جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

26 کاربر(ها) آنلاین هستند (21 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
26
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
آلبوس دامبلدور تراپیست می‌شود!

آلبوس دامبلدور تراپیست می‌شود!

آکی سوگیاما 1405/04/05 20:10  39 خواندن  بدون نظر 
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  117 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  186 خواندن  1 نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  306 خواندن  2 نظر(ها) 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  290 خواندن  1 نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  369 خواندن  7 نظر(ها) 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 2 کاربر مهمان
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 30 مرداد 1391 16:29
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام خدمت لرد ولدمورت.
لرد گرانقدر می خواستم در خواست کنم پست من درآموزشگاه مرگخواریرا نقد کنید.
با سپاس فراوان.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!!‏
برای عشق!!!!‏
برای گریفیندور.

پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 27 مرداد 1391 03:31
نمایش جزئیات
آفلاین
دافنه، موقع درخواست دادن کسی داشت دنبالتون میکرد؟!!!


بررسی پست شماره 374 خانه ریدل، دافنه گرینگراس:


این پستتون دیگه طولانی نیست.شروع خوبی هم داشت.مخصوصا با وقفه ای که بعد از پست قبلی افتاده بود بهتر بود دقیقا از آخر پست قبل اداامه داده میشد.که شما هم همین کارو انجام دادین.

رفتار لرد هم کاملا خوب و متناسب با شخصیتش بود.حتی صحنه ظاهر کردن شمشیر و دیالوگهای بعدیش هم به هیچ عنوان آزاردهنده نبود.همونطور که قبلا گفتم شما ارتباط خوبی با شخصیتها دارین و این ارتباط خوب رو به خوبی به خواننده منتقل میکنین.


فاصله هایی که گذاشتین پستتونو بهتر کرده ولی گاهی وسط جمله هاتون بدون دلیل رفتین سر خط.این کار شدیدا تمرکز خواننده رو به هم میزنه.حتی بعد از دو سه بار تکرار شدن کلافه میکنه.وسط جمله این کارو انجام ندین.


سعی کنین وسط جمله ها از شکلک استفاده نکنین.مخصوصا جایی که کلمات برای بیان حالتی که قصد توصیفش رو دارین کافی هستن.شکلکها رو بذارین برای جایی که حالت گوینده مشخص نیست.مثلا:

سوروس اسنیپ:چشم ارباب!

اینجا اگه شکلک رو نمیزدم، خواننده متوجه نمیشد سوروس با چه حالتی این جمله رو گفته.
یا جایی که طنز یا دلیل خاصی برای استفاده از شکلک وجود داره.یا مثلا طرف حالتی داره که بهتره به جای جمله با شکلک نشون داده بشه.مثلا این شکلک: که جزو پرکاربردترین ها هم هست...حالتی داره که با جمله ها نمیشه به خوبی نشونش داد.


نقل قول:
فلور عصبانی بود
و حسود...
فکر شومی به سرش زد...

این پست از قبلیا بهتر بود.در مورد سوژه...اینجا ارتباطتونو حفظ کردین.ولی هنوزم سعی در تغییرات بزرگ دارین.این جمله آخر فکر خواننده رو منحرف میکنه به نقشه شوم فلور...در حالیکه سوژه اصلی چی بود؟نقشه ایگور...
خب اینجا سوژه خراب میشه؟نه...میشه برای فلورهم نقشه ای طراحی کرد که با نقشه ایگور هماهنگ بشه.ولی در همه سوژه ها ممکنه این کار امکانپذیر نباشه.نفر بعدی مجبور بشه سوژه رو اصلاح یا عوض کنه.شما آزادین که موضوعات جدید وارد داستان کنین.فقط مواظب باشین که از موضوع اصلی ضعیفتر و کمرنگتر باشن.اینجا موضوعی که شما وارد کردین دقیقا همسطح موضوع اصلیه.ممکنه اونو کنار بزنه و خودش تبدیل به موضوع اصلی بشه.یه مدت که پست بخونین و پست بزنین متوجه میشین چه سوژه ای قویتره و کدوم جالبتره و چی رو میشه وسط یه سوژه دیگه آورد.


پستتون بهتر از قبلیا بود.پیشرفتتون خوب بود.سعی کنین بیشتر بخونین.نوشته های نویسنده های خوب سایتو بخونین.تاثیر خوبی رو نوشته هاتون میذارن.


موفق باشید.


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 26 مرداد 1391 04:01
نمایش جزئیات
آفلاین
لرد عزیز، درخواست نقد دارم.
لد عزیز، درخواست دیگری ندارم.
لرد عزیز، یادم رفت چیزی را.
لرد عزیز، این را یادم رفته بود.سلام.
لرد عزیز ، این پست تو خونه ریدل هاست.
لرد عزیز، پست شماره 374.
لرد عزیز، نقد میکنین؟
لرد عزیز، جواب دهید سوالم را.
لرد عزیز، نقد میکنی؟
لرد عزیز ،مرسی.
لرد عزیز، بهترین ارزو ها را برای شما دارم.
لرد عزیز، خداحافظتان باد.
لرد عزیز، بای بای.


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 23 مرداد 1391 01:49
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 161 خانه گانتها، پروتی پاتیل:


پروتی عزیز


پستهای شما کوتاهن.این ویژگی خوبیه.سعی کنین تا جاییکه ممکنه کوتاه بنویسین.منظورم از تا جاییکه ممکنه این نیست که دو خط بنویسین.منظورم اینه که اگه دلیل خاصی برای طولانی کردنش ندارین کوتاه بنویسین.پست کوتاه خواننده ها رو جذب میکنه.البته پست بلند هم جذب میکنه.ولی در صورتی که نویسنده کاملا شناخته شده و خوب باشه.


نقل قول:
فلور گفت:به نظر من اگه یکیمون سرشونو گرم کنه شاید بقیه بتونن برن دنبال ققنوس.اما آخه چی جوری؟

سوژه نسبتا سختی بود.خود منم موقع پست زدن کمی باهاش درگیر شدم که چطوری ادامه بدم.نقشه ای که شما کشیدین خوبه.فقط به نظر من بهتره در سوژه ها، شخصیتها رو از هم جدا نکنین.وقتی از هم جدا میشن سوژه دو تکه میشه.کسایی که ادامه میدن مجبورن درباره هر دو گروه هم بنویسن و سوژه کم کم گره میخوره و به جایی میرسه که دیگه نمیشه این دو گروه رو به هم رسوند.


نقل قول:
بلاتریکس که فکر بکری کرده بود رفت کنار فلور نشست و در کمال تعجب مرگخوار ها با مهربانی به فلور گفت:

موقع نوشتن جمله ها کمی دقت کنین که مفهومشونو از دست ندن.شما لحن جمله رو میدونین.برای همین بدون علامتگذاری یا مرتب کردن جمله هم میتونین منظور خودتونو بفهمین.ولی برای خواننده اینجوری نیست.جابجا شدن دو کلمه یا کم و زیاد شدن علامتها میتونه خوندن پست رو براش سخت کنه.البته نیست این علامتا خیلی تخصصی باشن.منظورم همون علائم ابتدایی هستن.مثلا اینجا جمله دوم کمی ناموزونه.


شخصیتها رو خوب از آب در آوردین.این کاریه که خیلیا توش مشکل دارن.مثلا بلاتریکس شما...مهربونیشم یه دلیل خصمانه پشتشه!یا فلور...یه معصومیت خاصی داره.علاوه بر این، درباره احساسات شخصیتها به اندازه کافی توضیح دادین.همونجایی که گفتین مرگخوارا دلشون برای فلور میسوخت ولی...


نقل قول:
ناگهان ایوان گفت: آهان من یه فکری دارم...... اما بلاتریکس حرف او را قطع کرد و گفت: نمی خواد تو فکر کنی.
_بلا بذار حداقل نقششو بگه شاید به درد بخور بود.

این ایده و پایان خوبی بود.ولی نکته هایی وجود داره که باید بهشون دقت کنین.
این پایان ترغیب کننده ای بود.کشیدن نقشه رو به عهده نفر بعدی گذاشتین.خب این میتونه خواننده رو تشویق کنه که پست شما رو ادامه بده....از طرفی، شما مسئولیتی به عهده نفر بعدی گذاشتین.نفر بعدی باید فکر کنه و نقشه ای بکشه.این مسئولیت ممکنه تاثیر برعکس داشته باشه و خواننده رو از ادامه دادن منصرف کنه.همیشه دقت کنین مسئولیتی که به عهده ادامه دهنده میذارین زیاد سنگین نباشه.مثلا اینجا زیاد سنگین نبود.جنبه تشویق کنندگیش بیشتر بود.برای همین این پایان خوبی برای پست شما محسوب میشه.


ظاهر پستتون هم کمی نظم لازم داره...البته فقط کمی!یکی دو تا فاصله کوچیک.مثلا:
نقل قول:
در کمال تعجب مرگخوار ها با مهربانی به فلور گفت:
فلور جان میشه.فقط نیاز به کسی داریم که این کارو انجام بده.
فلور که اصلا متوجه نگاه بلاتریکس نبود گفت:
خب کی این کارو انجام میده؟
اما با نگاه مرگخوار ها مواجه شد که به او زل زده بودند سپس با ترس گفت:
چرا من؟
_چون این فکر تو بود.
فلور که ترس از سرو روش می بارید گفت:
بب...باشه.اما چی جوری هواسشونو پرت کنم؟


در کمال تعجب مرگخوار ها با مهربانی به فلور گفت:
فلور جان میشه.فقط نیاز به کسی داریم که این کارو انجام بده.

فلور که اصلا متوجه نگاه بلاتریکس نبود گفت:
خب کی این کارو انجام میده؟
اما با نگاه مرگخوار ها مواجه شد که به او زل زده بودند سپس با ترس گفت:
چرا من؟

_چون این فکر تو بود.

فلور که ترس از سرو روش می بارید گفت:
بب...باشه.اما چی جوری هواسشونو پرت کنم؟

اینجوری خوندنش راحتتره.البته لازم نیست این فاصله ها رو همیشه بذارین.ولی گذاشتن یکی دو تا فاصله به خواننده فرصت استراحت میده.فقط بین فرد و دیالوگش فاصله نذارین.ضمنا...حواس درسته!


پستتون در حالت کلی خوب بود.شخصیتها خوب بودن.سوژه رو خوب ادامه داده بودین.اجباری برای طنز نوشتن یا جدی نوشتن وجود نداره.ولی اگه روی جنبه طنزش کمی بیشتر کار کنین پستتون خواننده بیشتری پیدا میکنه.کار سختی هم برای شما نیست.چون شخصیتها رو خوب شناختین.میتونین از کتاب یا سایت استفاده کنین.مثلا همین ایوان روزیه.آواتارش اسکلته...همه از این موضوع برای نوشتن طنز استفاده میکنن.سوژه های زیادی میشه ازش گرفت.یا در مورد بلاتریکس.اخلاق و ظاهر خاصش میتونه سوژه های زیادی بهمون بده....یا مثلا اسم خود شما...پاتیل!!!


موفق باشید.











افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 22 مرداد 1391 09:40
نمایش جزئیات
آفلاین
لرد عزیز سلام .
ازتون درخواستی دارم :این پسترا نقد کنید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروتی پاتیل در 1391/5/22 13:01:41
قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!!‏
برای عشق!!!!‏
برای گریفیندور.

پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 19 مرداد 1391 02:26
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 108 آموزشگاه مرگخواری، ویکتور کرام:



این همون پستیه که ناپدید شده بود؟!

نقل قول:
خانه ریدل
مرگخواران با خنده و خوشحالی وارد خانه ریدل شدند ولی به محض اینکه پایشان را در خانه گذاشتند متوجه مشکلی بسیار بزرگ شدند.

شروع خوبی بود.جو خوب پایان پست قبلی رو خیلی خوب خراب کردین(این خراب کردن مثبت بود).همین یک جمله میتونه خواننده رو برای خوندن ادامه پست شما کنجکاو کنه.


نقل قول:
مالی که به زحمت روی پاهای چاقش را می رفت دنبای مرگخوارا دوید و انواع طلسمو به طرفشون روانه کرد. همه مرگخواران با خنده آپارات کردند اما متوجه نشدند که چرا مالی از روانه کردن طلسم دست بر داشته است. طلسم اول مالی به فلور برخورد کرده بود و باعث خشک شدن آن شده بود. فلور بر روی زمین افتاد و با چشمانی که فقط در حدقه میچرخید رفتن مرگخوارانش را تماشا کرد.

قسمت فلش بک خوب بود.اتفاقی که افتاد کاملا منطقی بود.صحنه رو هم خوب توصیف کرده بودین.مخصوصا قسمت آخرش که فلور روی زمین افتاده بود.برای فلور از ضمیر"آن" استفاده کردین که برای اشیاء بکار میره و موقع خوندن کمی ناجور میشه!باید از "او" استفاده میکردین.


نقل قول:
مالی با پایش لگدی به فلور که بر روی زمین بود زد و ادامه داد:

رفتار مالی کمی غیر عادی بود.کلا بیشتر شخصیتها جزو یکی از دوگروهن.سیاه یا سفید....ولی بین سیاهها و سفیدها هم کسایی هستن که سیاهتر یا سفیدترن.مالی ویزلی یکی از شخصیتهای سفید تره.برای همین زیاد قابل باور نیست که چنین رفتاری رو حتی با یه مرگخوار داشته باشه.مخصوصا در مورد فلور که به هر حال عضو خانواده شه.دیالوگهای مالی هم برای این شخصیت زیادی قوی بودن.شخصیت مالی چندان شخصیت عمیق و محکمی نیست.حرفاش در سیب زمینی سرخ کرده و مدل موهای هری خلاصه میشد.شاید بهتر بود شخص دیگه ای به جای مالی تصمیم میگرفت، ولی به هر حال اصل تصمیم(رفتن به خانه گریمولد) بد نبود.


اندازه پستتون مناسب بود.ظاهر پست کاملا مرتبه.ماجرا رو زیاد کش ندادین.از شکلک هم استفاده نکردین.لزومی هم به انجام این کار نبود.شاید کمی طنز میتونست پستتونو جالبتر کنه.شخصیت مالی و بقیه ویزلی ها پر از سوژه های طنز هستن.به این نکته های ریز دقت کنین.مثلا صحنه دویدن مالی خوب بود.ولی کافی نبود.میشد بیشتر از این شخصیت و بقیه شخصیتها استفاده کرد.


موفق باشید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نقل قول:
ارباب ببخشید مزاحمتون شدم ، میشه یکمی از وقتتون رو به این مرگخوار بیچاره بدین و پست 106 بنده رو نقد بفرمایین؟

وقت ارباب متعلق به یاران وفادارشه.


بررسی پست شماره 106 آموزشگاه مرگخواری تری بوت:


شروعتون خیلی خوب بود.خواننده صحنه نگاه مالی رو به خوبی میتونه تصور کنه.فقط بهتره جمله آخر پست قبلی رو کپی نکنین.موقع خوندن حس خوبی به خواننده نمیده.


شما توانایی خاصی در قالب کردن صحنه های غیر منطقی به خواننده دارین!مثلا لرد داره تو هاگزمید قدم میزنه که یهو با دامبلدور مواجه میشه و با هم خوش و بش میکنن.خب این صحنه منطقی نیست.باور کردنی هم نیست.ولی تعداد کمی از نویسنده ها هستن که میتونن خواننده رو مجبور کنن چنین صحنه هایی رو بدون اعتراض بخونه و قبول کنه!این توانایی خاص و خیلی خوبیه.سعی کنین تقویتش کنین.ریشش هم به طنز خاص شما برمیگرده.


گفتگوی مرگخوارا و جرو بحثشون با ویزلیا خیلی خوب بود.شما نکته های طنز آمیز ریزی لابلای توضیحات معمولیتون جاسازی میکنین که باعث میشه خواننده با علاقه بیشتری به خوندن ادامه بده.مثل اخم کردن آرتور ویزلی یا شکلکی که برای ویزلی ها زدین وقتی کلمه گالیون رو شنیدن.این صحنه آخر (گالیونه) یکی از بهترین قسمتهای پستتون بود.
از شکلکها خیلی خوب استفاده میکنین.


نقل قول:
" من که از خانواده ی ویزلی متنفر بودم. من فقط بیل رو دوست داشتم. چرا به مرگخوارای عزیزم گفتم برن خسارت بدن؟! آره ... خودم باید به اونجا آپارات کنم و بهشون دستور بدم دوباره همه جا رو به هم بریزن. این دفعه ده برار دفعه ی قبل!! "

فلور با احساسات خودش درگیره.نمیدونه باید طرف مرگخوارا رو بگیره یا خانواده شو.برای همین منطقیه که دستورای ضد و نقیض بده.ولی اینجا کمی ناگهانی و بی دلیل تغییر عقیده داده.اینجور تغییر عقیده های ناگهانی این حس رو به خواننده منتقل میکنن که شما خواستین نظر خودتونو بهش تحمیل کنین.شاید بهتر بود درباره فلور مینوشتین.درباره افکارش.اینکه از دستوری که به مرگخوارا داده پشیمونه و بقیه شو میذاشتین به عهده نفر بعدی.گرچه به نظر من کلا لازم نبود نظرش عوض بشه.


شخصیتهاتون خیلی خیلی بهتر شدن.دیگه در نوشته هاتون خبری از اون شخصیتهای سطحی و کمرنگ و شبیه به هم نیست.لحن پستتون هم خوب شده.اشکالاتی رو که قبلا داشتین اینجا نمیبینم.


خوب بود.

موفق باشید.





افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 18 مرداد 1391 16:54
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام بر ارباب عزیز و دلربای خودمان!

ارباب ببخشید مزاحمتون شدم ، میشه یکمی از وقتتون رو به این مرگخوار بیچاره بدین و پست 106 بنده رو نقد بفرمایین؟

سایه تون مستدام!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Only Raven!


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 18 مرداد 1391 15:58
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام بر لرد لردها. ولدک ولدک ها. تام تامها. ریدل ریدلان.

خواستم عرض نمایم که در صورت امکان این پست من را نقد نمایید تا ما کمی به راه راست هدایت شویم.

با تشکر.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
امضا نمی دم.
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 15 مرداد 1391 04:51
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 322 انجمن تفرقه، دافنه گرینگراس:

دافنه عزیز


پستتون خیلی طولانیه.گاهی ممکنه دلیل خاصی برای طولانی نوشتن داشته باشیم.مثلا حرف خاصی برای زدن داشته باشیم و یا بخواییم داستان رو به جای خاصی برسونیم.یا در پستهای تکی...در این حالتها اشکالی نداره که پست طولانی باشه.ولی در حالت عادی سعی کنین کوتاهتر بنویسین.بیشتر اعضا حوصله خوندن پست طولانی رو ندارن.


نقل قول:
- حتما...حتما...لرد سیاه از این پیشنهاد خوشش اومده.زود آماده بشین و برین ماموریت.

شروعتون خوب بود.دیالوگ عجولانه و نسبتا مسخره...کاملا با شخصیت طنزی که میشه از لرد تصور کرد هماهنگ بود.طنز نوشتن برای بعضی شخصیتها کمی سختتره و ریزه کاریای خاصی داره.لرد هم یکی از اون شخصیتهاست.

دیالوگهای بعدی بلاتریکس واقعا خوب بودن.شما در این مورد کارتونو خوب انجام دادین.شخصیتها رو به خوبی شناختین و به خوبی ازشون برای طنز نوشتن استفاده کردین.خود شیرینی های بلا و بی توجهی لرد نسبت به اون.این قسمت یکی از مهمترین بخشهای رول نویسیه.فقط این روش تایپ کردنتون چشم خواننده رو خسته میکنه.دیالوگهای بلا میتونست پشت سر هم باشه.لازم نیست برین سر خط.صحنه اقدام به خودکشی بلا هم جالب بود.


موقع نوشتن سعی کنین به سوژه نفر قبلی توجه کنین.لازم نیست کاملا در قید و بند سوژه باشین.فقط سوژه کلی رو حفظ کنین.سعی کنین کلا از بین نره یا عوض نشه.تغییرات خیلی بزرگ و غیر قابل جبران انجام ندین.مثلا سوژه اینه که لرد قصد داره بره قبر مادرشو پیدا کنه...تو پست بعدی یکی بزنه لردو بکشه.خب این داستان رو میشه طور دیگه ای ادامه داد(مثلا قاتل عذاب وجدان بگیره و خودش بره دنبال قبر). ولی اون سوژه دیگه از بین رفته.سعی کنین از همه موقعیتها استفاده کنین.مثلا تو همین سوژه میشد کمی آرومتر پیش رفت..شاید بهتر بود مرگخوارا اول سعی میکردن اسکورپیوس رو راضی کنن که اونا رو به ماموریت بفرسته.همین قسمت میتونست ایده های جالبی داشته باشه.اینا مشخص نیست برای چی به ماموریت میرن...میرن دنبال چی؟هدفشون چیه؟یا مثلا اینکه لرد واقعی هم همراهشون بره.اینکه لرد واقعی و اسکورپیوس کنار هم باشن خودش میتونه موقعیتهای جالبی ایجاد کنه.وقتی کمی تجربه کسب کنین خیلی راحت میتونین تصمیم بگیرین که کدوم مسیر برای ادامه ماجرا بهتر و جالبتره.


نقل قول:

اسکور جواب نداد.فقط کلاه آفتابی شو تا چونه پایین آورد و گفت:
- وقتی بیدار شدم،6 سطل تمشک میخوام.
و خوابید.

خب این قسمت هم جالب بود.لرد قلابی به مرگخوارا دستور میده تمشک پیدا کنن و اونا نمیدونن تمشک چیه.این یه سوژه فرعی خوبه.راستش فکر میکنم پست شما بهتر بود همینجا تموم بشه.پایان خوبی برای پستتون میشد.


خیار شور وحشی دیگه چیه!!!


در پایان پستتون همه برمیگردن سر جای اولشون.خب این هم خوبه هم بد.خوب از این نظر که نفر بعدی آزاده هر طور میخواد ادامه بده.گرهی براش ایجاد نکردین.و بد از این نظر که ایده ماموریت رفتن یه جورایی دست دوم شده و نمیشه دوباره ازش استفاده کرد.ایده تمشک شما هم اون وسط از بین رفت.درحالیکه میشد خیلی بیشتر دربارش نوشت.


پستهای شما بزرگترین نقاط قوتشون شخصیتهای قوی و مشخصه.موقعیتهای طنز خوبی ایجاد میکنین.علاوه بر این طرحهای خوبی برای ادامه داستان دارین.فقط باید کمی بیشتر روشون کار بشه. و بزرگترین نقطه ضعف پستهای شما عدم هماهنگیشون با پستهای قبلیه.البه کاملا ارتباطتونو قطع نمیکنین.ولی یه جورایی انفرادی پیش میرین.اینم به مرور زمان حل میشه.فقط کمی ساده تر و کوتاهتر بنویسین.لازم نیست کار خاص و فوق العاده ای در پستتون انجام بدین.



موفق باشید.




افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 15 مرداد 1391 04:18
نمایش جزئیات
آفلاین
میشه پست شماره322 تفرقه بین دو جبه سیاه و سفیدو برام نقد کنین؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟