دفاعیه ی نارسیسا بلک
نارسیسا نوبت توست!
نارسیسا با آرامش عکس را جلوی چشمهای لوسیوس گرفت و گفت:
-تو چی فکر کردی؟فکر کردی من از اوناشم!من بدون اجازه ی قاضی این کار رو نمیکردم.مگه نه آقای قاضی؟
قاضی با سر حرف او را تایید کرد.
-دیدی؟امن که مثل تو خودم رو از قوانین مجزا نمیدونم! تازه از اربابم پرسیدم گفت تا حالا به تو همچین ماموریتی نداده!من جدا نمیدونم تو چطور روت میشه روبه روی من و ملت وایسی و دروغ بگی؟بابا ناسلامتی تو یه ادم مشهوری! تو باید...
-وقت شما تموم شده
نارسیسا:
-چه قدر از وقتم استفاده کردم؟
-بیست و چهار دقیقه و پنجاه و شش ثانیه.
-خوبه پس بذارید یه سوال بپرسم تا جوابشو بگه.لوسیوس تو تا حالا چند بار شبا خونه نیومدی؟
لوسیوس با لبخند مخصوص به خودش که همه را دیوونه می کرد و باعث می شد از جایشان بلند شوند و صد تا بد وبیراه بگویند و دوباره بنشینند شروع به صحبت کرد.
-خب.بله!من واقعا تعجب میکنم نارسیسا!شما اینجا نشستی و به یه آدم سرمایه دار توهین میکنی و انتظار دارید که ملت حرفت رو باور کنه؟ سیسی من تو رو دوست دارم ولی این دلیل نمیشه که تو هر جور که دلت میخواد صحبت کنی!من یه مرد خونواده دارم که تمام وقتم رو صرف خونواده کردم و از همه چیزم زدم و دادم تو و دراکو خوردین.اینه جواب زحمتهای من؟سیسی من تو رو دوست دارم ولی دلیل نمیشه که تو همه چیز رو نادیده بگیری!
-اهم وقت شما تموم شد آقای مالفوی!
-یه دیقه دیگه!1ببین سیسی من به عنوان یه سرمایه دار دارم بهت میگم من طلاقت میدم مهریت رو هم نمیدم.روشن شد؟یا میخوای روشنت کنم؟
-سی دقیقه ی شما تموم شد.خانم بلک نوبت شماست.
نارسیسا این دفعه با لحنی جدی و کوبنده شروع به صحبت کرد.
-چه خبرته لوسیوس!چی فکر کردی؟تا آخر مهریم رو ازت میگیرم!
-نمیتونی!بهت نمیدم.من...
-بهتره خفه شی و بذاری صحبت کنم.اگه یکم فرهنگ داشتی متوجه میشدی که الان نوبت منه.من نمیدونم تو چی فکر کردی؟هی میگی سرمایه دارم سرمایه دارم!این سرمایه رو از کجا آوردی؟از جیب بابات؟یا از جیب بابای بیچا ره ی من؟تو..
-لازم میدونم اینجا...
-بهتره خفه شی و لازم ندونی!هی میگی دوست دارم دوست دارم!فکر کردی من اونقدر سادم که نمیدونم این حرفا رو فقط وقتی میگی که میخوای خرم کنی!فکر کردی...
-وقتتون تموم شد خانم بلک.
-بهتره شما یکی حرف نزنید!از صبح هی این آقا میپره وسط صحبت من هیچی نمیگی.الان میگی وقتت تموم شد؟!سوال میکنم یه چیز دیگه جواب میده فکر میکنم ملت خرن!من تحمل نمیکنم!من طلاق میخوام!من مهریم رو میخوام!من دیگه نمیتونم بوی گند تحمل کنم!من دراکو رو میخوام!من طلا میخوام!من طلاق میخوام!من میخوام این مرد از خود راضی رو از وسط نصف کنم!من جوونیم رو میخوام!من مهریم رو تا آخر میگیرم!من حالتو میگیرم!من طلاقمو میگیرم!من...
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج


)همیچین مهریم رو پس میدی که رودلف لسترنج هم به زن زلیلیت میخنده!
آره میگفتم!خوب کاری میکردم میگفتم!خوشم میومد میگفتم!به گور پدر تو میخندیدم میگفتم!
) که با هم مشکل پیدا می کنن، میان توی این تاپیک و توسط یه رول، از همدیگه شکایت می کنن. بعد یه مشاور خانواده (هرکسی می تونه باشه. لزومی نداره حتما ناظر باشه یا زنندۀ تاپیک. هر کی حال کرد بیاد ادامه بده) میاد و طبق یه رول، یا اونا رو با هم آشتی میده، یا کارشون به قاضی می کشه و طلاق و طلاق کشون... یا عروسه میره خونۀ جدا از مادرشوهر می گیره و کلا خاله بازی. 