدمورت ، فصل اول / اوج گیری لرد سیاه ، صفحه 17 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
دقیقا به این صورت ، توجه کنید که جمله هایی که جذابیتی دارند رو باید پیدا کنید و برای آشنایی با این جملات میتونید ، جمله ای که من پیدا کردم و بالا نوشتم رو ببینید و یا برای آشنایی بیشتر از جملاتی که در صفحات قبل این تاپیک معرفی شدند استفاده کنید .
هر کسی ، فصولی رو که انتخاب کرده باید در طول 10 روز بعد از زمان درخواست شراکتش در این کار تحویل بده ، به این دلیل وقت زیاد داده شده تا ، افرادی که دارن واسه امتحانات ترم اول آماده می شن براشون مشکلی پیش نیاد و راحت بتونن هم درسشونو بخونن و هم کارشونو انجام بدن .
پس اگر مایل هستید درخواست شرکت در این کار رو بدید و فصل های مورد نظرتون رو (3 فصل) معرفی کنید و شروع به جستجوی جملات کنید و زمانی که پیدا کردید ، با رعایت موارد بالا در همین تاپیک ارسالشون کنید .
[با تشکر از پرسی ویزلی که مواردی چند از پست ایشان کپی شد]
فصل های انتخاب شده از کتاب هفتم : فصل 1 - 2 - 3 --> پرسی ویزلی --> ارسال نشده است فصل 4 - 5 - 6 --> تد ریموس لوپین --> در پست شماره 97 فرستاده شد فصل 7 - 8 - 9 --> نارسیسا مالفوی --> رزرو شده فصل 10 - 11 - 12 --> آلبوس دامبلدور --> رزرو شده فصل 13 - 14 - 15 --> بارتی کراوچ --> رزرو شده فصل 16 - 17 - 18 --> پروفسور حسینی --> رزرو شده فصل 19 - 20 - 21 --> آقای الیواندر --> در پست شماره 93 و 100 فرستاده شد فصل 32 --> آلبوس سوروس پاتر --> در پست شماره 96 فرستاده شد فصل 33 - 34 - 35 --> گراهام پریچارد --> در پست شماره 99 فرستاده شد فصل 36 - موخره --> آلبوس سوروس پاتر --> ارسال نشده است
فصل های باقی مانده از کتاب هفتم : 22 ، 23 ، 24 ، 25 ، 26 ، 27 ، 28 ، 29 ، 30 ، 31
لطفا اگر از لیست بالا کسی فصلی را گرفته و ارسال نکرده یا به زودی ارسال کند یا اگر مایل است استعفا دهد تا آن فصل را شخص دیگری بگیرد ... البته اگر مایل به انجامش هستید اعلام آمادگی کنید ، در اینصورت به کس دیگری واگذار می شود ...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 16:16:45 ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 16:35:34 ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 16:39:48 ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 17:00:26 ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 17:01:41 ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 23:55:38 ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 23:55:42 ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 23:55:58 ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 23:56:03 ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 23:56:11 ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 23:56:14 ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 1:03:10 ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 1:03:19 ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 1:03:49 ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 1:03:53 ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 1:04:15 ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 9:44:46 ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 9:44:52 ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 9:45:44 ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 9:46:06 ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 9:46:29 ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 9:46:46 ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 9:47:54
جملات كتاب هاي هري پاتر و يا مكالمات بين آنها، گاه مطالبي پربار و سرشار از زيباييست. و اينجا مكانيست كه خواهيد توانست اين جملات را پيدا كنيد و يا خود آنها را بنويسيد تا ديگران استفاده كنند.
اما براي نظم اينجا، لازم است كه پستهاي خود را كوتاه بزنيد و بين جملات را با چند ستاره(*)ي رنگي، جدا نماييد تا گشتن و پيدا كردن جملات، كاري آسانتر باشد. در صورت امكان نام كتاب و فصل را هم رنگي كنيد تا باز هم به دوستان خود بيشتر كمك كنيد.
این جملات ربطی به هری پاتر نداشت ! نمی خواستم پستم ارزش بشه می خواستم نحوه ی کار این تایپیک رو بپرسم ! چطوریه؟ باید یک فصل یا یک کتاب رو برداریم و جملات قشنگش رو ارسال کنیم؟
اول اینکه جملاتی که در پستت نوشتی رو پاک کن چون ممکن هست سایرین رو هم به غلط بندازه !
در مورد این تاپیک هم ، یک تا سه فصل از هری پاتر هفت رو که انتخاب نشده ( در صفحات قبل میتونی فصول انتخاب شده رو ببینی ) رو میتونی انتخاب کنی و جملات زیبا و ارزشمندش رو جستجو کنی و بفرستی !
البته از اونجایی که این کار ما با عید نوروز و امتحانات میان ترم و بعد از عید که فعالیت مدارس بیشتر میشه هم زمان شد ، صحبت شد با دوستانی که مسئولیت فصل رو گرفته بودند تا برای تابستون به این کار پرداخته بشه ؛ فصولی که فرستاده شدند هم همون موقع جمع بندی میشن !
اگر مورد دیگه ای هم هست ، پیام شخصی برای همین کار هاست !