دین توماس نوشته: سلام دوستان. این یه بازی جالب با کلماته.
راهنما:
اولین نفری که پست میزنه باید اسم یه شخصی رو بگه. (کی) مثلا: دامبلدور . خاله ی عموی بابا ی رون و ...
دومی باید قید زمان بیاره (کِی): پریشب. 12 نصف شب روز هفتم آذر 22000 سال پس از میلاد مرلین و ...
سومی باید قید مکان بیاره(کجا): توی وزارتخونه- توی حموم اسنیپ- عمق 70 متری سازمان اسرار و ...
چهارمی باید اسم یه شخص دیگه ای رو بگه ( باکی): با اسنیپ- با دامبلدور- با آمبریج و ...
پنجمی باید فعل بگه (چی کار): جادوی شب میخوندن- همدیگه رو میزدن- ورد میساختن و ...
و نفر ششم جمع بندی میکنه : دامبلدور پریشب توی حموم اسنیپ با آمبریج مارپله بازی میکردن.
توجه
نوشته هاتونو از دید بقیه مخفی مگه دارید. برای اینکار از ابزار spoil استفاده کنین. نفر ششم کلمه ها ی مخفی رو آشکار میکنه و جمع بندی میکنه. علت مخفی کردن کلمات اینه که جمله نهایی با نمک تر از آب در بیاد.
+ سوالی دارید بپرسید. + از واژگان و عبارات جادویی استفاده کنین. اشخاص جادوگر- مکانهای جادویی و ... + سعی کنید در حین بازی کلمه نفرات قبلی را آشکار نکنید. مگر آنکه نفر ششم باشید و بخواهید کلمات را جمع بندی کنید. + به جملات حاصله بخندیم. بامزه خواهند بود. + نفر ششم حتما جمع آوری را با دقت انجام دهد. او مسئولیت مهمی دارد.
خدا می دونه بعد از این که جیمز و لیلی رو به لرد فروختم، چقدر شکسته شدم. خدا می دونه که از اون زمان تا حالا، یک شب هم خواب به چشمام نیومد. رفقا، شجاع ترین افراد هم، همیشه یه ذره ترس باهاشون هست. گناه من هیچی نبود. جز این که از شکنجه شدن می ترسیدم. حق این نبود که این طور بهم سرکوفت بزنین.
خوب زندگی کن. بزرگ شو و... کچل شو! بعد از من بمیر و اگه تونستی با لبخند بمیر. توی کارات دودل نباش. ناراحتی چیز باحالی برای به دوش کشیدنه ولی تو هنوز خیلی جوونی!