جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

25 کاربر(ها) آنلاین هستند (12 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
23
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
آلبوس دامبلدور تراپیست می‌شود!

آلبوس دامبلدور تراپیست می‌شود!

آکی سوگیاما 1405/04/05 20:10  33 خواندن  بدون نظر 
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  115 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  185 خواندن  1 نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  304 خواندن  2 نظر(ها) 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  289 خواندن  1 نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  363 خواندن  7 نظر(ها) 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 30 دی 1389 19:21
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام ارباب

گفتم حالا که بازار آواداکداورا ها گرمه،منم بیام یه درخواست نقد بدم که تا دستتون گرمه منم بکشین برم پی کارم.

ممنون

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 29 دی 1389 17:23
نمایش جزئیات
آفلاین
درود بر لرد بزرگ .
میخواستم که دوباره مزاحم شم و بگم اینو

با ایننقد کنین. قبلش میخواستم دوباره یه چیزی بگم. اسکور میخوای یه دوره ی خصوصی طرز استفاده از ورد قتل برات بذارم؟
نقل قول:
یه آواداکدورا بخونین من برم پی کارم!


چی؟ آوداکدورا؟ آواداکداورا! البته من که عددی نیستم لرد باید یادت بدنند... ایشون در این کار قهارن...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط رز ویزلی در 1389/10/29 17:52:18

ارباب جان، جان جانان اند اصلا!




Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 29 دی 1389 14:09
نمایش جزئیات
آفلاین
ارباب!

روم به دیوار دوباره نقد! اصلا من کلا عضو بی خودیم همش وقت ارباب رو می گیرم. یه آواداکداورا بخونین من برم پی کارم! خب اینم یه پست دیگه که می خوام شما برام نقد کنین!

با تشکر از ارباب!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اسکورپیوس مالفوی در 1389/10/29 17:37:46
هلگا معتقد بود ...

[b]« هوش و علم ، [color=990000]شجاعت و غلبه بر ترس[
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 28 دی 1389 22:28
نمایش جزئیات
آفلاین
ارباب میخواد قبل از نقد یه توضیحی در مورد کشته شدن شخصیتهای ایفای نقش در تاپیکهای مختلف بده.(شبیه عنوان پایان نامه شد!)

طبق قوانین نانوشته سایت(حالا شایدم نوشته شده باشه،ارباب ندیده)کشتن یک شخصیت در ایفای نقش ممنوعه.ولی دلیلش چیه؟

اون قدیم ندیما...سالها قبل که اینجا نظم درست و حسابی هم نداشت، ملت جادوگر در تاپیکهای ایفای نقش با هم کل کل میکردن.مثلا هری میومد میگفت ولدی بده.بد بد...ولدمورت هم میومد جواب میداد که خودت بدی، عینکی بی ریخت!...بعد اون وسطا که کل کل اوج میگرفت یکی میومد میگفت :آواداکداورا...هری تو دیگه مردی.نمیتونی حرف بزنی!هر چی این بیچاره میومد ثابت کنه که هنوز زندس و اصولا میتونه حرف بزنه کسی حرفشو قبول نمیکرد.میگفتن مُردی که مُردی.تموم شد و رفت!دیگه نمیتونی تو کل کل شرکت کنی!علاوه بر این، معمولا هر عضوی فقط درباره خودش مینوشت.یعنی تا شخصیت خودشو وارد داستان نمیکرد ماجرا رو ادامه نمیداد و سعی میکرد هر طور شده خودشو بندازه وسط داستان.برای همین کشته شدن تقریبا مساوی بود با محروم شدن فرد از شرکت و فعالیت در تاپیکها.

اینجوری شد که کشتن شخصیتها در ایفای نقش ممنوع اعلام شد.

ولی الان شرایط تغییر کرده.از کل کل مستقیم در ایفای نقش خبری نیست.علاوه بر این طرز نوشتن اعضا عوض شده.برای بچه ها فرقی نمیکنه که خودشون هم باشن یا نه.علاوه بر اون حتی اگه شخصیتشون تو داستان کشته بشه هم میتونن با همون شخصیت مرده یا روحش یا حتی بدون اون به نوشتن ادامه بدن.برای همین ارباب معتقده که دیگه موردی برای ادامه این ممنوعیت وجود نداره و میشه به راحتی شخصیتها رو کشت.فقط کافیه موقع کشتن شخصیتها سعی کنیم اولا منطق رو(البته تا حدودی...نذارین جلوی خلاقیتتونو بگیره) فراموش نکنیم.دوما داستان و روند ماجرا رو با کشتن شخصیت عوض یا خراب نکنیم.مثلا شخصیت اصلی داستان رو(هر کی که هست)نکشیم.

این از این!


بررسی پست شماره 166 گورستان ریدلها،آنتونین دالاهوف:


نقل قول:
زبانم لال، دور از جان، لرد ولدمورت بدرود حیات گفته و آنتونین جانشینش میشود.

دقیقا...گاز بگیر اون زبونتو!


نقل قول:
هری در افکار خود: _ هوووم ... اووووم ... ... جینی رو چیکار کنم؟ حالا که رون مرده و هرمیون بیوه شده چیکار کنم؟ کیو انتخاب کنم؟

اینجا کمی مبهمه.انتخاب برای چی؟از اونجایی که این فقط یه نقشه اس، لازم نبود هری نگران جینی و بقیه باشه.با این همه نشون دادن تردید هری در اجرای نقشه نکته خوبی بود.هری دامبلدور نیست که چشم بسته به همه اعتماد و همه حرفاشونو قبول کنه.استفاده از مثال اسنیپ برای قانع کردن هری سلاح خیلی خوبی بود.


نقل قول:
هری: آخــــی نه گناه داره، نمیشه یه جور دیگه بکشیمش؟
اسکورپیوس: یعنی با اکسپلیارموس؟

علاقه شدید هری به اکسپلیارموس سوژه جالبیه که تو بیشتر پستهای شما دیده میشه و تکرار مداوم این موضوع باعث میشه این سوژه به خوبی برای بقیه جا بیفته و جالبتر بشه.


نقل قول:
اسکورپیوس: اوکی پس راه بیفت بریم تا یواشکی شما رو داخل خانه ریدل کنم و با کمک هم سر آنتونینو زیر آب کنیم!

قسمت اول نقشه اینجا حذف شد.قرار بود اینا وانمود کنن اسکورپیوس هری رو کشته و براش مراسم تشییع جنازه هم بگیرن.بعد وارد مقر مرگخوارا بشن و آنتونین رو بکشن.چون ماموریت امشب اسکورپیوس کشتن هری بود.اینجوری کارشون کمی سختتر میشه ولی به هر حال آسیب قابل توجهی به سوژه زده نشده.


نقل قول:
اسکورپیوس که قبلا با چند تن از مرگخواران هماهنگ کرده بود، شبانه هری را مخفیانه داخل خانه ریدل کرد و باتفاق هم تا بالای سر آنتونین که در تختخوابش بود رفتند ...

این قسمت هم به نظر من کمی سریع پیش رفته.البته کند پیش بردن بیش از حد سوژه هم درست نیست.چون تجربه ثابت کرده در اینجور مواقع سوژه وسطا منحرف و از مسیر اصلی خارج میشه.ولی بهتره خیلی هم ماجرا رو سانسور نکنیم.ورود مخفیانه هری و اسکورپیوس به خانه ریدل و رسیدنشون به اتاق آنتونین میتونست سوژه های جالبی داشته باشه.


قسمت اکسپلیارموس هری و خلع سلاح شدن آنتونین و از خواب پریدنش عالی بود.توجیه هری برای خلع سلاح کردن هم جالب بود!


نقل قول:
و اینطور شد که آنتونین به آرزویش رسید و به پیش اربابش کوچ کرد.

باز شما خودکشی کردی؟


نقل قول:
اما اسکورپیوس متوجه یک موضوع نشده بود. آن شب آنتونین قبل از خواب به بلیز زابینی و آستوریا گرینگورس دستور داده بود که بدلیل بی احترامی به او تمام شب را زیر تختخواب او بمانند و جیک هم نزنند تا تنبیه بشوند ...

آنتونین ناموس نداره؟این چه جور مجازاتیه دیگه؟!!
سوژه قبلی رو تقریبا منهدم کردین و سوژه دیگه ای وارد داستان کردین.الان دو مرگخوار خیانت اسکورپیوس رو دیدن.این میتونه موضوع جدید و جالبی باشه.مخصوصا با توجه به اینکه بعد از مرگ هری سوژه قبلی دیگه به درد نمیخورد.


نقل قول:
روم به دیوار ... صد تو من میشه.

شما امشب قبل از شام-تاکید میکنم قبل از شام- تشریف بیارین اتاق ارباب...من دویست تومن تقدیمتون میکنم.

خوب بود.

موفق باشید.


______________________________________
بررسی پست شماره 104 خانه گانت ها، ویکتور کرام:


نقل قول:
اگه خواستین هم یه پس گردنی یا رو گردنی بهم بزنین ارباب

ارباب هر وقت مایل باشه پس گردنی میزنه...فکر کردین به همین سادگیاس؟پس گردنی ارباب مقدسه.


نقل قول:
فلش بک :

پست رو با فلش بک شروع کردین.این کار شما ارتباط خواننده رو با پست قبلی قطع میکنه.بهتر بود اول حداقل یکی دو خط ماجرا رو ادامه میدادین و به به فلش بکتون میپرداختین.البته خوشبختانه در قسمت مناسبی (از کل ماجرا) این کار رو انجام دادین.


نقل قول:
کمی نگذشت که جیمز از آن سوی پارک به سمت رز آمد

خیلی ناگهانی شخصیتهای مجهولتون رو معرفی کردین.به نظر من بهتر بود یا قبلش عنوان میکردین که دختری که داره گریه میکنه رزه...و یا هویت جیمز و هم برای مدت کوتاهی مخفی میکردین.مثلا میگفتین پسری بطرف دخترک اومد... و بعد تو دیالوگها شخصیتها برای خواننده آشکار میشد.


نقل قول:
جیمز پسری خجالتی بود و رفتارش گونه ای نشان میدهد که انگار عشق رز وجودش را فرا گرفته است

رفتارش گونه ای نشان میدهد اشتباهه :رفتارش به گونه ای بود که...یا رفتارش اینطور نشان میداد که...


نقل قول:
رز گلویش را بغض فرا گرفته بود.هر لحظه ممکن بود بغضش را بشکند.

بغض گلوی رز را فرا گرفته بود و هر لحظه ممکن بود بشکند.
جمله هاتون کمی نیاز به اصلاح داره.بعضی جاها اشتباه نوشته شدن و گاهی منظورتونو خوب نمیرسوننن.


طرد کردن درسته، نه ترد کردن.


نقل قول:
جیمز از گفتن این حرفش پشیمان شد و آرزو میکرد که هرگز این حرف را نمیزد.عجب حرف احمقانه ای زده بود اما این جرقه ای بود که در سر رز زده شد تا بلکه زندگی اش تغییر کند.

جمله جیمز و جرقه ای که در ذهن رز زده شد خیلی خوب بود.شما داستان اصلی رو رها کردین و به توضیح این ماجرا که چطور رز به مرگخوار شدن علاقمند شده پرداختین.کار خوبی کردین.شاید بهتر بود کمی بیشتر این قسمت رو شرح میدادین و علاقه عمیق رز رو توجیه میکردین.چون این علاقه در حدی بود که رز حاضر شد خانواده و دوستانشو فدای مرگخوار شدنش بکنه.


با توجه به نوشته های قبلیتون خوب بود.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 28 دی 1389 00:55
نمایش جزئیات
آفلاین
ارباب،
پلیزاینو نقد کنید.
اگه خواستین هم یه پس گردنی یا رو گردنی بهم بزنین ارباب

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
»»» ارزشـی گولاخ «««
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 27 دی 1389 22:00
نمایش جزئیات
آفلاین
ارباب جسارتا تقصیر شخص شخیص خودتونه که ما هی میایم تقاضای نقد میکنیم. بالاخره یه جادوگر ماه و بهترین عضو سایت که بیشتر نداریم که اینقدر خوب نقد میکنه. روم به دیوار ... صد تو من میشه.
لطفا اینم نقد کنید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 27 دی 1389 20:25
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 165 گورستان ریدلها، آستوریا گرینگرز:


نقل قول:
هری که نمی دانست چه حرفی باید بزند یا چه پاسخی بدهد، به خاطر نفرتش از آنتونین و علاقه ی شدیدش به اسکورپیوس، سری به نشانه مثبت تکان داد.

هری این حرکت رو در پست قبل انجام داده بود.برای همین لازم نبود شما تکرارش کین.البته پیدا کردن یه دلیل منطقی برای جواب مثبت هری نکته خوبی بود ولی آخر پست قبلی یه حالت تاثیر گذار و زیبا داشت که بهتر بود برای حفظ اون حالت این قسمت عینا تکرار نمیشد.میتونستین این دلیل رو در ادامه پست قبلی ذکر کنین.مثلا :هری دقیقا نمیدانست چرا پیشنهاد اسکورپیوس را قبول کرده ولی حدس میزد دلیل آن نفرتش از آنتونین و علاقه شدیدش به اسکورپیوس باشد.


نقل قول:
-من بهت کمک میکنم،ولی وقتی ترتیب آنتونیون رو دادیم،باید این گروه رو منحل کنی.

این قسمت خیلی خوب بود.منطقی نبود که هری بدون هیچ اعتراض یا شرطی با اسکورپیوس همکاری کنه.شرطی که ذکر شد کاملا مناسب و بجا و قابل قبول بود.علاوه بر اینا به پیشبردن سوژه هم کمک میکنه.


آنتونیون نه....آنتونین.


نقل قول:
-آنتونیون به من مأموریت داده بود که امشب شما رو بکشم.بخاطر همین شاید بد نباشه ما یه فیلمی بازی کنیم.همه ی کسایی که به شما نزدیکن،وانمود کنن من امشب شما رو کشتم،یه مراسم تشییع جنازه ی الکی هم ضرری نداره.اینطوری من میتونم شما مخفیانه وارد مقررمون کنم و شما هم ترتیب مرگ آنتونیون رو بدین.

این قسمت چند تا اشکال داره.سوژه اصلی این بود که اسکورپیوس وانمود میکنه از مرگخوارا و کلا سیاها جداشده و اعتماد هری و بقیه رو جلب میکنه و وزیر میشه.اینجا اسکورپیوس اعتراف کرده که جزو گروه مرگخواراس و این موضوع طوری عنوان شده که انگار هری هم ازش اطلاع داشت!اگه هری این موضوع رو میدونست که اجازه نمیداد اسکورپیوس وزیر بشه و اینقدر بهش علاقه پیدا نمیکرد!

این نقشه آخر خیلی خوب بود.حساب شده و قابل اجرا و جالب...فقط کمی سریع توضیح داده شده بود.بهتر بود کمی بیشتر روی اون قسمت مکث میکردین.مثلا هری و اسکورپیوس میتونستن با هم این نقشه رو بکشن.حتی قبلش اسکورپیوس میتونست به دروغ پیش هری اعتراف کنه که با وجودی که دلش میخواد هنوز موفق نشده از گروه مرگخوارا جدا بشه.


خوب بود.


موفق باشید.
____________________________

بررسی پست شماره 103 خانه گانت ها، اسکورپیوس مالفوی:


نقل قول:
ارباب یک دستش را زیر چانه اش زده بود و با چشم های سرخ و مار مانندش، به فرد ناشناسی که به آنجا آمده بود تا به مرگخوارن بپیوندد، خیره شده بود!

"ارباب" عنوانیه که مرگخوارا باهاش لرد سیاه رو خطاب میکنن.استفاده از این واژه در جایگاه راوی زیاد درست نیست.درست مثل اینه که یه سفید بنویسه اسمشو نبر دستش را زیر چانه اش زده بود و...
وقتی دارین داستان رو شرح میدین بهتره از لرد سیاه یا حتی لرد ولدمورت استفاده کنین.

شروع کنجکاو کننده ای بود.خواننده رو ترغیب میکنه که داستان رو تا اخر بخونه و بفهمه فرد ناشناس کیه.


نقل قول:
برو تا زیر کروشیو هام با خونت این دیوار ها رو رنگ نکردم!

در طلسم کروشیو خونی در کار نیست!


نقل قول:
در حالی که لبخند شیطانی بر لب ولدمورت نقش بسته بود، گفت: انتقام از هری پاتر توسط یک دختر جوان! هری برای فرزند هاش هر کاری می کنه و من در ازای آزادی فرزند هاش جون خودش رو ازش می خوام!

نقشه خوبیه و به خوبی توضیح داده شده.گرچه حضور لوسیوس در پشت دیوار کمی مضحک بود.لزومی نداشت لوسیوس وارد ماجرا بشه.لرد میتونست اینجا با خودش حرف بزنه یا لوسیوس از اول در جلسه حضور داشته باشه.البته همین حالتش هم بد نبود.


در بعضی از قسمتها جمله های خوب و تاثیر گذاری انتخاب کردین ولی با پس و پیش نوشتن اونا تاثیر گذاریشونو کمتر کردین.مثلا:
نقل قول:
می توانست برای رسیدن به یکی از هدف های شومش او استفاده کند و بعد او را دور بیاندازد؛ دلیلی نمی دید از او سوء استفاده نکند!

دلیلی نمی دید از او سوء استفاده نکند!می توانست برای رسیدن به یکی از هدف های شومش او استفاده کند و بعد او را دور بیاندازد!

یا:

نقل قول:
اما برای اینکه بتونی به ما بپیوندی باید یه ماموریتی رو انجام بدی. تو باید یکی از این سه نفر رو برای من بیاری، یکی از سه تا بچه ی هری پاتر! احتمالا هم بازی هات هستن!

اما برای اینکه بتونی به ما بپیوندی باید یه ماموریتی رو انجام بدی.سه تا بچه ی هری پاتر! احتمالا هم بازی هات هستن!تو باید یکی از این سه نفر رو برای من بیاری!
اینجوری ضربه ای که جمله ها قراره به خواننده وارد کنه موثرتر میشه.

آخر پست و ذکر احساسات جیمز نسبت به رز نکته مثبتی بود که نفر بعدی میتونه ازش استفاده کنه.

خوب بود.

موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 27 دی 1389 00:30
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام به ارباب!

خب ارباب همونجوری که این آستوریا می گه شما وقت ندارین منم به عنوان یک مرگخوار وظیفه دیدم وقت شما رو تنگ تر کنم به خاطر همین یه نقد به نقداتون اضافه می کنم!

لطفا این پست منو نقد کنین!

با تشکر!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...

[b]« هوش و علم ، [color=990000]شجاعت و غلبه بر ترس[
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 26 دی 1389 23:50
نمایش جزئیات
آفلاین
سرورم میدونم سرتون شلوغه پس هر وقت،وقت داشتین لطفاً یه نگاهی به این پست بندازین و نقدش کنین.

ممنون

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 26 دی 1389 00:55
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 164 گورستان ریدلها، اسکورپیوس مالفوی:


نقل قول:
اسکورپیوس با خود فکر کرد:اگر به آنتونین خیانت کنم می تونم دو تا نشون رو با هم بزنم! یکیش ریاست بر مرگخوار هاست و اون یکی هم وزارت سحر و جادوئه و این شکلی بیش از پیش پیش هری شیرین می شم و می تونم توی اوج نزدیکی به پاتر اون رو بکشم و به عنوان رییس جدید مرگخواران ابراز وجود کنم!

شروع فوق العاده ای بود!
علاوه بر اینکه رشته داستان رو پاره نکردین، سوژه خیلی خوبی رو وارد داستان کردین.شخصیت پردازی خیلی خوبتون هم به این سوژه کمک میکنه.رفتار و افکار اسکورپیوس برای خواننده کوچیکترین شکی باقی نمیذاره که اینا نقشه های یه بچه بی تجربه نیست و شکست دادن اسکورپیوس اونقدرا که به نظر میرسه ساده نخواهد بود.رفتار آنتونین هم خیلی جالب توصیف شده.آنتونین غرق در نقش لرد سیاه، سرگرم دستور دادن به اطرافیانشه و متوجه نیست که دور و برش چی داره میگذره.


نقل قول:
آنتونین نگاهش را از او کند

نگاهش را از او برگرفت درستتره.


نقل قول:
در با صدای جر و جری باز شد و هری پشت در صورت خیس اسکورپیوس مواجه شد. اسکورپیوس در حالی که چون ابر های آسمان می گریست، گفت: پدر من مرگخوارم!

پدر؟منظورتون این بود که اسکورپیوس هری رو مثل پدرش دوست داشت؟(یا حداقل وانمود میکرد داره؟)این طرز خطاب کمی ناگهانی بود!


نقل قول:
-من و چند تا دیگه از مرگخوار ها تصمیم گرفتیم آنتونین رو بکشیم از سلطه گریاش خسته شدیم!تو هم به ما کمک می کنی؟

هری که نمی دانست چه حرفی باید بزند یا چه پاسخی بدهد، به خاطر نفرتش از آنتونین و علاقه ی شدیدش به اسکورپیوس، سری به نشانه مثبت تکان داد.

استفاده از هری برای کشتن آنتونین...نقشه جالبیه.شما طرح خیانت به آنتونین رو وارد داستان کردین و خوشبختانه اونو فقط به صورت نقشه رها نکردین و بهش شکل و جهت دادین.اینجوری نویسنده بعدی بطور واضح و روشن میدونه که دقیقا با طرح و ایده شما باید چیکار کنه.کارتون خیلی خوب بود.


ظاهر پستتون،فاصله ها، تیترها و علامتگذاریا...همه خوب و مرتب بودن.


مشکل اصلی این سوژه اینه که ربطی به گورستان ریدلها نداره.ولی شاید بشه کم کم ربطش داد.


خوب بود.

موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!