جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

22 کاربر(ها) آنلاین هستند (15 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
21
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
آلبوس دامبلدور تراپیست می‌شود!

آلبوس دامبلدور تراپیست می‌شود!

آکی سوگیاما 1405/04/05 20:10  39 خواندن  بدون نظر 
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  117 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  186 خواندن  1 نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  306 خواندن  2 نظر(ها) 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  290 خواندن  1 نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  369 خواندن  7 نظر(ها) 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 5 خرداد 1392 16:02
نمایش جزئیات
آفلاین
درود ارباب!ارباب میشه این پست رو نقد کنین.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اما دابز در 1392/3/5 16:09:44
ویرایش شده توسط اما دابز در 1392/3/5 22:41:44
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 1 خرداد 1392 23:59
نمایش جزئیات
آفلاین
دافنه


نقل قول:
این پست رو میبینید آیا؟

نخیر...دچار نابینایی موضعی شدم.همه چی رو میبینم بجز پست شما!


بررسی پست شماره 670 دژ مرگ، دافنه گرینگراس:



شروعتون خوب بود.گرچه احتمالا خواننده ترجیح میده دیالوگ بلا طولانی تر باشه.بلاتریکس شخصیت جالب و پر سوژه ایه.سعی کنین از اینجور شخصیتها بطور کامل استفاده کنین.


وسط جمله از شکلک استفاده نکنین.مگه اینکه واقعا لازم باشه( که اینجا نبود).علاوه بر این وقتی حالتی رو با کلمات و جمله ها به اندازه کافی میتونین توضیح بدین، دیگه نیازی به استفاده از شکلک نیست.البته همه این نکته هااستثناهایی دارن.ممکنه جمله به همراه شکلک جالب تر یا رساتر بشه.ولی اینجا لازم نبود.


نقل قول:
لودو گفت:
-نمیخوای تموم کنی؟ما فقط چند روز دیگه وقت داریم.پس از جادوگرا میپرسیم، مگه نه بلا؟
لودو اخمی کرد و بلا را که به افق خیره شده بود تکان داد.لودو با اشاره از هوگو و دافنه در مورد او پرسید

سه بار اسم لودو رو تکرار کردین.پشت سر هم و با فاصله بسیار کم.اینجور اشکالا موقع نوشتن خودشون رو نشون نمیدن.ولی موقع خوندن توی ذوق خواننده میزنن.با کمی تغییر میتونین حداقل لودوی وسطی رو حذف کنین که فاصله اولی و سومی بیشتر بشه.گرچه با حذف سومی هم مشکلی پیش نمیاد:
لودو گفت:
-نمیخوای تموم کنی؟ما فقط چند روز دیگه وقت داریم.پس از جادوگرا میپرسیم، مگه نه بلا؟
بعد از گفتن این جمله، با دیدن بلا که به افق خیره شده بود اخمی کرد و او را تکان داد.ولی جوابی دریافت نکرد.با اشاره از هوگو و دافنه در مورد او پرسید.
آخرین فاعل شما لودو بوده.برای همین تا وقتی که شما فاعل دیگه ای نداشته باشین همه اشاره هاتون به لودو برمیگرده و خواننده به راحتی متوجه منظورتون میشه.


شما سوژه های جالبی ایجاد میکنین ولی بطور کامل ازشون استفاده نمیکنین.یه جورایی حیف میشن.مثلا به فکر فرو رفتن بلا سوژه خوبی بود.میتونستین خواننده رو مدتی باهاش سرگرم کنین.اینکه بلا به تکانهای بقیه و سوالاشون عکس العملی نشون نمیده و یهو با حالتی غیر منتظره حرف میزنه.

نقل قول:

همان لحظه که بلا به بالای سر هوگو هجوم آورد تا او را به مترسکی در بالای اتاق شکنجه تبدیل کند، لودو جلویش را گرفت و همان لحظه که همه دست یکدیگر را گرفته بودند، آپارات کرد.چهار مرگخوار، به دور و برشان، ویزارد سیتی خیره شدند.بعد از چند لحظه لودو اولین سوال را از یک مرد جادوگر متشخص که در حال رد شدن بود پرسید.

با خوندن سطر اول فکر کردم سوژه داره منحرف میشه.چون هدف اینا مشنگها نبودن.ولی خوشبختانه شما آخرین آثار مشنگها رو هم از بین بردین و اینا رو به جایی انتقال دادین که فقط جادوگرا زندگی میکنن.همین ویزارد سیتی خودش یه ایده جدیده.موقع نوشتن معمولا از چارچوب کتاب خارج نمیشیم.مکانهای مورد استفاده مون یا هاگزمیده و یا لندن!این نوآوری های شما خیلی میتونه به ایفای نقش کمک کنه.به نظر من شما سوژه های جدید خوبی میتونین بدین.


یک پست کوتاه، بی کش و قوس و اصلاح کننده.در واقع یک پست مفید.قسمتهای طنز پستهای شما جای پرورش بیشتر دارن.روشون کار کنین.گرچه به همین شکل هم قابل قبول هستن.ولی احساس میکنم میتونن خیلی خوب بشن.


خوب بود.

موفق باشید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اما دابز

نقل قول:
امیدوارم روزی به روشنی و درخشانی کلتون ببخشید، ذهنتون رو سپری کرده باشین. اگه در چاپلوسی زیاد ماهر نیستم به خاطر تازه وارد بودنم عفو کنید.

این الان چاپلوسی بود دیگه؟من کنجکاوم بدونم طعنه و کنایه شما به چه شکل خواهد بود!!
یه الف ساحره کله ارباب رو به سخره گرفته!


بررسی پست شماره 240 قصر خانواده مالفوی، امادابز:



نقل قول:
با اعلام شروع ارباب مرگخوارهاشنا کردن رو آغاز کردن.

از کلمه "ارباب" بهتره فقط در دیالوگها استفاده کنین.استفاده از اینجور لقبها طرز فکر و جبهه نویسنده رو به خواننده تحمیل میکنه.درحالیکه اگه در دیالوگها این کارو انجام بدین طرز فکر و جبهه برمیگرده به شخصیت و شما تبرئه میشین!!در قسمتهای غیر دیالوگ با توجه به جبهه و گروهی که طرفدارشین میتونین از لرد، ار سیاه،لرد ولدمورت، اسمشو نبر استفاده کنین.


شروعتون خیلی خوب بود.بدون وقفه ومکث مسابقه رو شروع کردین.


ظاهر پستتون کمی نامنظمه.استفاده از یکی دو فاصله میتونه کمک کننده باشه.مثلا بهتره قبل و بعد از تیترها و زمان ها و مکان ها یه خط فاصله بذارین و ترجیحا از بقیه متن جدا و مشخصشون کنین.مثلا: فضای داخل استخر (زیر آب)


نقل قول:
بلا: باب . . . باب . . . بلاب . . .بلاب . . . بلاب . . .باب ( بلا در حال فرستادن آوادا به لودو در زیر آب)

خیلی خوب بود.یه طنز ظریف و ساده در همون ایتدای پست میتونه خواننده رو امیدوار کنه که با نویسنده توانایی طرفه و همین ترغیبش میکنه تا آخر پست رو بخونه.


نقل قول:
از اونجایی که هیچ کس نمیتونست جز "بلاب"، "باب" و "بلوب" چیزی بگه، صدمه ی زیادی نمیتونستن به هم وارد کنن. این شد که همه سر هارا از آب بیرون آوردن و شروع به پیاده کردن انواع طلسم ها و شکنجه ها روی هم کردن.

شما برای توصیفات و فضاسازی ها هم از لحن عامیانه استفاده میکنین.با توجه به اینکه این کار رو خیلی خوب و روان انجام میدین، به نظر من سعی نکنین عوضش کنین.همین حالت خوبه.حتی در جاهایی که به نظر میرسه بیش از حد عامیانه شده، لحن نوشته، برای خواننده آزار دهنده نیست.


نقل قول:
ارباب: کروشیووووو احمق های تسترال! مثلا دارین مسابقه میدین! فقط در حین شنا کردن حق نفله کردن همدیگرو دارین. کروشیو . . . از این به بعد . . . کروشیو . . . هر کسی . . .کروشیو . . . وقفه ای ایجاد کنه . . . کروشیو . . . یه آوادای مامانی نصیبش میکنم. . . حالا از اول شروع می کنیم. . . .3 . . .2 . . . 1 شروع!

از کروشیو خیلی زیاد و بیش از حد استفاده کردین.این اشتباه رو بیشتر نویسنده ها مرتکب میشن.تا جایی که کروشیو تقریبا به عنوان فحش عمل میکنه!لرد از دست هر کی که عصبانی بشه یه کروشیو نثارش میکنه.درحالیکه نباید اینطور باشه.کروشیو طلسم مهم و قدرتمندیه.استفاده زیاد و نابجا ازش باعث میشه اون ابهت و قدرت تاثیرگذاریشو از دست بده.
در مورد شخصیتها هم دقت کنین.لرد سیاه اصولا فحش نمیده.تحقیر میکنه...توهین میکنه..ولی این کار رو بسیار زیرکانه و موذیانه و غیر مستقیم انجام میده.


نقل قول:
در این میان دراکو و نارسیسا در دو طرف لوسیوس قرار گرفتن و سعی داشتن که برای رسیدن به خط پایان اونو حمایت کنن تا که شاید بتونن خونه رو نجات بدن.

قدرت طنز نویسی شما واقعا خوبه....و اگه این واقعا سومین پست ایفای نقش شماست میشه گفت عالیه!

نقل قول:

این موضوع از چشم لرد ولمدرت دور نموند. در نتیجه از بالای استخر شروع به ریختن تمام لغات فرهنگ نامه ی نفرین های پلید بر سر لوسیوس کرد. و با صدای بلند به طوری که به گوشش برسه گفت: مسابقه باید عادلانه باشه . . .

این قسمت هم جالب بود.تنها اشکالش شخصیت نسبتا جلف و سبک لرد ولدمورت بود که اونم تقصیر شما نیست...تقصیر سوژه اس!!اصولا چنین حرکاتی از لرد سیاه بعیده!


استفاده از چند شکلک در کنار هم اصولا جزو ایرادهای پست به شمار میره.ولی در پست شما اینطور نیست.خیلی خوب ازشون استفاده کردین.


پایان پستتون خیلی بجا بود.ماجرا رو به نقطه مشخصی رسوندین و همونجا ولش کردین.نفر بعدی آزاده که هر طور مایله تکلیف مرحله بعد رو مشخص کنه.


پستون خوب بود.حتی بدون در نظر گرفتن این نکته که شما تازه وارد هستین وبیشتر از سه چهار پست ایفای نقش ندارین، باز هم خوب محسوب میشه.هیچ اشکال اساسی و مهمی نداشت.


درمورد پست دوم متاسفم.اینجا تاپیک نقد پستهای انجمن خانه ریدله.ناظر تالار اسلیترین من نیستم.گرچه چندین بار برای نقد پستهای اون انجمن هم همکاری کردم.ولی با حضور ناظرای جدید فکر نمیکنم این کار درست باشه.
نکته بعدی که باید بهش توجه کنین اینه که بهتره نقد دو پست رو بصورت همزمان درخواست نکنین.چون اشکالاتی که برای پست اول میگم طبیعتا در پست دوم هم وجود داره و اصولا نقد دومی بی فایده اس.


موفق باشید.




افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 31 اردیبهشت 1392 18:18
نمایش جزئیات
آفلاین
درود ارباب!
امیدوارم روزی به روشنی و درخشانی کلتون ببخشید، ذهنتون رو سپری کرده باشین.
اگه در چاپلوسی زیاد ماهر نیستم به خاطر تازه وارد بودنم عفو کنید.
این بنده ی حقیر یه در خواست کوچیک داره . . . میشه این رو نقد کنین؟
و خواهشا این یکی رو.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اما دابز در 1392/2/31 20:32:30
ویرایش شده توسط اما دابز در 1392/3/1 5:17:48
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 31 اردیبهشت 1392 16:03
نمایش جزئیات
آفلاین
اربابم!

این پست رو میبینید آیا؟

نقدش کنید اربابم... (وجود این شکلک تنها بدلیل این است که مرگخواران مجاز به استفاده از شکلک های مهربانانه نیستند.)

و به قول آماندا، ظلیم باشید تا برنامه بعد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392 03:48
نمایش جزئیات
آفلاین
آماندا

اجازه هست!


نقل قول:
ارباب خواهشا آروم بیاین اینور! من می خوام 1000 سال عمر با عزت دیگه داشته باشم!

یک شخص محترم دیگه ای رو میشناختم که همینقدر به زندگی علاقه داشت.روحش رو تکه تکه کرد و تعداد زیاد هورکراکس درست کرد.واقعا که...عجب جادوگران پلیدی پیدا میشن!


بررسی پست شماره 390 خانه ریدل، آماندا:

شجاعت به خرج دادین و سوژه رو تموم کردین.اونم در جایی که واقعا دیگه حرفی برای گفتن نداشت.تموم کردن سوژه کار ساده ای نیست.اینکه سوژه هایی رو که عمر خودشونو کردن و دیگه به درد نمیخورن رو تموم کنیم کمک بزرگی به ناظره.

درباره ظاهر پستتون چیز زیادی نمیگم.اولا به این دلیل که شما به اندازه کافی تجربه دارین که تشخیص بدین چطور بنویسین.دوما برای من همینقدر که به عنوان خواننده چشمم خسته یا اذیت نشه کافیه.اینجا تنها نکته ای که توجه منو جلب کرد این بود که بهتره بین خود فرد و دیالوگش فاصله نذارین که نوشته تون پراکنده به نظر نرسه.


نقل قول:
نگاه ترسناک لرد که بر روی بارتی قفل شده بود، او را مجبور کرد تا به سرعت داخل جمعیت برود و کشان کشان یکی از مرگخواران را که با وجود کبودی چشم چپش به سختی می شد فهمید لوسیوس مالفوی است، بیرون آورد.

جمله پیچیده ای نبود.ولی اگه جمله یه ذره سنگین تر یا طولانی تر میشد خواننده مفهوم رو گم میکرد.حواستون باشه که فقط برای توصیف موقعیت هایی به این سادگی، از جمله های طولانی استفاده کنین.


در بعضی قسمتها توصیف های کوتاه ولی جالبی دارین.صحنه رو به کوتاهترین و در عین حال واضح ترین شکل ممکن وصف میکنین:
نقل قول:
لوسیوس رویش را برگرداند و به داخل جمعیت در حال گیس و گیس کشی شیرجه زد.

دیالوگی که لرد داشت با بارتی صحبت میکرد هم جزو همین موارد بود.لرد داشت حرف میزد و شما ضمن دیالوگ صحنه رو به خوبی برای خواننده وصف کرده بودین:
نقل قول:
- لازم نکرده بیشتر از این خرابکاری بکنی! من به هیچکس اجازه نمی دم به ذهنم نفوذ کنه. بارتی ساکت باش! با خودت حرف نزن و به ارباب گوش کن. همین الان برو کنار...بارتی چوب دستیتو سمت ارباب بلند نکن! معلومه که بهت اعتماد ندارم! دارم می گم برو کنار میخوام خودم دست به... بارتـــــــــــــــ...



شما با یک وضعیت بسیار در هم و برهم مواجه شده بودین.کاری که شما انجام دادین پیچیده کردن بیشتر وضعیت بود...شما داستان رو طوری گره زدین که نشه به سادگی بازش کرد و همونجا تمومش کردین.به نظر من بهترین کار ممکن رو انجام دادین.شاید این جالبترین پایانی بود که میشد برای این سوژه در نظر گرفت.پاک کردن حافظه لرد و دامبلدور و رها کردنشون تو اون وضعیت و خروج خونسردانه بارتی و اشاره ریز و نامحسوسی که به پاک شدن حافظه بارتی داشتین.پایان های غیر عادی و غیر کلیشه ای همیشه جالبتر و جذابتر هستن.کارتون خوب بود.به نظر من اگه اوضاع رو مسخره تر(از نظر طنز) میکردین و بعد بارتی خارج میشد میتونست بهتر و تاثیرگذارتر هم بشه.به هر حال شما یک دامبلدور و یک لرد بی حافظه داشتین و این موقعیت و سوژه بسیار خوبی بود.


شما توانایی خلق موقعیتهای طنز خیلی خوبی رو دارین.این سوژه مکان مناسبی برای این کار نبود.ولی این توانایی رو دست کم نگیرین.مثلا پست قبلی که تو همین تاپیک زدین(384) از نظر طنز در سطح خوبی قرار داشت.حتی در بعضی از قسمت ها خواننده ترجیح میده بیشتز توضیح بدین و بیشتر بنویسین.چون مشخصه که اگه ادامه میدادین باز هم موقعیت یا دیالوگ یا صحنه جالبی خلق میشد.


نکته جالبی در پست شما وجود داشت.اونم این بود که شما کاری به کار شخصیتها نداشتین!دخالتی در طرز فکر و رفتارشون نکردین.خیلی از نویسنده ها این کارو انجام میدن.برای همینه که بارتی یک پست ممکنه 180 درجه با بارتی پست قبل متفاوت باشه.در این مورد بهتره زیاد سلیقه ای رفتار نکنیم.این دخالت، فقط جایی لازمه که قصد داشته باشیم مسیر سوژه رو به سمت مشخصی بکشیم یا روی یک ویژگی خاص یکی از شخصیتها تاکید کنیم.گاهی هم برای وارد کردن طنز به ماجرا این کار انجام میگیره.


به عنوان یک پست پایانی خوب بود.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 20:27
نمایش جزئیات
آفلاین
اجازه هست ارباب این تاپیکو بعد4 ماه بفرستم بالا؟



بی زحمت این پست رو نقد کنین. مرسی. :)



پ.ن: ارباب خواهشا آروم بیاین اینور! من می خوام 1000 سال عمر با عزت دیگه داشته باشم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آماندا بروکل هرست در 1392/2/25 20:42:29
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: شنبه 9 دی 1391 14:50
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 221 نیروگاه اتمی، اینیگو ایماگو:

اینیگوی عزیز

بهتره سعی کنین کمی کوتاهتر بنویسین.پست طولانی فقط وقتی تاثیر منفی نمیذاره که نویسنده اش کاملا شناخته شده باشه.مثل مورفین.خود منم تا وقتی که لازم نباشه بلند نمینویسم.مثلا پست قبل از پست شما اندازه مناسبی داره.


نقل قول:
بالاخره به لرد ولدمورت می رسن و لوسیوس و ایوان با سر بلندی و سینه ای سپر کرده به طرف لرد سیاه می روند و تعظیمی نه چندان بلند به لرد سیاه می کنن .

خب...این بار داستان رو درست ادامه دادین.فقط یه نکته ای وجود داره که بهتره بهش توجه کنین.سوژه یک هدف نیست.ما سوژه رو میدیم که چارچوب نوشته هاتون مشخص باشه.بدونین درباره چی مینویسین.موقع نوشتن عجله ای نداشته باشین که سوژه رو به آخرش یا به نتیجه برسونین.شما فقط از موقعیتها و شخصیتها استفاده کنین.سوژه های کوچیک و فرعی رو از دست ندین.چیزی رو سانسور نکنین.مثلا در طول راه اتفاقای مختلفی میتونست برای اینا بیفته.الان یه جورایی داستان خلاصه شد.البته این کار شما آسیبی به سوژه نزده.فقط خواستم گفته باشم که در سوژه های دیگه هم این مورد رو در نظر داشته باشید.


نقل قول:
این دانشمند {روزالین}نباید لرد سیاه را ملاقات می کرد وگرنه همه ی نقشه هایشان نقش بر آب می شد

یکی از مهمترین نکته ها موقع نوشتن اینه که شما بتونین تشخیص بدین کدوم سمت و جهت برای داستان جالبتر و جذابتره و اونو به همون سمت بکشین.روزالین سالهاست دامبلدورو ندیده.حتی عکسشو.برای همین دیدن لرد اتفاق چندان غیر قابل جبرانی به نظر نمیرسه.میتونستن وانمود کنن لرد دامبلدوره و طی سالهای طولانی به این شکل در اومده.همین خودش میتونست یه سوژه طنز جالب باشه.


از این علامت آکولاد({}) زیاد استفاده کردین.لازم نیست دیالوگها رو داخل آکولاد بذارین.پستتون رو بی جهت شلوغ و نامنظم جلوه میده.


سعی کنین وسط پست توضیحات اضافه از طرف خودتون ندین.شما به عنوان نویسنده نباید نقشی در داستان داشته باشین.تمرکز خواننده باید روی خود داستان باشه.توضیحات شما هم یه حالت خاطره وار به داستان میده و هم حواس خواننده رو متوجه شما میکنه.


دیالوگها رو بصورت نوشتاری(کتابی) نوشتین.این کار شما رو کمی سخت میکنه.مخصوصا برای نوشتن طنز...البته اگه با این روش راحتتر هستین میتونین ادامه بدین.ولی اصولا بهتره دیالوگها محاوره ای(عامیانه)نوشته بشن.اینجوری هم رسوندن منظور راحتتر میشه و هم برای خواننده جذابتره.

آخر جمله ها، علامت فراموش نشه.

قسمتهای اضافی رو که نه طنز خاصی دارن و نه کمک خاصی میکنن تا جایی که ممکنه خلاصه کنین.مثلا نیمه دوم پست که ایوان داره درباره بمب به روزالین توضیح میده.کل اون قسمت رو میشد در دو سه خط خلاصه کرد.سوال های کوتاه روزالین کمی ماجرا رو کش داده.این کار ممکنه خواننده رو خسته کنه.


نقل قول:
آها راستی روزالین پرفسور دامبلدور گفته فقط یه هفته وقت داری
_ فقط یه هفته؟؟؟؟؟
_ باشه پس من رفتم

پایان پستتون خیلی خوب و به موقع بود.شما داستان رو کمی جلو بردین و بقیه شو گذاشتین به عهده نفر بعدی.بدون اینکه براش تعیین تکلیف کنین که چه کاری باید انجام بده.تعیین مهلت یک هفته ای هم کار خوب و مثبتی بود که به واضح شدن سوژه کمک میکرد.
یک حرکت مثبت دیگه ای که انجام دادین اینه که سوژه رو باز گذاشتین.هیچ مانعی وجود نداره.نفر بعد کاملا آزاده که داستان رو هر طور مایله پیش ببره.حتی میتونه لرد ولدمورت رو هم وارد ماجرا کنه.این کارتون خیلی خوب بود.خواننده اگه احساس کنه آزادی عمل داره، بیشتر تشویق میشه که نوشته ي شما رو ادامه بده.


پست شما از نظر سوژه و ادامه داستان خوب بود.این موردیه که معمولا اعضای سایت در موردش مشکل دارن.اشکالات پستتون زیاد نبودن.در مدت کمی میتونین برطرفشون کنین.چیزی که به شما کمک میکنه اینه که پستهای نویسنده های خوب سایت رو بخونین.کم کم ریزه کاری های اونا رو به خوبی یاد میگیرین.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 8 دی 1391 19:31
نمایش جزئیات
آفلاین
www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?post_id=263406
میشه اینو برام چیز کنین متشکرم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
اگه توزندگی زمین خوردی از جات پاشو پوز خند بزنو بگو: همه ی زورت همین بود؟؟
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 7 دی 1391 18:58
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 658 دژ مرگ، کینگزلی:


نقل قول:
دافنه از سر بیچارگی دستاشو محکم بر سرش میزنه :vay: و میگه :

شروع خوبی داشتین.وقتی پست قبلی با دیالوگ تموم شده بهتره مکان یا زمان رو عوض نکنین و از همونجا ادامه بدین.این کار باعث میشه سوژه جذابیتشو برای خواننده از دست نده.شما هم همین کار رو انجام دادین.فقط یه اشکال کوچیک در این جمله وجود داره.اونم شکلکه.اصولا بهتره وسط جمله از شکلک استفاده نکنین.مگه اینکه واقعا لازم یا مفید یا جالب باشه.علاوه بر این، وقتی کلمات برای رسوندن منظور شما کافی هستن لزومی نداره شکلک رو هم بزنین.البته این مورد هم استثناهایی داره.ممکنه استثنائا در قسمتی این کار جالب باشه.ولی ما اصول کلی رو در نظر میگیریم.به مرور و با کسب تجربه خودتون متوجه اون استثناها هم خواهید شد.کلا تعداد شکلکهای پست شما خیلی بیشتر از حد لازمه.این کار تمرکز خواننده رو از بین میبره.مخصوصا وقتی دو سه تا شکلک پشت سر هم میزنین.خواننده مجبوره همشونو تجزیه و تحلیل کنه که احساسات طرف به ترتیب چیا بودن.بیشتر از دو سوم شکلکهای پستتون باید حذف بشن.ولی بعضی جاها وجود شکلک واقعا مفیده.
نقل قول:
هوگو وسط حرفش میپره و میگه :
فکر میکنی ما نداریم.

مثلا در این قسمت از شکلک خیلی خوب و درست استفاده کردین.بدون اون شکلک خواننده متوجه نمیشد که هوگو با چه لحنی داره حرف میزنه.


نقل قول:
- جون من یک فکری بکنین، من زن و بچه دارم، کلی ارزو دارم...

دافنه یه ساحره اس...زن و بچه اش کجا بود!!
شناخت شخصیتهای کتاب و سایت و ترکیب اونا با هم خیلی میتونه به شما کمک کنه.مثلا شما هری کتاب رو که میشناسین.کم کم با اخلاق هری سایت هم آشنا میشین و از ترکیب هر دوی اینا میتونین در نوشته هاتون استفاده کنین.مثل ایوان روزیه که تو کتاب شخصیت مهمی نبود.ولی تو سایت با یه آواتار اسکلتی که گذاشته بسیار سوژه ساز شده.


چیزی که در پست شما توجه منو جلب کرد شخصیت بلاتریکس بود.شخصیت بلا رو خیلی خوب از آب در آوردین.در مورد بقیه شخصیتها هم همینطوره.و این در حالیه که بیشتر تازه واردا با این مورد مشکل دارن.مثلا بلاتریکسی که دربارش مینویسن شباهتی با بلای کتاب یا سایت نداره و همین باعث میشه خواننده کل نوشته رو باور نکنه.در مورد شما این مشکل وجود نداشت.


نقل قول:
من و دافنه هم میریم توی کافه ها دنبال مزدور میگردیم.
- پس بلا چیکار کنه؟
لودو گفت :
- خو با شما بیاد دیگه..
- نه نمیشه، گله ای که دنبال مزدور نمیرند.

طنز نوشته تون خفیف، ولی جالبه.همینطور ادامه بدین.تاثیر خوبی روی خواننده میذاره.


سعی کنین نوشته رو زیاد کش ندین.دیالوگها و جمله های اضافی رو حذف کنین.مثلا اگه دیالوگی مثل این وجود داشته باشه:
-یه چیزی میخوام بگم.
-چی؟
-الان میگم.
-باشه.بگو.
اینا حوصله خواننده رو سر میبره.اینجور گفتگو ها رو تا جایی که ممکنه خلاصه کنین.


ظاهر پستتون نسبتا خوب بود.از فاصله ها خوب استفاده کردین.فقط گاهی شکلکها کمی نظم نوشته رو به هم میریختن.


تغییر زیادی در سوژه ندادین.داستان رو زیاد پیش نبردین.به نظر من کار درستی انجام دادین.فراموش نکنین که سوژه هدف ما نیست.سوژه فقط موضوعیه که دربارش مینویسیم.اگه هدفمون این باشه که سریع داستان رو پیش ببریم و به آخرش برسیم سوژه های مختلف سریع تموم میشن و باید سوژه جدیدی پیدا کنیم و همه چی دوباره تکرار بشه.مثلا در این سوژه شما زیاد خودتونو درگیر موضوع نکردین.به بحث بین سه مرگخوار پرداختین.این نکته مثبتی بود.


سوالهای آخر پست بشدت میتونن مضر باشن.یه جورایی برای نفر بعدی تعیین تکلیف میکنن.کسی که میخواد ادامه بده حس میکنه مجبوره جواب این سوالا رو پیدا کنه.در حالیکه اینطور نیست و خواننده آزاده هر طور مایله ادامه بده.


برای شروع خوب بود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بررسی پست شماره 217 نیروگاه اتمی، کینگزلی:


نقل قول:
- خب چجوری بریم؟

لوسیوس سریعا گفت:
- ار...یعنی چیزه جناب دامبلدور وسیله ایاب و ذهاب شما رو اماده کردن.

اینجا هم مثل پست قبلی بدون اینکه کشش و جذابیت ماجرا رو از بین ببرین درست از جایی که پست قبلی تموم شده ادامه دادین.کارتون خوب بود.


در این پست بر خلاف قبلی اثری از شکلک نیست!!شکلک معمولا لازمه.ولی در حد تعادل.مثلا جایی که بلاتریکس و لوسیوس با هم بحث میکردن میتونست یکی دو تا شکلک داشته باشه.


پستهای شما کمی طولانیه.اگه بتونین کوتاهتر بنویسین بهتر میشه.مثلا اگه یک سومش حذف بشه بهتره.پست کوتاه معمولا جذاب کننده تره.ظاهر پستتون خیلی مرتبه.خواننده گیج نمیشه.کاملا مشخصه کدوم دیالوگ مال کدوم شخصیته.فقط سعی کنین وقتی دو سه دیالوگ پشت سر هم گفته میشه بینشون یک خط فاصله رو نذارین.این کار باعث میشه پستتون پراکنده و بی نظم به نظر برسه.مثلا:
-منم باهات میام.
-تو نمیتونی بیای.لرد چنین اجازه ای نداده.
-لرد خودشون به من گفتن که میتونم بیام.


باز هم شخصیتها به خوبی کار خودشونو انجام دادن.شما با یه جمله کوتاه ولی ظریف نشون دادین که نکته سنج و دقیق هستین.همون جمله ای که بلاتریکس درباره سوروس گفت.این ریزه کاریا خواننده رو جذب میکنه.


نقل قول:
لوسیوس و بلاتریکس که برای همچین سوالی اماده نبودند ناگهان از دهنشان پرید:

اینم یکی از همون ریزه کاریای جالب بود.بلا و لوسیوس سرگرم بحث بودن که یهو ساحره این سوالو ازشون میپرسه و اینا هول میشن.خواننده این موقعیت رو کاملا درک و قبول میکنه.کارتون خوب بود.


نقل قول:
دو دقیقه قبل:
100 متری کافه و محل مرگخواران به دنبال مهندس:( بلا تریکس، ایوان و لوسیوس )
- کینگزلی تو صدایی نمی شنوی؟ و البته رگه های جادو؟
کینگزلی به سنگفرش خیابان نگاه کرد و با شک گفت:
- اره. جادویی قدرتمند حس میکنم...جادوی ...
هرمیون با ترس حرفش را کامل کرد:
- سیاه!

این پست شما خوب بود...تا اینجا...یعنی تا قبل از پاراگراف آخر.شاید بشه گفت تنها اشکال پست شما همین پاراگرافه.
وارد کردن محفل به سوژه.البته کمی طول میکشه که بتونین تشخیص بدین کدوم سوژه باید به کدوم طرف بره و چطوری میتونه جالبتر بشه.ولی این تاپیک نیروگاه اتمی سیاهاست.ورود محفلیا با سوژه کار رو کمی سخت و پیچیده میکنه.در صورت پیش رفتن، ممکنه داستان گره بخوره.وقتی میخوایین دو گروه رو با هم مواجه کنین خیلی باید با دقت عمل کنین.ضمن اینکه حتی اگه قرار باشه محفلیا وارد داستان بشن هنوز برای این کار خیلی زوده.داستان اصلی باید کاملا جا بیفته.تا سوژه اصلی جا نیفتاده و یه مسیر خاصی رو طی نکرده بهتره داستان دو تکه نشه و شخصیتهای جدید وارد ماجرا نشن.


این پستتون بدون احتساب پاراگراف آخر خوب بود.

موفق باشید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دافنه


نقل قول:
اما شما فکر نمیکنید ورزش براتون خوبه؟

نه...ارباب فکرشون خسته میشه...ارباب دستور میدن مرگخوارا به جاشون فکر کنن.

نقل قول:
میدونستین چقدر روی ذهن اثر مقبت میذاره؟

من اول باید کشف کنم که "اثر مقبت" چه جور اثریه دقیقا؟!

نقل قول:
اما شما که گوش نپمیکنین!

بعد باید شما رو ببرم گفتار درمانی!

بررسی پست شماره 220 نیروگاه اتمی، دافنه گرینگراس:


ارباب چقدر پستهای کوتاه رو دوست دارن!همیشه همینجوری بنویسین.وقتی ارباب جذب میشن مسلما بقیه خواننده ها هم جذب میشن.


نقل قول:
بلاتریکس با فکر کردن راجب لرد سیاه و از اعماق دلش گفت:آلبوس زیباست!مهربون!دلربا،باهوش،چاپلوس،ناز و صورتی ببدون بینی!آلبوس یکی از قشنگ ترین...

این جوابی بود که بلا باید به ساحره میداد...ولی اون کلمه "چاپلوس" کمی اون وسط با بقیه کلمات ناهماهنگ بود.چاپلوس بودن یه ویژگی منفیه و لرد هم چاپلوس نیست.شما دو راه داشتین اینجا.میتونستین صفتهای خوب و بد رو یک در میون بگین.طوری که انگار بلا میخواد ویژگیهای بد لرد رو بین خوبها مخفی کنه.اینجوری:
آلبوس زیباست!مغرور!مهربون!بی رحم!دلربا!کچل!باهوش وبا صورتی بدون بینی!
و یا کلا ویژگیهای خوب یا کلا بد رو پشت سر هم میگفتین.این ویژگیها هم یا باید کلا مال شخصیت لرد باشن یا دامبلدور.قاطیشون نکنین.


نقل قول:
بلاتریکس به چیز/کسی که کالسکه را هدایت میکرد،کروشیوی پراند و گفت:عجله کن!مگه نمیبینی این خانم محترم...

این "چیز" کمی نامفهوم بود.اگه منظور اینه که اون کلمه اشتباه بود و بعدا اصلاح شده، نویسنده نمیتونه همچین اشتباهی کنه.این روش توجه خواننده رو به شخصی که داره مینویسه جلب میکنه.نه خود داستان.


نقل قول:

بلاتریکس به چیز/کسی که کالسکه را هدایت میکرد،کروشیوی پراند و گفت:عجله کن!مگه نمیبینی این خانم محترم...

رفتار کنترل نشده بلا خیلی خوب بود.کروشیویی که از دستش در رفت عالی بود.چون کلا شخصیت بلا طوریه که در هر حالتی میتونه از کنترل خارج بشه.


نقل قول:
روزالین که آنلحظه چندان محترم بنظر نمیرسید،با حالت گیجی گفت:کروشیو؟شما از طلسم نابخشودنی استفاده کردین!شما نباید..این آلبوس چرا اینجوری شما ها رو تربیت کرده؟

خط آخر هم خیلی خوب بود.روشن و واضح.بدون هیچ تغییر ترسناک یا مبهمی.من با خوندن این پست تشویق به ادامه دادن میشم.روزالین کمی به مرگخوارا شک کرده.بقیه اس به عهده نفر بعدیه.پایان خوب و به موقعی بود.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 7 دی 1391 16:21
نمایش جزئیات
آفلاین
اربابا!

قبلا گفته بودین که هر وقت درخواست نقد میدم لینک هم بدم!
اما شما فکر نمیکنید ورزش براتون خوبه؟من..فقط برای خودتون میگم.
میدونستین چقدر روی ذهن اثر مقبت میذاره؟
اما شما که گوش نپمیکنین!

پ.ن:لطفا اینو نقد کنین!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟