جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

10 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
6
مهمانان
4
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  29 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  154 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  161 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  272 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  187 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: یکشنبه 3 خرداد 1388 15:16
نمایش جزئیات
آفلاین
مربوط به مسابقه ی شمشير گريفندور:

استرجس در را گشود و لبخند ابلهانه اش بر لبانش خشكيد. در حالی كه از ديدن دامبلدور در آنجا كاملا متعجب شده بود گفت:
-سلام، خوبی دامبلدور؟ ميگم بد نيس بيای تو و يه ليوان چای در خدمت باشيم.

دامبلدور بدون آنكه چيز ديگری بگويد سرش را پايين انداخت و وارد اتاق استر شد. استر به در و ديوار اتاق عكس خودش را از زوايای مختلف چسبانده بود كه همه شان می خنديدند و دست تكان می دادند. ميز كار كوچكی در زير پنجره در ضلع شمالی اتاق قرار داشت كه روی ميز پر از اسناد و مدارك بودند. روی زمين هم مقدار زيادی كاغذهای مچاله شده ريخته شده بود. دامبلدور با حالتی تمسخر آميز گفت:
-می بينم كه خيلی اتاقت رو منظم نگه داشتی.

استر كه نمی دانست چه كار كند لبخند خفيفی زد و زير لب بدون آنكه دامبلدور بفهمد گفت:
-چند بار به اين كويی گفتم يه دگمه ی قرمز مثل مال خودش تو اتاق منم بذاره.

دامبلدور در حالی كه اسناد و كاغذهای استر را نگاه می كرد چشمش به اعلاميه های دستگيری او و ريموس و جيمز سوروس افتاد كه روی قاليچه ای در گوشه ی اتاق افتاده بودند. دامبل دستی بر ريش بلند و نقره ای فامش كشيد و عينكش را صاف كرد سپس با صدايی كه به گوش استر و ساير گريفی ها می رسيد گفت:
-هـوف! اوضاع كم كم داره جالب ميشه.

استر عرق سرد روی پيشانی اش را با دستمال گلی رنگش پاك كرد و به دامبلدور نگريست كه اعلاميه ها را از روی قاليچه برداشته بود و آنها را نگاه می كرد. مدتی اتاق در سكوت فرو رفت اما پس از مدتی استر سكوت را شكست و گفت:
-من يه كار كوچيك بيرون دارم، زود برمی گردم...

-نه.

صدای قاطع و بلند دامبلدور اورا در جای خود نگه داشت آنگاه دامبلدور ادامه داد:
-حتما می دونی كه من برای يه بازديد ساده پيشت نيومدم...

استر بدون آنكه چيزی بگويد دامبلدور را نگاه كرد. دامبلدور با عصبانيت خاصش ادامه داد:
-پس فكر كنم اون كار كوچولويی كه باهات داشتم را بايد تموم كنم...

بعد چوبدستی مرغوبش را بالا گرفت و در حالی كه ابروهايش را با ظرافت خاصی به هم گره زده بود گفت:
-آبليويت!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: جمعه 23 اسفند 1387 00:50
نمایش جزئیات
آفلاین
ریموس دستش رو تو جیب جیمز کرد و چاقویی رو در آورد که با اون قفل در رو باز کنه. چاقو رو تو شکاف در فرو کرد. و از بالا به پایین کشید.
جیمز در حالی که از شوق و زوق این که مفید بوده نمی دونست باید چی کار کنه ریموس رو تشویق می کرد.
پیتر به حالت اولش برگشت. هرسه چوبدستی به دست آماده بودند، که به کوییرل حمله کنند. ریموس در رو بازکرد و هر سه آن ها همزمان با فشار وارد اتاق شدند.
کوییرل با دیدن اونها داد زد: شما ااااا .... . چوبدستیش را بیرون کشید و گفت: چوبدستی هاتون رو بندازین شما بازداشتین.
پیتر، ریموس و جیمز هر سه همزمان فریاد زدند: آبليويت.
طلسم به کوییرل اثابت کرد و دستار او از سرش افتاد، اما دیگر دیر شده بود. کوییرل در آخرین لحظات دکمه قرمز کنار میزش را فشار داده بود و این یعنی اینکه همه داشتند به سمت اونها می آمدند.
ریموس گفت: سریع باید از اینجا بریم. از اتاق خارج شدند. به راهرو کناری رفتند که ناگهان سربازان مجموعه ورزشی از همه طرف اونها رو محاصره کردند.
جیمز و ریموس و پیتر وارد نبرد شدند. طلسم ها از هر طرف شلیک می شد. اما تعداد سربازان بسیار زیاد بود. سرانجام در حالی که جیمز از لنگه شلوار ریموس آویزون بود و پیتر هم افتاده بود رو کول ریموس هر سه اونها به دست سربازان دستگیر شدند.
اما در آن طرف دامبلدور و بقیه گریفی ها به سمت دفتر استرجس می رفتند.
راهرو به شدت ساکت بود و این ترس گریفی ها رو بیشتر می کرد. دامبلدور با پوزخند جلوتر از همه می رفت به دفتر استرجس رسید که ناگهان ...

نقد شود

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: جمعه 23 اسفند 1387 00:39
نمایش جزئیات
آفلاین
ریموس دستش رو تو جیب جیمز کرد و چاقویی رو در آورد که با اون قفل در رو باز کنه. چاقو رو تو شکاف در فرو کرد. و از بالا به پایین کشید.
جیمز در حالی که از شوق و زوق این که مفید بوده نمی دونست باید چی کار کنه ریموس رو تشویق می کرد.
پیتر به حالت اولش برگشت. هرسه چوبدستی به دست آماده بودند، که به کوییرل حمله کنند. ریموس در رو بازکرد و هر سه آن ها همزمان با فشار وارد اتاق شدند.
کوییرل با دیدن اونها داد زد: شما ااااا .... . چوبدستیش را بیرون کشید و گفت: چوبدستی هاتون رو بندازین شما بازداشتین.
پیتر، ریموس و جیمز هر سه همزمان فریاد زدند: آبليويت.
طلسم به کوییرل اثابت کرد و دستار او از سرش افتاد، اما دیگر دیر شده بود. کوییرل در آخرین لحظات دکمه قرمز کنار میزش را فشار داده بود و این یعنی اینکه همه داشتند به سمت اونها می آمدند.
ریموس گفت: سریع باید از اینجا بریم. از اتاق خارج شدند. به راهرو کناری رفتند که ناگهان سربازان مجموعه ورزشی از همه طرف اونها رو محاصره کردند.
جیمز و ریموس و پیتر وارد نبرد شدند. طلسم ها از هر طرف شلیک می شد. اما تعداد سربازان بسیار زیاد بود. سرانجام در حالی که جیمز از لنگه شلوار ریموس آویزون بود و پیتر هم افتاده بود رو کول ریموس هر سه اونها به دست سربازان دستگیر شدند.
اما در آن طرف دامبلدور و بقیه گریفی ها به سمت دفتر استرجس می رفتند.
راهرو به شدت ساکت بود و این ترس گریفی ها رو بیشتر می کرد. دامبلدور با پوزخند جلوتر از همه می رفت به دفتر استرجس رسید که ناگهان ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: دوشنبه 23 دی 1387 18:57
نمایش جزئیات
آفلاین
سال عمومي گريف

دامبل: اين استراتژيا بي فايدس. ما سه تا بايد هر كي غير بر و بچ اين جمع رو ديديم يه طلسم آبليويت ساده بهش بزنيم؛ بعدش من دو تا راه حل به نظرم ميرسه؛ يكي اينكه هر چه سريعتر وزن كم كنيد كه...

ملت گريف: نــــــــــــه!
جيمز:

- و راه ديگه اينكه مديرا وزنشونو زياد كنن
-

در همين حال تد سر ديگر متر رو گرفته بود و به كورمك در گرفتن اندازه ي دور بازوش كمك ميكرد. كورمك كه از سر و رويش عرق جاري بود و به زحمت سعي ميكرد عضلاتش رو منقبض كنه، از سوزش آني يه زخم دادش به هوا رفت. تد كه از هيجان يه فكر خوب متر رو ول كرده و با پنجه اش بازوي كورمك رو زخمي كرده بود با اين حالت به كورمك خيره شده بود...

- جيمز! تو و ريموس و پيتر بريد سراغ كويي؛
تد! تو با كورمك ميريي سراغ هري.
من و بقيه هم حساب استرو ميرسيم...

پشت در اتاق كوييرل

جيمز درحالي كه انگشتشو توي دماغش كرده تا مانع نفوذ هر بيشتر بوي سير بشه به در اتاق زل زده. پيتر بلافاصله تغيير شكل ميده و از رداي مندرس ريموس بالا ميره تا بتونه از سوراخ كوچيكي كه روي در هست كويي رو ديد بزنه.

با اولين نگاه آه از نهادش برخاست. خم شده و در گوش ريموس چيزي رو زمزمه كرد. ريموس با خنده ايي شيطاني به جيب جيمز اشاره اي كرد و رو به دوربين چشمك زد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در كنار درياچه ي نقره ايي قدم ميزنم
و با بغضي که مدتهاست گلويم را ميفشارد، رو به امواج خروشانش مي ايستم
و در افق،
طرح غم انگيز نگاهش را ميبينم،
كه هنوز هم اثر جادويي اش را به قلب رنجورم نشانه ميرود..
كه هنوز نتوانستم مرگ نا به هنگام و تلخش را باور كنم..
كه هنوز بند بند اين تن نا استوار به نيروي خاطره ي لبخند اوست كه پابرجاست..
با يأس يقه ي ردايم را چنگ ميزنم و در برابر وزش تند نسيم،
وجودِ ويرانم را از هر چه برودت و نيستي حفظ ميكنم..
از سمت جنگل ممنوعه، طوفاني به راهست
و حجم نامشخصي از برگ و شاخه ي درختان مختلف را به اين سو ميآورد..
اخم ميكنم تا مژگانم دربرابر اين طوفان،
از چشمان اشكبارم محافظت كند..
شايد يك طوفان همه ي آن خاطره ي تلخ را از وجودم بزدايد..
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: چهارشنبه 18 دی 1387 17:24
نمایش جزئیات
آفلاین
ریموس : به جز ما که کسی اونجا نبود!پس چطوری.....؟!
صدای عربده دامبلدور پنجره سالن عمومی را لرزاند: یکی به ما خیانت کرده!!!!!!!!!!!! همه بچه ها رو خبر کنین! می خوام اون خائنو با دستای خودم خفه ش کنم!!!! همه تو دفتر من جمع شن!زود!!!!
ریموس و جیمز که دامبل رو در آستانه انفجار می دیدند از جا پریدند و مثل تیر از سالن بیرون رفتند .
(در همین حال احتمالا دنبال کنندگان داستان از میزان آی کیو این سه قهرمان دلاور حرص می خورند و شروع به کندن موهایشان می کنند)

دقایقی بعد،در مقابل دفتر دامبلدور

گریفی ها پشت در با هم پچ پچ می کردند. از صبح هیچ کس دامبلدور را ندیده بود و کسی خبر نداشت او چه بلایی قرار است به سرشان بیاورد . در همین حین هر از گاهی صدای جیغ جیمز همه را از جا می پراند(قربون نواده م با این جیغاش! ).ناگهان دامبلدور بدون هیچ اخطار قبلی یا پیش پرده ای در را باز کرد و آن را به دیوار کوبید. -چند نفر که به در نزدیک بودند با این حرکت دچار ریختگی کرک و پر شده و به حالت در آمدند-
دامبلدور با چشم های پر از خشمش به آنها چشم دوخت و همه را از سر تا پا بر انداز کرد . نور سرخ رنگی که از دفتر به بیرون می تابید فضا را ترس انگیز(!) کرده بود .دامبل سپس نعره بر آورد:
بیاین تو!!
-ریختن کرک و پر بقیه گریفی ها -


***ببخشین یه کم کوتاه شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ایگنتیوس پورال در 1387/10/18 17:26:47
ما که رفتیم آسیا....
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: پنجشنبه 28 آذر 1387 12:59
نمایش جزئیات
آفلاین
استر از این که می دید اعضای گریفیندور این همه برای وزن ! کم کردن دارن فعالیت می کنن خوشحال شد و رو به دامبل کرد وگفت :

شما برید استراحت کنید تا صبح انرژی لازم داشته باشد برای ورزش کردن
دامبل ,جیمز, ریموس :

دامبل به سوی دفتر خود حرکت کرد و جیمز و ریموس هم به سوی خوابگاه گریف حرکت کردن .

صبح ساعت 7.30 دقیقه
ناگهان ریموس با جیغهای بنفش جیمز از خواب پرید .
-چته جیمز چرا اینقدر جیغ می زنی ؟
-عمو ریموس پاشو بیا
-چرا ؟ بابا حالا زوده وقت داریم بزار یکم بخوابم
-

ریموس مجبور شد پشت سر جیمز به سالن عمومی گریفیندور بره وبا قیافه در هم دامبل رو به رو شد .
-دامبل چی شد ه

دامبلدور با ناراحتی اعلامیه های جدیدرو نشون داد.
ریموس به سوی محل نصب اعلامیه ها رفت و نام های آشنای برخورد

تحت تعقیب

آلبوس دامبلدور ملقب به ریش دراز
جیمز سیریوس پاتر ملقب به جیغ جیغو
ریموس لوپین (......) آخه هنوز واسه من لقب نذاشتید !

این سه شخص به دستگاه جادوی آسیب رسانده اند و

ریموس

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در قلمروی ما چیزی جز تاریکی دیده نمی شود !
اینجا قلمروی فراموش شدگان است !
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: پنجشنبه 28 آذر 1387 03:53
نمایش جزئیات
آفلاین
ریموس به سمت یکی از دستگاه ها رفت دستش چوبدستیش را بیرون آورد و با یک ضربه آن را نابود کرد.
دامبل دستگاه اصلی را نا بود کرد و جیمز با سر و صدای زیاد آخرین دستگاه را منفجر کرد.
جیمز: ایول ایول داش دامبل ایول.
دامبل: خفه شو جیمز، بیا بریم
جیمز و ریموس و دامبل پشت سر یکدیگر به سمت خابگاه می رفتند.
**نزدیک در خروجی سالن**
دامبل: ببینید چی می گم، ما تا حالا اینجا نبودیم، فهمیدین، به کسی چیزی نگین.
ریموس: فهمیدیم.
جیمز: باشه سعی می کنم. آن گاه دستگیره در را چرخاند و در را باز کرد که ناگهان با یک ضربه به انتهای سالن پرتاب شد. دامبل و ریموس جلو در رفتند که ناگهان استرجس پادمور به همراه معاونش جیمز پاتر در آستانه در ظاهر شدند.
دامبل گفت: سلام استرجس حون، خوبی، ببین نیمه شب هم اومدیم وزن کم کنیم.
استرجس گفت: ....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: سه‌شنبه 26 آذر 1387 20:03
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه:
سایت جادوگران بدلیل زیاد داشتن اعضا سنگین شده و درحال خراب شدنه.برای جلو گیری از خراب شدن سایت،مدیران دستور دان تا تمامی اعضا در دوهفته وقت وزن خودشونو به کمتر از 50 کیلو برسونن.گریفندوریها هم برای این که به خشم مدیرا دچار نشن،به ورزشگاه گوردیک رفتن تا وزن خودشونو کمکن.
متاسفانه،بخاطر تنبلی،چند گریفندوری نقشه دزدیدن لیست اطلاعات(در این لیست تمامی اعضا همراه با وزنشون نوشته شده) رو میکشن تا بتونن این لیست رو دستکاری کنن و وزن خودشونو کم تر از پنجاه بنویسن.اما لیست که در دفتر استرجس بوده بدست گریفیا نمیرسه و برای همین،گریفیا نقشه دیگری میکشن:خراب کردن دستگاهای ورزشی داخل ورزشگاه گودریک!
________________________________________________
پیششت..پیششت...بیا اینجا.مواظب باش صدا مدا در نیاری لو بریم.
ریموس از روی جوراب صورت خود را خاراند و گفت:
خب آخه بو میده جورابه...نمیشوریشون اینا رو؟
دامبلدور همان طور که آرام آرام در تاریکی جلو میرفت گفت:
همین چندسال پسش شستمشون.حالا ساکت شو دنبالم بیا.
دامبل به راه رفت در تاریکی ادامه داد.بوی بد جوراب فضای تاریک مجموعه ورزشی گودریک را فرا گرفته بود.از لابلای پرده،سوسوی کور ماه به داخل میتابید.ناگهان،فریادی دل سکوت را شکست. صدای جیغ جیمز از پشت سر شنیده میشد.دامبل سریعا دستان خود را روی دهان جیمز گذاشت و گفت:
بچه چرا جیغ میزنی؟شیش ساعت داریم سعی میکنیم این دستگاه جادویی رو پیدا کنیم. اگه جیغ بزنی این بوقیا میفهمن میان میگیرنمون.
جیمز بزور دست دامبلدور را از خود جدا نمود و با ناراحتی گفت:
این دستگاه روشن نمیشه.هر کار میکنم روشن نمیشه.
دامبلدور در تاریکی، با دستانش بدنبال جسمی در آن نزدیکی گشت.دست چروکیده دامبلدور جسم نسبتا بزرگی را در کنار جیمز لمس نمود.دامبلدور کمی تامل نمود و سپس گفت:
این همینه...این دستگاه جادویی.اینو اون سه تا دتگاهیی که هنوز موندنو از بین ببریم تموم میشه. دیگه وزن کم کردن بی وزن کم کردن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تا زمانی که عشق دوستان هست، مونتی هرگز فراموش نخواهد شد!!


[i][b][color=669933]"از این به بعد قبل از
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: پنجشنبه 21 آذر 1387 12:27
نمایش جزئیات
آفلاین
ریموس در حالی دودل بود نقشه رو به دامبل بگه یا نه ,به سوی دفتر دامبل راه افتاد ولی در با دامبل برخورد .
-دامبل ما یه نقشه کشی...
دامبل با عصبانیت گفت :

می دونم خودم این نقشه رو طرح کرده بودم ولی لو رفت .
ریموس : چرا لو رفت .
-الان دارم از دفتر استر میام ,رفته بودم با استر کار داشتم دیدم جینی و جسی رو گرفته گفتم با اینا چی کار داری جواب داد اینا داشتن نقشه می کشیدن دزدکی بیان دفتر من و وزن ها رو دستکاری کنند .
دامبل در حالی که بسیار خشمگین وناراحت بود گفت :

حالا چی کار کنیم من با این سنم نمی تونم روی اون دستگاه جادوی حرکت کنم .
ریموس:
دامبل به ریموس گفت :

برو دنبال بچه ها بگو بیان دفتر من جلسه فوق سری رمز ورودی هم نوشابه ترشه .

ریموس در حالی که به سرعت به سوی ورزشگاه گودریک حرکت می کرد با جسی و جینی بر خورد .
- مگه استر شما رو بازداشت نکرده بود ؟
جسی گفت :

من با جینی تونستیم راضیش کنیم وزنمون کمتر از 50 کیلو اونم ما رو ول کرد .
ریموس گفت :

برین دفتر دامبل قراره یک جلسه فوق سری تشکیل بشه
جینی و جسی :

ریموس در ورزشگاه باز کرد و فریاد زد :
تدی , جیمز , دایی مونتی , کورمک همه بیا ین اینجا
همه بچه ها در حالی در کف بودن به سوی ریموس حرکت کردند .
تدی گفت :

بابای چی شده
- بچه ها جلسه داریم همه تا 10 دقیقه همه تو دفتر دامبل باشید دیر نکنید.

10 دقیقه بعد

سروصدای زیادی از دفتر دامبل شنیده می شد .
دامبل فریاد زد :

ساکت شید ببینیم چه خاکی می تونیم تو سرمون کنیم .
ریموس کل نقشه شکست خورده رو برای بچه ها توضیح داد و رو به همه گفت حالا یه فکری کنید .

جسی گفت : فکر تغییر دادن وزن ها نباشید دورش دزد گیر گذاشته
دامبل گفت :

فکر کنم تنها راه این که دستگاه جادوی رو از بین ببریم
ملت : حله

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در قلمروی ما چیزی جز تاریکی دیده نمی شود !
اینجا قلمروی فراموش شدگان است !
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: سه‌شنبه 19 آذر 1387 11:36
نمایش جزئیات
آفلاین
جینی، ریموس و جسیکا می خواستن بقیه رو هم از کارشون مطلع کنن.

- نه ما نباید به همه بگیم! اول باید نقشه بکشیم.

- جینی تو واقعا می خوای تنهایی نقشه بکشی؟من که نمی گم به همه بگیم می گم دوسه نفر دیگه رو هم از قضیه با خبر کنیم تا اونا هم کمکمون کنن.

- اما....

- اما نداره...بذار ببینم ... به مالی میگیم و به مونتی و تدی هم می گیم. خوبه؟

در همین لحظه ریموس که داشت به حرفای اونا گوش می کرد گفت:
- بچه ها به نظرم بهترین کار اینه که به آلبوس هم بگیم.

- اما پروفسور دامبلدور با مدیرا خیلی دوسته ممکنه...

- نه هیچی ممکن نیست. بهش می گیم.

بالاخره جسی و جینی به سمت سالن ورزش و ریموس به دفتر دامبل حرکت کرد.

جینی و جینی سخت مشغول صحبت بودند و راه می رفتند که ناگهان هر کدام به شدت به کسی بر خورد کردند، هردو به سختی به زمین خوردند اما فردی که به آنها خورده بود به همان استواری اولیه ایستاده بود و به صورت به آنها نگاه می کرد.

او کسی نبود جز استرجس پادمور.( ) استر که کمی از صحبتای اونها رو در مورد نقشه دستکاری وزن ها شنیده بود گوش هر دو را گرفت و به سمت دفترش برد.

آنها به سرعت به دفتر استر رسیدند و بالافاصله بعد از ورود متوجه لیست گریفی ها شدند که با خطی خوش نوشته شده بود و وزن هر یک در ستونی مقابل آن نوشته شده بود. اطراف لیست هاله ی درست شده بود، جینی و جسی تازه متوجه شده بودند ما جرا آنقدر ها هم ساده نیست...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[color=FF0000][b]پس قدم قدم تا روشنايي از شمعي در تاريكي تا نوري پر ابهت و فراگير!
ميجنگيم تا آخ?