یه نکته ای در مورد پستتون وجود داشت.در پست قبلی سوژه تموم شده بود.شما سوژه تموم شده رو ادامه دادین.البته مقصر وزیر دیکتاتور لودو بگمنه که کوچکترین فونت موجود رو برای نوشتن کلمه "پایان" انتخاب کرده!
بدون در نظر گرفتن این موضوع پستتونو بررسی میکنم.
بررسی پست شماره 111 آموزشگاه مرگخواری
پستتون مثل قبلیا کوتاهه.این ویژگی مثبت رو حفظ کردین.ولی اون فاصله هایی که گفتم هنوزم تو پستاتون دیده نمیشه.مثلا اون قسمتی که مالی با عصبانیت جمله ای خطاب به فلور میگه...بعد از تموم شدن جمله میتونین یه خط فاصله بذارین و بعد درباره فلور و عکس العملش صحبت کنین.یا این قسمت:
نقل قول:
بیل که از دور گریه ی همسرش را نگاه می کرد از کرده ی خود اصلا پشیمان نبود.
در خانه ی ریدل ها :
مرگخواران همه با ترس و لرز به نجینی نگاه می کردن
زمانها و مکانها رو بهتره از بقیه متن جدا کنین.این کار هم ظاهر پستتونو مرتبتر میکنه و هم به خواننده فرصت استراحت و درک مطلب رو میده.وقتی نوشته ها پشت سر هم باشه ممکنه خواننده رو خسته کنه.فونتشو بزرگتر کنین...زنگشو عوض کنین...بولد(ضخیم) کنین.اگه یه فاصله ای هم قبل و بعدش بذارین بهتر میشه.
یکی از ویژگیهای شما اینه که به دیالوگ متکی نیستین.به خوبی میتونین احساسات و رفتار شخصیتهاتونو بدون دیالوگ و با توصیفهاتون نشون بدین.این کار خوبیه.فقط مواظب باشین تعادل رو حفظ کنین چون توصیف بیش از حد میتونه خسته کننده باشه.اینم اضافه کنم که در این پست زیاده روی نشده.برای پیشگیری گفتم!
در نقد قبلی هم گفتم که شما شخصیتها رو خوب میشناسین.اینجا هم همینطوره.فقط کمی بیشتر باید از این ویژگی خوبتون استفاده کنین.مثلا مالی پست شما زیادی خشن و بی رحم شده.مالی نقطه ضعفهای زیادی داشت.خانوادش، بچه ها... و مسلما جلوی گریه و التماسهای یه ساحره که جزو خانوادشه نمیتونه زیاد مقاومت کنه.به نظر من شما باید اون خصوصیت مالی رو پررنگتر میکردین.ربطی هم به سیاه یا سفید بودن شما نداره.شما به عنوان یه ساحره سفید میتونین درباره دامبلدور هم طنز بنویسین.مثلا درباره ریشش...یا اینکه به همه اعتماد میکنه...یا شوخیهای بی مزه اش!!همونطور که مرگخوارا میتونن درباره ظاهر غیر عادی لرد و غرور بیش از حد و تصمیماتی که همیشه هم عاقلانه نیست طنز بنویسن.البته بهتره شما درباره گروه مقابل(سیاها) کمی بیشتر این کارو انجام بدین.اغراق کنین.مالی سوژه بسیار خوبی برای نوشتنه.ازش استفاده کنین.از احساست مادرانه گرفته تا آشپزیش!
نقل قول:
مرگخواران همه با ترس و لرز به نجینی نگاه می کردند ،تا ببینند نجینی کدام یک از آن ها را به عنوان غذا انتخاب میکند و در همین حال لرد هم در انتخاب غذا به مار عزیزش کمک می کرد و مرگخوار هایش را با فش فش هایش بیش تر می ترساند .
پایان پستتون خیلی خوب بود.یه پایان ساده و روشن که هر خواننده ای رو ترغیب به ادامه دادن میکنه.
این سوژه زیادی کش اومده بود.برای همین لودو تمومش کرد.اگه تموم نشده بود پایان شما میتونست ادامه خوبی براش باشه.حتی این موضوع میتونه سوژه جدیدی محسوب بشه.اینکه مرگخوارا به هر دلیلی لرد رو عصبانی کردن و لرد قصد داره یکیشونو تقدیم نجینی کنه.انتخاب رو هم به نجینی واگذار میکنه.
موفق باشید.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



