جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

11 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  60 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  173 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  193 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  291 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  196 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
بازی با کلمات
ارسال شده در: چهارشنبه 13 خرداد 1388 14:26
نمایش جزئیات
آفلاین
دیگر از زندگی بریده بودم...آخر چرا این امتحانات سمج تمام نمی شد؟!البتّه هی به خودم دلداری می دادم که:چیزی نیست...فردا دیگه امتحان آخره...دیگه خیالم از هر چی امتحانه راحت می شه...
بلند شدم و به سالن عمومی رفتم تا جادوی خلع سلاحو تمرین کنم که...که او را دیدم...مثل همثشه زیبا و جذّاب بود و سخت به فکر فرو رفته بود.فردا که به سرسرا رفتم تا امتحان دفاع در برابر جادوی سیاهمو بدم همش به فکرش بودم. واسه همین توی این درس ((D))گرفتم!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: یکشنبه 10 خرداد 1388 12:01
نمایش جزئیات
آفلاین
سالن - امتحان - زیبا - سخت - صندلی - جادو - هاگوارتز - سمج - خیال – آخر

در سالن امتحانات سمج هاگوارتز بر روی صندلی نشسته بودم. امتحانمان دفاع در برابر جادوی سياه بود. با نگاهی از اول تا آخر ورقه دريافتم بر خلاف خيالم سوالات زياد سخت نيستند.

*شايد زيبا نباشه اما هدفم اين بود كلمات رو توی يه پاراگراف كوتاه به كار ببرم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: یکشنبه 10 خرداد 1388 01:03
نمایش جزئیات
آفلاین
هو121



سالن - امتحان - زیبا - سخت - صندلی - جادو - هاگوارتز - سمج - خیال – آخر



مشنگی مینویسیـــــــــــــــم همانا چه بسیار دلمان میخواهد بسی!



دو ماه بود ندیده بودمش،کوچیکترین قدمی به سمتم برنداشته بود.بار ها پیام دادم،زنگ زدم اما دریغ از یه بار جواب دادنش.
مایی که ادعای این همه عشق و عاطفه داشتیم،الان دو ماه بود همو ندیده بودیم.
درست وقتی پامو گذاشتم توی سالن امتحان،چشمم اتوماتیک از تو جمعیت پیداش کرد.رفتم رفتم دیدم درست صندلی پشت سریش شماره منه.
نشستم،درد دلم دوباره شروع شده بود،حاضر بودم همه زندگیمو بدم،اما فقط یه بار دیگه صورت زیباشو ببینم،اما افسوس که حتی نمیدونست من پشت سرشم،خیلی سخت بود،فاصلمون یک مترم نبود اما اون نفهمید ،نفهمید هنوز تنها دلیل بومدنمه.
دلم میخواسم میتونستم جادو کنم،جادوش کنم تا یه دفعه برگرده و بهم بگه همه این دوماه خواب بودم،بگه بیدار شو آبر،بیدار شو.
- وقتتون تمومه آقایون،خانوما.لطفا بلند شید.
آخر جلسه بود،برگه سفیدمو توی پوشه گذاشتم و بلند شدم.
وقتی داشت میرفت،بازم من و ندید،اما بالاخره دیدمش،جادوی فکرم بالاخره کار خودشو کرد.
اما چه فایده،هیچوقت پیشم بر نمیگرده دیگه...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
seems it never ends... the magic of the wizards :)
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: شنبه 9 خرداد 1388 18:19
نمایش جزئیات
آفلاین
کلمات جدید:

سالن - امتحان - زیبا - سخت - صندلی - جادو - هاگوارتز - سمج - خیال - آخر


1) از ده کلمه ای که تعیین شده حداقل 7 تا باید در داستان به کار بره!

2) کلماتی که تعیین شدن رو لطفا در نوشته تون رنگی کنید.میتونید هم نکنید اما این به ما کمک می کنه که راحت تر پستتون رو بخونیم..

3)میتونید از یه کلمه به شکلهای مختلفش استفاده کنید.مثلا: حرکت: (حرکتی - حرکت کردم - پر حرکت) یا دلم می خواست: (دلت می خواست- دلش خواسته بود)


4) ینجا یه تاپیک آزاد برای همه ست.

6) لطفا از نوشتن پست غیر اخلاقی یا دارای توهین پرهیز کنید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تا زمانی که عشق دوستان هست، مونتی هرگز فراموش نخواهد شد!!


[i][b][color=669933]"از این به بعد قبل از
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: جمعه 8 خرداد 1388 18:33
نمایش جزئیات
آفلاین
اسنیپ - چوب جادو - جنگل - تاریک - شب - وحشت - نفرین - علامت شوم - مرگ.

اسنيپ بدون آنكه از تاريكی شب كه بر جنگل سايه انداخته بود وحشت كند چوب جادويش را از جيب ردای سياه خوش دوختش درآورد و علامت شوم را بر فراز كلبه ای كه در‌ ان با نفرين مرگ ساحره ای را نابود كرده بود نمايان ساخت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: جمعه 8 خرداد 1388 01:11
نمایش جزئیات
آفلاین
به خانه اش نزدیک می شد، در فکر اتفاقات آن روز بود و به همکار بی فکرش نفرین می فرستاد؛آن بی عقل چه طور فکر کرده بود که او به خانواده اش صدمه زده؟
در همین فکر بود که ناگهان نور سبز رنگی از سمت جنگل توجهش را به خود جلب کرد، آرام سرش را بالا آورد و از وحشت فریاد زد؛ علامت شوم در تاریکی شب می درخشید.چوب جادویش را در آورد و حرکت کرد. اسنیپ در اعماق جنگل منتظرش بود؛ به چشم های سیاهش که از آنها نفرت می بارید خیره شد!
-این جا چیکار داری اسنیپ؟
-تو لی لی رو از من گرفتی من هم می خوام هری رو از تو بگیرم.
-اون از تو خوشش نمی آد.
-دروغه...!
و بعد نور سبز رنگ و مرگی بدون درد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: سه‌شنبه 5 خرداد 1388 09:01
نمایش جزئیات
آفلاین
اسنیپ - چوب جادو - جنگل - تاریک - شب - وحشت - نفرین - علامت شوم - مرگ


چوب جادوی اسنیپ در دستانش بود ، و شنل تاریک وسیاهش روشنی

روز را همچون خانه ی مالفویها وحشت آور میکرد .

راهش به سمت جنگل تاریک بود از دور درختان بلند و باریک جنگل

مشخصبودند و علامت شوم در بالای جنگل بیداد میکرد.

اسنیپ برای اولین بار در عمرش واقعا وحشت کرده بود چون همزاد

مثل خودش در روبرویش بود !

- هوی اسنی کجا میری این وقت روز زنت خبرداره ؟

- به تو چه تو کی هستی ؟

- من پسر بابامم میخوای بری پیش ولد...

- اسمشو نبر!

- همون یارو ... خب چه خبر از هپی راتر ؟

- هپی راتر نه و هری پاتر .

- آره همون لعنتی

-پسر خوبیه ... چشماش مثله ننه اشه .

- کی وقت داری بریم پیش لرد سیاه ؟

- شب ساعت 9 .

//**************************************************

وهمین زمان بود که هری پاتر داشت کارتون پلنگ دم درازو تماشا میکرد

و آب کدو نوش جان میکرد .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: یکشنبه 13 اردیبهشت 1388 21:03
نمایش جزئیات
آفلاین
نمیخواست *وحشت* را به دلش راه دهد،نمیخواست شبی که سالها انتظارش را کشیده بود را به ترسش از *مرگ* بفروشد.
در آن جنگل *نفرین* شده،فقط او بود و حریف قدیمی اش.هیچ راه برگشتی وجود نداشت،یا میمرد یا *انتقام* میگرفت.
در آن *تاریکی*،به آرامی آستین ردایش را بالا زد،*علامت شوم* روی دستش را بوسید و به سوی قلب *جنگل* حرکت کرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
seems it never ends... the magic of the wizards :)
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: یکشنبه 13 اردیبهشت 1388 21:03
نمایش جزئیات
آفلاین
اسنیپ - چوب جادو - جنگل - تاریک - شب - وحشت - نفرین - علامت شوم - مرگ.

به تنهاي در جنگل تاريك قدم گذاشت و اهسته به حركت خود ادامه داد .شب بر پيكره جنگل سايه انداخته بود و چيزي جز وحشت را در خاطر مرد نمي انداخت .

چوب جادو ي خود را به ارومي بروي علامت شوم خود تكان داد و منتظر شد تا ارباب ان را به جرم خيانت به كام مرگ بفرستد.

صداي پاقي امد و بعد از ان صداي نفريني و رنگ سبز اخرين چيزها بود كه ديده بود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در قلمروی ما چیزی جز تاریکی دیده نمی شود !
اینجا قلمروی فراموش شدگان است !
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: یکشنبه 13 اردیبهشت 1388 20:54
نمایش جزئیات
آفلاین
جنگل درتاریکی شب وحشتناک تر از همیشه به نظر میرسید.ولی او قصد بازگشت نداشت.باید به اسنیپ اعتماد میکرد.در روشنایی چوب جادویش بطرف کلبه اسنیپ حرکت میکرد.دستش را بی اختیار روی علامت شومش میفشرد.مرتکب اشتباه بزرگی شده بود و اسنیپ به او قول حمایت داده بود.ولی نمیدانست که در کلبه اسنیپ چیزی به جز مرگ انتظارش را نمیکشد.بخششی در کار نبود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بانز در 1388/2/13 20:59:56