جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

23 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
22
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
آلبوس دامبلدور تراپیست می‌شود!

آلبوس دامبلدور تراپیست می‌شود!

آکی سوگیاما 1405/04/05 20:10  18 خواندن  بدون نظر 
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  114 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  180 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  297 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  284 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  359 خواندن  7 نظر(ها) 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: شنبه 4 اردیبهشت 1389 16:17
نمایش جزئیات
آفلاین
ارباب ، درود !

زحمت نشه یه وقت ، نقد کنین لطفا !

پست شماره 34 .

ممنون .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زندگی از بودن آغاز میشود و تا شدن ادامه می یابد . . .[i][b][size=large][font=Arial]پ
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: شنبه 4 اردیبهشت 1389 03:57
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 33 فرهنگستان ریدل،ایگور کارکاروف:


ایگور عزیز:


نقل قول:
خلاصه سوژه:

شما که قرار بود سوژه رو تموم کنی...خلاصه برای چی بود دیگه؟!!


وزارت صحر و جادو-بخش نامه- برایان دامبلدر- ایکریم جیور-و بهآمبریج- هقت
ببینین تو همین چند خط خلاصه چند تا اشتباه تایپی دارین.این اشتباها خواننده و خسته و کلافه میکنن.یکی دو تا باشه اشکالی نداره.ولی بعد از نوشتن پست و قبل از ارسالش یه بار پستتونو بخونین.اشتباهاتشو اصلاح کنین.حیفه که پست به خاطر اشتباه تایپی خونده نشه.


نوشتن خلاصه هم کار ساده ای نیست.باید خیلی دقت کنین.اتفاقایی رو که تو روند ماجرا تاثیری نداره حذف کنین.جمله هاتون کاملا رسا باشه.با عجله ننویسین.خواننده با خوندن همون چند خط خلاصه شما باید کل ماجرا رو که شاید بیست پست باشه بفهمه.
مثلا:
نقل قول:
و فرهنگنامه رو میبره و طبق نامه باید فرهنگستان بسته شود.

کدوم نامه؟خواننده اینجا ممکنه پستای قبلی رو نخونده باشه.توضیحتون باید کاملتر باشه.همینطور اینجا:
نقل قول:
سرو کله ی مکی پیدا میشود

مکی کیه؟...خواننده اینو نمیدونه.ضمنا مخفف مک گونگال مگی میشه. نه مکی.خواننده پست شما اینجا فکر میکنه مکی شخصیت جدیدیه که اون ازش اطلاع نداره.شاید سعی کنه بفهمه مکی کیه.ولی به احتمال خیلی قویتر از ادامه دادن پستتون منصرف میشه!



نقل قول:
ناگهان روفوس فکری به سرش میزند و میگوید:
-خب بچه ها از طناب بریم پایین . چطوره ؟

کدوم طناب؟کدوم پایین؟شاید منظورتون این بوده که با طناب از پنجره فرار کنن.جمله رو کاملتر و واضحتر بگین.منظورتون اصلا مشخص نیست.



نقل قول:
تازه باید نامه ای رو که تغییر دادیم به این دفتر مکی ببریم

کدوم دفتر مگی؟مگه دفتر روبروشونه که بهش اشاره میکنن؟اگه میگفتین به دفتر این مگی ببریم باز قابل قبولتر بود.چون حداقل مگی اونجا بود.



نقل قول:
وزیر مکی بلند میشود و ناگهان چشم مرگخواران به او میوفتد:

چشم او به مرگخواران میفتد....مرگخوارا که داشتن میدیدنش!



نقل قول:
وزیر مکی بلند میشود و ناگهان چشم مرگخواران به او میوفتد:
-بلاتریکس . روفوس . لودو . روونا

وقتی نمینویسیم دیالوگ از کی بوده بطور خودکار منتسب میشه به آخرین شخصی که کاری رو انجام داده.مثلا:
ایگور با عصبانیت دالاهوف را کنار زد و بطرف ایوان رفت.
-چطور میتونی همچین حرفی بزنی؟
اینجا مشخصه که گوینده ایگوره و نه دالاهوف یا ایوان.
تو نقل قول بالا هم آخرین کارو مرگخوارا انجام دادن و دیالوگ مال اونا شده.درحالیکه این تصور اشتباهه و منظور شما مک گونگال بوده.اینکه تو اون موقعیت تک تک اسم ببره هم زیاد جالب نیست.


از نقطه و علامتگذاری بازم خبری نیست.خوندن نوشته های شما خیلی سخته.تو پست قبلیم گفته بودم حتما حتما آخر جمله هاتون نقطه بذارین.کار سختی که نیست.ضمنا اینم گفته بودم که لطفا بعد از خوندن نقد کمی تمرین کنین.سعی کنین اشکالاتتونو رفع کنین و فورا یه درخواست دیگه ندین.ولی بلافاصله بعدش پست زدین و درخواست نقد کردین.الان دوباره حرفمو تکرار میکنم.بعد از خوندن این نقد حداقل پنج پست بزنین(ایفای نقش).سعی کنین اشکالاتتونو تکرار نکنین.پست ششم رو اگه خواستین نقد کنم حتما و با کمال میل این کارو میکنم ولی قبلش نه!


نقل قول:
ایگور کارکاروف در را باز کرد و گفت:
-بچه های مرگخوار بیاین جلو این معجون هارو بخورین تا دوباره چهره هاتون تغییر کنه ولی نمیدونم این مکی اینجا چه میکنه ؟

خودتونو به بدترین و عجیبترین روش ممکن وارد ماجرا کردین و سوژه رو به غیر منطقی ترین شکل ممکن تموم کردین.ورود ناگهانی و بی دلیل ایگور به وزارت اونم در حالیکه معجون به همراه داشت!!!همین چهار نفر با وجود تغییر قیافه چندین پست(!)طول کشید تا تونستن وارد دفتر برایان بشن.شما تو یه خط ایگورو بدون تغییر قیافه و با معجونا آوردی؟!!!



نقل قول:
ناگهان طلسمی از چوبدستی ایگور خارج شد و مرگخواران فرهنگنامه را در دفتر مکی گذاشتند و مغز مکی را نیز شستشو دادن و اخبار را نیز به لرد کبیر دادند

سوژه نابود شد کلا!این سوژه هنوز جای کار داشت.خوبه گاهی سوژه ها رو بیخودی کش ندیم و تمومشون کنیم.ولی وقتی بشه تموم کرد.این سوژه درست به جای هیجان انگیز و جالبش رسیده بود.به هیچ عنوان وقت تموم شدنش نبود.


یکی از ضعیفترین پستایی بود که تا حالا از شما خونده بودم.کمی بیشتر پست بخونین.تاکیدم بیشتر رو خوندنه تا زدن.اونم نه هر پستی.پستای خوبو بخونین.تا حدودی باید بدونین پست کی میتونه خوب باشه.پستای جیمز رو بخونین مثلا.بهترین نویسنده ایفای نقش انتخاب شد.بعد پست بزنین.سعی کنین اشتباهاتونو تکرار نکنین.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1389/2/4 4:04:21
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 20:31
نمایش جزئیات
آفلاین
ای لرد کبیر این پستو نقد کن

فرهنگستان ریدل.
سوژشم تموم شد عزیز.کی این سوژه رو داده بود؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
*We Love Slyterin*


* We Love Order Phoenix*


I am Igor Karkaroff

[url=ht
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 30 فروردین 1389 22:54
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 32 فرهنگستان ریدل،برایان دامبلدور:


برایان عزیز

قبل از نقد یه توصیه کوچیک دارم.درخواست نقد شما چند ساعت بعد از اینکه من پست قبلیتونو نقد کردم زده شده.میدونیم که امکان نداره که شما تو اون چند ساعت تونسته باشین اشکالاتی رو که گفتم رفع کنین یا به توصیه هام عمل کرده باشین.برای همین بهتره به جای درخواستهای سریع و پشت سر هم بعد از خوندن یه نقد، به نکته هایی که در اون بهش اشاره شده توجه کنین.پست بخونین و پست بزنین.تمرین کنین که اشکالاتتون رفع بشه.هدف شما از درخواست نقد اینه که اشکالات و کم و کسریای پستتونو میخوایین بدونین و رفع کنین.پس قبل از درخواست بعدیتون برای نقد کمی بیشتر تمرین کنین.


شروعتون خوب بود.آخر پست قبلی اتفاق مهمی(در جهت سوژه)افتاد.شما هم بدون عوض کردن مسیر ماجرا رو شرح دادین.


نقل قول:
ناگهان طلسمی از چوب دستی لودو خارج شد و مک گوناگل نقش بر زمین شد.
روونا دادی سر لودو زد و گفت:
-مگه دیوونه شدی !! چیکار کردی ؟! لودو با عصبانیت تمام گفت:
-منظورت چیه ؟ میخواستی جواب مک رو چی بدی ؟
اصلا جوابی داشتی ؟

جمله ها و دیالوگاتون خیلی نامنظمه.جایی که باید فاصله باشه نیست و جایی که نباید باشه هست!مثلا دیالوگ آخر لودو.


ظاهر پستاتون بشدت شبیه همدیگه هستن.علتش دیالوگهای خیلی کوتاه و گاها یک کلمه ای شماست.این دیالوگها اگه بیش از حد لازم باشن و دائما تکرار بشن میتونن خسته کننده باشن.


نقل قول:
ناگهان روونا داد خفنزی زد و گفت :

نقل قول:
در حالی که همه میگشتند روونا داد خفنـــزی زد و گفت:

یه عبارت مخصوصا اگه طنز باشه، در صورت تکرار معنی و اون حالت طنز آمیزشو از دست میده.به این مورد دقت کنین.


اشکالات جمله بندیتون خیلی خیلی کمتر شده.امیدوارم این وضعیت همیشه به همین صورت بمونه.گرچه این دفعه هم اشکالات تایپی جاشونو گرفتن ولی مهم نیست.اشتباه تایپی تا وقتی که بیش از حد نباشه قابل چشم پوشیه.


نقل قول:
در حالی که همه میگشتند روونا داد خفنـــزی زد و گفت:
-یافتم!!
همه ی مرگخواران : چیو ؟
-نامه فرهنگستان ریدل و دیوان ریدل هاروو

سوژه رو به حالت قبل از ورود وزیر برگردوندین.به نظر من اشکالی نداره.مخصوصا با توجه به اینکه نکته غیر منطقی تو این تکرار دیده نمیشد.


نقل قول:
ولی وقتی که نامه را پیدا کردند به چهره های عادی شان برگشتند و دیگر نمیتوانستند از اتاق بیرون روند

اول که اینو خوندم متوجه نشدم چرا نمیتونستن از اتاق برن بیرون؟با خودم فکر کردم یعنی در اتاق قفل شده؟مینروا به هوش اومده و جلوشونو گرفته؟یا چی؟ فکر میکنم خواننده هم به سختی متوجه منظورتون بشه.بعد از اینکه دو سه بار جمله رو خوندم فهمیدم منظورتون این بوده که اثر معجون از بین رفته.خیلی سریع و عجولانه از روش رد شدین. ضمنا نقطه آخر جمله کو؟؟؟بهتره این عادت نقطه نذاشتنو ترک کنین!


سوژه رو خوب ادامه دادین.مثل همیشه خلاصه و کوتاه نوشتین.همین که جمله یا عبارت عجیب غریبی تو پستتون وجود نداشت خیلی نکته خوب و مهمی بود.ولی وقتی میشه اسمشو گذاشت پیشرفت که تو پستای بعدیتونم این نکته رعایت بشه.


نقل قول:
مای لرد ای ام ردی

فور وات؟!


نسبتا خوب بود.

موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1389/1/30 22:57:06
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: شنبه 28 فروردین 1389 16:08
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام لرد کبیر.
این پست منو نقد کنید.
فرهنگستان ریدل
باتشکر .
مای لرد ای ام ردی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: شنبه 28 فروردین 1389 04:02
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 30 فرهنگستان خانه ریدل، برایان دامبلدور:


برایان عزیز


نقل قول:
بلا نگاهی به لودو انداخت،لودو دستی به سبیلش کشید و نگاهی به روونا کرد.روونا هم نگاهی به در اتاق برایان کرد و همان طور که دعا میکرد روفوس سر و صدای شک برانگیزی راه نندازد به مرد گفت:ببین پسرم تو برو دنبال کارت.وقتی پیداش شد میایم خبرت میکنیم.
قبل از اینکه مرد حرفی بزند صدای بنگ بلندی از داخل اتاق به گوش رسید!
مرد با تعجب گفت:چی بود؟صدا از اتاق برایان بود!
سه مرگخوار:

اینو قبلا هم گفته بودم...مثلا تو همین آخرین نقدی که کردم.شما پاراگراف آخر پست قبلی رو(که کم هم نیست) اول پست خودتون کپی کردین،درحالیکه خواننده درست قبل از پست شما اون پست رو خونده و مسلما خوندن دوباره اون پاراگراف براش خسته کننده خواهد بود.شاید خواستین ارتباط با موضوع قطع نشه ولی بهتره از جایی که پست قبلی تموم شده ادامه بدین.ضمن اینکه زیر اون پاراگراف خط کشیدین و یه جورایی مثل خلاصه سوژه به نظر میرسه که همینم میتونه خواننده رو گیج کنه.


نقل قول:
بعد از اینکه آن مرد شنل بردوش صدا را شنید و وارد اتاق شد و گفت:

اینجا قسمت مهم و هیجان انگیزی بود.خیلی سریع پیش بردین.و عبارت"بعد از اینکه"باعث شده همون یه ذره هیجانی که باقی مونده بود هم از بین بره.چون این به خواننده القا میشه که این اتفاق افتاده و تموم شده و اهمیتی نداره و ما الان داریم به بعدش میپردازیم.استفاده از فعل گذشته اشکالی نداره.مثلا اگه میگفتین:
مرد شنل پوش بعد از شنیدن صدا وارد اتاق شد.
این جمله هیجانشو حفظ کرده.چون ما نمیدونیم الان چی میشه.


نقل قول:
روفوس که در شکل برایان در آمده بود و ترسی در بدن آن وارد شد بود گفت:

ترس چیز قابل لمس یا دیده شدنی یا مادی نیست که بشه گفت وارد بدن کسی شد...بهتره بگین وارد قلبش شد...یا قلبشو فرا گرفت.یا حداقل وارد وجودش شد.چون کلمه بدن برای ترس بیش از حد مادیه.


نقل قول:
-هی بدبخت !! یه اهم چیزی باید بکنی که بفهمیم اومدی در ذمن(ظمن یا زمن) سه نفر بیرون وایستادن منتظر تو ببین چیکارت دارن.

وقتی جمله هاتون بیش از حد محاوره ای میشه و اولین عبارت و جمله ای رو که به ذهنتون رسیده بنویسین درک درستش کمی سخت میشه.مخصوصا وقتی علامتهای لازمو نداره.در طول این دیالوگ(دومی) هیچ علامتی وجود نداره.حتی نقطه!برای همین خواننده جمله رو یه سره تا آخر میخونه و در نتیجه جمله خنده دار و بی معنی میشه.آخر بقیه دیالوگاتونم نقطه نذاشتین.این نکته کوچیک ولی مهمیه.حتما دقت کنین.
ضمن درسته.


نقل قول:
روونا با دادی خفنز گفت:
-یافتم !!!!

کار خوبی کردین که موضوع رو زیاد نپیچوندین.روونا به موقع نامه رو پیدا کرد.


اندازه پستتون خوبه.نه اونقدر کمه که هیچ اتفاقی توش نیفتاده باشه و نه اونقدر طولانی که آدم بی خیال خوندنش بشه..مخصوصا اگه اون پاراگراف اضافی اولش حذف بشه.این یه نکته مثبته.دیالوگاتون زیاده ولی گهگاهی بینشون جمله بی فایده و زاید به چشم میخوره، گرچه زیاد نیستن.

هنوزم مهمترین اشکال شما جمله های نامانوس و اشتباهتونه.و تنها راه حل رفع این مشکل اینه که پستهای نویسنده های خوب و شناخته شده سایتو بخونین.اینجوری میفهمین کی و تا چه حدی میتونین جمله رو محاوره ای کنین.با علامتهای مهم و اساسی و اصلی و کاربردشون آشنا میشین.کسی اینجا انتظار زیادی ازتون نداره.شما برای دل خودتون مینویسین.ولی دیگه نقطه و ویرگول و علامت تعجب و چیزایی مثل این برای درک نوشته تون لازمه.


اون "پایان" آخر پستتونم بهتر بود نمینوشتین.ممکنه بقیه فکر کنن سوژه تموم شده اونجا.کلا آخر پستتون لازم نیست چیزی بنویسین.چیزایی مثل"ادامه بدین" ...پستو همون جایی که میخوایین تموم کنین و بقیه شو بذارین به عهده نفر بعدی.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 27 فروردین 1389 16:47
نمایش جزئیات
آفلاین
باسلام خدمت شما لرد کبیر و بی مو :دی
میخواستم اگه میشه این پست رو برام نقد کنید.
باتشکر.
فرهنگستان خانه ی رایدل

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 24 فروردین 1389 23:57
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 152 قصر مالفوی،سیریوس بلک:


سیریوس عزیز

نقل قول:
- بد بخت شديم!
سوروس اين را گفت و با عجله بيرون دويد و به همه مرگخوار هاي ديگر كه پشت در منتظر بودند گفت كه به دنبال اربابشان بروند.
- اگه ارباب از اين جا در رفته بود كه ما ميديديمش!
- خوب لابد كور شدين! بگرديد ديگه! ممكنه محفلي ها اربابو پيدا كنن.
- نگران نباش اونا اين اربابو نميشناسن!

میفهمم...میخواستین ارتباطتون با پست قبلی از بین نره.ولی اینم در نظر بگیرین که کسی که این پستو میخونه به احتمال خیلی زیاد چند ثانیه قبلش پست قبلی رو خونده.برای همین خوندن دوباره اینا میتونه خسته کننده باشه.پست قبلی ممکنه خیلی ناگهانی تموم شده باشه ولی اشکالی نداره که شما از همونجا ادامه بدین.اینجوری هیجان ماجرا هم از بین نمیره.


نقل قول:
بلاتريكس: - فكر كنم لوسيوس برگشته. همين اول كاري چقدرم خرج كرده!

این اشاره تون خیلی خوب بود.پست لوسیوسو در نظر گرفتین و خیلی خوب از ورودش به داستان استفاده کردین.


نقل قول:
چشم هايشان را تيز كردند

از صفت تیز بین برای چشم استفاده میشه ولی چشم اصولا تیز نمیشه...اون گوشه!


نقل قول:
مورفين: - ببينم اين بشه اي هم كه پشت رداي اشنيپ رو گرفته بودم توهم بود؟
آنتونين: فكر نمي كنم

سوژه خسته کننده شده بود....لرد و مرگخوارا بچه شدن و تو قصر دارن دور خودشون میچرخن...جهت خیلی خوبی که شما به سوژه دادین میتونه کاملا نجاتش بده.


ظاهر پستتون مثل همیشه کاملا مرتب و جذب کننده بود...از شکلکها خیلی خوب،به جا و به اندازه استفاده کردین.پستتون بار طنزی رو که تو چند تا از پستاتون دیده بودم نداشت ولی با این سوژه همینم خیلی خوب بود.

موفق باشید.
__________________________
بررسی پست شماره 150 قصر مالفوی،لوسیوس مالفوی:

لوسیوس عزیز

این شاید یکی از سختترین نقدایی بود که تا حالا کردم.
زیاد با نقد برای اعضای قدیمی موافق نیستم.دلیلش این نیست که قدیمیا بدون اشکال مینویسن.بیشتر برای اینکه معتقدم بعد از یه مدتی روش اعضا تثبیت میشه و سبک خاص خودشونو پیدا میکنن.برای همین نقد تفاوتی تو نوشته هاشون ایجاد نمیکنه.مثلا خودم...سالهاست به سبک خاصی مینویسم و الان دیگه عوض کردن روشم برام خیلی سخته.به هر حال چون شما خواستین من فقط به عنوان یه خواننده عادی نظرمو مینویسیم.


مهمترین نکته ای که موقع پست زدن در نظر میگیریم احترام به سوژه تاپیکه.که نوشته مون نه به سوژه لطمه بزنه نه وقتی که لازم نیست عوضش کنه.شما موضوع جدیدی شروع کردین ولی به طرز ماهرانه ای اونو با سوژه قبلی تلفیق کردین.این کارتون خیلی جالب بود.شخصیتتونو طوری وارد داستان کردین که لطمه ای به ماجرا نزنه.


پست شما در نگاه اول خیلی جذابه.طولانی نیست.از عکس استفاده کردین.فاصله های لازم رو گذاشتین و پاراگراف بندی کردین.کاملا مرتب و منظم به نظر میرسه و همین میتونه خواننده رو جذب کنه.


نقل قول:
در همین حال ماجراهای پوشک مای بیبی در قصر مالفوی ادامه داشت

شما با وجود اینکه شخصیت جدیدی(لوسیوس)رو وارد داستان کردین و تقریبا یه موضوع و جهت دیگه به داستان داده شده با همین اشاره کوچیک احترامتونو نسبت به نویسنده و پستهای قبلی نشون دادین.گرچه لزومی هم نداشت ولی به هر حال همین اشاره شما خواننده رو آزاد گذاشته که اگه خواست موضوع قبلی رو هم ادامه بده.کارتون خیلی خوب بود.


نقل قول:
تعداد زیادی تسترال که یک کالسکه اشرافی خفن را می کشیدن

پستتون جدیه...در این حالت استفاده از حتی یک کلمه عامیانه میتونه جو و حال و هوای پستتونو از بین ببره.مثل همین کلمه "خفن" که حالت کاملا طنز آمیز داره.



نقل قول:
که یک کالسکه اشرافی خفن را می کشیدن از فراز آسمان مقابل قصر توقف کردند

نقل قول:
چند ساحره از بالای کالسکه پایین پریدن و در حالی که پلکانی در مقابل درب اصلی کالسکه قرار میدادند شروع به تعظیم کردن کردند...

فعلهاتون با هم همخوانی نداره...کشیدن و توقف کردند....پریدن و تعظیم کردند.اگه قراره بصورت گفتاری بنویسیم باید همه فعلهامون به همون شکل نوشته بشه.


دیالوگ پستتون خیلی کمه و فضاسازی زیادی وجود داره...یعنی درست شرایطی که باید در یک پست جدی رعایت بشه.حالتها و فضا رو به خوبی توصیف کردین.خواننده خیلی راحت در جو مرموز پستتون غرق میشه.


نقل قول:
با خرابی شوفاژ ها و کودکستان خانه ریدل از قصر استفاده شده بود...

منظور احتمالا این بوده که با خرابی شوفاژهای کودکستان خانه ریدل، از قصر مالفویها به عنوان کودکستان استفاده شده بود(که البته این اتفاق نیفتاده بود!)...ولی به هر حال درک این منظور از این جمله کمی سخته.
استفاده از کلمه "شوفاژ" میتونه حس و حال جادویی خواننده رو ازبین ببره.شاید بهتر بود توجیه جادویی تری برای خراب شدن قصر پیدا میکردین!

جمله ها تون ساده،کوتاه و واضح بود.برخلاف خیلی از پستهای جدی خواننده رو به هیچ عنوان گیج نمیکرد.


نقل قول:
سخن گشود

لب به سخن گشود درستتره...چون اصولا از فعل سخن گشود استفاده نمیشه.


در پست شما شکوه و عظمت و رفتار اشرافی و غرور خاص لوسیوس مالفوی کاملا واضح و مشخصه.تصمیم کاملا درستی برای استفاده نکردن از شکلک گرفتین.همین کارتون پستتونو جذابتر کرده.

خوب بود...حتی با وجود اینکه مدتها بود نمینوشتین.

موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 22 فروردین 1389 23:29
نمایش جزئیات
آفلاین
ارباب اگه میشه پست من را هم در همان تاپیک مورد نقد سیاه خود قرار دهید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
جادوگران
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 22 فروردین 1389 22:40
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام ل. ر. د

لطفا" بيا و پست لرد كوچولوي من رو نقد كن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!