
زد و مار اسلی را نابود ساخت!
پست دوم
فلش بک، شب قبل از مسابقه: تالار خصوصی اسلیترین.
تالار اسلیترین خالی و خلوت بود. تمام اسلیتیرینی ها برای شرکت در کلاس ها تالار را ترک کرده بودند. بعضا کسانی ملافه خود را میبردند و شب را در کلاس با احضار تلویزیون و دیدین کوییدیچ میگذراندند!
پروفسور اسنیپ در تالار قدم میزد. صدای قدم هایش در تالار می پیچید. چند دقیقه ای بود که ریگولس رو دنبال مورفین فرستاده بود.
ریگولس نفس نفس زنان از راه رسید و رو به پروفسور گفت:
- نتونستم پیداش کنم.
اسنیپ که از شدت عصبانیت قرمز شده بود گفت:
- مگه میشه؟ اون وزیر عملی کجاست؟ باید پیداش کنی ...
ویـــــــژ! پخ!
اسنیپ سقف سوراخ شده ی تالار را نگاه کرد و با لکنت گفت:
- ب... بلای... اس... اسمونی؟ :worry:
- نه بابا مورفینه!
سفینش سقوط کرده!
ناگهان پیکری از زمین برخواست و گفت:
- چه کشی با من کارداش؟ به محش دریافت پیغام ممدی خودمو رشوندم.
اسنیپ نگاه غضب الودی به ریگولس انداخت:
- بعدا حسابتو میرسم.
- ققط یه پاترونوس برا دوستش فرستادم. :worry:
و بعد اسنیپ رو به مورفین گفت:
- سیبیل کارت داره. بیا.
- شیبیل؟ شیبیل کی؟ کشی شیبیل نداره اینجا.
- سیبیل تریلانی. معلم پیشگویی.
تالار خصوصی گریفندور.
تابلوی بانوی چاق کنار رفت و پروفسور مک گونگال نمایان شد.
همینطور که پروفسور وارد میشد با خود زمزمه می کرد:
- فک کرده کیه که به من دستور میده؟ جیمز رو بیارم پیشش که یه پیشگویی مسخره انجام بده؟ که مثلا تو میمیری؟
همینطور که پروفسور راه میرفته و حواسش نبوده صفحه شطرنج رون رو زیر پاش له میکنه. رون که مشغول بازی با هری بوده فکر میکنه یه دختر گریفی و داد میزنه:
-جلو پاتو نگاه کن. کوری؟
بعد سرشو بلند میکنه و چهره پروفسور عصبانی پروفسور مک گونگال رو میبینه.
و لحظه ای بعد دیگه رونی در کار نیست!
- هری برو به پسرت(
) بگو بیاد پیش من.- چرا؟
پروفسور:
دفتر سیبیل
تق تق تق!
- بیا تو.
اسنیپ در حالی که مورفین رو روی زمین میکشیده داخل دفتر پر از گوی تریلانی میشه. دفتر تریلانی سیاه و تاریک بود. پر از گوی های جورواجور به همراه کارت ها و کتاب های پیشگویی که توی قفسه بسیار بزرگی بودند.
اسنیپ که سرش را تکان میداد به مورفین نگاهی انداخت و گفت:
- پاشو وایستا مورفین.
سیبیل به در اشاره کرد و خطاب به اسنیپ گفت: میتونی بری...نه..صبر کن. این چیه رو کلش؟
- کلاه گروهبندی. چون لوگو کم اورده بودیم مجبور شدیم اینو به عنوان کلاه وزارت بزاریم سرش.
در همین حال پروفسور مک گونگال به همراه جیمز وارد میشه. مک گونگال از دیدن مورفین و اسنیپ در انجا جا میخوره.
- بفرمایید اینم جیمز.
جیمز بعد از دیدن مورفین زیرلب غرغر کرد:
- این عملی هم که اینجاست!
مورفین لبخندی زد و برای جیمز دست تکون داد:
- سلام بوژ بوژی!
- شما دوتا. برید بیرون.
مک گونگال و اسنیپ غر زنان و اعتراض کنان با زمزمه " فک کرده کیه" از دفتر تریلانی میرن بیرون.
تریلانی از صندلیش که روی یه سکوئه میاد پایین و میگه:
- باید یه پس گویی براتون انجام بدم.
- شی شی گویی؟
- پس گویی. من گذشتتونو دیدم.
و بعدش دهانش باز میشه زبونش میوفته بیرون و عینکش کج میشه!
- این چشه؟
- رفته تو خلشه!
فش بک در فلش بک، چونصد سال قبل، بیمارستان، اتاق نوزادان.
صدای دلنشین عر عر ها فضای اتاق را پر کرده بود. دیوار ها بعد از سالیان به خاطر این صداها ترک خورده بودند و سفیدی خالصشان از بین رفته بود. نوزادان زیادی در این اتاق بودند که طی چند ساعت گذشته به دنیا اومده بودند.
همین لحظه پرستاری گرد که از دهانش دود در میومده وارد اتاق میشه و به سمت دو کودک تازه به دنیا اومده میره.
- چون من خیلی کرم دارم میخوام جای این دوتارو عوض کنم!
این دختره مال گانت ها این پسره مال پاتر ها!و بعد فلنگو میبنده.
چند دقیقه بعد
دو مرد که پیراهن های سفید پوشیده بودند وارد اتاق شدن و به سمت همان دو کودک رفتند. یکی از مرد ها در حالی که چیزی مینوشت خطاب به مرد دوم گفت:
- برو به خانواده ی پاتر ها بگو پسر زاییدن و به گانت ها بگو دختر زاییدن. براشون باید اسم بزارن. برو تا من اینارو معاینه میکنم.
دکتر دوم بیرون رفت و دکتر اول مشغول معاینه شد.
- غده تیروئید: سالم
انگشتان: سالم
قلب: سالم
...
- هی جک اونا اسمارو گفتن.
- خب؟
- پسره جیمز سیریوس پاتر، دختره مروپ گانت.
پایان پس گویی.
مورفین که بشدت دلتنگ چیز هایش شده بود و نمیدانست این پس گویی چیرو میرسونه پرسید:
- خب که شی؟
کلاه حالتی به خودش گرفت که انگار گوش هایش را تیز کرده.
ناگهان جیمز جیغ میزنه:
- ینی من با این کپه ی لباس برادرم؟ این معتاد انگل برادرمه؟ نه! خدا چرا؟ من چه گناهی کردم؟ خدا بگو این دروغ میگه. تمام نهنگامو قربونی میکنم.
مورفین که دوناتیش تازه افتاده بود با چشمان گرد شده گفت:
- این بوژ بوژی؟ چرا این؟ حاژر بودم با بلا خواهر برادر بودم ولی...
تریلانی که بشدت افسرده شده بود گفت:
- درسته. شما دوتا باهم برادرید.
پایان فلش بک.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج








دست تنها که نمیتونم!
تو مگه جستجوگر نیستی؟! :vay:




میشه لطفا جمله ی منو تکرار نکنی؟







این همه حقوق معاونتو میخوای ببری تو قبرت؟! پات لب گوره! دل از دنیا بکن! همش دو نات قیمتشه! برو بخر! زوووووود!





