جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

13 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

سالن مسابقات کوییدیچ

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: سالن مسابقات کوییدیچ
ارسال شده در: سه‌شنبه 25 فروردین 1388 16:31
نمایش جزئیات
آفلاین
ثبت نام

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شناسه ی قبلیم که بعد از این ساختمش ولی دوباره برگشتم به این

اینه

عمرا اگه فهمیده باشی چی گفتم

چاکر همه بچه های قدیمی (کینگزلی شکلبوت ، پیوز ، رفوس ، زاخاریاس ، دادالوس دیگل و خیلی های دیگه که حال ندارم بنویسم اسمشون رو )

Re: سالن مسابقات کوییدیچ
ارسال شده در: یکشنبه 23 فروردین 1388 19:24
نمایش جزئیات
آفلاین
پرسی عزیز،معذرت میخوام که شرکت نکردم!

ولی یه چیزی باید اون پایین بگم
.
.
.
.
.

[spoiler=نامه:]ثبت نام![/spoiler]

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=000066]Catch me in my Mer
Re: سالن مسابقات کوییدیچ
ارسال شده در: یکشنبه 23 فروردین 1388 18:27
نمایش جزئیات
آفلاین
سیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام


جونیورز آی ام ثبت نامیوس وجتبل...
(زبون بزستانیه)
[spoiler=اگه میشه البته]منو حریف لیدی بزارین اگه میشه لطفا[/spoiler]

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/1/23 18:31:49
seems it never ends... the magic of the wizards :)
Re: سالن مسابقات کوییدیچ
ارسال شده در: شنبه 22 فروردین 1388 00:44
نمایش جزئیات
آفلاین
1- چرا برای پیش بردن سوژه ازم امتیاز کم شده؟ من سوژه رو زیاد جلو نبردم چون فکر می کردم ملت میان پست می زنن و یه خورده سوژه براشون بمونه. اگه استقبال زیاد بود، سوژه براشون کم میومد و جذابیت پست هاشون از بین می رفت.

این اعتراض نیست. صرفا میخوام ذهنم روشن بشه. به نظرت سوژه رو تا کجا پیش می بردم بهتر بود؟

2- این سوژه خیلی باحاله. حیفه همینجور نیمه تموم باقی بمونه. چطوره این دو تا پست رو منتقل کنی به یه تاپیکی چیزی، بعد خودتم بیای وسط و همین جور دور همی ادامش بدیم؟

3- اهم... آهام... اوهوم... همون ثبت نام دیه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: سالن مسابقات کوییدیچ
ارسال شده در: جمعه 21 فروردین 1388 09:49
نمایش جزئیات
آفلاین
ثبت نام

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: سالن مسابقات کوییدیچ
ارسال شده در: پنجشنبه 20 فروردین 1388 23:57
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام


نتایج داوری دوره سوم ارسال شد !

با اینکه فرصت زیادی داده شد ، ولی به خاطر عید استقبالی که مد نظر بود نشد ! برای دوره ی بعد افرادی که مایلن بایستی ثبت نام کنن اینجا ! اگر نمیتونید شرکت کنید ثبت نام نکنید !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: سالن مسابقات کوییدیچ
ارسال شده در: شنبه 8 فروردین 1388 20:13
نمایش جزئیات
آفلاین
از اونجایی که خیلی ها مسافرت هستن و امکان پست زدن ندارن ، مهلت مسابقه تا 15 فروردین ماه تمدید میشه !

نحوه شرکت به صورت ادامه دادن رول های نوشته شده در همین تاپیک هست و نیازی به ثبت نام نداره !

موفق باشید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: سالن مسابقات کوییدیچ
ارسال شده در: چهارشنبه 5 فروردین 1388 15:38
نمایش جزئیات
آفلاین
در همان لحظه در اتاق بادراد:

بادراد بر ريش بلند خودش دستی كشيد و به سمت پنجره رفت. ستاره ها در آسمان برايش چشمك می زدند. بادراد هم ابلهانه برای ستاره ها چشمك زد و به سمت تخت خواب خودش رفت. به خودش گفت:
-فردا با آجاس بازی داريم، ايگور بوقی چه طور می تونه در مقابل ما دووم بياره!

بعد سرش را روی بالشش انداخت و لحاف را روی خودش كشيد. مثل بچه ها خودش را در رختخواب جمع كرده بود كه ناگهان صدای جغدی به گوشش رسيد:
-هو هـــــــــــــــــــــو هو هــــــــــــو

بادراد موشكافانه اطراف را نگاه كرد. اينكه صدای يك جغد در شب می آمد چيز عجيبی نبود اما بادراد را متعجب ساخته بود. بادراد پنجره را باز كرد و اطراف را نگاه كرد كه يكدفعه يك جغد وارد خانه شد و نامه ای را روی سر بادراد انداخت و رفت. بادراد با عصبانيت فرياد كشيد:
-آخه حيوون زبون نفهم احمق! هنوز بهت نگفتن نامه رو كجا بندازی؟ درست انداخت رو سر من! احمق اينجا رو هم به لجن كشيده. هنوز بهش ياد ندادن اين كاراش رو بايد تو دستشويی انجام بده.

بادراد لعن و نفرين كنان روی تخت پريد و نامه را باز كرد. در نامه با خط زيبا و قشنگی مطالبی نوشته شده بود. بادراد شروع به خواندن نامه كرد:
نقل قول:
سلام كاپيتان ريشوی خوشگل و مامانی خودم!
خوفی؟ سلامتی؟
از اونجا كه مخت تعطيله و هيچی تو مغزت نميمونه می خواستم يادت بيارم فردا با كاركاروف بوقی و تيمش بازی داريم.
بای بای، بتی


بادراد نامه را مچاله كرد و از پنجره بيرون انداخت و فرياد زد:
-من مخم كار نميكنه؟ پس چه طور تو هاگوارتز تاريخ جادوگری درس می دم؟! اين دختره ی ابله هنوز آداب معاشرت ياد نگرفته! اگه با كمبود بازيكن مواجه نبودم تو تيمم نمياوردمش اين دختره ی ابله رو!

بعد از اينكه بادراد نيم ساعت تمام به بتی فحش داد روی تخت دراز كشيد و منتظر ماند تا خوابش ببرد.

پنج دقيقه نگذشته بود كه بادراد روی تختش دراز كشيده بود كه نامه ی ديگری روی سرش فرود آمد. بادراد دوباره نعره زد:
-بازم يه نامه ی ديگه! كی اين نامه رو فرستاده ديگه؟ اعصابم خورد شد.

بادراد دوباره نامه را باز كرد و آن را خواند:
نقل قول:
سلام كاپيتان عزيز، بادراد عزيز
می خواستم بگويم ريشو خوب بود، ريشو مهربان بود، ريشو نبايد مسابقه ی فردا فراموش كرد!
از طرف گلگلومات


بادراد اين نامه را هم مچاله كرد و به گوشه ای پرت كرد و با عصبانيت نعره زد:
-اين چه بازيكنايی من دارم؟ خدايا از كوييديچ بازی كردن توبه كردم.

بعد بادراد دوباره دراز كشيد و منتظر فردا ماند.

فردا، زمان مسابقه، در رختكن تيم عقاب های زوپس:

بادراد بر ريش بلندش دست می كشيد و بتی و گلگلومات را از نظر می گذراند. دوباره داد زد:
-بريسوت احمق، يعنی اينقدر به من اعتماد نداری كه زمان مسابقه با آجاس يادم نمی مونه؟ باز اين گلگو خل و چله! نمی فهمه...

گلگلومات به ميان صحبت های بادراد پريد و گفت:
-گلگو بود خوب، نگوييد بد پشت سر گلگو!

بادراد چشم غره ای به گلگلومات رفت و دوباره گفت:
-خوب، يه كاپيتان بايد به بازيكناش روحيه بده. من بهتون می گم موفق باشين! آجاس در مقابل ما مثل موشه! اون كاركاروف بوقی به جای اينكه يار تيمش باشه بيشتر به ما كمك می كنه! پس می تركونيمشون.

-تق، تق، تق

بادراد لحظه ای فكر كرد و آرام از بتی پرسيد:
-كی می تونه باشه؟

-نمی دونم.

بادراد بر ريش بلندش دستی كشيد و گفت:
-بفرمائيد داخل.

مرد موبوری وارد اتاق شد و گفت:
-ببخشيد، به من گفتن بهتون بگم مسابقه برگزار نميشه!

بادراد نعره زد:
-آخه چرا؟

-چون مثل اينكه مسئول برگزاری مسابقات كه همون داور اين مسابقه هم بوده از اينجا رفته به اسپانيا!

-پرسی رو می‌ گی؟

-بله، بله.

-اون احمق چرا رفته؟

-می گن با دوست دخترش رفته...

-ها؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط كينگزلی شكلبوت در 1388/1/5 15:46:29
ویرایش شده توسط كينگزلی شكلبوت در 1388/1/5 15:49:11
ویرایش شده توسط كينگزلی شكلبوت در 1388/1/6 10:27:18
Re: سالن مسابقات کوییدیچ
ارسال شده در: دوشنبه 3 فروردین 1388 01:07
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
سوژه مسابقه : رفتن داور ِ کوییدیچ در اواسط بازی های مهم لیگ به مسافرت و معلق شدن مسابقات و اعتراض کاپیتان ها از این حرکت و انصرافشون از شرکت توی کوییدیچ و درخواست ِ انحلال تیمشون به خاطر سهل انگاری داور !


پرسی ویزلی با اعصاب خاکشیر و چهرۀ درهم به تقاضاهای ثبت نام تیم های مختلف که روی میز و پیش رویش تلنبار شده بودند، نگاه کرد.

برگۀ اول:

« سلام پرسی. چطوری گوگولی مگولی و اینا.
می خوام آجاس تو این لیگ بترکونه. ما حتما شرکت می کنیم. هوامونو داشته باش تا هواتو داشته باشیم داوش!

قربونت: ایگور »

برگۀ دوم:

« هی پرسی

می دونی که ما خیلی توپسیم و ریشامون از سفیدی برق می زنه و کسی رودست ما نیس. تازشم ما خیلی مایه داریم و باهاس حتما قهرمان شیم. زیرمیزی، رومیزی، خلاصه هرچی لازم داری پایه ایم واست. ریش سفیدانم این لیگ حتما هس. یادت باشه ها!

اصل پشت مو از خودمه: آرشام! »

برگۀ سوم:

« چطوری پسر؟ خوفی؟

اگه عقابای زوپس رو قهرمان کنی قول میدم برات چن تا جلسۀ خ ص و ص ی مخصوص و اختصاصی رابندازم جوون. ما رو یادت نره. به این طریقم ثبت نام.

ایول خودم، بادی ریشو »

با خستگی نگاهش را به سوی سایر برگه ها چرخاند. تیم های چیورون، گرین فایر، هدنور، ققنوس، پروتاگونیست، عقاب های زوپس، تیزپروازان، پالمری دراگونز و هزاران هزار تیم دیگر برای این لیگ اعلام آمادگی کرده بودند.

یک هفتۀ اخیر را به طور کامل درحال برنامه ریزی و رتق و فتق امور بود. هیچ شبی بیش از دو ساعت نخوابیده بود و زیر چشمانش سیاه شده بود. با چه رویی می توانست به قرار ملاقات دیگری با پنه لوپه فکر کند؟ تا همین حالا هم سه قرار سینما و پنج قرار نهار در رستوران «نگین ِ رضا» () را فراموش کرده بود و باید با زره ای پولادین به دیدن پنه لوپه می رفت!!!

چقدر دلش می خواست تمام این برگه های ثبت نام را تبدیل به موشک های کاغذی کند و به سمت سطل زباله به پرواز درآورد. عکس پنه لوپه را که روی میزش بود برداشت. لبخند غمگینی به عکس زد. به یاد قرار مسافرتی که سال گذشته با پنه لوپه گذاشته بود و به دلیل مشغلۀ زیاد کنسل کرده بود افتاد. فکری در ذهنش درخشید. بلافاصله تمام برگه ها را روی میز ریخت و به سمت «سازمان حمل و نقل جادویی» به راه افتاد.

- گور بابای مسابقات کوییدیچ! من و پنی داریم میریم اسپانیا، صفا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مورگانا لی فای در 1388/1/3 1:34:56
ویرایش شده توسط مورگانا لی فای در 1388/1/3 1:39:09
Re: سالن مسابقات کوییدیچ
ارسال شده در: دوشنبه 3 فروردین 1388 00:09
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام

از امروز به مدت پنج روز مسافرتم ! به همین دلیل تصمیم گرفتم پست ِ مسابقه رو بزنم که به مشکل برنخوریم .

سوژه مسابقه : رفتن داور ِ کوییدیچ در اواسط بازی های مهم لیگ به مسافرت و معلق شدن مسابقات و اعتراض کاپیتان ها از این حرکت و انصرافشون از شرکت توی کوییدیچ و درخواست ِ انحلال تیمشون به خاطر سهل انگاری داور !

پست ها توی همین تاپیک میخوره ، یه مقدار امتیاز ِ اضافه برای اولین کسی که پست میزنه هم در نظر گرفته شده !

برای ثبت نام : دیگه نیازی به ثبت نام کردن نیست ، هر کسی برای این مسابقه اینجا پست بزنه یعنی ثبت نام شده هست !

توجه کنید : پست های مسابقه ادامه دار هست ، میتونید رزرو کنید و پستتون رو بفرستید که چند نفر با هم یه پست رو نفرستن و مشکل ایجاد بشه .

مهلت مسابقه : 10 فروردین

سالِ نویِ خوبی داشته باشید .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری