تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
66 کاربر(ها) آنلاین هستند (60 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
63
مهمانان
|
3
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
جمله های جذاب
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

به به... چه دورانی داشتیم با این تاپیک... چه روزها و شب هایی که من و پرسی اینجا تنها نبودیم... یاد جوونی هام افتادم! 
همون فصل هایی رو که قبلا انتخاب کرده بودم بر میدارم. 36 و موخره. ممنون!

همون فصل هایی رو که قبلا انتخاب کرده بودم بر میدارم. 36 و موخره. ممنون!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/02/20
آخرین ورود: یکشنبه 5 آبان 1392 21:32
از: مرلینگاه شوری خانه ریدل
پستها:
1540

فصل 13 - 14 - 15
مشنگ زادگان مات و مبهوتی که برای بازویی به آنجا منتقل شده بودند روی نیمکت های سخت چوبی ، نزیک به هم نشسته بودند و می لرزیدند . بیشتر آنها صورت هایشان را با دست پوشانده بودند و شاید این عمل غریزی آنها ، اقدامی برای محافظت خودشان از دهان آزمند دیوانه سازان بود . ( متن ، فصل سیزدهم / کمیته ثبت نام مشنگ زادگان ، صفحه 308 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
«S» مخفف سلوینه ... من از بستگان سلوینم ... در واقع خانواده های اصیل زاده ی انگشت شماری هستند که نسبتی با من ندارند ... حیف ( دلورس جین آمبریج ، فصل سیزدهم / کمیته ثبت نام مشنگ زادگان ، صفحه 312 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
باید همراه ما از این جا بیرون بری . برو خونه ، دست بچه هاتو بگیر و برو ، اگه لازم شد از کشور خارج بشین . با قیافه ی مبدل فرار کنین . خودت که دیدی چه جوریه ، این جا از دادرسی عادلانه خبری نیست . (هری پاتر_آلبرت رانکورن ، فصل سیزدهم / کمیته ثبت نام مشنگ زادگان ، صفحه 315 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
با من مخالفت می کنی ؟ می خوای کاری کنم که شجره نامه تو بررسی کنند ، همون کاری که با کرس ول کردم ؟ (هری پاتر_آلبرت رانکورن ، فصل سیزدهم / کمیته ثبت نام مشنگ زادگان ، صفحه 319 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
--------------------
هری وحشت زده هرمیون را نگاه می کرد که بلوز رون را پاره می کرد . او همیشه تکه شدن را اتفاق مسخره و خنده داری می پنداشت اما حالا ... وقتی هرمیون بازوی رون را برهنه کرد هری دچار دل آشوبه شد چرا که در آن ناحیه تیکه ی قلنبه ای از گوشت کنده شده و جای آن چنان صاف و صوف بود که انگار با چاقو آن را بریده بودند . ( متن ، فصل چهاردهم / دزد ، صفحه 323 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
اگه توجه نکردی ، بگذار بهت بگم ، رفیق ، که صدا کردن اسم اسمشونبر عاقبت هیچ دردی از دامبلدور دوا نکرد . فقط برای اسمشونبر یه ذره احترام قایل بشین ، می شه ؟ ( رون ویزلی، فصل چهاردهم / دزد ، صفحه 328 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
به نظرم حق با کریچره . قبل از اینکه نابودش کنیم باید راهی برای باز کردنش پیدا کنیم ( هری پاتر ، فصل چهاردهم / دزد ، صفحه 331 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
اسنیپ ترتیب کار را داده بود ... اسنیپ ، ماری که در آستینش پرورده بود و در بالای برج زهرش را به او ریخت ... ( افکار هری پاتر ، فصل چهاردهم / دزد ، صفحه 334 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
به ولدمورت دروغ نگو گرگورویچ ، اون می دونه ... همیشه می دونه . ( ذهن هری_لرد ولدمورت ، فصل چهاردهم / دزد ، صفحه 335 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
--------------------
این اولین رویارویی آنها با این واقعیت بود که سیری شکم مایه ی شادی و سر زندگی است و خالی ماندن آن مایه ی بگو مگو و آرزدگی . ( متن ، فصل پانزدهم / جن انتقام جو ، صفحه 344 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
غیر ممکنه که آدم از هیچی غذای خوشمزه ای درست کنه ! اگه بدونی مواد اولیه کجاست می تونی با جادو جمع آوریش کنی ، می تونی تغییر شکلش بدی ، می تونی مقدارشو بیشتر کنی و ... ( هرمیون گرنجر ، فصل پانزدهم / جن انتقام جو ، صفحه 350 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
چیزهایی هست که جادوگرها تشخیص نمی دن . ( گریپهوک ، فصل پانزدهم / جن انتقام جو ، صفحه 355 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
شانس آورده ان . با سابقه ای که اسنیپ داره ، به گمونم همین قدر که اون بچه ها زنده ان باید کلاهمونو بندازیم هوا . ( تد تانکس ، فصل پانزدهم / جن انتقام جو ، صفحه 357 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
شمشیره می تونه جان پیچ ها رو نابود کنه ! تیغه های جن ساز فقط چیزهایی رو جذب می کنن که قدرتمند ترشون می کنه ... هری اون شمشیر آغشته به زهر باسیلیسکه ! ( هرمیون گرنجر ، فصل پانزدهم / جن انتقام جو ، صفحه 364 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
تازه حتما می دونسته که اگر توی وصیت نامه اش هم ذکر کنه اونا نمی گذارند شمشیر بدست تو برسه ( هرمیون گرنجر ، فصل پانزدهم / جن انتقام جو ، صفحه 365 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
اگر یکی از اعضای سایت جمله ی زیبایی رو در یکی از فصل هایی که برداشته شده و ارسال شده دیده بود ولی در پست اون شخص اثری ازش نیافته بود ، می تونه در همینجا اعلام کنه . چون سلیقه ها متفاوته و مثلا ممکنه من یه جمله ای رو جالب بدونم و دیگری نه !
مشنگ زادگان مات و مبهوتی که برای بازویی به آنجا منتقل شده بودند روی نیمکت های سخت چوبی ، نزیک به هم نشسته بودند و می لرزیدند . بیشتر آنها صورت هایشان را با دست پوشانده بودند و شاید این عمل غریزی آنها ، اقدامی برای محافظت خودشان از دهان آزمند دیوانه سازان بود . ( متن ، فصل سیزدهم / کمیته ثبت نام مشنگ زادگان ، صفحه 308 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
«S» مخفف سلوینه ... من از بستگان سلوینم ... در واقع خانواده های اصیل زاده ی انگشت شماری هستند که نسبتی با من ندارند ... حیف ( دلورس جین آمبریج ، فصل سیزدهم / کمیته ثبت نام مشنگ زادگان ، صفحه 312 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
باید همراه ما از این جا بیرون بری . برو خونه ، دست بچه هاتو بگیر و برو ، اگه لازم شد از کشور خارج بشین . با قیافه ی مبدل فرار کنین . خودت که دیدی چه جوریه ، این جا از دادرسی عادلانه خبری نیست . (هری پاتر_آلبرت رانکورن ، فصل سیزدهم / کمیته ثبت نام مشنگ زادگان ، صفحه 315 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
با من مخالفت می کنی ؟ می خوای کاری کنم که شجره نامه تو بررسی کنند ، همون کاری که با کرس ول کردم ؟ (هری پاتر_آلبرت رانکورن ، فصل سیزدهم / کمیته ثبت نام مشنگ زادگان ، صفحه 319 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
--------------------
هری وحشت زده هرمیون را نگاه می کرد که بلوز رون را پاره می کرد . او همیشه تکه شدن را اتفاق مسخره و خنده داری می پنداشت اما حالا ... وقتی هرمیون بازوی رون را برهنه کرد هری دچار دل آشوبه شد چرا که در آن ناحیه تیکه ی قلنبه ای از گوشت کنده شده و جای آن چنان صاف و صوف بود که انگار با چاقو آن را بریده بودند . ( متن ، فصل چهاردهم / دزد ، صفحه 323 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
اگه توجه نکردی ، بگذار بهت بگم ، رفیق ، که صدا کردن اسم اسمشونبر عاقبت هیچ دردی از دامبلدور دوا نکرد . فقط برای اسمشونبر یه ذره احترام قایل بشین ، می شه ؟ ( رون ویزلی، فصل چهاردهم / دزد ، صفحه 328 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
به نظرم حق با کریچره . قبل از اینکه نابودش کنیم باید راهی برای باز کردنش پیدا کنیم ( هری پاتر ، فصل چهاردهم / دزد ، صفحه 331 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
اسنیپ ترتیب کار را داده بود ... اسنیپ ، ماری که در آستینش پرورده بود و در بالای برج زهرش را به او ریخت ... ( افکار هری پاتر ، فصل چهاردهم / دزد ، صفحه 334 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
به ولدمورت دروغ نگو گرگورویچ ، اون می دونه ... همیشه می دونه . ( ذهن هری_لرد ولدمورت ، فصل چهاردهم / دزد ، صفحه 335 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
--------------------
این اولین رویارویی آنها با این واقعیت بود که سیری شکم مایه ی شادی و سر زندگی است و خالی ماندن آن مایه ی بگو مگو و آرزدگی . ( متن ، فصل پانزدهم / جن انتقام جو ، صفحه 344 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
غیر ممکنه که آدم از هیچی غذای خوشمزه ای درست کنه ! اگه بدونی مواد اولیه کجاست می تونی با جادو جمع آوریش کنی ، می تونی تغییر شکلش بدی ، می تونی مقدارشو بیشتر کنی و ... ( هرمیون گرنجر ، فصل پانزدهم / جن انتقام جو ، صفحه 350 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
چیزهایی هست که جادوگرها تشخیص نمی دن . ( گریپهوک ، فصل پانزدهم / جن انتقام جو ، صفحه 355 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
شانس آورده ان . با سابقه ای که اسنیپ داره ، به گمونم همین قدر که اون بچه ها زنده ان باید کلاهمونو بندازیم هوا . ( تد تانکس ، فصل پانزدهم / جن انتقام جو ، صفحه 357 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
شمشیره می تونه جان پیچ ها رو نابود کنه ! تیغه های جن ساز فقط چیزهایی رو جذب می کنن که قدرتمند ترشون می کنه ... هری اون شمشیر آغشته به زهر باسیلیسکه ! ( هرمیون گرنجر ، فصل پانزدهم / جن انتقام جو ، صفحه 364 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
تازه حتما می دونسته که اگر توی وصیت نامه اش هم ذکر کنه اونا نمی گذارند شمشیر بدست تو برسه ( هرمیون گرنجر ، فصل پانزدهم / جن انتقام جو ، صفحه 365 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
اگر یکی از اعضای سایت جمله ی زیبایی رو در یکی از فصل هایی که برداشته شده و ارسال شده دیده بود ولی در پست اون شخص اثری ازش نیافته بود ، می تونه در همینجا اعلام کنه . چون سلیقه ها متفاوته و مثلا ممکنه من یه جمله ای رو جالب بدونم و دیگری نه !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/02/20
آخرین ورود: یکشنبه 5 آبان 1392 21:32
از: مرلینگاه شوری خانه ریدل
پستها:
1540

جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/05/23
تولد نقش: 1399/10/23
آخرین ورود: سهشنبه 13 بهمن 1388 14:23
از: یه دنیای دیگه !
پستها:
392

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/02/20
آخرین ورود: یکشنبه 5 آبان 1392 21:32
از: مرلینگاه شوری خانه ریدل
پستها:
1540

این تاپیک مجددا باز می شه تا در ادامه ی صحبت ها و کارهای قبلی که در مورد کتاب 7 شد جملات جذاب کاملا پیدا بشه ! جملاتی که پیدا میشه یا در بلاک جملات جذاب صفحه اول سایت قرار میگیره و یا بصورت مقاله ارسال میشه تا منبع خوبی باشه برای اونهایی که طرفدار این جملات هستند .
نحوه این کار به این صورت هست که پستی میزنید و فصولی رو که مایلید از کتاب هفت انتخاب میکنید (سه فصل رو میتونید انتخاب کنید ، هر فصلی که مایل باشید) ؛ بعد جملات جالب و جذابی که در اون فصولی که انتخاب کردید رو پیدا کرده و با ذکر نام فصل ، صفحه ، فرد گوینده جمله و مترجم کتابی که ازش استفاده کردید رو ذکر میکنید .
به این صورت ، مثال میزنم :
خودم شخصا باید برم سراغ این پسره ، در تمام مواردی که به هری پاتر مربوط می شده ، اشتباه های زیادی صورت گرفته . بعضی از اونا اشتباه خودم بوده ؛ زنده بودن پاتر بیشتر به دلیل خطاهای من بوده نه موفقیت های اون ! ( لرد ولدمورت ، فصل اول / اوج گیری لرد سیاه ، صفحه 17 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
دقیقا به این صورت ، توجه کنید که جمله هایی که جذابیتی دارند رو باید پیدا کنید و برای آشنایی با این جملات میتونید ، جمله ای که من پیدا کردم و بالا نوشتم رو ببینید و یا برای آشنایی بیشتر از جملاتی که در صفحات قبل این تاپیک معرفی شدند استفاده کنید .
هر کسی ، فصولی رو که انتخاب کرده باید در طول 10 روز بعد از زمان درخواست شراکتش در این کار تحویل بده ، به این دلیل وقت زیاد داده شده تا ، افرادی که دارن واسه امتحانات ترم اول آماده می شن براشون مشکلی پیش نیاد و راحت بتونن هم درسشونو بخونن و هم کارشونو انجام بدن .
پس اگر مایل هستید درخواست شرکت در این کار رو بدید و فصل های مورد نظرتون رو (3 فصل) معرفی کنید و شروع به جستجوی جملات کنید و زمانی که پیدا کردید ، با رعایت موارد بالا در همین تاپیک ارسالشون کنید .
[با تشکر از پرسی ویزلی که مواردی چند از پست ایشان کپی شد]
فصل های انتخاب شده از کتاب هفتم :
فصل 1 - 2 - 3 --> پرسی ویزلی --> ارسال نشده است
فصل 4 - 5 - 6 --> تد ریموس لوپین --> در پست شماره 97 فرستاده شد
فصل 7 - 8 - 9 --> نارسیسا مالفوی --> رزرو شده
فصل 10 - 11 - 12 --> آلبوس دامبلدور --> رزرو شده
فصل 13 - 14 - 15 --> بارتی کراوچ --> رزرو شده
فصل 16 - 17 - 18 --> پروفسور حسینی --> رزرو شده
فصل 19 - 20 - 21 --> آقای الیواندر --> در پست شماره 93 و 100 فرستاده شد
فصل 32 --> آلبوس سوروس پاتر --> در پست شماره 96 فرستاده شد
فصل 33 - 34 - 35 --> گراهام پریچارد --> در پست شماره 99 فرستاده شد
فصل 36 - موخره --> آلبوس سوروس پاتر --> ارسال نشده است
فصل های باقی مانده از کتاب هفتم :
22 ، 23 ، 24 ، 25 ، 26 ، 27 ، 28 ، 29 ، 30 ، 31
لطفا اگر از لیست بالا کسی فصلی را گرفته و ارسال نکرده یا به زودی ارسال کند یا اگر مایل است استعفا دهد تا آن فصل را شخص دیگری بگیرد ... البته اگر مایل به انجامش هستید اعلام آمادگی کنید ، در اینصورت به کس دیگری واگذار می شود ...
نحوه این کار به این صورت هست که پستی میزنید و فصولی رو که مایلید از کتاب هفت انتخاب میکنید (سه فصل رو میتونید انتخاب کنید ، هر فصلی که مایل باشید) ؛ بعد جملات جالب و جذابی که در اون فصولی که انتخاب کردید رو پیدا کرده و با ذکر نام فصل ، صفحه ، فرد گوینده جمله و مترجم کتابی که ازش استفاده کردید رو ذکر میکنید .
به این صورت ، مثال میزنم :
خودم شخصا باید برم سراغ این پسره ، در تمام مواردی که به هری پاتر مربوط می شده ، اشتباه های زیادی صورت گرفته . بعضی از اونا اشتباه خودم بوده ؛ زنده بودن پاتر بیشتر به دلیل خطاهای من بوده نه موفقیت های اون ! ( لرد ولدمورت ، فصل اول / اوج گیری لرد سیاه ، صفحه 17 ، ترجمه ویدا اسلامیه )
دقیقا به این صورت ، توجه کنید که جمله هایی که جذابیتی دارند رو باید پیدا کنید و برای آشنایی با این جملات میتونید ، جمله ای که من پیدا کردم و بالا نوشتم رو ببینید و یا برای آشنایی بیشتر از جملاتی که در صفحات قبل این تاپیک معرفی شدند استفاده کنید .
هر کسی ، فصولی رو که انتخاب کرده باید در طول 10 روز بعد از زمان درخواست شراکتش در این کار تحویل بده ، به این دلیل وقت زیاد داده شده تا ، افرادی که دارن واسه امتحانات ترم اول آماده می شن براشون مشکلی پیش نیاد و راحت بتونن هم درسشونو بخونن و هم کارشونو انجام بدن .
پس اگر مایل هستید درخواست شرکت در این کار رو بدید و فصل های مورد نظرتون رو (3 فصل) معرفی کنید و شروع به جستجوی جملات کنید و زمانی که پیدا کردید ، با رعایت موارد بالا در همین تاپیک ارسالشون کنید .
[با تشکر از پرسی ویزلی که مواردی چند از پست ایشان کپی شد]
فصل های انتخاب شده از کتاب هفتم :
فصل 1 - 2 - 3 --> پرسی ویزلی --> ارسال نشده است
فصل 4 - 5 - 6 --> تد ریموس لوپین --> در پست شماره 97 فرستاده شد
فصل 7 - 8 - 9 --> نارسیسا مالفوی --> رزرو شده
فصل 10 - 11 - 12 --> آلبوس دامبلدور --> رزرو شده
فصل 13 - 14 - 15 --> بارتی کراوچ --> رزرو شده
فصل 16 - 17 - 18 --> پروفسور حسینی --> رزرو شده
فصل 19 - 20 - 21 --> آقای الیواندر --> در پست شماره 93 و 100 فرستاده شد
فصل 32 --> آلبوس سوروس پاتر --> در پست شماره 96 فرستاده شد
فصل 33 - 34 - 35 --> گراهام پریچارد --> در پست شماره 99 فرستاده شد
فصل 36 - موخره --> آلبوس سوروس پاتر --> ارسال نشده است
فصل های باقی مانده از کتاب هفتم :
22 ، 23 ، 24 ، 25 ، 26 ، 27 ، 28 ، 29 ، 30 ، 31
لطفا اگر از لیست بالا کسی فصلی را گرفته و ارسال نکرده یا به زودی ارسال کند یا اگر مایل است استعفا دهد تا آن فصل را شخص دیگری بگیرد ... البته اگر مایل به انجامش هستید اعلام آمادگی کنید ، در اینصورت به کس دیگری واگذار می شود ...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 16:16:45
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 16:35:34
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 16:39:48
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 17:00:26
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 17:01:41
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 23:55:38
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 23:55:42
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 23:55:58
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 23:56:03
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 23:56:11
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 23:56:14
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 1:03:10
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 1:03:19
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 1:03:49
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 1:03:53
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 1:04:15
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 9:44:46
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 9:44:52
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 9:45:44
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 9:46:06
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 9:46:29
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 9:46:46
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 9:47:54
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 16:35:34
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 16:39:48
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 17:00:26
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 17:01:41
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 23:55:38
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 23:55:42
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 23:55:58
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 23:56:03
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 23:56:11
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/19 23:56:14
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 1:03:10
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 1:03:19
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 1:03:49
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 1:03:53
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 1:04:15
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 9:44:46
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 9:44:52
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 9:45:44
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 9:46:06
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 9:46:29
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 9:46:46
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/20 9:47:54
جزئیات کاربر

جملات جذاب
جملات كتاب هاي هري پاتر و يا مكالمات بين آنها، گاه مطالبي پربار و سرشار از زيباييست. و اينجا مكانيست كه خواهيد توانست اين جملات را پيدا كنيد و يا خود آنها را بنويسيد تا ديگران استفاده كنند.
اما براي نظم اينجا، لازم است كه پستهاي خود را كوتاه بزنيد و بين جملات را با چند ستاره(*)ي رنگي، جدا نماييد تا گشتن و پيدا كردن جملات، كاري آسانتر باشد. در صورت امكان نام كتاب و فصل را هم رنگي كنيد تا باز هم به دوستان خود بيشتر كمك كنيد.
با تشكر، مك گونگال.
جملات كتاب هاي هري پاتر و يا مكالمات بين آنها، گاه مطالبي پربار و سرشار از زيباييست. و اينجا مكانيست كه خواهيد توانست اين جملات را پيدا كنيد و يا خود آنها را بنويسيد تا ديگران استفاده كنند.
اما براي نظم اينجا، لازم است كه پستهاي خود را كوتاه بزنيد و بين جملات را با چند ستاره(*)ي رنگي، جدا نماييد تا گشتن و پيدا كردن جملات، كاري آسانتر باشد. در صورت امكان نام كتاب و فصل را هم رنگي كنيد تا باز هم به دوستان خود بيشتر كمك كنيد.
با تشكر، مك گونگال.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/05/18
تولد نقش: 1383/11/19
آخرین ورود: پنجشنبه 30 بهمن 1404 04:03
از: تو میپرسند !!
پستها:
3736

سلام
نقل قول:
اول اینکه جملاتی که در پستت نوشتی رو پاک کن چون ممکن هست سایرین رو هم به غلط بندازه !
در مورد این تاپیک هم ، یک تا سه فصل از هری پاتر هفت رو که انتخاب نشده ( در صفحات قبل میتونی فصول انتخاب شده رو ببینی ) رو میتونی انتخاب کنی و جملات زیبا و ارزشمندش رو جستجو کنی و بفرستی !
البته از اونجایی که این کار ما با عید نوروز و امتحانات میان ترم و بعد از عید که فعالیت مدارس بیشتر میشه هم زمان شد ، صحبت شد با دوستانی که مسئولیت فصل رو گرفته بودند تا برای تابستون به این کار پرداخته بشه ؛ فصولی که فرستاده شدند هم همون موقع جمع بندی میشن !
اگر مورد دیگه ای هم هست ، پیام شخصی برای همین کار هاست !
نقل قول:
این جملات ربطی به هری پاتر نداشت ! نمی خواستم پستم ارزش بشه می خواستم نحوه ی کار این تایپیک رو بپرسم ! چطوریه؟ باید یک فصل یا یک کتاب رو برداریم و جملات قشنگش رو ارسال کنیم؟
اول اینکه جملاتی که در پستت نوشتی رو پاک کن چون ممکن هست سایرین رو هم به غلط بندازه !
در مورد این تاپیک هم ، یک تا سه فصل از هری پاتر هفت رو که انتخاب نشده ( در صفحات قبل میتونی فصول انتخاب شده رو ببینی ) رو میتونی انتخاب کنی و جملات زیبا و ارزشمندش رو جستجو کنی و بفرستی !
البته از اونجایی که این کار ما با عید نوروز و امتحانات میان ترم و بعد از عید که فعالیت مدارس بیشتر میشه هم زمان شد ، صحبت شد با دوستانی که مسئولیت فصل رو گرفته بودند تا برای تابستون به این کار پرداخته بشه ؛ فصولی که فرستاده شدند هم همون موقع جمع بندی میشن !
اگر مورد دیگه ای هم هست ، پیام شخصی برای همین کار هاست !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

