جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

20 کاربر(ها) آنلاین هستند (13 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
13
مهمانان
7
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  61 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  178 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  194 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  291 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  198 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: جمعه 23 مرداد 1388 01:53
نمایش جزئیات
آفلاین
پسرکی در زیر شنل نامرئی داشت از خانواده ای دور میشد ... او فقط توانسته بود 5 گالیون از جیب پدرش بردارد ... او همیشه حسرت خانواده ای با خون اصیل را میخورد ... از خانواده اش متنفر بود ...او خانواده اش را خرافاتی می دانست... او حرف های پدر مادرش در مورد علامت شوم را باور نمی کرد .. او بیشتر از ازدها ها میترسید .. در مورد انها چیزهایی در کتاب های مختلف خوانده بود!

در بین راه بود که یادش امد بلیط قطار هاگوارتز را جا گذاشته است ... به اطراف نگاهی کرد ... جارویی کهنه در انجا دید ... قصد داشت کاری کند که خانواده اش را بترساند و انها را از محل سکونتشان دور کند و خودش بتواند به راحتی برود و بلیط را بردارد !!!

شنل را بر روی خود داد و سوار بر جارو شد ... و به سمت خانواده اش حمله ور شد ... انها که هر چیز عجیبی را نشانه ی بد شانسی و اینجور چیز ها می دانستند ... تنها کاری که کردن .. فرار بود!!!


در پاراگراف اول خیلی از ضمیر "او" استفاده کردید دوست عزیز. بسیاری از موارد لازم نبود.
پست فوق العاده ای بود.




تایید شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/23 2:09:50
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: پنجشنبه 22 مرداد 1388 23:07
نمایش جزئیات
آفلاین
گالیون - ماهی مرکب - حسرت - علامت شوم - کتاب - جارو - اژدها - قطار هاگوارتز - شنل نامرئی

سناریوس مانند همیشه درجنگل مشغول قدم زدن بود که ناگهان نامه ای به سرش برخورد کرد،رب النوع جنگل که کمتر با انسان های متمدن آشنا بود طلسمی بر نامه افکند تا اگر علامت شوم یاطلسم و نفرینی بود از آن در امان بماند.اما کم کم به بی آزار بودن این وسیله پی برد و آن را گشوداین نامه حاوی دو گالیون و یک سری توضیحات درمورد اگوارتز و سکوی سور شدن به قطار هاگوارتز بود.سناریوس که طرز خواندن بلد نبود و تنها با زبان باشتانی آفرینش سخن میگفته از یکی از پری های جنگلی درخواست کرد که ان را برایش بخواند.
او باید به کوچه دیاگون میرفت و با آن دو گالیون پنج باله ماهی مرکب و فلس یک اژدهای گوش بریده , و یک عدد جارو برای کوییدیچ را میخرید.سر انجام نیز با کتاب افسون های کیاهان طلمی واند و شنلی که در زیر آن دیده نشود و جادوگران به آن شنل نامرئی میگفتند را احضار کرد.سر انجام موفق شد که سوار قطار شود و راهی هاگوارتز شد...
امیدوارم بپسندید البته چون نمیدونستم باید بلند بنویسم داستانو یا کوتاه خیلی طولانی ننشوتم امیدوارم تایید شه.
رب النوع جنگل سناریوس



خوب بود. تنها ممواردی که دیده میشن : 6 کلمه به کار برده بودید ، غلط های تایپی نسبتا زیاد بودن و آخرین مورد هم علائم نگارشی بود.
با یه بار بازخوانی پست میشه همه این ها رو رفع کرد دوست خوبم.




تایید شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سناریوس در 1388/5/22 23:20:35
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/23 1:16:14
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: چهارشنبه 21 مرداد 1388 23:18
نمایش جزئیات
آفلاین
be ghatare hagvartz dir residebood
tasmim gereft ba jaroo khod ra be madrese beresanad
dast dar jabe hod kard va be gheyr az yek naghashi az ezhdeha ke hagrid be ou dade bood va yek galiyon va choobdastiash va shenele namari chize digari nayaft
kam kam be hagvartz reside bood ke mahie morakab ra did ke sar az ab daravarde bood
yek lahze alamate shoom ra dar asemandid
...
dar pase cheshmanash hameja siah shod
...
digar chizi nadid
*



لطفا فارسی بنویسید دوست عزیز.
ممنون.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/22 0:57:05
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: چهارشنبه 21 مرداد 1388 22:06
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

مشکلی که برای فینیاس هم توضیحدادم در پست شما خیلی مشهوده. کلمات بهایندلیل تقریبا بی ربط داده شدن که شما با تخیلتون هر یک از کلمات رو پرورش بدید. این جا هم شاهد اینیم که کلمات ربط چندانی به هم ندارند. یه بار دیگه سعی کنید دوست عزیز!


تایید نشد!


من میتونم با پرورشش یه کتاب بنویسم! ولی مسلما شما اونو نمیخواین! از نظر خودمم به هم مربوط بودن

و اینکه نوشتین 10 کلمه ولی هرچی من میشمارم 9 تا میبینم!!

جدیده:

متنفر بود که به خاطر چند گالیون باید با جارو پشگل اژدها تمیز کند، مراقبت از ماهی مرکب به مراتب راحتتر بود، ولی در آن صورت نمی‌توانست کتاب‌های لازم امسال را بخرد و حسرت سوار شدن قطار هاگوارتز و دیدن مدرسه بر دلش مي‌ماند.


دوست عزیز
من نه با شما و نه با هیچ کس دیگه ای اینجا خصومت شخصی که ندارم!
یه حرفی وقتی زده میشه، قصد در پیشرفت شماست!
بسیار اند کسایی که چندین بار پست زدن و تایید نشدن اما الان از بهترین های سایت هستن!

شما چه تازه وارد باشید، چه نباشید! به هرحال، اینجا قوانینی برای تایید وجود داره و ما اون ها رو مد نظر قرار میدیم. حمل بر توهین به پست خودتون نگذارید پری کوچولوی گرامی.




تایید شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/22 0:48:01
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: چهارشنبه 21 مرداد 1388 17:44
نمایش جزئیات
آفلاین
گالیون - ماهی مرکب - حسرت - علامت شوم - کتاب - جارو - اژدها - قطار هاگوارتز - شنل نامرئی


در حسرت پرواز با اژدها تلاش میکرد از روی کتاب جاروسواری را یاد بگیرد. ولی وقتش رو به پایان بود قطار هاگوارتز دقایقی دیگر حرکت می‌کرد. گالیونها و شنل نامروئیش را برداشت. ناگهان علامت شوم را بالای سر خود دید و صدایی شنید! آخرین افکارش قبل از برخورد نور سبز با او این بود که یادش رفته به ماهی مرکب غذا بدهد



مشکلی که برای فینیاس هم توضیحدادم در پست شما خیلی مشهوده. کلمات بهایندلیل تقریبا بی ربط داده شدن که شما با تخیلتون هر یک از کلمات رو پرورش بدید. این جا هم شاهد اینیم که کلمات ربط چندانی به هم ندارند. یه بار دیگه سعی کنید دوست عزیز!


تایید نشد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/21 18:56:02
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: چهارشنبه 21 مرداد 1388 02:54
نمایش جزئیات
آفلاین
کلمات جدید : گالیون - ماهی مرکب - حسرت - علامت شوم - کتاب - جارو - اژدها - قطار هاگوارتز - شنل نامرئی

دستش را در جيبش کرد و اخرين گاليون را در اورد،از بين ليست وسايل هاگوارتز فقط توان خريد يک چيز ديگر را داشت...ولي ليست بلندبالايي بود...براي لحظه اي به فکر فرو رفت، به راستي از ميان اين همه ، چگونه انتخاب کند؟ در راه بازگشت، در قطار هاگوارتز شنل نامرني خودش را پوشيد و بعد از رسيدن از ان پياده شد، با جارو خود را به محوطه قلغه رساند، فقط يک ورد کافي بود تا جنازه ي هرميون بي جرکت بر زمين بيفتاد...علامت شومي را به هوا فرستاد، و ماهي مرکبي را زير ان به يادگار گذاشت!

تایید شد!
تنها نکته ای که داره اینه که در اینجور پست ها، اگه بیشتر گسترش موضوع داشته باشید مجبور نیستید مرگ هرمیون رو به ماهی مرکب پیوند بزنید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فینیاس نایگلوس بلک در 1388/5/21 3:21:48
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/21 12:14:45
usquequaque putus

ارزشی پیر و قرقرو

تصویر تغییر اندازه داده شده

[b][size=medium][color=0000FF]حزب ارزشی‌ها؛ ق
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: چهارشنبه 21 مرداد 1388 01:53
نمایش جزئیات
آفلاین
کلمات جدید : گالیون - ماهی مرکب - حسرت - علامت شوم - کتاب - جارو - اژدها - قطار هاگوارتز - شنل نامرئی


هری پاتر داشت از خیابان رد می‌شد که یک گالیون پیدا کرد و بسیار حسرت خورد که چرا پول بیشتری پیدا نکرده وی سپس علامت شوم را درون آسمان دید و به داخل اولین مغازه رفته و یک اژدها و ماهی مرکب پلاستیکی خرید و آن‌ها را باد کرده و به هوا فرستاد.

در همین موقع رون که شنل نامرئی هری را می‌آورد از قطار هاگوارتز پیاده شد و فکر کرد که اژدها و ماهی مرکب هری علامت شوم هستند و آماده مبارزه شد.

====
مرسی






فینیاس عزیز
در نگاه اول در لحن و ساختار پست شما تا حد زیادی ضعف توش دیده میشه.
و این در اثر داستان پردازی پست شماست. این که هری یک گالیون پیدا میکنه بعد به علامت شوم ربط داده میشه، ناخودآگاه میتونه باعث کاهش کیفیت پست بشه چرا که واقعا روال سوژه حالت جهشی داره. به گالیون از زمین پیدا میکنه، بعد علامت شوم رو میبینه.یک بار دیگه سعی کنید دوست گرامی.



تایید نشد!

بابا کلی روش فک کرده بودم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فینیاس نایگلوس بلک در 1388/5/21 1:54:42
ویرایش شده توسط فینیاس نایگلوس بلک در 1388/5/21 2:00:26
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/21 2:43:13
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/21 2:46:07
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/21 2:46:32
ویرایش شده توسط فینیاس نایگلوس بلک در 1388/5/21 2:49:59
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: چهارشنبه 21 مرداد 1388 01:27
نمایش جزئیات
آفلاین
کلمات جدید : گالیون - ماهی مرکب - حسرت - علامت شوم - کتاب - جارو - اژدها - قطار هاگوارتز - شنل نامرئی


به گالیون تقلبی کف دستش خیره شده بود، خاطرات قلعه ی هاگوارتز هنوز هم از میان تمامی خاطرات زندگیش، پررنگ تر می نمود.
اولین کتاب جادویی که با هاگرید از کوچه دیاگون خریده بود...
اولین روزی که با قطار هاگوارتز به آنجا قدم گذاشته بود...
اولین باری که در کلاس پرواز، سوار جارو شده بود...
اولین باری که با شنل نامرئی توی راهرو های انجا پرسه زده بود...
حتی اولین باری که درون دریاچه ممنوع شنا کرده بود و ماهی مرکب دریاچه را از دور نظاره کرده بود...
و آن شب، که اولین و آخرین باری بود که علامت شوم بالای قلعه در آسمان شب می رقصید...
به راستی حسرت می خورد...


تایید شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/21 2:40:08
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: دوشنبه 19 مرداد 1388 11:03
نمایش جزئیات
آفلاین
کلمات جدید : گالیون - ماهی مرکب - حسرت - علامت شوم - کتاب - جارو - اژدها - قطار هاگوارتز - شنل نامرئی.
------------

در کنار دریاچه ی هاگوارتز و در زیر نور آرامش بخش خورشید گرم نشسته بود.
کتاب " چگونگی مقابله با جادوی سیاه " را در دست داشت ولی حتی با وجود اینکه می دانست فردا امتحان سختی در کلاس دفاع در برابر جادوی سیاه در پیش دارد ، باز هم نیم نگاهی به کتاب نمی انداخت.

با حسرت به مرغان ماهی خواری نگاه میکرد که آزادانه بر بالای سطح دریاچه پرواز می کردند. ای کاش او نیز به مانند آنان بود و به راستی نیز اگر علامت شوم لعنتی بر ساعدش داغ نشده بود ، میتوانست به مانند آنان آزاد حرکت کند.

هفت سال از وقتی که قطار هاگوارتز وی را به اینجا رسانده بود میگذشت و در طول این زمان، همیشه از مرگ خوار بودن خود رنج می کشید. همیشه آرزو داشت تا همانند دیگر دانش آموزان، جارو اش را بردارد و آزادانه در میان باد سحرگاهی پرواز کند. ولی حس آزادی از او گرفته شده بود.

احساس می کرد ، همانند ماهی مرکب درون دریاچه شده است. زندانی در میان سیاهی و پوچی درون خود.
او خیلی وقت بود که متوجه شده بود ، آزادی و رهایی را نمی توان با قدرت و گالیون بدست آورد.




تایید شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط bishop در 1388/5/19 11:05:37
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/19 11:59:39
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: یکشنبه 18 مرداد 1388 14:22
نمایش جزئیات
آفلاین
هو121



کلمات جدید : گالیون - ماهی مرکب - حسرت - علامت شوم - کتاب - جارو - اژدها - قطار هاگوارتز - شنل نامرئی.





قوانین :

1) از ده کلمه ای که تعیین شده حداقل 7 تا باید در داستان به کار بره!


2) کلماتی که تعیین شدن رو لطفا در نوشته تون رنگی و یا بولد کنید.


3)میتونید از یه کلمه به شکلهای مختلفش استفاده کنید.مثلا: حرکت: (حرکتی - حرکت کردم - پر حرکت) یا دلم می خواست: (دلش می خواست- دلش خواسته بود)


4) اینجا یک تاپیک آزاد برای همه اعضاست.

6) لطفا از نوشتن پست غیر اخلاقی یا توهین آمیز خودداری کنید.



موفق باشید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/18 14:26:01
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/18 15:09:26
seems it never ends... the magic of the wizards :)