شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
- نام ،نام خانوادگی و سن خود را بیان کنید. الفیاس دوج هم سن آلبوس
- انگیزه ی شما برای ورود به این شغل. انگیزه منگیزه نمی دونم چیه می رم سراغ سوال بعدی
فعالیت های عمومی یک کاراگاه و منزلت او در جامعه ی جادوگری را بنگارید. جاسوسی در تمام کارهای همسایه ها تا 40 خیابان بعد از منزل / بد نیست ولی خوب به آدم بد نگاه می کنند
-ورود هرگونه مرگخوار به اداره ی کارآگاهان ممنوع است و متقلب تحت پیگرد قرار خواهد گرفت پس اگر در گروهک های دیگر سایت هم عضو بوده یا هستید کاملا مرقوم بفرمایید. محفل ققنوس
-در شرح مأموریت های کارآگاهان آمده است: منحرف سازی نامحسوس سوژه های مرگخواران به منظور ضربه زدن به اعتبار آنها و یافتن سرنخ برای دستگیریشان. این مأموریت را گسترده تعریف کنید و در صورت امکان یک مورد انجام دهید. تمام کارهایی که مرگخوارا رو پیش لرد سیاه و ولدمورت رو پیش دنیای جادو گری ضایع می کند
-جرم های زیر را بر اساس اولویت پیگیری مرتب کنید(از کم به زیاد): ج-شورش بر علیه وزیر ه- شوراندن موجودات اهریمنی نظیر دیوانه سازان و غول ها علیه جامعه ی جادوگری ب-دزدی و غارت الف-قتل و کشتار زنجیره ای د-ارعاب و تهدید جامعه در ملاء عام(یعنی فعالیت های اوباش و اراذل در خیابان و کوچه ها)
- از چه چیزی در زندگیتان می ترسید؟از چه چیزی وحشت دارید؟ از ماهی قرمز عید / از رفتن دامبلدور و تموم شدن محفل و شکست بچه های محفل
- اداره ی کارآگاهان در کدام طبقه از ساختمان وزارت واقع شده است؟ به نظرم وسطای ساختمان بود
- شب تاريكيست و ترس و توهم در وجود شما رخنه كرده ! هوا مه گرفته است و شما را به دنبال يك ماموريت پيچيده فرستادند ، دقت كنيد كه ارزش معنوي اين ماموريت بسيار بالاست ، پس شما فرار نمي كنيد ! بلكه به راه خود ادامه مي دهيد و به برج صد طبقه اي كه مقصد شماست مي رسيد ، پيرزن همسايه دم در منتظر شماست و هدف هم در باند هلي كوپتر ايستاده است !چگونگي نجات گربه پيرزن همسايه از دست عروس وي را روي باند هلي كوپتر شرح دهيد !(هدف، سطح رول و كيفيت طنزنويسي در عين حال جدي نويسي است.با دقت تمام بنویسید) من : چی شده خانم خان ؟ پیرزنه : اون عروس خل منه می خواد گربمو بندازه پایین ! من : چرا ؟ پیرزن : واسه اینکه من به پسرم گفتم اون یکم وسواسیه . من : واسه همین ؟ پیرزنه : آره من : خب من میرم هر دوشون رو پایین بیارم فقط اگه یکیشون افتاد می خوای کدومشون باشه ؟ پیرزنه : عروس خلم !!! من : باشه . بعد از 10 دقیقه رسیدم بالای ساختمون من : اهای خانم بیا اینور می افتی پایین کتلت می شی ها خانمه : نه نمی یام جججججججججییییییییغغغغغغغغ من : با زندگی چندنفر داری بازی می کنی حرف گوش کن بیا اینور. خانمه : نه ! اصلا اینطوریه ؟ بیا بگیرش ! و با گربه می پرن پایین منم با سرعت خودم رو می رسونم اونجا و با وینگاردیوم له وی اوسا نگهشون می دارم ولی چون سنگین هستند خانمه می افته پایین و عین گوجه له می شه . من : بفرمایی خانم اینم گربتون واسه عروستون هم متاسفم . پیرزنه : ممنون پسرم اشکالی نداره بهتر شد که مرد
پایان
-هرگونه انتقاد یا پیشنهاد را در همین جا اعلام نمایید. سوال قبلیه سخت بود و باید فعالیتتون رو بیشتر کنید
Modir look at that ticket I work out Modir look at that ticket I work out When I go to "contact us", this is what I see Modirs are in bed and they wont answer me I got passion in my head and I ain’t afraid to show it
ماموریتی مشترک میان ما و گروه اوباش هاگزمید برگزار شده در تاپیک سالن ورزشی دیاگون!
همه تون باید در ماموریت شرکت کنید. پست هاتون در این ماموریت امتیاز دهی میشه. مهم نیست حتما" ما پیروز سوژه باشیم. مهم اینه که پست های با کیفیت ارسال کنیم تا علاوه بر اینکه باعث پیشرفت خودمون بشه، بقیه هم از خوندنش لذت ببرن در ضمن در نوشتنتون هم دقت کنید. سوژه طنز هست. و مهم ترین نکته اینه که به گروه مقابل توهین نکنید و شخصیت اونهارو زیر سوال نبرید. یک رقابت سالم.
فرم درخواست عضویت در هیئت کارآگاهان وزارت سحر و جادو
1- نام ،نام خانوادگی و سن خود را بیان کنید.
سدریک دیگوری مرلین بیامرز هستم.
2- انگیزه ی شما برای ورود به این شغل.
برای اینکه زندگی خرج داره.
3- فعالیت های عمومی یک کاراگاه و منزلت او در جامعه ی جادوگری را بنگارید.
باید دقت زیادی داشته باشه و سرنخ ها را کنار هم بذاره و راز ماجرا را کشف کند.
4-ورود هرگونه مرگخوار به اداره ی کارآگاهان ممنوع است و متقلب تحت پیگرد قرار خواهد گرفت پس اگر در گروهک های دیگر سایت هم عضو بوده یا هستید کاملا مرقوم بفرمایید.
محفل و ارتش دامبلدور و اوباش هاگزمید ( برای جاسوسیا )
5-در شرح مأموریت های کارآگاهان آمده است: منحرف سازی نامحسوس سوژه های مرگخواران به منظور ضربه زدن به اعتبار آنها و یافتن سرنخ برای دستگیریشان. این مأموریت را گسترده تعریف کنید و در صورت امکان یک مورد انجام دهید.
کار خیلی مهمی است چون آبرو مرگخوار را میبره.
6-جرم های زیر را بر اساس اولویت پیگیری مرتب کنید(از کم به زیاد):
ج-شورش بر علیه وزیر ب-دزدی و غارت ه- شوراندن موجودات اهریمنی نظیر دیوانه سازان و غول ها علیه جامعه ی جادوگری د-ارعاب و تهدید جامعه در ملاء عام(یعنی فعالیت های اوباش و اراذل در خیابان و کوچه ها) الف-قتل و کشتار زنجیره ای 7- از چه چیزی در زندگیتان می ترسید؟از چه چیزی وحشت دارید؟
از هیچ چیز نمیترسم ولی از نابودی محفل وحشت دارم.
8- اداره ی کارآگاهان در کدام طبقه از ساختمان وزارت واقع شده است؟
بالاترین طبقه.
9- شب تاريكيست و ترس و توهم در وجود شما رخنه كرده ! هوا مه گرفته است و شما را به دنبال يك ماموريت پيچيده فرستادند ، دقت كنيد كه ارزش معنوي اين ماموريت بسيار بالاست ، پس شما فرار نمي كنيد ! بلكه به راه خود ادامه مي دهيد و به برج صد طبقه اي كه مقصد شماست مي رسيد ، پيرزن همسايه دم در منتظر شماست و هدف هم در باند هلي كوپتر ايستاده است !چگونگي نجات گربه پيرزن همسايه از دست عروس وي را روي باند هلي كوپتر شرح دهيد !(هدف، سطح رول و كيفيت طنزنويسي در عين حال جدي نويسي است.با دقت تمام بنویسید.
سدریک دیگوری با قدم های بلند و استوار پیش پیرزن میرود و روبه او میگوید: - چه شده؟
پیرزن درحالی که از صورتش اشک میرزد میگوید: - عروسم ... عروسم گربه عزیزم را میخواهد از اون بالا بندازد پایین.
سدریک بدون هیچ معطلی به طرف برج میرود و به پشت بام آپارات می کند. عروس پیرزن را میبیند که با قیافه ای خندان از بالای برج گربه را نشان میدهد. سدریک با یک حرکت سریع گربه را از عروس پیرزن میگیره. ولی به یک نکته عجیب بر میخوره. چون گربه فقط یک عروسک بود و بس.
10-هرگونه انتقاد یا پیشنهاد را در همین جا اعلام نمایید.
انتقاد و پیشنهادی ندارم. ولی اگه فعالیت این گروه بیشتر میشد خیلی خوب بود.