هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: آموزش جادوي سياه !
پیام زده شده در: ۲۰:۳۶ یکشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۵
#93

گریفیندور

آلیشیا اسپینت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۱۰ جمعه ۱۱ تیر ۱۳۹۵
آخرین ورود:
دیروز ۲۰:۲۸:۵۸
از روی جارو
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
گریفیندور
پیام: 140
آفلاین
1-در برگه‌ی اول عنوانِ اصلی هر سه طلسم ممنوعه رو بیارید ( 9 امتیاز )


*آواداکداورایکی از سه افسون نا بخشودنی اصلی برای کشتن افراد.

*کراسیاتوس کارس یکی دیگر از سه افسون نابخشودنی که برای شکنجه دادن فرد به دردناک ترین شکل ممکن به کار می رود.یا*کریشیو

*ریداکتور کارس افسونی نا بخشودنی و شوم برای تکه تکه کردن افراد
افسونی که بیتر بتی گرو با اجرای ان سیریوس بلک را روانه ی آزکابان کرد.


در بعدی مقاله ای بنویسید که طی اون آراگوگ رونالد ویزلی رو ابتدا تحت طلسم فرمان با خودش به مسافرت میبره و سپس با طلسم شکنجه، شکنجه‌ش میکنه و سپس با طلسم مرگ به قتل میرسونه ( 21 امتیاز )

اراگوگ به رونالد ویزلی حمله کرد.
-دیفیندو اراگوگ این طلسم رو روبه رونالد بیچاره فریاد زد وباعث شد چوب دستی رونالد بشکنه.

-ای وای .رونالد سعی کرد فرار کنه اما با صدایی سر جاش ایستاد.
-ایمبریوس کارس.

چشمان رونالد گشاد شده بود وکاملا اروم گرفته بود.اراگوگ بهش نزدیک شد.
-اخیش تموم شد .بچه سمج .
سپس دست رون رو گرفت واپارات انجام داد.بعد از چند دقیقه به ساحلی رفتن.به اونجا که رسیدن اراگوگ دست رونالد رو رها کرد وبه سمت جایی که صدایی اب میامد رفت واز بالا به پایین نگاهی انداخت اب بی رحمانه به صخره ها کوبیده میشد.ولی صحنه ی دلپذیری رو به وجود اورده بود.

اراگوگ فکر کرد اگه از این بالا بیوفته پایین حتما مثل این اب کوبیده میشه به صخره وبعد"نابودی"
روبه رونالد فریاد زد و وارد کلبه ای شدن که متعلق به یکی از دوستان اراگوگ بود .

اراگوگ ابتدا با چوب دستیش اتیشی درست کن .بعد به سمت رونالد برگشت ودستاشو محکم بهم کوبید.
-خب،خب ببین اینجا چی داریم یه پسری که موهای قرمز داره وصورت کک ومکی وبله لباس های کهنه .البته اون یه ویزلیه .بعد هر هر خندید.

بعد چوب دستیشو بلند کرد وفریاد زد:
-کراسیاتوس کارس

جیغ وداد رونالد بلند شد .اراگوگ به بدترین شکل ممکن داشت رونالد رو شکنجه میداد .واز داد فریاد اون لذت میبرد.سرانجام پس از بیست دقیقه شکنجه دادن تصمیم داد کارشو تموم کنه.ولی رونالد از شدت درد بیهوش شده بود.
با یه طلسم اونو بهوش اورد وسپس لبخند خبیثانیه ای به چشمان مظلوم رونالد زد ودستشو به علامت خداحافظی بالا اورد.

-تو....
حرف رونالد از دهنش خارج نشد .چون اراگوگ با تمام توان فریاد زد:
-آواداکداورا
و رونالد میلرزه ودیگه حرف نمیزنه از روی صندلی پایین موفته.
اراگوگ بازم بلند میخنده سپس رونالد رو با همان جور رها کرد و از کلبه بیرون میرود تا به سراغ نفر بعدی برود.

یک پاراگراف بنویسید که در آن از هفت عبارتِ " ریش سفیدان - کاپوچینو - اکسپلیارموس - عنکبوت - جادوی سیاه - هاگزمید - اسنیپ " استفاده شده باشد و در متن یک نفر بمیرد. ( 5 امتیاز )

ریش سفیدان همه در کافه جمع شده بودن ویک لیوان کاپوچینوی دپش میخوردند وراجب هاگزمید حرف میزدند.
-یه دفعه یه عنکوت انقدری.(قدشو با دست نشون میده)به من حمله کرد ومن تونستم اونو بکشم مثل اب خوردن
یکیشون گفت این که کاری نداره من یه دفعه یکی بهم حمله کرد من با جادو سیاه تونستم اونو بکشم.

صدای تحسین از همشون بلند شد.یکی از ریش سفیدان از میان جمع برخواست و گفت:من باید برم با اسنیپ قرار دارم.ولیوان کاپیچینوشو روی میز قرار داد واز درکافه رفت بیرون.

به اسنیپ که رسید .اسنیپ با اکسپلیارموس اونو خلع سلاح کرد وسپس مانند اب خوردن اونو کشت وسپس راهشو کشید ورفت.




تا عشق و امید است چه باک از بوسه ی دیوانه ساز


پاسخ به: آموزش جادوي سياه !
پیام زده شده در: ۱۶:۰۸ شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۵
#92

آرسینوس جیگرold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۵۹ دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۱
آخرین ورود:
۲۲:۴۹ دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷
از وزارت سحر و جادو
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 1513
آفلاین
در برگه‌ی اول عنوانِ اصلی هر سه طلسم ممنوعه رو بیارید ( 9 امتیاز )

عنوان اصلی هر سه طلسم نابخشوده، به همراه اندکی توضیحات:

1. طلسم فرمان: با تمرکز فراوان شخص اجرا کننده انجام میشود و کلمه مخصوص آن، "ایمپیریو" است. شخص قربانی زمانی که تحت فرمان این طلسم قرار میگیرد بدون هیچ پرسش و سوالی مجبور میشود خواسته های شخص اجرا کننده را انجام دهد.

2. طلسم شکنجه گر: در ابتدا شخص اجرا کننده باید تمایل کامل و درونی برای شکنجه کردن قربانی را داشته باشد. زمانی که این تمایل کامل شد، میتوان از کلمه "کروشیو" برای اجرای طلسم استفاده کرد. این طلسم موجب میشود که قربانی دردی بسیار وحشتناک را در سراسر اجزای تشکیل دهنده بدنش حس کند، ولی کشته نشود. حداکثر تاثیر این طلسم بر روی آلیس و فرانک لانگ باتم ثبت شده است که باعث شده آنها از نظر روانی دچار مشکل شوند.

3. طلسم مرگ: برای اجرای این طلسم نیز شخص اجرا کننده باید تمایل کامل برای کشتن قربانی اش را داشته باشد. به همین دلیل اکثریت جادوگران از اجرای این طلسم عاجز میباشند. به هر صورت زمانی که اجرا کننده متوجه شد تمایل کامل برای کشتن را دارد، میتواند از "آواداکداورا" استفاده نماید تا طلسم اجرا شود. این طلسم دارای نوری سبز و خیره کننده میباشد و اگر به هر شی به جز بدن انسان یا حیوان برخورد کند، آن جسم در آتشی سبز میسوزد. این طلسم انسان را به صورت کاملا فوری و بدون هیچ اثری به قتل میرساند. تنها ضد طلسم شناخته شده برای آن نیز افسون خلع سلاح، با کلمه اجرایی "اکسپلیارموس" میباشد که آن نیز باید کاملا همزمان با طلسم مرگ اجرا شود.

در نهایت باید گفت که مجازات هر سه افسون مذکور، حبس ابد در آزکابان است.

در بعدی مقاله ای بنویسید که طی اون آراگوگ رونالد ویزلی رو ابتدا تحت طلسم فرمان با خودش به مسافرت میبره و سپس با طلسم شکنجه، شکنجه‌ش میکنه و سپس با طلسم مرگ به قتل میرسونه ( 21 امتیاز )

- مطمئنی مجبوریم اینکارو بکنیم هری؟
- آره بابا، مگه هاگرید نگفت برید دنبال عنکبوتا؟ از چی میترسی؟ حاجیت همینجاست!
- نه من اینطوری اصلا نمیتونم، من از حرکت پاهای عنکبوتا میترسم!
- خیر سرت مرد گنده شدی، بیا ببینم.

با این حرف، هری به سرعت یقه رون را که به شدت تقلا میکرد گرفت و او را به سوی جنگل ممنوع که تاریک بود و درختان هم جلویش را گرفته بودند، کشاند. به موجب این حرکت هری، رون که به شدت پاهایش را به زمین فشار میداد، مقادیری خاک را از روی زمین کند و ردی به جا گذاشت. شاید این میتوانست برای بازگشت کمکشان کند.

- هری، تو چجوری داری منو میکشی رو زمین لامصب؟

هری که یک قدم جلو تر بود و او را دنبال خودش میکشید، لحظه ای ایستاد و متوجه شد خاکی که جلوی رون جمع شده تا گردن وی میرسد.
- عه... خب... چیزه... اثرات ردبوله!
- رد بول چیه؟
- نمیدونم، ولی میگن بخوری بال در میاری.
-
- بریم دیگه، هرچی زودتر برسیم، هاگریدو هم زودتر از آزکابان نجات میدیم.

هری با گفتن این حرف، در حالی که با یک دستش رون را به دنبال خود میکشید و با دست دیگرش چوبدستی نورانی اش را جلویش نگه داشته بود تا بتواند عنکبوت هارا ببیند، دوباره به راه افتاد.

ساعتی بعد:


آن دو همچنان در تاریکی جنگل و درختان پیچ در پیچ جلو میرفتند.
نمیدانستند با چه چیزی رو به رو خواهند شد که ناگهان هری یک لحظه نگاهش به سمت رون جلب شد، در نتیجه گودالی داخل زمین را ندید و خودش که افتاد پایین، رون را هم با صورت کشید پایین.

چند ثانیه بعد و البته پس از سقوط از یک تونل نسبتا طولانی، دو دانش آموز بخت برگشته افتادند جایی گودال مانند و بسیار تاریک. اینبار هر دویشان چوبدستی هایشان را روشن کردند و در مقابلشان ده ها عنکبوت هشت چشم و بزرگ را دیدند.
رون و هری به آرامی یک قدم به عقب رفتند و البته به دلیل ندیدن پشت سرشان متوجه تار عنکبوت های چسبیده به دیوار گودال نشدند. پس مثل بچه های خوب رفتند چسبیدند به دیوار.
عنکبوت ها هم در حالی که با زبان های سیاهشان، نیش ها و لب هایشان را می لیسیدند جلو آمدند...
اما بعد ناگهان متوقف شدند. هری و رون یک نگاهی به بالای سرشان انداختند و عنکبوتی بزرگتر از بقیه را دیدند که آویزان شده است... اما عنکبوت بر خلاف انتظار آن دو نه پرید، نه حمله ای کرد و نه هیچ چیز دیگری. بلکه فقط یکی از پاهایش را پایین آورد. البته نه کاملا پایین، بلکه آن را برد بالای سر هری، یک ضربه به سر هری زد.
پسر برگزیده در همان حالت ایستاده بیهوش شد!

عنکبوت پایین پرید و جلوی رون ایستاد. چشمانش سفید بودند و مشخص بود که کور است.
- من حتی بدون چشم هم میتونم بفهمم که تو چقدر زیبایی.

رون که از اول راه بغضش را نگه داشته بود، بالاخره آن را ترکاند.
- یا مرلین، غلط کردم. قول میدم دیگه با جینی شوخی نکنم. قول میدم دیگه سر کلاسا به لاوندن نگاه نکنم.

رون به دلیل گریه زیادش متوجه نشد که عنکبوت بزرگ، چوبدستی هری را از جیبش بیرون کشیده است.
- عیب نداره، پاک کن اشکاتو، زود برمیگردی خونه. راستی یادم رفت معرفی کنم، من آراگوگ هستم، اینا هم بر و بکس ما هستن.
- نمیخوام آقا، نمیخوام!
- میخوای بخوای؟
- حالا اصلا واسه چی من رو میخوای؟
- بچه ها گفتن موهات خوشگله، منم شریک زندگی نداشتم، شمارو انتخاب کردم، مبارکت باشه!

عنکبوت های دیگر نگاه چپ چپی به آراگوگ انداختند.

- اهم، میگفتم... ایمپیریو!

چشمان رون لحظه ای مات شد. رون با گیجی به اطراف نگاه کرد.
- چه خبره؟
- هیچی، میخوایم بریم جزایر هاوایی!

- اون یکی پسره رو چیکار کنیم؟
- اونم از جنگل پرتش کنید بیرون. واسه کتاب هفت رولینگ لازمه.
- رو چشمم اوستا!

به محض اینکه عنکبوت ها هری را برداشتند و رفتند، آراگوگ هم چوبدستی هری را گذاشت لای دندان های خودش و سپس رون را از میان تار عنکبوت ها کند و روی خودش سوارش کرد و به سرعت به حرکت در آمد...

دو روز بعد:

آراگوگ که یک شلوار زرد، با هشت پاچه برای هر یک از پاهایش پوشیده بود و صورتش را هم ضد آفتاب زده بود، روی نیمکت خودش، درست رو به روی رون ویزلی نشست.
آفتاب به شدت داغ بود و تنها بادی که میوزید از جانب دریا بود.
رون ویزلی همچنان که نشسته بود، ناگهان کلاه حصیری اش را از سر برداشت و سرش را خاراند.
- من کجام؟!
- اوه... اثر طلسم فرمانت برداشته شده گلم.
- چی؟!
- بیا این نارگیلارو بخور تا من چوبدستی رو پیدا کنم و دوباره طلسمت کنم.
- من نارگیل دوست ندارم! آییی عمه موریل! آیییی ننه مالی!

آراگوگ به سرعت کلاس های خصوصی هاگرید را به یاد آورد. پس به سرعت چوبدستی را از میان دندان هایش و اولین طلسمی که بر لب های سیاه و کلفتش جاری شد را گفت:
- کروشیو!
- آآآآآآآآیییی بابا آرتور کجایی که بچتو کشتن! آیییییی!

اینبار ذهن عنکبوت عظیم الجثه با شنیدن کلمه مرگ، به طور کاملا اتفاقی رفت سمت طلسمی دیگر...
- آواداکداورا!

نور سبز به رون برخورد کرد و او با زبانی بیرون افتاده از دهان بی حرکت شد.

- یا حضرت هاگرید. کشتمش. من عشقمو کشتم. دیگه زندگی واسه من معنا نداره.

آراگوگ با گفتن این حرف ها و با گریه به سرعت به سمت دریا رفت و خود را در آن آبی بی انتها غرق کرد. رولینگ هم با دیدن همه این قضایا فهمید که دو تا از شخصیت های داستانش از دست رفته اند و رفت بگردد دنبال شخصیت جدید تا جانش در بیاید و بنشیند داستان را از اول بازنویسی کند.

یک پاراگراف بنویسید که در آن از هفت عبارتِ " ریش سفیدان - کاپوچینو - اکسپلیارموس - عنکبوت - جادوی سیاه - هاگزمید - اسنیپ " استفاده شده باشد و در متن یک نفر بمیرد. ( 5 امتیاز )

اسنیپ به آرامی در گوشه ی کافه شب های هاگزمید نشسته بود و به ریش سفیدانی که در کنار زن پیشگو نشسته بودند، نگاه میکرد. به آرامی لیوان کاپوچینویش را روی یک عنکبوت گذاشت و آن را له کرد. مجبور بود از جادوی سیاه، یعنی طلسم مرگ استفاده کند. پس به سرعت بلند شد و ناگهان افسون را گفت. افسون مستقیما به سینه زن پیشگو برخورد کرد و دو برادر دامبلدور حتی فرصت نکردند چوبدستی بکشند تا طلسم اکسپلیارموس را اجرا کنند. برای اسنیپ مهم نبود، موفق شده بود از گفته شدن پیشگویی و مرگ لیلی جلوگیری کند!



پاسخ به: آموزش جادوي سياه !
پیام زده شده در: ۲۳:۳۵ جمعه ۱۸ تیر ۱۳۹۵
#91

بلاتریکس لسترنجold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۱۷ پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
آخرین ورود:
۹:۱۸ یکشنبه ۸ مهر ۱۳۹۷
گروه:
کاربران عضو
پیام: 188
آفلاین
:: جلسه اول ::


صبح بود ولی زیرزمین تاریک بخاطر همههمه‌ی دانش‌آموزان حس و حال متفاوتی داشت. اول ترم بود و حتا تاریک بودنه دخمه چیزی از شیطنت آنها کم نمیکرد. فضای آنجا جوری بود که هر چه به سقفِ بلندش نزدیکتر میشد، تاریکتر و عمیقتر به نظر میرسید.

- موشک کاغذی رو اینجوری درست نمیکنن که. باید از اینور تا بزنی و بعد دو طرفش رو به هم نزدیک کنی. اینجوری!

- برای شما بهتر هسته از این صندلی بلند بشی. بنده وزیر جامعه فخیم جادوگری هسته. گاومیشم ره هر جا دلم بخواد میگمش که بشینه!

- فرزندم. من برای هدف والا میام اینجا. البته تکذیب نمیکنم که بانوی چاق از من کارنامه درخشانِ پایان ترمم رو خواسته تا بتونم شبها به اتاقم برگردم و کمی با قدح اندیشه ور برم!

- میشه قلم پر شما رو قرض بگیرم؟ چقد کمالات شما زیاده!

" همین اونروز لردسیاه قلم‌پرشون رو به تو قرض داد رودولف! " بلاتریکس همینطور که وارد کلاس میشد خطاب به رودولف این جمله رو گفت ولی بدون اینکه اهمیتی به او بدهد یا نگاهی به بقیه دانش‌آموزا بندازه به سمت میزش رفت و چرخید و رو به کلاسی که در سکوتِ مرگباری فرو رفته بود ایستاد.

-

بلاتریکس تکان خفیفی به چوبدستی‌اش داد و فنجان کاپوچینویی ظاهر کرد و روی میز گذاشت. و درحالیکه بخاطر روی فنجان معلق بود رو به کلاس گفت:

- این ترم قراره در این کلاس به شما خائنین به خون اصیل و بعضیا بااصل و نسب‌های البته بی خاصیت، جادوی سیاه رو آموزش بدم. اشعه‌ی ناچیزی که از دریای بیکرانی که از سرورم لردسیاه آموزش دیدم رو در اختیارتون میذارم. شما در انتهای این کلاس میتونید به خودتون افتخار کنید که بالاخره چیز مهمی رد زندگی یاد گرفتید و میتونید به ارتش سیاهی بپیوندین.

بلاتریکس فنجان کاپوچینوش رو برداشت و در طول کلاس شروع به قدم زدن کرد:

- این ترم به شما طلسم‌های سیاه رو آموزش میدم که ..

- ولی طبق قانون سوم اصل هشتصد و چهل و شیش کنوانسیون بین المللی جادوگری که کتابش الان توی کیف من هسته، این طلسمها ممنوع هسته.

- زیبا بود! چهل امتیاز از ریونکلاو کم میشه تا یاد بگیری سر این کلاس مزه نریزی!

-

بلاتریکس جرعه ای از کاپوچینوی نسبتا داغش میخوره و بقیه‌ی محتویات فنجون رو روی پای رودولف خالی میکنه.

- چرا من؟! فقط بگو چرا من ؟!

- سه طلسمی که میخوام بهتون یاد بدم رو همگی میدونید : " طلسم شکنجه - طلسم مرگ - طلسم فرمان " ولی شما خودتون باید عنوان این طلسمها رو پیدا کنید. این هفته برید به کتابخونه و ( تکلیف برای همه ) دو برگه تکلیف بیارید. در برگه‌ی اول عنوانِ اصلی هر سه طلسم ممنوعه رو بیارید ( 9 امتیاز ) و در بعدی مقاله ای بنویسید که طی اون آراگوگ رونالد ویزلی رو ابتدا تحت طلسم فرمان با خودش به مسافرت میبره و سپس با طلسم شکنجه، شکنجه‌ش میکنه و سپس با طلسم مرگ به قتل میرسونه ( 21 امتیاز ) حالا هم اول ویزلیای مسخره قیافه‌شون رو از جلوی چشمم دور کنن بعد بقیه با صف از کلاس خارج بشید.


سوال ویژه دانش آموزان رسمی :

یک پاراگراف بنویسید که در آن از هفت عبارتِ " ریش سفیدان - کاپوچینو - اکسپلیارموس - عنکبوت - جادوی سیاه - هاگزمید - اسنیپ " استفاده شده باشد و در متن یک نفر بمیرد. ( 5 امتیاز )




?You dare speak his name
!Shut your mouth
!You dare speak his name with your unworthy lips


پاسخ به: آموزش جادوي سياه !
پیام زده شده در: ۰:۳۴ سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۱
#90

ایگور کارکاروفold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۲۳ شنبه ۱ بهمن ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۸:۰۶ دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۲
از اتاق خون محفل
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 3124
آفلاین
امتیازات جلسه اول کلاس جادوی سیاه !

هافلپاف : 15 امتیاز

لودو بگمن : 30 امتیاز

راونکلاو : 15 امتیاز

دافنه.گرینگراس : 30
گلرت گریندل والد : 20







بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین



پاسخ به: آموزش جادوي سياه !
پیام زده شده در: ۱:۵۸ یکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۱
#89

دافنه گرینگراسold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۴۱ پنجشنبه ۸ تیر ۱۳۹۱
آخرین ورود:
۲۳:۵۴ چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۵
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 1174
آفلاین
خودتون رو تصور کنید در حالی که یک جادوگر سیاه بی اندازه قدرتمند از شما خواسته که چشمای پدرتون رو براش

بیارید.(تمام حالات و احساساتتون رو بیان کنید.).<<10 نمره.>>


با گستاخی تمام ازش میپرسم:

-چشمای پدرم به چه کار شما میاد؟

اونم صد در صد میگه:

فضولیش به تونیومده.زود باش.یالا

منم میرم چشای یه نفر دیگه رو در میارم و بهش میدم.

اگه نفهمید چه بهتر.

ولی اگه فهمید...

ازش میپرسم:

-اگه ندم چی کار میکنی؟

اونم حتما میگه:

-یه آودا حرومت میکنم.

بعد من به مبارزه دعوتش میکنم!!!

یا همون دوئل...

از گلرت گریندل والد چه میدانید؟<<10نمره>>


خیلی چیزا.

مثلا این که بعد از اخراج از دور مشترانگ با آلبی دوست بوده.

و یه جادوگر بد تمام عیار بوده.البته از نظر محفلیا.

ولی از نظر من خیلی جادوگر قدرتمندی بوده و با شجاعت تمام سر لرد داد کشیده.

واقعا کارش خوب بوده دیگه!!!

با روش تدریس من موافقید؟<<5نمره.>>

تقریبا.

چرا مشنگ کشی در بین سیاهان باب شد؟<<10نمره.>>

دلیل های زیادی داره.

می تونن.و انسان ها کارایی رو که می تونن انجام بدن رو امتحان میکنن.

ممکنه برای خالی کردن نفرتشون باشه.

شایدم برای عذاب دادن یکی دیگه

یا برای تفریح!!!


تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟


پاسخ به: آموزش جادوي سياه !
پیام زده شده در: ۲۱:۳۷ پنجشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۱
#88

گلرت گریندل والد


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۳۱ چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۱
آخرین ورود:
۱۶:۱۲ شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۳
از عقلت استفاده کن، لعنتی!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 513
آفلاین
1.خودتون رو تصور کنید در حالی که یک جادوگر بزرگ از شما خواسته که چشمای پدرتون رو در بیارین؟‏(‏10نمره‎(‎
اولا که گلرت گریندل والد بزرگ یتیمه ثانیا اگه با یک جادوگر بزرگ مواجه بشم، صددرصد به یه دوئل مردانه دعوتش میکنم
2.از گلرت گریندل والد چه میدانید؟‏(‏10نمره)
من خودمو خیلی خوب میشناسم برای مثال:نام کامل:گلرت گریندل والد،سن:116 سال،تاریخ تولد: سال 1882،تحصیلات:اخراجی مدرسه ی دارم استرانگ به دلیل آزمایشات به شدت سیاه،ظاهر کلی:لاغر و قد بلند،چوب جادو: 15 سانتی متر از چوب اقطی و دارای موی دم تسترال(ابر چوب)،علاقمندی ها:جادوی سیاه و یادگاران مرگ،توانمدی ها:جادوگر نابغه،دارای استعداد فراوان در دوئل،بزرگترین جادوگر سیاه قرن یا شاید کل تاریخ،بیشتر:فرمانروای مقداری زیادی از کشورهای اروپایی در سال 1945، دوست نزدیک:آلفرد وولفریک پرسیوال برایان دامبلدور،بزرگترین دشمن خونی:آلفرد وولفریک پرسیوال برایان دامبلدور؛من هیچ وقت از طلسم های شکنجه برای تفریح استفاده نمیکنم تنها برای نیکی اعظم
3.با روش تدریس من موافقید؟ (‏5 نمره‏)‏‏
بله موافقم،زیرا مطمئنم که کسی نمیتونه با چیزی که اولین باره که مواجه شده مقابله کنه و این که از شنیدن اسم خودم هم واقعا شاد میشم
4.چرا مشنگ کشی در بین سیاهان باب شد؟‏(‏5 نمره‎(‎
زیرا آنها میخواستند با این کار انتقام جادوگرانی را که در قرون وسطا به وسیله ی مشنگها شکنجه شده بودند را از نوادگان مشنگها بگیرند ولی بعضی خورده جادوگران سیاه این کار را برای تفریح انجام میدادند
5.چرا از نفرین هایی که در راهرو دیدید وحشت کردید؟‏(‏3نمره‎(‎
من از حیچ چیزی نمیترسم حتی مرگ و اون طلسما که چیزی نبودن،من خودم بدتر از ایناشم انجام دادم


هوش بی حد و مرز، بزرگترین گنجینه ی بشریت است!

Elder با نام علمی Sambucus از خانواده Adoxaceae به معنای درخت آقطی است؛ در حالی که یاس کبود جزو خانواده ی Oleaceae (زیتونیان) میباشد؛ کلمه ی Elder در Elder wand به جنس چوب اشاره میکند و صرفا بدین معنا نیست که این چوب قدیمی ترین چوب باشد.

تصویر کوچک شده


پاسخ به: آموزش جادوي سياه !
پیام زده شده در: ۲:۲۵ سه شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۱
#87

لودو بگمنold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۰۲ دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۲۰:۵۷ جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
از در عقب، صندلی جلو!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 1317
آفلاین

1-خودتون رو تصور کنید در حالی که یک جادوگر سیاه بی اندازه قدرتمند امر کرده که چشمان پدرتون رو براش بیارید(تمام حالات و احساساتتون رو بیان کنید)"10نمره"

ارباب گفت برو چشمای باباتو بیار.
گفتم چشم ارباب.
آپارات کردم خونه بابام.
گفتم سلام بابا.
گفت سلام و زهرمار.
خودم هیچ احساس خاصی نداشتم ولی یک نبضم توی یک رگی زیاد شد، فکر کنم یه احساساتی داشت.
گفتم چشماتو میخوام با زبون خوش میدی یا با زبون ناخوش بگیرم؟
گفت آناناس!
گفتم میل ندارم نوش جان.
رفتم بالاسرش
گفتم اینکارکاروس
طناب پیچ شد
انگشت وسط دست راستو کردم تو چشم چپش انگشت اشاره رو تو چشم راستش و چشاشو از کاسه درآوردم.
خیلی حال داد احساس لذت بهم دست داد.
گفتم زت زیاد
آپارات کردم پیش ارباب و چشمو تقدیم کردم.



2-از گلرت گریندل والد چه می دانید؟"10 نمره"

میدانیم که شوهر آلبوس بود.



3- با روش تدریس من موافقید؟"5 نمره"

نه.


4-چرا مشنگ کشی در بین سیاهان باب شد؟"5 نمره"

هر چی کار کثیف تر و پست تر حالشم بیشتر.
ضعیف کشیم حال میده دیگه کار خبیث و عوضیانه ایه مشنگا هم بی عرضه ان حال میده بکشیشون.



5-چرا از نفرین هایی که در طول راهرو به چشمتان خورد وحشت کردید؟"3 نمره تشویقی"

من تا به حال در طول عمرم وحشت نکردم.


هیچی به هیچی!
تصویر کوچک شده


پاسخ به: آموزش جادوي سياه !
پیام زده شده در: ۱:۴۵ جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱
#86

پرسیوال دامبلدور


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۲۱ چهارشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۰
آخرین ورود:
۹:۵۱ دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۷
از این همه ریش خسته شدم!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 317
آفلاین
تدریس جلسه اول آموزش جادوی سیاه



به نام دامبل...پاسدار خون بلاکیون
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



دانش آموزانی که درس آموزش جادوی سیاه را بدون اطلاع از استاد جدیدشان برداشته بودند از وحشت و ترس،گروه گروه به سمت کلاسشان در طبقه ی هفتم می آمدند.

هر قسمت از مسیر راهروی طبقه ی هفتم،شبحی از جادوهایی به طور خودکار اجرا میشد که هر کدام نشان دهنده ی درد،رنج،خرابی و ویرانی بود.

با هر قدمی که بر میداشتند ترس و وحشتشان بیشتر میشد.

در بین راه،با صدای بسیار هولناکی،قسمت بزرگی از دیوار راهرو منفجر شد و سنگ ها به شدت به اطراف پاشیده می شدند اما به هیچ کس برخورد نمیکردند،قسمتی دیگر تصویر چهار بعدی زنی را نشان میداد که از اعماق وجودش جیغ میکشید چرا که دستانش توسط موجودی نامرئی در حال جویده شدن بودند،سمت دیگر چند مرد نمایش داده میشدند که سرهایشان مانند بادکنک باد میکرد،می ترکید و دوباره به شکل اول در می آمد،جهت دیگر زن هایی را نشان میداد که یک تکه ابر بالای سرشان مدام می بارید و آنها در حال دویدن و جیغ کشیدن بودند چون از ابر سمج،باران اسیدی می بارید.

هیچ کس نمیتوانست در کلاس صحبت کند.صدای همه خاموش شده بود.

چندین دقیقه پر اضطراب گذشت.

جلوی در مدیر قد بلندشان را دیدند که به سمت کلاس می آمد اما به جای این که وارد کلاس شود مشغول صحبت با دیوار شد.

کارکاروف با صدای آرام با لحن متمنیانه به دیوار میگفت:
-پرسیوال...ازت خواهش می کنم نترسونشون...اینا هیچ کدوم جرئت حتی به چشم دیدن تأثیرات بعضی نفرین ها رو ندارن... پرسیوال... برا همه مون بد میشه... خواهش می کنم... .

صدای بم و خشنی از دیوار در آمد:
-ایگور،مگه میشه واقعیت ها رو سانسور کرد؟ ترس باید تحمل بشه... .

- پس پرسیوال صبر کن اول من برم باهاشون صحبت کنم.

دیوار با آرامی گفت:
-ایگور ،حرفهایی رو که تو دفتر بهت زدم بهشون نمیگیا!


مدیر مدرسه سری تکان داد و با اضطراب وارد کلاس شد و رو به همه گفت:

-سلام بچه ها... .من برای این درس تقریبا میشه گفت که بهترین استاد رو در تمام تاریخ استخدام کردم تا شما رو به سطح یک جادوگر نیرومند تبدیل کنه.شما باید دل به درس بدید و حرفهای ایشون رو کامل گوش کنید و از حرفش اصلا سرپیچی نکنید.ایشون مهربون و لارژ هستن ولی اگر عصبی شون کنید بی اندازه بداخلاق و بی رحم میشن.من مفتخرم که حضور پدر آلبوس دامبلدور فقید،جناب استاد پر....

قبل از این که کارکاروف جمله ی خود را تمام کند بادی وزید و پرسیوال دامبلدور به طور بسیار باشکوهی طلسم دلسردی خود را باطل کرد.

کارکاروف که میدانست بیش از این حرف زدن اعصاب این پیرمرد وحشی را خط خطی می کند با سرعت از در خارج شد و کلاس را با استاد ترسناک تر از درسش تنها گذاشت.

- من پرسیوال والفریک برایان فرانکلین ادوین فرانسوا دامبلدور استاد درس آموزش جادوی سیاه شما هستم و خوشحالی خودم رو از این بابت اعلام می کنم.فکر می کنم برای جلسه ی اول خیلی طولانی شد...توضیحی در مورد سر فصل جلسه ی اول میدم و کلاس رو برای امروز تعطیل می کنیم.

چند نفر پچ پچ میکردند...بقیه با ترس محکم سر جایشان نشسته بودند.

"تاریخ و اسرار وجودی سیاه ترین ها"

راز سیاه ترین جادو ها به انگیزه های اولیه ی بشر جادوگر برمیگرده که تمایلات روانی شون بعد ها تبدیل به مصداق هایی برای جرم و جنایت شده.انگیزه هایی بسیار ابتدایی مثل آزار رسوندن به همسایه بخاطر اینکه گربه همسایه، یکی از مرغ هاش رو خورده.

همون طور که دقت می کنید این انگیزه های ابتدایی گاهی بسیار مضحک و خنده دار به نظر میرسه ولی همین انگیزه ها بعد ها تبدیل به عنصر روانی جرم های بسیار هولناکی شد که خمیر مایه ی اون جرم ها این واژه س
"مرگ دردناک کسانی که ازشون متنفریم"
مشنگ ستیزی و این تمایلات باعث اختراع جادوهایی شد که جامعه ی جادوگران به خواب هم نمی دید.

و پرسیوال حرکت کوتاهی به چوبدستیش داد و مردی در هوا نمایان شد که از ته دل فریاد می کشید چون نفرینی باعث شده بود تمام استخوان های بدنش به طور تدریجی از بین برود.

و اما تاریخ خالقان جادوی سیاه....

رفیق نا اهل پسر من گلرت گریندل والد در مدتی که از مدرسه اخراج شد تا معرفی علنی خودش به عنوان رهبر دنیای سیاه، دست به اختراع انواع جادوهایی زد که زجر دادن مخالفان خودش رو بتونه با لذت درک کنه. یکی از بارز ترین جادوهایی که تونست اختراع کنه نفرینی بود که الان با هم دیگه می بینیمش...

پرسیوال با قدم های بلند به میانه کلاس آمد.ردای زیبای آبی اطلسی خود را مرتب کرد و با یک حرکت آرام چوبدستی تا پاییین افسون دلسردی را اجرا کرد.پس ار چند دقیقه...

چند نفر غش کردند

تمام مفصل های بالاتنه پرسیوال از هم گسیخته بودند ...همه ی اجزای بدنش تغییر کرده بود...مفصل های گردنی اش در آمده و گردنش تا به حدود میانه ی سینه اش رسیده بود.

با یک تکان چوبدستی،طلسم را باطل کرد و به حال اول برگشت و با لحن بسیار آرام و ترسناکی گفت:
-بسیار طبیعی بود...ولی یک نکته رو باید بهتون بگم...تا طلسم ها و نفرین های دنیای سیاه رو به خوبی نشناسید،دفاع در برابر اون ها رو به سختی انجام میدید.

پس به این درس کامل توجه کنید و حواستون رو معطوف کنید.

و تکلیف من برای شما برای جلسه ی آینده این هاست...
با چوبدستیش اشاره ی نامحسوسی به تخته کرد و این کلمات نمایان شدند:

1-خودتون رو تصور کنید در حالی که یک جادوگر سیاه بی اندازه قدرتمند امر کرده که چشمان پدرتون رو براش بیارید(تمام حالات و احساساتتون رو بیان کنید)"10نمره"

2-از گلرت گریندل والد چه می دانید؟"10 نمره"

3- با روش تدریس من موافقید؟"5 نمره"

4-چرا مشنگ کشی در بین سیاهان باب شد؟"5 نمره"

5-چرا از نفرین هایی که در طول راهرو به چشمتان خورد وحشت کردید؟"3 نمره تشویقی"

پرسیوال با اندکی عجله که در صدایش بود، گفت:
- متأسفم از دیر رسیدنم سر این جلسه...از جلسات آینده بیشتر تدریس می کنیم و کمتر خزعبل می بافیم.موضوع جلسه ی بعدیمون جادوهای اتفاقی و نقش گریندل والده و البته بخشی از جلسه صرف آغاز یادگیری اصل طلسمها میشه

پیش مطالعه یادتون نره
تا جلسه آینده....خداحافظ.

دستش را در آسمان پیچ و تاب داد،صدای ترکیدن چیزی آمد ،طلسم ضد غیب شوندگی هاگوارتز به طور موقت باطل شد،پرسیوال غیب شد و بچه هایی را که حالا از شدت ترس به خود می لرزیدند را تنها گذاشت.


ویرایش شده توسط پرسیوال دامبلدور در تاریخ ۱۳۹۱/۲/۲۲ ۱:۵۴:۱۲

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند....
تو روح هرکی بد برداشت کنه









دامبلدور
یک دامبلدور
یک دامبلدور دیگر
من یک دامبلدور دیگر هستم
پیر آزرده دلی در انتظار بوسه ای از اعماق ته قلب


پاسخ به: آموزش جادوي سياه !
پیام زده شده در: ۲۲:۲۱ پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۱
#85

ایگور کارکاروفold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۲۳ شنبه ۱ بهمن ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۸:۰۶ دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۲
از اتاق خون محفل
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 3124
آفلاین
پروفسور پرسیوال دامبلدور این ترم تدریس درس جادوی سیاه رو بر عهده دارند .

کلاس ها جمعه ها تدریس خواهد شد طبق برنامه زیر :

( 22 اردیبهشت ،12 خرداد ،2 و 16 و 30 تیر ،13 و 27 مرداد )

امیدوارم کلاس خوب و جذابی رو داشته باشید.

موفق باشید
مدیریت هاگوارتز !



بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین



Re: امتحان آموزش جادوی سیاه
پیام زده شده در: ۸:۱۱ یکشنبه ۷ مهر ۱۳۸۷
#84

گریفیندور، محفل ققنوس

استرجس پادمور


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۵۳ شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
امروز ۰:۱۳:۰۱
از یک جایی!
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
گریفیندور
محفل ققنوس
پیام: 3574
آفلاین
پاسخ نامه ی آموزش جادوی سیاه تخصصی

بخش اول: سوالات عمومی

1- ضد طلسم چیست؟ (جلسه اول) 3 امتیاز

پاسخ: ضد افسون ها به طلسم هایی می گن که می تونن از ما در مقابل طلسم های شوم دفاع کنند و در بعضی موارد قدرت تخریب هم دارند.

2- ضد طلسم ها به چند دسته تقسیم می شوند؟ (جلسه اول) 1.5 امتیاز

الف: 6 دسته ب: 5 دسته ج: 4 دسته د: هیچ کدام
پاسخ: هیچ کدام.

3- ضد طلسم پیشرفته را توضیح دهید. (جلسه اول) 3.5 امتیاز

پاسخ: ضد طلسم های پیشرفته ضد طلسم هایی هستند که می تون از ما در مقابل تمامی طلسم ها به جز طلسم های نا بخشودنی دفاع کنن.

4- مهم ترین نکته در ساخت وردهای سیاه چیست؟ (جلسه دوم) 3 امتیاز

پاسخ: تصویر کاملی از کاری که طلسم قرار انجام بده رو در ذهن مجسم کنیم.

5- به کارگیری طلسم های سیاه یعنی چه؟ ( جلسه دوم) 3 امتیاز.

پاسخ: یعنی اجرای آن ها به نحوی که مطلوب ترین اثر ممکن را داشته باشد.

6- اولین قدم در اصول مبارزه با دشمن چیست؟ ( جلسه دوم) 3 امتیاز

پاسخ: اولین قدم این هست که وردها را ذهنی اجرا کنید.

7- چفت کردن فکر در طول مبارزه چه فایده ای دارد؟ ( جلسه دوم) 3 امتیاز

پاسخ: این کار باعث می شه حرکات شما غیر قابل پیش بینی باشه.

بخش دوم: طلسم ها

8- طلسمی که با اجرای آن دیواره ای محافظ دور شما تشکیل می شود چه نام دارد؟ ( جلسه اول) 1.5 امتیاز.
الف: سکتوم سمپرا ب: ریداکتو ج: اِما تولوس د: مورس موردر
پاسخ اما تولوس.

9- بزرگترن اشکال طلسم اِما تولوس چیست؟ ( جلسه اول) 3 امتیاز.

بزرگترین اشکال این طلسم این است که با برخورد طلسم به دیواره ، دیواره پس از مدتی نابود می شود.

10- آمارینوس جزو کدام نوع ضد طلسم ها محسوب می شود و به چه اسمی معروف است؟ ( جلسه اول) 3 امتیاز

پاسخ: آمارینوس جزو ضد طلسم های پیشرفته محسوب می شود و به سپر طلایی معروف است.

11- کدام ضد طلسم به ضد طلسم شوم مشهور است؟ ( جلسه اول ) 1.5 امتیاز
الف: این پندیوس ب: اسانتاماندونیا ج: آمیکوس د: گزینه الف و ب صحیح است.
پاسخ: این پندیوس.

12- کدام یک از طلسم های شوم باعث انفجار و خون ریز از صورت می شود؟ (جلسه دوم) 1 امتیاز

پاسخ: لامینو


از یک جایی ...

تصویر کوچک شده







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.