بخش اول
۱. پیتر پتیگرو:
چرا پیترپتیگرو؟ به این خاطر که در قالب پیترپتیگرو، شما میتوانید وقتی اوضاع خراب شد( یعنی خراب تر از چیزی که بتوان با یک تقلب ساده آن را جمع کرد) سریعا چیز باور نکردنی ای از خود به جا بگذارید و تقصیر را گردن شخص دیگری انداخته و فرار کنید.
منظور از چیز باور نکردنی چیست؟ چیزی که شمارا مظلوم عالم نشان دهد! چیزی که بر علیه شخص دیگر استفاده شود!
۲. پیوز: چرا پیوز؟ زیرا در قالب پیوز شما میتوانید آنقدر بریزید و بپاشید تا دیگران حتی یک درصد هم متوجه تقلب شما نشوند! برای مثال: قبل از شروع تقلب مقداری سس چسبنده و یک عدد آدامس ( هرنوعی میتواند باشد) را درون یک بادکنک بریزید و آن را کاملااا اتفاقی بالای سر شخص مقابل بترکانید، سپس بگذارید آدامس و سس هردو روی موهای شخص کار خودشان را بکنند و هنگامی که شخص درگیر جدا کردن آنها از موهایش بود تقلبتان را به سادگی انجام دهید.
۳. ریتا اسکیتر: چه کسی بهتر از ریتا اسکیتر؟ او حقیقت را آنقدر تزئین و گوگولیزه میکند تا نه تنها خودش هم باورش میشود بلکه شما نیز باور میکنید که هیچ تقلبی در کار نبوده است و این داستان ها همگی از بدبختی ها و فلاکت های زندگی ریتا است.
بخش دوم
انتخاب الگوی من: پیترپتیگرو
روش جذب دیگران به روش پیترپتیگرو:
مسابقه ای برگزار میکنیم که در آن هر شخص سعی کند طوری تقلب کند که در آن، فرد دیگر متقلب به نظر برسد. و در آخر هر مسابقه نیز پاداشی به شخصی که بهترین مظلوم نمایی تاریخ را انجام داده است داده میشود.
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
28 کاربر(ها) آنلاین هستند (21 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
27
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
کلاس آموزش تقلبات سیاه
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1405/03/03
تولد نقش: 1405/03/04
آخرین ورود: امروز ساعت 15:16
از: گودریگس هالو
پستها:
75

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1405/02/24
تولد نقش: 1405/02/26
آخرین ورود: امروز ساعت 02:08
از: کجا تا به کجا؟!
پستها:
130

بخش اول
الگوی اول: گیلدروی لاکهارت!
اگه قرار باشه بدونِ انجام دادن کار، همه فکر کنن جادوگر موفقی هستی، فکر نمی کنم بتونم از لاکهارت، فردِ بهتری رو پیدا کنم. ایشون سال ها به کمکِ طلسمِ حافظه زدا، رسماً قهــــرمــانِ زندگی دیگران بود!(مخصوصاً مالی ویزلی) حکایتِ گیلدوری همینه که میگن: «تسترال نشده تک شاخ گشتی، احسنت!»
الگوی دوم: فرد و جرج ویزلی
اصلا کی بهتر از فرد و جرج؟ این دو ویزلی اگه بخوان فردی رو فریب بدهند، قربانی معمولاً تا چند روز بعدش هم نمیفهمه چی شده! خلاصه اینکه این دو نفر خودشون استادِ تقلبِ خلاق و بامزه هستن؛ طوری که طرفِ مقابل آخرش ازشون تشکر هم میکنه!
الگوی سوم: گابلین حسابدار گرینگوتز
والا ما یه بار رفتیم گالیونامونو از بانک برداریم، که ایشون اونقدر اعداد رو جابه جا کرد که بیشتر از هفت هشت گالیون تهِ حسابمون نموند! اعتراض کردیم تا گالیونمون رو پس بده، که همون هفت هشت گالیونِ مون رو هم به عنوانِ مالیات گرفت!
بخش دوم
الگوی انتخابی من، همون گیلدوری لاکهارت هست. نقشه ام هم اینه که کتابی بنویسم با عنوانِ «چگونه هرگز متقلب نباشیم؟» و داخلش دقیقاً روش های الگوبرداری از لاکهارت رو قرار بدم. روی جلد هم با خطِ درشت می نویسم: «مطالعه این کتاب برای افراد درستکار اکیداً ممنوع!»؛ چون تجربه ثابت کرده هرجا چیزی ممنوع باشه، صفِ مشتریان تا دم در هاگوارتز کشیده میشه.
از تقلبام لذت بردید پروفسور مرگ؟
الگوی اول: گیلدروی لاکهارت!
اگه قرار باشه بدونِ انجام دادن کار، همه فکر کنن جادوگر موفقی هستی، فکر نمی کنم بتونم از لاکهارت، فردِ بهتری رو پیدا کنم. ایشون سال ها به کمکِ طلسمِ حافظه زدا، رسماً قهــــرمــانِ زندگی دیگران بود!(مخصوصاً مالی ویزلی) حکایتِ گیلدوری همینه که میگن: «تسترال نشده تک شاخ گشتی، احسنت!»
الگوی دوم: فرد و جرج ویزلی
اصلا کی بهتر از فرد و جرج؟ این دو ویزلی اگه بخوان فردی رو فریب بدهند، قربانی معمولاً تا چند روز بعدش هم نمیفهمه چی شده! خلاصه اینکه این دو نفر خودشون استادِ تقلبِ خلاق و بامزه هستن؛ طوری که طرفِ مقابل آخرش ازشون تشکر هم میکنه!
الگوی سوم: گابلین حسابدار گرینگوتز
والا ما یه بار رفتیم گالیونامونو از بانک برداریم، که ایشون اونقدر اعداد رو جابه جا کرد که بیشتر از هفت هشت گالیون تهِ حسابمون نموند! اعتراض کردیم تا گالیونمون رو پس بده، که همون هفت هشت گالیونِ مون رو هم به عنوانِ مالیات گرفت!
بخش دوم
الگوی انتخابی من، همون گیلدوری لاکهارت هست. نقشه ام هم اینه که کتابی بنویسم با عنوانِ «چگونه هرگز متقلب نباشیم؟» و داخلش دقیقاً روش های الگوبرداری از لاکهارت رو قرار بدم. روی جلد هم با خطِ درشت می نویسم: «مطالعه این کتاب برای افراد درستکار اکیداً ممنوع!»؛ چون تجربه ثابت کرده هرجا چیزی ممنوع باشه، صفِ مشتریان تا دم در هاگوارتز کشیده میشه.
از تقلبام لذت بردید پروفسور مرگ؟
افرادی که لایک کردند
✨ 𝓓𝓮𝓶𝓮𝓵𝔃𝓪 𝓡𝓸𝓫𝓫𝓲𝓷𝓼 ✨

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1405/01/28
تولد نقش: 1405/01/31
آخرین ورود: امروز ساعت 13:00
از: یه قبر قدیمی و سرسبز🌿🫐
پستها:
146
شغل
مسئول چتباکس جادوگران

تکلیف جلسه اول تقلبات سیاه
دانش آموز: نیمفادورا تانکس
الگوی اول: فروشنده ی متروی ماگلی
وی با لهجه ی ای عجیب تعریف می کنه که از شهر مرزی برامون پوست کن آورده. بعد هویج و خیار در میاره جوری رنده می کنه و پوست می کنه که انگار مثل آب خوردنه ولی قضیه اینه که خودش ماهر و گولاخه فقط یه جنس می فروشه و اون جنس خیلی ساده ست.
الگوی دوم: سیبل تریلانی
قدرتی در مبهم صحبت کردن هست که در واضح صحبت کردن نیست. یک عالم می شناسم که تو صحبت می گن پیشگویی اینا همش خرافاته ولی هنوز پول میدن. چون هیچ کس نمی تونه نقضش کنه.
الگوی سوم:اسنیچ
چون خیلی سریع فرار می کنه و دست نیافتنیه این توهم رو ایجاد می کنه که خیلی کوه خاصیه.
الگویی که من انتخاب می کنم همون فروشنده ی مترو هست. به نظرم تا زمانی که یه نفر بلد نباشه تبلیغ کنه هر قدر هم خدمات یا محصولی که ارائه می کنه محشر باشه می بازه.
دانش آموز: نیمفادورا تانکس
الگوی اول: فروشنده ی متروی ماگلی
وی با لهجه ی ای عجیب تعریف می کنه که از شهر مرزی برامون پوست کن آورده. بعد هویج و خیار در میاره جوری رنده می کنه و پوست می کنه که انگار مثل آب خوردنه ولی قضیه اینه که خودش ماهر و گولاخه فقط یه جنس می فروشه و اون جنس خیلی ساده ست.
الگوی دوم: سیبل تریلانی
قدرتی در مبهم صحبت کردن هست که در واضح صحبت کردن نیست. یک عالم می شناسم که تو صحبت می گن پیشگویی اینا همش خرافاته ولی هنوز پول میدن. چون هیچ کس نمی تونه نقضش کنه.
الگوی سوم:اسنیچ
چون خیلی سریع فرار می کنه و دست نیافتنیه این توهم رو ایجاد می کنه که خیلی کوه خاصیه.
الگویی که من انتخاب می کنم همون فروشنده ی مترو هست. به نظرم تا زمانی که یه نفر بلد نباشه تبلیغ کنه هر قدر هم خدمات یا محصولی که ارائه می کنه محشر باشه می بازه.
افرادی که لایک کردند
شاد و آروم و امیدوار باش.
به بیان دیگه شجاعانه زندگی کن.
ترسوها عرضه ی عشق ورزیدن ندارن.
به بیان دیگه شجاعانه زندگی کن.
ترسوها عرضه ی عشق ورزیدن ندارن.

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1404/09/12
تولد نقش: 1404/09/12
آخرین ورود: دیروز ساعت 08:43
از: یه کُنجی تو هاگوارتز!
پستها:
445
شغل
مدیر کل دیوان جادوگران، ارشد ریونکلاو

1.
مرگ!
مرگ با جانگیر بودن، از گرفته شدن جان خودش نجات پیدا کرده! چه تقلبی بالاتر از این که از حتمیترین اتفاق زندگی برای هر موجود زندهای بتونی فرار کنی؟ اینجا یاد میگیریم اگه میخوایم جایی از چیزی فرار کنیم، کافیه خودمون مسئولیت انجام اون کار رو برعهده بگیریم! تقلب سیاه در اونجاس که مهارتی در اون مسئولیت نداشته باشی.
گلرت گریندلوالد!
احتمالا به کرّات دیدین گلرت چطور سعی میکنه برای بدست آوردن سنگ جادو به نیکلاس فلامل نزدیک بشه که هیچکس جز خودش جاشو نمیدونه. نه با تهدید و زور، بلکه با ادعای دوستی! تقلبی برای بینیاز شدن از تسلط بر چفتشدگی، زور، شکنجه و... برای یافتن مکان سنگ. جلب اعتمادی که با رسیدن به خواستهها، تهش با خیانت، تقلبی سیاهه.
میرتل گریان!
میرتل خودش بیگناهه، اما با دیدن این که گریههاش چطور دل ملتو نرم میکنه تا خواستههاش برآورده بشه، فهمیدم اشک ریختن میتونه الگوی خوبی برای تقلب باشه و به مظلومنمایی بسطش دادم. شما با بیگناه و مظلوم نشون دادن خودتون با رفتارهایی که بقیه رو تحتتاثیر قرار میده، دارین تقلبی سیاه میکنین تا حقایق رو به نفع خودتون تغییر بدین.
2.
میرتل گریان!
کافیه بازیکن کوییدیچ بشین و با کوچکترین لمسی خودتونو از روی جارو پرت کنین پایین یا طوری به خودتون بپیچین که انگار خیلی خطای بدی روتون انجام شده و دارین درد میکشین، در حالی که میدونین واقعا اتفاق خاصی نیفتاده و خطایی نشده. بعدش داور شما رو باور میکنه و به نفع تیمتون خطا میگیره تا تقلب سیاه شما با موفقیت به انجام برسه. اما یه بخشش مونده، اونم این که چطور باعث رواج پیدا کردن این تقلب بشین. دو کار باید انجام بدین. یکی این که در حینی که داشتین فیلم میومدین چه خطای بدی روتون انجام شده، زیر زیرکی چشماتونو باز کنین و نگاهتون به داور باشه تا بعدا که تماشاگرا ویدئو چک میکنن با دیدن نگاه شما، کاملا متوجه بشن که شما در اصل داشتین وانمود میکردین و واقعا چیزیتون نشده بوده، اما چون قشنگ فیلم بازی کردین داور باور کرد و به نفع تیمتون اقدامی انجام شد. دوم، مطمئن بشین همه میبینن در انتهای بازی به سمت داور میرین و بهش چشمک میزنین.
همهی اینا باعث میشه بقیه هم وقتی میبینن این مظلومنمایی شما نتیجه میده، به انجام دادن چنین تقلبی رو بیارن. این تقلب خیلی دارکه چون میتونه سرنوشت تیمی رو تغییر بده!
مرگ!
مرگ با جانگیر بودن، از گرفته شدن جان خودش نجات پیدا کرده! چه تقلبی بالاتر از این که از حتمیترین اتفاق زندگی برای هر موجود زندهای بتونی فرار کنی؟ اینجا یاد میگیریم اگه میخوایم جایی از چیزی فرار کنیم، کافیه خودمون مسئولیت انجام اون کار رو برعهده بگیریم! تقلب سیاه در اونجاس که مهارتی در اون مسئولیت نداشته باشی.
گلرت گریندلوالد!
احتمالا به کرّات دیدین گلرت چطور سعی میکنه برای بدست آوردن سنگ جادو به نیکلاس فلامل نزدیک بشه که هیچکس جز خودش جاشو نمیدونه. نه با تهدید و زور، بلکه با ادعای دوستی! تقلبی برای بینیاز شدن از تسلط بر چفتشدگی، زور، شکنجه و... برای یافتن مکان سنگ. جلب اعتمادی که با رسیدن به خواستهها، تهش با خیانت، تقلبی سیاهه.
میرتل گریان!
میرتل خودش بیگناهه، اما با دیدن این که گریههاش چطور دل ملتو نرم میکنه تا خواستههاش برآورده بشه، فهمیدم اشک ریختن میتونه الگوی خوبی برای تقلب باشه و به مظلومنمایی بسطش دادم. شما با بیگناه و مظلوم نشون دادن خودتون با رفتارهایی که بقیه رو تحتتاثیر قرار میده، دارین تقلبی سیاه میکنین تا حقایق رو به نفع خودتون تغییر بدین.
2.
میرتل گریان!
کافیه بازیکن کوییدیچ بشین و با کوچکترین لمسی خودتونو از روی جارو پرت کنین پایین یا طوری به خودتون بپیچین که انگار خیلی خطای بدی روتون انجام شده و دارین درد میکشین، در حالی که میدونین واقعا اتفاق خاصی نیفتاده و خطایی نشده. بعدش داور شما رو باور میکنه و به نفع تیمتون خطا میگیره تا تقلب سیاه شما با موفقیت به انجام برسه. اما یه بخشش مونده، اونم این که چطور باعث رواج پیدا کردن این تقلب بشین. دو کار باید انجام بدین. یکی این که در حینی که داشتین فیلم میومدین چه خطای بدی روتون انجام شده، زیر زیرکی چشماتونو باز کنین و نگاهتون به داور باشه تا بعدا که تماشاگرا ویدئو چک میکنن با دیدن نگاه شما، کاملا متوجه بشن که شما در اصل داشتین وانمود میکردین و واقعا چیزیتون نشده بوده، اما چون قشنگ فیلم بازی کردین داور باور کرد و به نفع تیمتون اقدامی انجام شد. دوم، مطمئن بشین همه میبینن در انتهای بازی به سمت داور میرین و بهش چشمک میزنین.
همهی اینا باعث میشه بقیه هم وقتی میبینن این مظلومنمایی شما نتیجه میده، به انجام دادن چنین تقلبی رو بیارن. این تقلب خیلی دارکه چون میتونه سرنوشت تیمی رو تغییر بده!
افرادی که لایک کردند
🦅 Only Raven 🦅

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1403/05/28
تولد نقش: 1403/03/15
آخرین ورود: امروز ساعت 14:28
از: کجا میدونی داسم زیر گلوت نیست؟
پستها:
373
شغل
مدیر رسانهای جادوگران پلاس
افتخارات

جلسه اول تدریس تقلبات سیاه
الگو
الگو
سلام سلام! صدتا سلام... هزار و سیصد چهارصدتا سلام! اصلا یه گونی سلام... هم سلاما مال خودتون و هم گونیش. چرا؟ چراشو بعدا میگم. یه مدرس خب باید هیچوقت همه کارتاشو رو نکنه دیگه... چرا؟ چرای اینو هم بعدا میگم.
خب...
به اولین جلسه از سری جلسات تدریس تقلبات سیاه خوش اومدین. اینجا قراره درمورد چگونگی انجام یک تقلب سیاه استاندارد و آبدیده با هم صحبت کنیم و در ادامه توضیح بدیم که چرا و چگونه...
اولین موضوع اینه که اصلا چرا تقلب؟ مگه انجام دادن کار درست به روش درست و به صورت احسن و مناسب و متناسب چه اشکالی داره؟ جواب سوال اول اینه که چون بعضی اوقات نمیشه کار درست رو به روش درست انجام داد و جواب سوال دوم هم همین جواب قبلیه. بلی! ایراد داره و ایرادش هم اینه که بعضی اوقات نمیشه...
و حالا بعضیا شاید بیان و بگن که آقا کار نشد نداره... ما باید تلاش کنیم کار درست رو انجام بدیم... کار درست رو انجام دادن خوبه ولی خوب بودن کار درست تریه و از این دسته جوابای سوبر و حالگیرنده که باید خدمت اون دسته از دوستان عرض کنم که اگه به قسمت تقلبات و قسمت سیاه در اسم این کلاس توجه کنین، متوجه میشین که کلاس رو کاملا اشتباه اومدین. پس میتونیم با یه خداحافظی که نه، با یه به امید دیدار در یه مکان بهتر همدیگه رو خوشحال کنیم.
پس...
متوجه شدیم چرا تقلب! چون انجام کار درست به شیوه درست، همیشه قابل انجام نیست.
دومین موضوع، که موضوع اصلی این جلسه هم هست، الگوئه. الگو برداری توی مقوله تقلب، قسمت بسیار مهمیه. به صورتی که بدون داشتن یه الگوی درست، یه تقلب حرفهای قابل انجام نیست. خیلی یا درواقع بهتره بگم همهی متقلبان حرفهای و کاربلد یه الگوی حرفهای و کاربلد برای خودشون انتخاب کردن. چرا؟ چون تقلب کار سختیه و همیشه توی کارای سخت، یه استاد حرفهای و کاربلد مثل من نیازه که عمل شایستهی باگیابی رو براتون انجام بده.
الان تایم اینه که براتون مثالهایی از الگوهای مناسب برای الگو برداری توی تقلب بهتون بدم که بفهمین الگوی مناسب چطور الگوئیه. ولی اگه فکر کردین من این کارو میکنم، سخت در اشتباهین! چرا نمیکنم؟
یک: چون من خودم متقلب متقلبام. و اگه مثلا زمانی که الگویی به ذهنم نرسه، طبعا میام میشینم که شما بگین و منم ایده بگیرم و بگم. یه تقلب خوب و حرفهای!
دو: بهترین روش برای یادگیری، قرار گرفتن در تنگناست. محدودیتا در ستاره آدم میشن. پس شما باید در محدودیت ستاره بشین و خودتون برین بگردین و در بیارین و بیاین بگین و داستان...
حالا...
تکلیف: تکلیفتون راحته. تکلیف شما در دو بخش ارائه میشه...
بخش اول: شما باید نهایتا توی سه پاراگراف که هر پاراگراف نهایتا ۶۰ کلمه خواهد بود، سه الگوی برتر و مناسب تقلب معرفی کنین و توضیح بدین چرا برای تقلب باید این فرد رو الگو گرفت و چرا برتر و مناسبه. (تقلب: هرچی الگوی معرفی شده تقلبیتر و خلاقانهتر و خلق شدهتر باشه، نمرهای که به تکلیفتون اختصاص پیدا میکنه بیشتره.)
بخش دوم: شما باید از بین سه الگویی که دادین، یه الگو رو برای خودتون انتخاب کنین. همچنین یه راه متقلبانه شرح بدین که چطوری الگوبرداری از الگوی خودتون رو بین ملت پخش کنین و مردم جذب بشن و از الگوی شما استفاده بکنن. (تقلب: بهتره راهی که شرح میدین خیلی سیاه و گول زنک باشه. اگه یهذره اذیت هم توش باشه بد نیست. بالاخره فقط تقلب ملاک نیست و سیاه و دارک بودن هم نمره داره دیگه...)
همینا...
متقلب و موفق باشین!
افرادی که لایک کردند
MAYBE YOU ARE NEXT
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/07/24
آخرین ورود: دوشنبه 30 خرداد 1390 17:33
از: يت نكن! شايدم، اذيت نكن!
پستها:
708

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/05/18
تولد نقش: 1383/11/19
آخرین ورود: پنجشنبه 30 بهمن 1404 04:03
از: تو میپرسند !!
پستها:
3736

سلام
با توجه به نظر پرفسور گابریل :
عمه مارج : 30
ترورس : 30
ارنی مک میلان هم چون بعد از روز ِ کلاس پست زده پستش در نظر گرفته نمیشه .
با تشکر از تدریس پرفسور گابریل دلاکور و شرکت دانش آموزان در این کلاس ، تاپیک امتحانات بعدا با این تاپیک ادغام خواهد شد ! کلاس قفل شد !
پایان ترم هشتم هاگوارتز
با توجه به نظر پرفسور گابریل :
عمه مارج : 30
ترورس : 30
ارنی مک میلان هم چون بعد از روز ِ کلاس پست زده پستش در نظر گرفته نمیشه .
با تشکر از تدریس پرفسور گابریل دلاکور و شرکت دانش آموزان در این کلاس ، تاپیک امتحانات بعدا با این تاپیک ادغام خواهد شد ! کلاس قفل شد !
پایان ترم هشتم هاگوارتز
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/05/18
تولد نقش: 1383/11/19
آخرین ورود: پنجشنبه 30 بهمن 1404 04:03
از: تو میپرسند !!
پستها:
3736

سلام
رولي بنويسيد كه در آن شما مشغول امتحان سمج هستيد.اقدامات امنيتي بالايي براي تقلب نكردن برقرار شده ولي شما چون جواب خيلي از سوال ها رو نميدونيد نياز داريد كه تقلب كنيد.پس مجبوريد از تقلب هاي سياه استفاده كنيد.
* دانش آموزان پاسخ امتحانات را در همینجا ارسال کنند !
* امتحانات تا 20 شهریور ادامه خواهند داشت !
رولي بنويسيد كه در آن شما مشغول امتحان سمج هستيد.اقدامات امنيتي بالايي براي تقلب نكردن برقرار شده ولي شما چون جواب خيلي از سوال ها رو نميدونيد نياز داريد كه تقلب كنيد.پس مجبوريد از تقلب هاي سياه استفاده كنيد.
* دانش آموزان پاسخ امتحانات را در همینجا ارسال کنند !
* امتحانات تا 20 شهریور ادامه خواهند داشت !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/06/06
آخرین ورود: پنجشنبه 22 اسفند 1392 16:45
از: اون بالا اکبر می آید!!
پستها:
250

تکلیف اول
ارنی صورتش را به قدح اندیشه نزدیک کرد و لحظه ای بعد با سرعت پایین می آمد و ناگهان وسط صفحه ی اصلی سایت جادوگران زاااااااااارت پخش زمین شد.
همینطور که داشت خودش را جمع و جور میکرد چشمش به یک بَنر بزرگ خورد:
بیست و پنجمین دوره از ترینهای سایت جادوگران (انتخاب کنید)
مرحله ی دوم انتخاب بهترین های سایت برای ماه های تیر و مرداد 88 آغاز شد.
شما میتوانید برای انتخاب كانديداي خود از تاریخ 8 تا 14 شهریور به تاپیک های زیر مراجعه کنید:
ناظر ماه
کاندیداها:
1.آبرفورث دامبلدور
2.پرسی ویزلی
3.دراکو مالفوی
4.پیوز
ارنی بلند شد و چند ثانیه به این تابلو نگاه کرد.صدای بلند آهنگ را از پشت سرش شنید.رویش را برگنداند و دید که چندتا ماشین صدای آهنگ را بلند کردند و ملت هم دارند میرقصند.
ارنی،ترورس را دید که اون کنار وایساده بود و داشت ملتو دید میزد.
رفت کنارش و ازش پرسید:اینجا چه خبره؟؟دیسکوی سیاره؟؟
ترورس گفت:نه بابا اینا طرفدارای پیوز هستند که دارن تبلیغ میکنند.
ارنی:
صحنه عوض شد و ارنی جلوی یک تلوزیون نشسته بود که آبرفورث داشت توش حرف میزد:
ای مردم عزیز...ای بلوغ سیاسی...ای مثل رگ در خون....ما با کمک ملت عزیز سایت جادوگران درصد پست های ارزشی را به زیر 16% رسوندیم....همکاران به من اطلاع دادند که میزان پست های ارزشی هم اکنون به 14%رسید
ارنی:
صحنه عوض شد و ارنی ملتو دید که دارن میرن رأی بدن.همه با دستبند های زردی که بسته بودند خودکار بدست به سمت عنوان ناظر ماه میرفتن و رأی های خودشونو به صندوق می انداختند.
مردم در حال رِأی دادن بودند و صف طویلی ایجاد شده بود که ناگهان تلوزیون داخل حوزه ی رأی گیری اعلام کرد:
نتیجه ی نهایی انتخابات اعلام شد.
نفر اول:آبرفورث دامبلدور با 240 رأی.
نفر دوم:پیوز با 130 رأی.
نفر سوم:پرسی ویزلی با 6 رأی.
نفر چهارم:آرای باطله با 5 رأی.
نفر پنجم:دراکو مالفوی با 4 رأی.
ملتی که هنوز رأی نداده بودند و تو صف بودند:
ملتی که رأی داده بودند:
آبرفورث:
پیوز:
پرسی:
دراکو:
دوباره صحنه عوض شد و ارنی وسط حیاط هاگوارتز بود و 300 تا از دانش آموزها در حال اعتراض و شعار دادن بودند:
پیوز...پیوز...پرچم هافل منو پس بگیر....
آبرفورث....آبرفورث....رأی منو پس بده.
مرگ بر دیکتاتور.
در همین حال برو بچز گریف ریختند توی حیاط و بعد از*****به ملت اونا رو به این حال در آوردند:
و 150 نفر رو هم دستگیر کردند بردند.
پ.ن:این یه انتخابات کاملاً خیالی بوده و هیچ مصداقی ندارد.
تکلیف دوم
من اولین باری بود که تو این کلاس شرکت میکردم و لی خیلی باحال بود.
ارنی صورتش را به قدح اندیشه نزدیک کرد و لحظه ای بعد با سرعت پایین می آمد و ناگهان وسط صفحه ی اصلی سایت جادوگران زاااااااااارت پخش زمین شد.
همینطور که داشت خودش را جمع و جور میکرد چشمش به یک بَنر بزرگ خورد:
بیست و پنجمین دوره از ترینهای سایت جادوگران (انتخاب کنید)
مرحله ی دوم انتخاب بهترین های سایت برای ماه های تیر و مرداد 88 آغاز شد.
شما میتوانید برای انتخاب كانديداي خود از تاریخ 8 تا 14 شهریور به تاپیک های زیر مراجعه کنید:
ناظر ماه
کاندیداها:
1.آبرفورث دامبلدور
2.پرسی ویزلی
3.دراکو مالفوی
4.پیوز
ارنی بلند شد و چند ثانیه به این تابلو نگاه کرد.صدای بلند آهنگ را از پشت سرش شنید.رویش را برگنداند و دید که چندتا ماشین صدای آهنگ را بلند کردند و ملت هم دارند میرقصند.
ارنی،ترورس را دید که اون کنار وایساده بود و داشت ملتو دید میزد.
رفت کنارش و ازش پرسید:اینجا چه خبره؟؟دیسکوی سیاره؟؟
ترورس گفت:نه بابا اینا طرفدارای پیوز هستند که دارن تبلیغ میکنند.
ارنی:
صحنه عوض شد و ارنی جلوی یک تلوزیون نشسته بود که آبرفورث داشت توش حرف میزد:
ای مردم عزیز...ای بلوغ سیاسی...ای مثل رگ در خون....ما با کمک ملت عزیز سایت جادوگران درصد پست های ارزشی را به زیر 16% رسوندیم....همکاران به من اطلاع دادند که میزان پست های ارزشی هم اکنون به 14%رسید
ارنی:
صحنه عوض شد و ارنی ملتو دید که دارن میرن رأی بدن.همه با دستبند های زردی که بسته بودند خودکار بدست به سمت عنوان ناظر ماه میرفتن و رأی های خودشونو به صندوق می انداختند.
مردم در حال رِأی دادن بودند و صف طویلی ایجاد شده بود که ناگهان تلوزیون داخل حوزه ی رأی گیری اعلام کرد:
نتیجه ی نهایی انتخابات اعلام شد.
نفر اول:آبرفورث دامبلدور با 240 رأی.
نفر دوم:پیوز با 130 رأی.
نفر سوم:پرسی ویزلی با 6 رأی.
نفر چهارم:آرای باطله با 5 رأی.
نفر پنجم:دراکو مالفوی با 4 رأی.
ملتی که هنوز رأی نداده بودند و تو صف بودند:
ملتی که رأی داده بودند:
آبرفورث:
پیوز:
پرسی:
دراکو:
دوباره صحنه عوض شد و ارنی وسط حیاط هاگوارتز بود و 300 تا از دانش آموزها در حال اعتراض و شعار دادن بودند:
پیوز...پیوز...پرچم هافل منو پس بگیر....
آبرفورث....آبرفورث....رأی منو پس بده.
مرگ بر دیکتاتور.
در همین حال برو بچز گریف ریختند توی حیاط و بعد از*****به ملت اونا رو به این حال در آوردند:
و 150 نفر رو هم دستگیر کردند بردند.پ.ن:این یه انتخابات کاملاً خیالی بوده و هیچ مصداقی ندارد.
تکلیف دوم
من اولین باری بود که تو این کلاس شرکت میکردم و لی خیلی باحال بود.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ارنی مک میلان در 1388/6/11 14:40:22
ویرایش شده توسط ارنی مک میلان در 1388/6/11 14:41:48
ویرایش شده توسط ارنی مک میلان در 1388/6/11 14:41:48

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1388/05/05
آخرین ورود: چهارشنبه 16 تیر 1389 16:18
از: این سبیل ها خوف نمی کنی یابو !
پستها:
209

تكليف اول
ترورس به درون قدح پريد ، با سرعت داشت پايين مي امد و همه اميدش بر اين بود كه ارام روي زمين فرود بيايد ولي در همين لحظه با مغز به زمين خورد!
سرش را با دست گرفت و به ارامي بلند ، داخل يك خيابان شلوغ بود ، مردم با پرچم هايي در دست راه ميرفتند ، شعار ميدادند ، فحش خواهر مادر ميدادند و همديگر را لت و پار ميكردند.
فهميد كه بايد اين دوران مغول ها باشد ، چند قدمي به اطراف برداشت ولي همه جاي شهر همين گونه بود پر از پرچم هاي رنگا رنگ و اغتشاشات سطحي !
صحنه محو شد ، داخل يك استديو بود دو مرد روي صندلي هايي در دو طرف ميز نشسته بودند و مجريه خپلي در صندلي ديگر فرورفته بود!
دو مرد گويا در حال در گيري لفظي شديدي بودند ، نزديك ميز شد و به صحبت هاي انها گوش داد.
- من شمارو دوست دارم ، براتون احترام غائلم ، من تعجب مي كنم كه شما اينقدر اطلاعاتتون نادرسته !
- تو بوق خوردي كه اطلاعات من نادرسته !
- اين ها همش جو سازيه ، ملت ميداند ، مي بينند ، ما ميتوانيم ، امار فساد بوده 100% ما اون رو به 2% كاهش داديم ، گراني بوده 100% ما اون رو به صفر درصد كاهش داديم!
-
-بله اقا ما اينيم ، بسوز بدبخت!
ترورس خندان از ميز فاصله گرفت و نگاهي به اطراف انداخت ، صحنه عوض شد.
داخل يك اتاق سلطنتي بود همان مرد دروغ گو هم بود و داشت خطاب به سه فرد روبه رويش چيزهايي را ميگفت.
- من يا رييس جمهور ميشم يا بدبخت ميشم!
- نه اقا مطمئن باش بدبخت ميشي!
- اي احمق ، شما بايد همه كار بكنيد ، هم راي اضافه ميندازيد ، هم راي جعلي از اينجا ميبريد ميندازيد ، باز راي هاي توي صندوق هارو هم لاك غلط گير ميگيريد و اسم منو مينويسيد!
-اسمتون چيه قربان؟!
- سوپر من !
- اسم رغيبتون چيه!
- پدر ژپتو !
صحنه بار ديگر محو ميشه ، ترورس خودش رو در ميان خيل كثير خسو خا....مردم ميبينه كه يك صدا شعار ميدن " راي مرا پس بده "
ترورس هم لحظه اي جو گير ميشه و ميره همراه با مردم فرياد ميزنه : داور برو بيرون ، داور برو بيرون.
ملت :
ترورس :
ما ميگيم خر نمي خواييم پالون خر عوض ميشه ما ميگيم شاه نمي خوايم نخست وزير عوض ميشه !!!
در همين لحظه قبل از اين كه ترورس بيشتر از اين گند بزنه از قدح بيرون كشيده ميشه!
گابريل با كنجكاوي ميپرسه : چي بود چه دوراني بود چه انتخاباتي بود؟!
ترورس : دوران مغول بود ، انتخابات تاريخي بين سوپر من و پدر ژپتو!
گابريل : خيلي خري !
ترورس :
گابريل : هميجوري عشقي گفتم!
اين يك عكس انتخاباتيست
اين عكس بعد از انتخاب رييس جمهور است
تكليف دو
كلاس خوبي بود تكليفاي باحالي داشت ، در كل بايد بگم كلاس جذابي بود براي من!
استادش هم كه جز عجايب هفت گانه تاريخه !
ترورس به درون قدح پريد ، با سرعت داشت پايين مي امد و همه اميدش بر اين بود كه ارام روي زمين فرود بيايد ولي در همين لحظه با مغز به زمين خورد!
سرش را با دست گرفت و به ارامي بلند ، داخل يك خيابان شلوغ بود ، مردم با پرچم هايي در دست راه ميرفتند ، شعار ميدادند ، فحش خواهر مادر ميدادند و همديگر را لت و پار ميكردند.
فهميد كه بايد اين دوران مغول ها باشد ، چند قدمي به اطراف برداشت ولي همه جاي شهر همين گونه بود پر از پرچم هاي رنگا رنگ و اغتشاشات سطحي !
صحنه محو شد ، داخل يك استديو بود دو مرد روي صندلي هايي در دو طرف ميز نشسته بودند و مجريه خپلي در صندلي ديگر فرورفته بود!
دو مرد گويا در حال در گيري لفظي شديدي بودند ، نزديك ميز شد و به صحبت هاي انها گوش داد.
- من شمارو دوست دارم ، براتون احترام غائلم ، من تعجب مي كنم كه شما اينقدر اطلاعاتتون نادرسته !
- تو بوق خوردي كه اطلاعات من نادرسته !
- اين ها همش جو سازيه ، ملت ميداند ، مي بينند ، ما ميتوانيم ، امار فساد بوده 100% ما اون رو به 2% كاهش داديم ، گراني بوده 100% ما اون رو به صفر درصد كاهش داديم!
-
-بله اقا ما اينيم ، بسوز بدبخت!

ترورس خندان از ميز فاصله گرفت و نگاهي به اطراف انداخت ، صحنه عوض شد.
داخل يك اتاق سلطنتي بود همان مرد دروغ گو هم بود و داشت خطاب به سه فرد روبه رويش چيزهايي را ميگفت.
- من يا رييس جمهور ميشم يا بدبخت ميشم!
- نه اقا مطمئن باش بدبخت ميشي!
- اي احمق ، شما بايد همه كار بكنيد ، هم راي اضافه ميندازيد ، هم راي جعلي از اينجا ميبريد ميندازيد ، باز راي هاي توي صندوق هارو هم لاك غلط گير ميگيريد و اسم منو مينويسيد!
-اسمتون چيه قربان؟!
- سوپر من !

- اسم رغيبتون چيه!
- پدر ژپتو !
صحنه بار ديگر محو ميشه ، ترورس خودش رو در ميان خيل كثير خسو خا....مردم ميبينه كه يك صدا شعار ميدن " راي مرا پس بده "
ترورس هم لحظه اي جو گير ميشه و ميره همراه با مردم فرياد ميزنه : داور برو بيرون ، داور برو بيرون.
ملت :

ترورس :
ما ميگيم خر نمي خواييم پالون خر عوض ميشه ما ميگيم شاه نمي خوايم نخست وزير عوض ميشه !!!در همين لحظه قبل از اين كه ترورس بيشتر از اين گند بزنه از قدح بيرون كشيده ميشه!
گابريل با كنجكاوي ميپرسه : چي بود چه دوراني بود چه انتخاباتي بود؟!
ترورس : دوران مغول بود ، انتخابات تاريخي بين سوپر من و پدر ژپتو!
گابريل : خيلي خري !
ترورس :

گابريل : هميجوري عشقي گفتم!

اين يك عكس انتخاباتيست
اين عكس بعد از انتخاب رييس جمهور است
تكليف دو
كلاس خوبي بود تكليفاي باحالي داشت ، در كل بايد بگم كلاس جذابي بود براي من!
استادش هم كه جز عجايب هفت گانه تاريخه !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ترورس در 1388/6/7 12:01:57
خدا يكي ؛ زن يكي ، يكي !
"تا دنیا دنیاست ابی مال ماست / ما قهرمانیم جام تو دست ماست"
"تا دنیا دنیاست ابی مال ماست / ما قهرمانیم جام تو دست ماست"
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج