جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
5
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  66 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  143 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  255 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  249 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  331 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  234 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: دوشنبه 13 آذر 1391 23:03
نمایش جزئیات
آفلاین
کلاس طلسمات و ورد های جادویی با تدریس پروفسور دوج !

کلاس ها سه شنبه ها در این تاریخ ها برگذار میشود :

11-17 آذر ====> جلسه اول کلاس های هاگوارتز
25 آذر -1 دی ====> جلسه دوم کلاس های هاگوارتز
7 -13 بهمن ====> جلسه سوم کلاس های هاگوارتز
21 -27 بهمن ====> جلسه چهارم کلاس های هاگوارتز




افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عضوی از طرفداران گلرت گریندلوالد
امتحان طلسمات و وردهای جادویی
ارسال شده در: جمعه 13 شهریور 1388 00:39
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام


رولی بنویسید که در اون طلسمی رو که از نظر خودتون هیجان انگیز هست کارآیی و استفاده ازش رو به کار ببرید ، و در صورتِ تمایل با اون طلسم ِ هیجان انگیز فردی رو کاملا توجیه کنید .


* دانش آموزان پاسخ امتحان را در همین تاپیک ارسال کنند .
* امتحانات تا بیست شهریور ادامه خواهند داشت .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: پنجشنبه 12 شهریور 1388 17:49
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام


خب ، ممنون از شرکتتون ، تکلیف سختی نبود که امتیازش رو نگیرید ...

ترورس : 30
کرنلیوس آگریپا : 30
گلگومات : 30

با تشکر از دانش آموزانی که در این ترم شرکت کردند !
پایان ترم هشتم هاگوارتز !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: چهارشنبه 11 شهریور 1388 15:13
نمایش جزئیات
آفلاین
1- دو مورد از مواقعی رو که استفاده از طلسم سرخوردگی در اونها لازمه رو توضیح بدید.(10 امتیاز)

1)وقتی یک جادوگر بزرکی داره به خانه ی ما میاد که مارو بکشه و ما می فهمیم که داره به خونمون میاد تا همه مارو قتل عام کنه می توانیم روی بقیه ی اعضای خانواده این طلسم را اجرا کنیم تا از دید جادوگر پنهان بماند و خودمان با جادوگر دوئل کنیم

2)وقتی میخوایید برای دزدی به خونه ی شخصی پولدار بروید می توانید از این طلسم استفاده کنید.اگر طرف پولدار فهمید می توانید با یک آواداکداورای ساده او را بکشید و اگر کارگاهان آمدند می توانید برید دستشویی و این طلسم را دوباره اجرا کنید


2- یک رول بنویسید و در اون از طلسم سرخوردگی _روی خودتون یا هرکس دیگه_ استفاده کنید. (20 امتیاز)

در دفتر کارگاهان

شب بود و روبیوس داشت برای کارگاهانش نقشه ای برای گیر انداختن مرگخواران می کشید.در این جمع تمامی کارگاهان(لودو . گلگو . سیریوس)نشسته بودند.

روبیوس:ما فردا صبح زود ساعت چهار و پنجاه دقیقه باید راه بیفتیم.لودو تو و گلگو میرید و از قرار گاه مرگخواران جاسوسی می کنید. من و سیریوس منتظر خواب حمله ی شما هستم

من و سیریوس:باشه

10 مین بعد در قرار گاه مرگخواران

بلاتریکس:اول باید انتقام لرد سیاه رو از هری پاتر بگیریم

اوری: من می دونم الان هری پاتر کارگاهه

بلاتریکس:پس ما باید به دفتر کارگاهان بریم

ناگهان چشمان بلاتریکس به گلگو و سیریوس افتاد و گلگو سریع چوب جادویش را رو به خودش گرفت و گفت:اینویزبلیوس

به سرعت از دید دیگران پنهان شدم و وقتی سیریوس خواست این کار را بکند نصفه طلسم را اجرا کرد و مرگخواران اورا دستگیر کردند

بلاتریکس:اگه این کارگاه اینجابود پس باید بقیه ی کارگاهان نیز همان بیرون باشند پس پیش به سوی بیرون

در عرض دو دقیقه همه ی مرگخواران از در بیرون رفتند و در همین لحظه بلاتریکس گفت:به دو گروه تقسیم میشیم.گروه اول:اوری . نات . لوسیوس و گروه دوم :من . دراکو . نارسیسا خوب گروه اول از چپ برن گروه دوم از راست.شمارش معکوس:سه دو یک و فریاد زد بروید

من پشت گروه اول رفتم

10 مین بعد

همه ی مرگخواران به کارگاهان رسیده بودند.شش به دو.روبیوس و لودو با آخرین قدرتی که در توان داشتند مقاومت کردند.من در آن لحظه نمی توانستم هیچ کمک بکنم چون می دانستم که منم همراه آنها دستگیر می شوم.در همین لحظه مرگخواران تمامی کارگاهان را دستگیر کردند و من در این لحظه به سوی خانه ی هری پاتر راه افتادم تا موضوع را به او بگویم.همه ی کارگاهان دستگیر شدند به جز من.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گلگومات در 1388/6/11 15:25:25
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: یکشنبه 8 شهریور 1388 19:56
نمایش جزئیات
آفلاین
1-دو مورد از مواقعی رو که استفاده از طلسم سرخوردگی در اونها لازمه رو توضیح بدید. (10 امتیاز)
الف- زمانی که در حال دوئل با یک جادوگر قوی هستیم و متوجه می شویم که قادر نیستیم با جوانمردی از وی ببریم این طلسم را روی دستیارمان اجرا می کنیم و با دادن یک علامت به او دستور می دهیم که از همه طرف او را مورد حمله قرار دهد. سپس از تعجب حریف استفاده می کنیم و یک طلسم محلک به او می فرستیم.
ب- زمانی که در حال فعالیت غیر مجاز( تکثیر سی دی یا فروش مواد مخدر) هستیم و متوجه می شویم که جایمان لو رفته و ماموران وزارت خانه در حال آمدن هستند. با اجرای این طلسم محل را ترک کرده و هیچ شاهدی پشت سر خود بر جای نمی گذاریم.

2- یک رول بنویسید و در اون از طلسم سرخوردگی _روی خودتون یا هرکس دیگه_ استفاده کنید. (20 امتیاز)

زمان: حوالی سال 1510 میلادی نیمه شب
مکان: کوچه و پسکوچه های شهر برلین
کرنلیوس جوان در حال فرار است. چند نفر آدم خشمگین که با خودشان بیل و کلنگ و تیشه به همراه دارند در حال دنبال کردن او هستند یک نفر که از همه خشمگین تر به نظر می رسد جمعیت را رهبری می کند.
کسی که جلو مردم است: ای جادوگر تو چطور جرات کردی که این کارو بکنی حالا پسر من تبدیل به قورباغه شده تو باید بمیری! جای امثال شما توی جهنمه.
- من به اون پسره ی تخس هشدار داده بودم که پاشو از گلیمش اونورتر نزاره و اگه این کارو بکنه اونو تبدیل به قورباغه می کنم، کوش نکرد. یه جادوگر همیشه پای حرفش می مونه. حالا که قورباغه ی خیلی زشتی هم نشده. هرچی باشه از قبلش که بهتره.
- ای پست فطرت تازه اعترافم می کنی؟ امثال تو حتماً باید روی یه دونه سکو سوزونده بشین تا شیطان از جسمتان بیاد بیرون. تازه اگه به من بود کاری می کردم که تا آخر عمرتون شکنجه بشین.
کرنلیوس باخودش: انگار که دیگه دوره من اینجا تموم شده قبلاً فکر کرده بودم که بالاخره باید یه روزی از اینجا برم ولی خوب فکر نمی کردم که به این زودی مجبور بشم که با شهر عزیز محل تولدم خداحافظی کنم.
سپس رو می کند به جمعیت و آنها که از این حرکت متعجب شده اند می ایستند:
- ای مردمی که از صمیم قلب دوست می داشتم درسته که شما می خواهید من را بسوزانید اما من می دانم که در ته قلبتان من را دوست می دارید.
- ملت: :no:
- می دونم که این از نادانی شماست. مردم نادان و ابله همیشه کسانی را که از آنه برترند را درک نمی کنند.
-
- خوب خدا حافظی تمام شد باید برم .
- فکر کردی که خیلی زرنگی؟ فکر کردی ما میزاریم بعد از اونهمه توهین که به ما کردی قصر در بری؟ مردم بریزید سرش کتکش بزنید!
- واقعاً براتون متاسفم. اینویزیبلیوس!
ناگهان کرنلیوس ناپدید شد و مردم داشتند دنبال او می گشتند که ناگهان یکی از آنها گفت:
من می دونم او خودش رو به یکی از ما تبدیل کرده تا ما نتونیم پیداش کنیم.
مردم که کمی فکر کردند دیدند که حرف قابل قبولی است و در نتیجه شروع کردند به دعوا کردن و کتک زدن یکدیگر. در این زمان کرنلیوس در حال فرار بر روی سقف یک درشکه به مقصد پاریس بود و امیدوار بود که آنجا از او استقبال شود و مردم او را درک کنند؛ چون او قرار بود بزرگ ترین جادوگر تاریخ شود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!


ارزشی بی‌ بکارت


تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: جمعه 30 مرداد 1388 19:02
نمایش جزئیات
آفلاین
1- دو مورد از مواقعی رو که استفاده از طلسم سرخوردگی در اونها لازمه رو توضیح بدید.(10 امتیاز)

1. در مواقعي كه شما در كلاس توجيهي با استادتون هستين ممكنه به اين نتيجه برسين كه "غلط كردين و ديگه از اين بوقا نميخورين " ؛ استادتون هم كه نميخواد توجيه شمارو از دست بده فشار رو بيشتر ميكنه بلكه شما سر عقل بيايد،ولي شما كلا" پشيمونيد و نه راه پس داريد نه پيش پس تنها راهي كه ميمونه اينكه با استفاده از اين طلسم مبارك از مخمصه جيم بشيد و سلامت خودتون رو از دست نديد!

2.شما تو خونه خالي با يك ساحره نشستين و در حال عيش و نوش و توجيه هستين و خلاصه ... مي شنويد كه در باز شده و زنتون يا مادرتون اومده ، خوب در همچين موقعيتي اين طلسم حكم يك فرشته نجات رو داره !



2- یک رول بنویسید و در اون از طلسم سرخوردگی _روی خودتون یا هرکس دیگه_ استفاده کنید. (20 امتیاز)

ترورس در كنار يك دختر حركت ميكرد و سعي داشت به هر طريقي مخ دختر رو بزنه : خب تو كه كاري نداري فردا ميتوني بيايي خونه ما!

دختر : نميشه من نمي تونم بيام !
ترورس : نميگم بيا باهم بشينيم گل بگيم گل بشنويم كه ؛ ميگم بيا خونمو تميز كن پس فردا با كسي قرار دارم !
دختر: برو گمشو !
ترورس : بيا حالا شايد باهات يه جلسه توجيهي گذاشتم !
دختر : حالا كه اينقدر اصرار ميكني باوشه !

خونه ترورس

ترورس روي كناپه لم داده و خروپفش باعث ميشه جوراب روي صورتش تكان بخوره !اینویزبلیوس
صداي در زدن باعث ميشه ترورس كمي غلط بخوره و بيفته رو زمين.

- كدوم چغكي اين موقع صبح اومده اينجا !
صداي دختري كه قرار بود بياد و خونه رو تميز كنه مياد : منم اقاي ترورس ، اومدم خونتون رو تميز كنم با و يكم توجيه بشم !
ترورس : همون سيم كنار زنگ رو بكش در باز ميشه !

در باز ميشه و دختر با اشوه وارد خونه ميشه و سلام ميكنه، ترورس سرش رو روي زمين گذاشت و دوباره چشاش رو بست.
دختر : ... اين جا چرا ايقدر كثيف ؟!
ترورس همون طور كه خوابيده ميگه : مدلشه ... همه رو تميز كن بعد يك غذاي گولاخم بساز كه بزنيم ببدن روشن شيم.
...
ترورس پنج ساعت بعد از خواب بلند ميشه و با تعجب به اطرافش نگاه مي كنه كه همجا برق افتاده !
ترورس : ووووو !
دختر از درون اشپزخونه در مياد در حالي يك كفكير داخل دستشه و ميگه : چه عجب شازده من همه تلاشمو كردم خوب شده ؟!
ترورس: هرگز خونم به اين تميزي نبوده!

ترورس بلند ميشه بره مرلينگاه كه صداي زنگ در دوباره شنيده ميشه ؛ ترورس با تعجب و كمي ترورس به در نگاه ميكنه و ميگه : كيه ؟!
مورگانا : منم ترورسي !

ترورس در حالي كه سعي مي كرد از هوش نره به زن داخل خانه نگاه مي كند و محكم ميزد تو سرش : برو تو سلاخ مولاخا قايم شو .
ترورس با كمترين سرعت ممكن ميره به سمت در و اونو باز ميكنه.

ترورس : اِ سلام قرار بود فردا بياي ، كاري داري بگو ؟!
مورگانا : نه هويجوري عشقي اومدم اينجا كنگر بندازم !
ترورس : هيييييي !

مورگانا وارد خونه ميشه و نگاهي به اطراف ميندازه و از تميزي خونه تعجب ميكنه بعد به سمت اشپزخونه حركت ميكنه و ميره ببينه غذا چيه !
ترورس با ترس و لرز به درو بر نگاه ميكنه يهو صداي داد مورگانا مياد:ايــــــــــــــــــــــــــن چيـــــــــــــــــــه؟!!
ترورس با استرس تمام ميره ببينه چي شده كه مورگانا رو ميبينه با يك كيف كه در دستشه !

مورگانا : اين چيه ؟
ترورس : يا سالازار !
مورگانا : من پيدا ميكنم اين زنكه گيس بريده رو !

مورگانا دقايق زيادي داخال اتاق هاي خونه ميگرده و ترورس با ترس و لرز دنباش ميره و اب قندي كه تو دستشه رو ميخوره كه ناگهان دختر رو ميبينه كه پشت مورگانا ايستاده و فقط كافيه مورگانا به پشت سرش نگاه كنه تا همه چيز بر باد بره!

ترورس : مورگانا !
مورگانا : ها؟!
ترورس : به من نگاه كن !
مورگانا : چرا مگه تو چه خري هستي ؟!
ترورس : بيا يك جاي ديگه رو بگرد!
مورگانا : اِ اينجا هاست پس !

ترورس چوبش رو در مياره و به سمت دوختر ميگيره و طلسمي رو زير لب زمزمه ميكنه :اینویزبلیوس

زن قبل از اينكه مورگانا به پشت سرش نگاه كنه محو ميشه و ترورس نفس راحتي ميكشه و ميگه : مورگانا كسي اينجا نيست !
مورگانا : پس اون كيف ننم بود؟!
ترورس : اون كيف رو براي تو خريده بودم و ميخواستم كادو كنم كه وقت نشد!
مورگانا با تعجب ميره تا كيف رو پيدا كنه و ببينه ايا نو هست يا داخلش خاليه كه ترورس رو به زن نا مريي ميگه : برو سريع وسايل داخل كيفتو خالي كن بعد سريع برو !

ترورس با خيال راحت ميره روي كاناپه ميشينه و منتظر مورگانا ميشه كه بياد و از اشتباهش بگه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خدا يكي ؛ زن يكي ، يكي !

"تا دنیا دنیاست ابی مال ماست / ما قهرمانیم جام تو دست ماست"
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: جمعه 30 مرداد 1388 02:27
نمایش جزئیات
آفلاین
امتیازات جلسه چهارم طلسمات و وردهای جادویی

هافلپاف : 10
مری فریز باود : 30


راونکلاو : 10
ترورس : 30


* تدریس جلسه آخر توسط آلبوس عزیز انجام شد .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در 1388/5/30 2:30:55
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: پنجشنبه 29 مرداد 1388 17:41
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه ی آخر


پیوز و آسپ و چندتا پسر دیگه پیش خودشون داشتن قرعه کشی می کردن که این دفعه کدوم باید برن پیش پرسی تا امتیاز اضافی بگیرن.

- پاتیل.. جارو..کاغذ پوستی!
- پاتیل.. جارو..کاغذ پوستی!

- نخیر.. قبول نیست.. پیوز تو روحی اصلا درست حسابی معلوم نمیشه دستت چیه. تو داری جر می زنی!

- تو خودت جر می زنی آسپ .. تو چشم نداری ببینی من می رم پیش پروفسور.. دلت بسوزه چون من برنده شدم!

آسپ می خواست به جر و بحثش ادامه بده که دامبلدور رو می بینه. آسپ که از هوش نسبتا خوب برخوردار بود می فهمه که توی این هاگوارتز قاطی پاتی باز استاد عوض شده و از پرسی خبری نیست.

اول ناراحت میشه ولی بعد که قیافه ی راضی پیوز رو می بینه خوشحال میشه و به پیوز میگه:

- بله دقیقا تو برنده شدی و باید بری پیش پروفسور.. البته پروفسور دامبلدور!
-

دامبلدور با همون ویژگی های همیشگی ولی این بار با ردای بلند طلایی رنگ و یک عصای چوبی بلند، که البته عصا چه عرض کنم دسته ی پاک جارو بود؛ که توی دست چپش بود، وارد کلاس شد.

دامبلدور از بین ردیف نیمکت ها عبور کرد و پشت میز تحریر متوقف شد.

- خب سلام بچه ها... مدیر عزیزمون به طرز ناخوشایندی توجیه شدن و نمی تونستن بیان این جلسه رو تدریس کنن، منم چون خب سوابق خوبی در امر تدریس و توجیه داشتم این جلسه رو به عهده گرفتم. اممم.. چوبدستی هاتون رو بگیرید دستـ.. یعنی چوبهاتون رو بکشید.


استرجس که داشت با سه گالیونی که از پرسی گرفته بود یه قل دو قل بازی می کرد گفت: ردای جدیدتون خیلی بهتون میاد پروفسور!

پیوز حرکت ناشایستی انجام داد و طوری که به گوش دامبلدور نرسه گفت: «خودشیرین!»


در جلوی کلاس هم دامبلدور لبخند ملیحی(!) زد و بعد از یک وقفه ی نسبتا کوتاه به حرفاش ادامه داد:

- 5 امتیاز برای گریفیندور به خاطر سلیقه ی خوبت اسووو..گفتم زرد بپوشم که این پیوز دوست داشتنی هم یه ذره خوشحال و شفاف بشه برای چیز..

دامبلدور مکثی کرد و به جادوگرا و ساحره های جوون کلاس یه نگاهی انداخت. دامبلدور با چوبدستیش به جایی بین ردیف اسلایترینی ها اشاره کرد و گفت:

- تو رودولف ..بیا اینجا می خوام درس امروزمون رو روی تو اجرا کنم. خیلی سفید و مناسبی.. کلاس تقویتی هم می تونی داشته باشی!

رودولف با ترس و لرز بسیار بلند شد و با سختی وصف ناشدنی ای از کنار ریموس که کل عرض اون قسمت رو گرفته بود عبور کرد و کنار دامبلدور ایستاد.

-
-
- اصلا نگران نباشید چیزی نیست. به زودی همتون باید این طلسم رو امتحان کنید. ولی اول بگید ببینم کسی طلسم سرخوردگی رو به شما یاد داده؟

دانش آموزا همه نگاه های مشتاقشون رو به دامبلدور و رودولف دوخته بودن و منتظر بودن تا ببین جریان خوردن سر چیه! دامبلدور هم که دید کسی اینجا گوشش کار نمی کنه به حرفاش ادامه داد:

- خب مثل اینکه تو این کلاس فقط ورد توجیهی یاد گرفتید.. مهم نیست. سرخوردگی طلسمیه که باعث می شه شخص بدون پوشیدن شنل، نامرئی بشه. توی کتاب محفل ققنوس گروه پیشتاز هری سرخورده رو به گریمولد برد.

پیوز در گوش بغل دستیش پچ پچ کرد و بعد هر دو خندیدن.

- موقع اجرای طلسم، کسی که طلسم روش اجرا میشه حس می کنه که مایع سردی داره روی بدنش می ریزه. طلسم سرخوردگی به دو شکل باطل میشه _ بیشتر هم هست ولی همین دوتا براتون کافیه_ یکی توسط ضد طلسمش که کاملا وارون خود طلسمه و یکی دیگه هم "باران دزدگیره" که دومی توی گرینگوتز استفاده میشه. خب.. رودولف بیا و جلوی من وایستا..

-اما..!

- قول می دم که خطری تهدیدت نمی کنه!

دامبلدور چوبش رو بالا اورد و چندین بار متوالی به سر رودولف کوبید و رودولف همونطور به تدریج ناپدید شد.

- فکر میکنم این جلسه حداقل مجبور شدین که چیزی یاد بگیرید. حالا چوبهاتون رو بالا بیارید و با ورد "اینویزبلیوس" دوست خودتون رو سرخورده کنید. تکالیفتونم از روی تخته یاد داشت کنید.

دامبلدور چرخی زد و یک شیء نامرئی رو گرفت و گفت:
- رودولف تو هم با من بیا لازمه که طلسمت رو باطل کنم. هر کسی هم که به طور کامل نامرئی شد پست در دفترم منتظر باشه تا طلسمش رو باطل کنم. البته ساحره ها باید به دفتر پرفسور مک گونگال برن.

سپس دامبلدور همراه رودولف رفت!

------
تکالیف:
1- دو مورد از مواقعی رو که استفاده از طلسم سرخوردگی در اونها لازمه رو توضیح بدید.(10 امتیاز)

2- یک رول بنویسید و در اون از طلسم سرخوردگی _روی خودتون یا هرکس دیگه_ استفاده کنید. (20 امتیاز)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: چهارشنبه 28 مرداد 1388 12:40
نمایش جزئیات
آفلاین
اهم اهم سلام ... من یه چیزی اینجام موند گفتم اول بگم

ترورس جان :
نقل قول:
ترورس درحالی که داشت از گشنگی می مورد


می مورد ؟ یعنی این الان از کجا اومده ؟ قبول نیست من قبل نوشتن کلاً همین طلسم "توجیهیوس ماکزیمم" روم باید اجرا بشه


رول :

هوای بسیار سردی بود. جمعیت بسیاری از کاربران اعم از جادوگر و ساحره در پشت درهای گفتگوی با مدیران جمع شده بودند ، البته آنهایی که دسترسی بهتری داشتند یکی یکی پشت صفهای طویل گفتگوی ناظران با مدیران صف بسته بودند و هر یک منتظر جوابی بودند که توسط یک مدیر ارسال خواهد شد .
دراکو مالفوی نیز که یکی از اصلی ترین شاکیان این ماجرا بود نیز در همان حوالی به چشم میخورد . همهمه ای بس خفنز در میان جمعیت برپا بود و هر کسی در آن میان برای تلف شدن وقت حرفی را رد و بدل میکرد .

پرسی : آره فیلممو دیدی ؟ دیگه اکران نمیشه مثلش ها ، برو حتماً بخون حدود هفتصد خطه!
مری : نخیر بوقی، صد بار گفتم اسم من توی فیلمی نباشه نمیرم بخونم :ysulk:
پیوز : ای هوار ، ای داد ، ای بیداد ... این هافل رو کشتین من دیگه چکار میتونم بکنم ؟ بهتره برم دادگاه خانوادگی طلاقمو از سایت بگیرم
نیمفادورا: بوق بوق بوق بوق بوق بوق بوق بوق دعوا خانوادگیه کسی خودشو قاطی نکنه ، اصلاً من اینجا چکار میکنم ؟ بوق بوق بوق بوق ...
ایرکسس بلک : شما دیگه برای ما بازی نکنین، نه فیلم پرسی میتونه حرف بزنه، نه هافل بوق نیست، نه دعوای خاوادگی داریم، تنها کاری که ما میکنیم اینه که یهو سه تایی با لوسیوس و ریگلوس بریزیم سوژه رو داغون کنیم و بره!


در همین لحظه و بد از شنیدن آخرینسخنان ابرکسس در اتاق گفتگوی ناظرین باز میشه و خانمی که گویی از حرفهای نسنجیده او خسته شده بیرون میاد و با نگاهی خشم آلود همه رو نگاه میکنه !

ملت :

مری : هممم اوا اینکه آنیتاستف باب این فقط هر هفته یه بار میاد یه حرف میزنه ، به جای اینکه همه چی رو آروم کنه شلوغترش میکنه میره، نترسین ملت !

ملت :

آنیت : تو بوق نزن مری! دراکو و ابرکسس بیان تو میخوایم جفتشون رو نابود کنیم !

دراکو : جـــــــــــــــــــــــــــــــــــیغ!
نقل قول:
مدیران گرام!من دیگه خسته شدم.فکر میکنم اخطار شما هیچ نتیجه ای به همراه نداشته، یا اینا رو از سایت بندازین بیرون یا منو


خارج رول :

در همین لحظه یک پیشگو که کنار نویسنده است حرفهای احتمالی کوییرل رو حدس میزنه !

کوییرل :
نقل قول:
ما نمیتونم کسی رو از پست زدن و فعالیت در جایی باز بداریم ، من فکر میکنم شما زیاد سخت میگیرن، بزارین اینا هر کاری دلشون میخواد بکنن و سایت رو به گند بکشن ، چون ما هم خسته شدیم دیگه باید بریم سر خونه و زندگیمون


داخل رول

همزمان با فریادی که دراکو نوید میدهد ، آنیت دوباره متواری شده ولی قبل از رفتن یک فرصت دیگر به ابرکسس میدهد تا حرفی را در برابر ناظرین لندن بزند و ناظرین هم حق هیچگونه اعتراض و پاک کردنی ندارند و هر اتفاقی افتاد خودش بعد از صد سال قول میده که رسیدگی کنه ، در همین هنگام مری عصبانی شده و به همراه چوبدستی پرسی دستش را به صورت مثلثی و موجدار حرکت داده و طلسمهایی را به سمت سه کاربر متهاجم روانه میکند!

مری: توجیهیوس ماکزیمم

در یک آن یک کلاس بزرگ توجیهی تشکیل میشود و مری به عنوان سردمدار در جلوی کلاس ایستاده و بقیه افراد نیز از جمله پرسی و دراکو و آبر و کوییرل و یک هاله از آنیت در بین تماشاچیان میشنن تا نتیجه کار را مشاهده کنند !

مری : خب همینطور که میبینین، اینجا جلسه توجیهیه، زمان وایساده ما زیاد فرصت نداریم باید سریع توجیه بشین!
ابرکسس : من آخه فقط یه پست زدم!
مری: خفه شو بمیر اخراج از ایفای نقش برو بیرون ببینم! نفر بعدی توجیهی!
لوسیوس: اوا ین چه وضعیه؟ من فقط پست قبلیرو که برای ابرکسس بودادامه دادم!
مری : تو حق هیچ اعتراضی نداری ، درسته که مهلت ویرایش یه روزه منتهی هشت هفته وقت داری پستت رو یورایش کنی ، اگرم دوست داری میتونی بگی مثل ولای کوییدیچ پرسی دوباره پاکش کنه تا دوباره بزنی و هی ویرایشش کنی
ریگلوس: من ...
مری : خب تو هم اخراجی ، جریمه تم اینه که به چند تا پست بد لحن آبر و چند تا اعصاب خوردکنی دراکو دچار بشی!

در همین هنگام و با آخرین حرف مری اتاق توجیهی ناپدید میشه و همگی افراد به حالت قبلی خودشون در میارن، به جز سه نفری که گویا بسیار توجیه شدند و سرافکنده سایت رو ترک میکنن! یه تابلو هم پشتشون میزن که میگن پس این مشاورین به چه درد میخورن


-سرکلتوس

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوم!

صدایی از میان جمع شنیده میشه که هیچ کس نمیتونه منشا آن رو حدس بزنه ، اما در همین حین بازیگر نقش اصلی رول ققی پرطلا با سمت بسیار بسیار بسیار مهم معاوووووووووووون مدیر! به صورت لُخت از جلوی تصویر رد میشه و با خودش صحنه رو هم میکشه و میبره و یک تصویر THE END نمایان میشه !



پ.ن : کلیه نقل قولهای این پست داخل رول بوده و صحت واقعی ندارد .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مری فریز باود در 1388/5/28 14:24:28
ویرایش شده توسط مری فریز باود در 1388/5/28 14:50:30
ویرایش شده توسط مری فریز باود در 1388/5/28 15:00:00
خداحافظی در اوج یا خروج فوج فوج... مسئله این است!
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: پنجشنبه 15 مرداد 1388 19:47
نمایش جزئیات
آفلاین
رولی بنویسید و در اون یکی از این دو طلسم رو روی فرد یا موجودی اجرا کنید و اتفاقی که میفته رو بنویسید - طنز باشه ! ( 30 امتیاز )

ترورس درحالی که داشت از گشنگی می مورد به سمت کلاس طلسمات و وردهای جودویی حرکت کرد همین طور بی حال و بی رمق حرکت میکرد و هر از چند گاهی نگاهی به دورو برش می انداخت ، خمیازه ای کشید و سرش را به سمت چند دختر که در گوشه ای از راهرو ایستاده بودند برگرداد و چشمکی زد ولی در بین دخترا یک ساحره فشن و مانکن رو دید بلا فاصلاه گشنگی ، خستگی و کلاس رو به کلی فراموش کرد و به سمت گروه دختران رفت وقتی به کنارشون رسید همه با نگاهشون می خواستن ببینن چی میخواد و ترورس شروع به صحبت کرد: سلام ببخشید مزاحم شدم ولی شما رو یک نفر ته راپله ها کار داره اگه لطف کنید با من بیاد که راه رو به شما نشون بدم خوشحال میشم.

در همین لحظه ترورس گابر رو هم در جمع دختران میبینه و دستو پاش به لرزه می افته.

گابر بلند میگه:داره دروغ میگه مثل گوسفند ، نریی ها می خواد مخت رو بزنه !

گابر روش رو به سمت ترورس میکنه و ادا در میاره.
دخترا همه میزنن زیر خنده و ترورس درحالی که خفن کنف شده بود دور میشه از سمت دخترا و شروع میکنه به فهش دادن گابر که یادش میاد کلاس داشته ، به سرعت به سمت کلاس میدوه و وقتی میاد میبینه پرسی نزدیک در کلاس و داره داخل میشه ترورس سرعت خودشو دوبرابر میکنه و ععععییییییی(افکت دستی کشیدن) جلوی پرسی دستی میکشه و زور تر داخل کلاس میشه .

پرسی با چشمانی به ترورس نگاه می کنه و بعد از چند لحظه که از تو کف در میاد با خشم وارد کلاس میشه.

-اقای ترورس به خاطر این که اینجوری جلوی من تیکاف میکشی از گروهت سیصد امتیاز کم میکنم و برای خودتم یک جلسه توجهیه پر کار و پر فشار میزارم!

اَسپ به شکل رمانتیکی میگه: اخ خوش به حالت ترورس قدر این کلاسا رو بدون مخصوصا که برات هم جلسه مخصوص گذاشته استاد.

پرسی از خود متشکر میگه : اوه ممنون اَسپ داری خجالتم میدی!خوب بریم سر درسمون در ضمن ... خب ! داریم به اواخر ِ ترم نزدیک میشیم و شما باید همه ی وقتتون رو بذارید که درس بخونید و شیطنت و اینا رو بذارید کنار ! تمام ِ جلساتِ توجیهی تا آخر ترم هم معلق میشن که وقتِ شما بیهوده گرفته نشه !

ترورس با خوش حالی میگه : اقا معلم مال ما هم منحل شد پس؟!
پرسی : نه عزیزم من همه کلاسای توجیهی رو لغو کردم که رو تو بهتر توجیه کنم!

ترورس که دیگه خودش رو از دست رفته میدید غرق افکار بی ناموسی خودش شد و یاد کنف شدنش افتاد .
ترورس برای به در کردن عقدها به زیر میز رفت و بند کفش دختر هارو به ارومی باز میکرد و به مال بقلیشون گره میزد .
پرسی داد زد : ترورس اون زیر چی کار میکنی خودتو توجیه میکنی؟!!

ترورس به سرعت بالا میاد و میگه: نه استاد ادامسمونو از جلسه قبل زیر میزمون چسبونده بودیم ولی حالا هرچی میگردیم نمی تونیم پیداش کنیم!

بچه ها :

ترورس که از مخمصه رها شده بود با خوش حالی وانمود کرد که بدرس توجه میکنه ولی دید پرسی داره طلسمی بس بی ناموسی یتد میده ، ترورس دفتر چه یادشتش رو در اورد و شروع به نوشتن نکات مهم طلسم کرد.

پرسی همین طور داشت درس میداد: و طلسم ِ دیگه ای که این خاصیت رو داره ، طلسم ِ سرکلوتس هست ! این طلسم باعث میشه ، که لباس های فرد در آنِ واحد ناپدید بشن و فرد بدونِ لباس دیده بشه ! که مطمئنا همه ی شما میتونید درک کنید که چرا این دو طلسم در این دسته قرار میگیرن !

ترورس نوشتن رو تمام کرد و یک دور نگاهی به چیزهایی که نوشته بود انداخت و بشکنی زد که توجه پرسی رو جلب کرد: اقای ترورس مگه عرویس نَنَته که بشکن میزنی؟!!

ترورس با خوشمزگی گفت : نه استاد نامزدیه !

پرسی فهشی بس رکیک به ترورس میده و درسش رو ادامه میده...

ترورس دوباره یاد اتفاقات قبل از کلاس می افته و فکری به سرش میزنه ، به گابر نگاه میکنه و زیر لب میگه: سر کلتوس .

ناگهان گابریل به منتها علیه بی ناموسی میرسه و تمام لبلساش غیب میشه گابر هم که از تعجب شاخ در اورده غش میکنه !
همه بچه های کلاس :
پرسی سریع به سمت ترورس میاد تا ادمش کنه ولی از شانس خوب ترورس یکی از دخترا بلند مشه و بند کفشش گیر مینه به بغلی و میخوره زمین به این ترتیب تا اخر همه یا می افتن یا کشیده میشن اینور اونو و در این وانفسا یک پسر گنده که اسمش گرواپ بود می افته روی پرسی و پرسی همانند کاغذ زیر گرواپ له میشه.

بعد از دقایق زیاد پرسی خودش رو از دست گرواپ ازاد میکنه و به سمت ترورس میاد که همچنان محو تماشای گابریله.

ترورس رو از پس گردنش می گیره و از کلاس می بره بیرون!

-استاد میشه بپرسم منو کجا می برید؟!!
- می خوام طوری توجیهت کنم که تو تاریخ هاگوارتز هم اسم تو بیاد هم اسم من بیاد هم اسم این جلسه توجیهی بیاد.

ترورس دو انگشتش رو بلند میکنه ومیزاره شونش وشروع میکنه به خوندن فاتحه!!

سر خاک ان مرحوم

همه مشکی پوش بالای قبر جوانی ناکام به اسم ترورس ایستاده اند .
اسپ که کنار پرسی ایستاده بود گفت : استاد یه سوال شما مگه چقدر رو بنده خدا کار کردید؟!!

پرسی در حالی که دماغش رو با استینش پاک میکرد گفت :همش پنج دقیه از شروع جلسه توجیهی گذشته بود که دیدم ، عــــــــــــر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خدا يكي ؛ زن يكي ، يكي !

"تا دنیا دنیاست ابی مال ماست / ما قهرمانیم جام تو دست ماست"