شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
چو: ميخواستم ببينم شما چه مطالبي رو ميخوايد تدريس كنيد و آيا ما بايد كتاب خاصي رو تهيه كنيم يا نه! *** يه سوال هم داشتم اونم اينه كه اين درس رو اكثريت داش اموران دوست ندارن...شما ميخوايد چيكار كنين تا اين مسئله برطرف بشه و اين كلاس يه كلاس لذت بخش مثل كلاس دوئل باشه؟؟؟؟؟
راجر:..... ------------------------ بعد از تدريس:
چو: ببخشيد پرفسور منم مثل اليور اون قسمت عصا رو متوجه نشدم يعني همون عصايي كه ماگل ها وقتي سنشون زياد شد ميگيرن دستشون يا عصاي خاصي كه جادويي توش داشته باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
راجر:........
چو: پرفسور يه سوال ديگه هم داشتم ميتونم بپرسم؟
راجر: بله بپرس !
چو: اونوقتها شرايط دوئل چجوري بود؟ منظورم اينه كه ما كه الان مثلا پشتمونو بهم ميكنيم و چند قدم ميريم عقب و بعد دوباره رومونو بهم ديگه ميكنيم ، اونا چيكار ميكردن؟ يعني اصلا شرايط دوئل داشتن ؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worried, Harry,»
said Dumbledore, his voice a little stronger despite
the freezing water. «I am with you.»[/font] [/b]
5 امتياز براي ريونكلا بخاطر تدريس خوب پروفسور ديويس و شروع كردن مبحث جالب ، البته استاد اين درس بايد دقت كنن كه وقتي بچه ها در مورد درس سوال دارن سريعتر جواب بدن موفق باشيد...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
وه که چه بیرنگ و بینشان که منم...کی ببینم مرا چنان که منم؟!
ببخشید استاد در اون قسمت اولی که نشون دادین مربوط به هزارو سیصد سال قبل از میلاد مسیح با اون عصاشون جادو میکردن؟ میشه یه خورده درباره ی اون توضیح بدید.
با تشكر از پروفسور گودريك گريفندور كه اين فرصت رو به من براي تدريس دوباره اين درس دادن. من هنوز نميدونم اون چيزهايي كه قبلا هم گفتم در امسال هم هست يا نه! و در واقع يه جوري هم زمان رو از دست دادم. و يادم نبود امروز اولين كلاسمه.
خب سلام به همهي دانشآموزان عزيز. من ميدونم كه اين درس تاريخ جادوگري جز درسهاي محبوب شما نيست. ولي اين درس در امتحانات پاياني شما ارزشمند ميشه. من حدود 1 ساعت ديگه تدريس درس رو شروع ميكنم. پس پرسشهايي كه قبل از كلاس دارين رو بفرماييد. -------------------------------------------------------------------------- حالا كه وقت سوال پرسيدن تموم شد. ميپردازيم به خود درس. قبل از هر چيز همه صندلي هاي خودتون رو بردارين و دور كلاس بچينين طوري كه وسط كلاس خالي باشه. خوبه. حالا درس رو شروع ميكنيم. (من ميرم وسط كلاس و چوبدستيمو يه تكون كوچولو ميدم. و قدح انديشهم رو وسط كلاس ظاهر ميكنم. بعد يه خاطره رو ميريزم توش و يه ورد كوچولو و يه صفحهي سهبعدي. انگار كه دانشآموزان وارد قدح شدهباشن.)
درس اول: دوئل جادوگران در قديم
اين دو نفري كه مشاهده ميكنين در 1300 سال قبل از ميلاد مسيح با هم دوئل ميكردن. و اگر خوب به دستاشون دقت كنين ميبينين كه اونا چوبدستي در اختيار نداشتن و با عصا و شمشير ميجنگيدن. يكي از ضررات اين كار اين بود كه جادوگران در حال دوئل نميتونستن هم جادو اجرا كنن و هم با شمشير با هم بجنگن. چون تامين انرژي و ورد براي هر جادو خيلي طول ميكشيد و جلوي كارشون رو ميگرفت. (يكي از جادوگرها در حال انجام جادو بود كه اون يكي به سرعت بهش نزديك ميشه و با شمشيرش اون رو ميكشه)
(صحنه تغيير ميكنه: يك ماگل در مقابل يك جادوگر) به دليل وجود نداشتن جادو در ماگلها جادوگرها فكر ميكردن كه نسبت به ماگلها برتري دارن. و در يك جنگ تنبهتن اولين كاري كه ميكردن تلاش براي جادو كردن ماگلها بود. اين كار خيلي زمان ميبرد و فرصت نزديك شدن به ماگلها رو ميداد و اگر ماگل ميتونست از اون جادو فاصله بگيره. جادوگر كاري نميتونست انجام بده و به آسوني به دست ماگل كشته ميشد. اين دليل نترسيدن ماگلها در اون زمانها بود. (جادوگر طلسمش رو ميزنه و ماگل خودش رو ميندازه زمين و به سرعت بلند ميشه. جادوگر ميخواد از خودش دفاع كنه ولي شمشير رو دير بيرون ميكشه و به دست ماگل كشته ميشه)
(صحنه تغيير ميكنه دوباره يه ماگل و يه جادوگر در حال جنگ تنبهتنن) بعد از مدتي جادوگرا فهميدن كه جادوي اونا بر ضررشون تموم ميشه و تصميم به تغيير روش گرفتن. اونا ديگه به فكر پايان دادن سريع به جنگ نبودن و تنها ميخواستن ماگلها رو اذيت كنن. براي اين كار با اونها مثل ماگل-ماگل به جنگ ميپرداختن و كمكم خودشون را آمادهي گفتن ورد ميكردن و در يه فرصتي كه بين جادوگر و ماگل فاصله زيادي بود اونو طلسم ميكردن و جنگ تموم ميشد. (جادوگر با شمشير به قصد سر ماگل ميره و ماگل خودش رو براي قرار نگرفتن در مسير شمشير ميندازه و همون لحظه جادوگر ماگل رو طلسم ميكنه)
ويرايش شد!(آلبوس دامبلدور)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/8/19 5:20:43
درس دهم مخترع اولين همزن خودكار چه كسي بود؟؟؟ جنهاي خانگي فقط در خانهي جادوگران ثروتمند و بيشتر اصيل كار ميكنند و در سال 1890 جمعيت جادوگران به شدت افزايش يافت و به دليل اينكه كارهايي كه مجبور به انجام دادن آنها در جامعه جادوگري بودند بسيار زياد بود و وقت كار ديگري نداشتند، خانههايشان به طرز وحشتناكي كثيف ميشد. و مجبور به استفاده از خدمتكاران جادوگر(كه بسيار تعدادشان كم بود) يا مشنگ ميشدند كه هر دفعه به دليل ديدن شياي جادويي بايد افسون فراموشي به كار برده ميشد و كلي كاغذبازي در وزارتخانه ساحرهاي فقير ولي نسبتاً قدرتمند به نام والانت كه آشپز يكي از خانواندههاي نسبتاً ثروتمند بود به دليل در خواست اربابش مبني بر درست كردن كيكي به بزرگي سه فوت براي تولد پسرش علاوه بر تميز كردن خانه، به فكر افتاد كه همزني را جادو كند كه خودبهخود بچرخد و مواد كيك را هم بزند تا او به كارهاي خانه برسد. به دليل شتاب و استفادهي قدرتي بيشاز حد لزوم، همزن علاوه بر همزدن و ريختن مواد مورد نياز در ظرف، آنها را در قالب هم ريخت و بعد از آن نيز مورد استفاده قرار گرفت. او همچنين جاروها و ظرفشوي و ساير چيزهاي خانه را جادو كرد كه در كارش به او كمك كنند. وزارتخانه به والانت انحصار جادوي اين وسايل را داد و به خاطر اين فكرش كه تا قبل از آن به فكر كسي نرسيده بود مدال درجه سه مرلين اعطا كرد. چون باعث صرفهجويي بسياري در كارهاي وزارتخانه (به خاطر افسونهاي فراموشي) و ساير جادوگران شد. --------------------------------------------------------------------------- خب درس شما در همينجا تموم شد. اميدوارم در امتحاناتتون موفق باشين
ويرايش شد!(آلبوس دامبلدور)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/8/19 5:19:02
کالین کریوی نوشت پروفسور ممکنه در مورد mab دشمن مرلین یه توضیح بدین آخه اونم از این چوبایی که شما گفتین استفاده میکرد و جزو قوی ترین جادوگران دوران بود حتی خیلی قوی تر از بعضی از جادوگرای امروزی؟
اگه اون مب اي كه من فكر ميكنم منظورتونه بايد بگم نه اون از اين چوبدستي ها نداشت اون اصلا از چوبدست استفاده نميكرد ---------------------------------------------------------------------- درس نهم كسي ميدونه شبكه پرواز از چه زماني مورد استفاده قرار گرفت؟ در حدود سال 1760 تعداد جادوگرها به دليل تصويب قانوني مبني بر آزاد بودن تحصيل براي مشنگزاده ها به سرعت افزايش پيدا كرد و اين در حالي بود كه بيشتر اونا توانايي آپارات (غيب و ظاهر شدن) رو نداشتن. تعداد كشتهها و زخميهايي كه بر اثر اشتباه در آپارات بوجود اومد بقدري زياد بود كه سنت مانگو توانايي پذيرش بيشتر رو نداشت. ولي فقط اين موضوع نبود كه باعث پيدايش روش ديگهاي براي رفتوآمد شد. در سال 1774 وزير سحر و جادوي بريتانيا در آن زمان آندوان بر اثر همين سانحه كشته شد و خسارت بسياري به بريتانيا زد. آندوان جادوگر قدرتمندي بود ولي در آپارات بسيار مشكل داشت. همين باعث ترس جامعه از آپارات شد و كنفدراسيون جادوگران تصميم به تعويض اين روش با روشي سادهتر گرديد. درست شش ماه بعد اولين سفر با پورتكي بين انگلستان و نيويورك انجام شد. ولي اين روش حمل و نقل بسيار گران بود. زيرا جادوگران براي استفاده از آن بايد مجوز ميگرفتند. درست سه سال و نيم بعد جادوگري به نام گاندالن كه بسيار ثروتمند بود متوجه آمدن چيزي از شومينهي روشن خود شد و فكر كرد كه دزد است و با سرعت چندين ورد قوي به طرف شومينه شليك كرد و از آنجايي كه شومينهي او درست روبروي شومينهي همسايه بود، و هم قدرت وردها، وردها از ديوار هم گذشته و به شومينهي ديگر برخورد كردند. ولي اون سروصدا چه بود؟؟ به دليل باران مقداري آب وارد شومينه شده و گردههاي اطراف دودكش را شسته بود و به طرف پايين ريخت. يكي از وردهاي آن كه ورد جابجايي بود به اين گردهها برخورد كرد و باعث ايجاد نور متفاوتي با رنگ شعله شد. گاندالن براي مطمئن شدن از گرفتن دزد وارد شومينه خود شد و از شومينهي همسايه سر درآورد. ويرايش شد!(آلبوس دامبلدور)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/8/19 5:17:31
پروفسور ممکنه در مورد mab دشمن مرلین یه توضیح بدین آخه اونم از این چوبایی که شما گفتین استفاده میکرد و جزو قوی ترین جادوگران دوران بود حتی خیلی قوی تر از بعضی از جادوگرای امروزی؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هوووم امضاي آفتابه اي بسته! [b][color=996600] بينز نامه بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم بيا تا ريش ها ب