دوباره از اول:
کی؟
مرلین کبیر
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
20 کاربر(ها) آنلاین هستند (16 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
17
مهمانان
|
3
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/12/05
تولد نقش: 1396/09/13
آخرین ورود: یکشنبه 1 خرداد 1401 20:13
از: قلعه ی نورمنگارد
پستها:
512

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/12/05
تولد نقش: 1396/09/13
آخرین ورود: یکشنبه 1 خرداد 1401 20:13
از: قلعه ی نورمنگارد
پستها:
512

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/12/05
تولد نقش: 1396/09/13
آخرین ورود: یکشنبه 1 خرداد 1401 20:13
از: قلعه ی نورمنگارد
پستها:
512

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/12/05
تولد نقش: 1396/09/13
آخرین ورود: یکشنبه 1 خرداد 1401 20:13
از: قلعه ی نورمنگارد
پستها:
512

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/12/05
تولد نقش: 1396/09/13
آخرین ورود: یکشنبه 1 خرداد 1401 20:13
از: قلعه ی نورمنگارد
پستها:
512

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/12/05
تولد نقش: 1396/09/13
آخرین ورود: یکشنبه 1 خرداد 1401 20:13
از: قلعه ی نورمنگارد
پستها:
512

قسمت اول
- خانه!
کلمه ای بیش از حد پرشور و گرم برای عمارتی آن چنان سرد و سنگی! ساختمانی سر به فلک کشیده که زمانی ترسناک ترین زندان جهان بود!
- خونه؟ به نظر نمیاد که مال این دور و برا باشی. منظورم اینه که اهل کجایی؟ به چهره ات میخوره اروپایی باشی ولی اینجا دنبال اون قاتل چکار می کنی؟
- لزومی نمی بینم که بگم! به نظر میاد بیش از این در مورد چیزی که میخوام اطلاعی نداری؛ پس خدا نگهدار!
- به هر حال من تنها جادوگر این اطراف هستم. اگه پادزهر یا چیزی از این قبیل خواستی، این آدرسمه. یه سر بهم بزن.
دست ساحره به سوی جادوگر تیره پوش دراز شده بود و کارتی را در بر داشت. جادوگر کارت را از دستان او گرفت و پس از تشکر، از ساحره جدا شد. کلاه شنلش را پایین تر کشید، به سمت حاشیه ی روستا به راه افتاد؛ و با قدم های بلند به سمت جنگل گام برداشت.
حدود دو سال از زمانی که نورمنگارد را به مقصد چین ترک کرده بود می گذشت و تمام این مدت همه ی مسئولیت های زندان بر عهده ی معاونش، آوندیر بود. آوندیر، یک جن آزاد بود که از زمان بازگشایی دوباره ی نورمنگارد پس از پایان حکومت گریندل والد (بیست سال پیش) تا کنون در آن جا مشغول به خدمت بود و حدود سه سال پیش، پس از نشان دادن شایستگی های بسیار، به فرماندهی زندانبانان ارتقای سمت یافت.
اگرچه تلاش جادوگر غریبه فرار و آزادی را حق یک زندانی می دانست و کسی را به خاطر تلاش برای فرار تنبیه نمی کرد، اما دستگیری دوباره ی فراریان هم از وضایف او به عنوان یک سرزندانبان به شمار می رفت. هنگامی که وارد جنگل شد، انگشت شصت و میانی دست راست خود را به دهان برد و با سوت بلندی همراه خود را فرا خواند.
هنوز چند دقیقه بیشتر سپری نشده بود که موجودی غول آسا مقابل جادوگر به زمین نشست. موجودی پوشیده از پرهای خاکستری، با سر و پنجه های عقابی عظیم الجثه، که بدن و پاهای عقبش مانند اسب بود. یک هیپوگریف! زمانی که به زمین نشست، پرنده ی سیاه رنگ کوچکی که در منقار داشت را به هوا انداخته و با چابکی آن را بلعید. پس از آن که از خوردن وعده ی میان روز خود فارغ شد، سر را به نشانه ی تعظیم فرو آورد و منتظر پاسخ جادوگر ماند. جادوگر نیز تعظیم کوتاهی به پرنده ی غول آسا کرد و سپس به سوی پرنده گام برداشت.
- میگن اینجا بوده، دو سه نفر ماگل رو کشته و به سمت شمال فرار کرده. اگر این قدر زود خشم نبود، تا حالا صد بار گمش کرده بودیم!
جادوگر پس از سوار شدن به هیپوگریف، به پرنده قول داد: «ولی بهت قول میدم این دفعه دیگه می گیریمش. بعد از این دو سال فکر می کنم بتونم ذهنشو بخونم. این دفعه دیگه از دستمون فرار نمیکنه. این رو بهت قول میدم!»

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گلرت پرودفوت در 1398/6/8 16:38:58
هوش بی حد و مرز، بزرگترین گنجینه ی بشریت است!
!Only Raven
!Only Raven

!I am THE PROUDFOOT
!Only Raven
OnlyRaven
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/12/05
تولد نقش: 1396/09/13
آخرین ورود: یکشنبه 1 خرداد 1401 20:13
از: قلعه ی نورمنگارد
پستها:
512

به نام روونا
با سلام و احترام خدمت استاد عزیز، پروفسور دامبلدور
مدتی بود برای دوره های ضمن خدمت عازم زندان های دور و نزدیک دنیای جادوگری بودیم؛ چیزهای بسیار آموختیم؛ و با نمره ی بیست (و افزایش حقوقی چشم گیر) به خانه بازگشتیم. اکنون که این نامه را می خوانید، درخواست عضویتی به پایین برگه پیوست شده که با تایید شما، نورمنگارد را به عنوان زندانی عقیدتی-سیاسی به جبهه ی سپیدی ملحق می نماید. به وسیله ی این الحاق، زندانیان در اکسپلی آرموس آموزش خواهند دید و کلاس های عشق ورزی در سطوح ابتدایی، متوسطه و پیشرفته در آنجا دایر خواهد شد.
دوستدار شما،
گلرت پرودفوت
سلام گلر جان،
خیلـــــ...ـی هم خوب اینایی که نفهیمدم چی شد.
به هر صورت یک گلرت که بیشتر نداریم، یه جغد برات اومده با یه کلید. قفل در رو یه مدّتیه عوض کردیم.افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1398/6/7 21:19:44
هوش بی حد و مرز، بزرگترین گنجینه ی بشریت است!
!Only Raven
!Only Raven

!I am THE PROUDFOOT
!Only Raven
OnlyRaven
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/12/05
تولد نقش: 1396/09/13
آخرین ورود: یکشنبه 1 خرداد 1401 20:13
از: قلعه ی نورمنگارد
پستها:
512

ریونکلایی های شجاع(؟!) قاشق به دست، با فریاد یا روونا، سوی پاتیل های پر از سوپ هجوم بردند. پاتیل ها که انتظار یک ضد حمله از سوی ریونکلایی ها را نداشتند، ملاقه های خود را شسته و در آبچک گذاشته و کاملا بی دفاع بودند. فاصله لحظه به لحظه کمتر می شد و اولین ریونکلایی به اولین پاتیل سوپ رسید.
ممد پاتر هشتم، تنها پاتر ریونکلایی و اولین شخصی بود که به صفوف دشمن رسید. او شجاعانه با ملاقه ی موروثی پاترها به پاتیل رو به رو حمله برد و ملاقه ملاقه سوپ مورد نظر را وارد دستگاه گوارش خود کرد.
ریونکلایی های شجاع [که هنوز جرات فرو دادن سوپ های پاتیل ها را نیافته بودند] دور ممد پاتر هشتم حلقه زده و هورا کشان این قهرمان ریونکلایی را تشویق می کردندّ؛ اما دیری نپایید که چهره ی ممد پاتر هشتم ابتدا سرخ، و سپس بنفش شد و بی حرکت بر روی زمین افتاد. این گونه، نژاد پاترها نیز در تالار آبی منقرض شد!
پزشکان بعد ها دلیل مرگ وی را وجود دایره المعارف شش جلدی راهنمای سیاست، دیوان اشعار حافظ جادویی، سنتار های معترض به وزارت خانه، مهر وزارتی و یک بسته ی نیم کیلویی از «مرگ موش- مخصوص استفاده در وزارت سحر و جادو» در غذای این عزیز فرزانه اعلام کردند!
با سقوط ممد پاتر، ریونکلایی ها به اشتباه محاسباتی خود برای حل مسئله ی پیش رو پی برده و هرکدام به سویی گریزان شد. پاتیل ها هنوز محو شجاعت ممد پاتر هشتم و مقاومت پاتیل رو به روی او بودند که ریونکلایی ها فوج فوج از محل حادثه هر کدام به سویی گریختند!
اکنون دیگر واضح بود که شجاعت و مبارزه ی مستقیم راه حلی برای ریونکلایی ها در برابر این مسئله نیست. ارتش آنها قهرمان خود را در نبردی نابرابر از دست داده بود و اکنون نیز هر یک به گوشه ای از تالار گریخته بودند.
گروهی به پیشگاه عقاب وارد شده تا از پروفسور لاکهارت دوباره طلب کمک نمایند، گروهی دیگر ملاقه به دست در کافه ریون پناه گرفته و آماده بودند تا آخرین قطره ی سوپ به ریسمان زندگی چنگ زنند. گروهی به آزمایشگاه سری رفته بودند تا راه حلی بیابند. در نهایت، دسته ای نیز با شعار هرچه بادا باد در تاپیک تولد بروبکس ریونکلا، از خوپ حرکات موزونی از جمله بریک دانس، هلی کوپتری و رقص شیشه، ارائه داده، آخرین روز عمر خود را به تبریک گفتن تولد به الکساندر پردفوتی معطوف کرده بودند که سالها پیش در بخش ممنوعه ی کتابخانه توسط کتاب های آدم خوار، خواریده شده بود!!
ممد پاتر هشتم، تنها پاتر ریونکلایی و اولین شخصی بود که به صفوف دشمن رسید. او شجاعانه با ملاقه ی موروثی پاترها به پاتیل رو به رو حمله برد و ملاقه ملاقه سوپ مورد نظر را وارد دستگاه گوارش خود کرد.
ریونکلایی های شجاع [که هنوز جرات فرو دادن سوپ های پاتیل ها را نیافته بودند] دور ممد پاتر هشتم حلقه زده و هورا کشان این قهرمان ریونکلایی را تشویق می کردندّ؛ اما دیری نپایید که چهره ی ممد پاتر هشتم ابتدا سرخ، و سپس بنفش شد و بی حرکت بر روی زمین افتاد. این گونه، نژاد پاترها نیز در تالار آبی منقرض شد!
پزشکان بعد ها دلیل مرگ وی را وجود دایره المعارف شش جلدی راهنمای سیاست، دیوان اشعار حافظ جادویی، سنتار های معترض به وزارت خانه، مهر وزارتی و یک بسته ی نیم کیلویی از «مرگ موش- مخصوص استفاده در وزارت سحر و جادو» در غذای این عزیز فرزانه اعلام کردند!
با سقوط ممد پاتر، ریونکلایی ها به اشتباه محاسباتی خود برای حل مسئله ی پیش رو پی برده و هرکدام به سویی گریزان شد. پاتیل ها هنوز محو شجاعت ممد پاتر هشتم و مقاومت پاتیل رو به روی او بودند که ریونکلایی ها فوج فوج از محل حادثه هر کدام به سویی گریختند!
اکنون دیگر واضح بود که شجاعت و مبارزه ی مستقیم راه حلی برای ریونکلایی ها در برابر این مسئله نیست. ارتش آنها قهرمان خود را در نبردی نابرابر از دست داده بود و اکنون نیز هر یک به گوشه ای از تالار گریخته بودند.
گروهی به پیشگاه عقاب وارد شده تا از پروفسور لاکهارت دوباره طلب کمک نمایند، گروهی دیگر ملاقه به دست در کافه ریون پناه گرفته و آماده بودند تا آخرین قطره ی سوپ به ریسمان زندگی چنگ زنند. گروهی به آزمایشگاه سری رفته بودند تا راه حلی بیابند. در نهایت، دسته ای نیز با شعار هرچه بادا باد در تاپیک تولد بروبکس ریونکلا، از خوپ حرکات موزونی از جمله بریک دانس، هلی کوپتری و رقص شیشه، ارائه داده، آخرین روز عمر خود را به تبریک گفتن تولد به الکساندر پردفوتی معطوف کرده بودند که سالها پیش در بخش ممنوعه ی کتابخانه توسط کتاب های آدم خوار، خواریده شده بود!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هوش بی حد و مرز، بزرگترین گنجینه ی بشریت است!
!Only Raven
!Only Raven

!I am THE PROUDFOOT
!Only Raven
OnlyRaven
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/12/05
تولد نقش: 1396/09/13
آخرین ورود: یکشنبه 1 خرداد 1401 20:13
از: قلعه ی نورمنگارد
پستها:
512

نام: گلرت پرودفوت
سن:31 سال
گروه: ریونکلا
وضعیت خون: اصیل زاده
جنسیت: مرد
وضعیت ازدواج: مجرد
چوبدستی: چوب گردوی سیاه و موی تک شاخ. 11 و سه چهارم اینچ و غیر قابل انعطاف
پاترونوس: بوف اروپایی (Nightjar)
حیوان دست آموز: هیپوگریف (پنجه ی توفان)
فرمانده ی نگهبانان زندان: آوندیر (جن آزاد)
گلرت پرودفوت، سر زندانبان و ارباب قلعه ی نورمنگارد، دوران تحصیل خود را در مدرسه ی علوم و فنون جادوگری هاگوارتز و گروه ریونکلا گذراند. او نواده و وارث گلرت گریندل والد بزرگ و زندانبان مخصوص اوست.
از توانایی های خاص او میتوان به مهارت بالای او در تغییر شکل، از جمله نامرئی شدن بدون نیاز به شنل نامرئی کننده، و استفاده از جادوی بی کلام اشاره کرد.
بزرگترین مشکل هر سر زندانبان، زندانی های فراری هستند، و گلرت نیز از این قائده مستثنا نیست. اگرچه بسیار نادر، اما هرگاه از زندان نورمنگارد فراری رخ می دهد، سر زندانبان شخصا مسئولیت بازگرداندن فراری را به عهده می گیرد. طلسم امضای او، طلسم بدن بند کامل و طلسم بیهوشی است، اما در صورت لزوم، میتواند عناصر اطراف خود را بر حسب نیاز، برای دفاع یا حمله، تغییر شکل دهد.
از خصوصیات اخلاقی او میتوان به شوخی های تلخی که در لحظات سخت انجام می دهد اشاره کرد. سر زندانبان نورمنگارد نیرویی است که از تاریکی ها ضربه می زند و شکارش را به هر قیمت ممکن پس می گیرد!
آوندیر، به سرزندانبان بسیار وفادار است. با وجود سن کم (فقط 52 سال)، مهارت بالایی در مبارزه دارد و به جایگاه خود به عنوان فرمانده ی زندانبان های نورمنگارد بسیار افتخار می کند.
تایید شد.
خوش برگشتین!
سن:31 سال
گروه: ریونکلا
وضعیت خون: اصیل زاده
جنسیت: مرد
وضعیت ازدواج: مجرد
چوبدستی: چوب گردوی سیاه و موی تک شاخ. 11 و سه چهارم اینچ و غیر قابل انعطاف
پاترونوس: بوف اروپایی (Nightjar)
حیوان دست آموز: هیپوگریف (پنجه ی توفان)
فرمانده ی نگهبانان زندان: آوندیر (جن آزاد)
گلرت پرودفوت، سر زندانبان و ارباب قلعه ی نورمنگارد، دوران تحصیل خود را در مدرسه ی علوم و فنون جادوگری هاگوارتز و گروه ریونکلا گذراند. او نواده و وارث گلرت گریندل والد بزرگ و زندانبان مخصوص اوست.
از توانایی های خاص او میتوان به مهارت بالای او در تغییر شکل، از جمله نامرئی شدن بدون نیاز به شنل نامرئی کننده، و استفاده از جادوی بی کلام اشاره کرد.
بزرگترین مشکل هر سر زندانبان، زندانی های فراری هستند، و گلرت نیز از این قائده مستثنا نیست. اگرچه بسیار نادر، اما هرگاه از زندان نورمنگارد فراری رخ می دهد، سر زندانبان شخصا مسئولیت بازگرداندن فراری را به عهده می گیرد. طلسم امضای او، طلسم بدن بند کامل و طلسم بیهوشی است، اما در صورت لزوم، میتواند عناصر اطراف خود را بر حسب نیاز، برای دفاع یا حمله، تغییر شکل دهد.
از خصوصیات اخلاقی او میتوان به شوخی های تلخی که در لحظات سخت انجام می دهد اشاره کرد. سر زندانبان نورمنگارد نیرویی است که از تاریکی ها ضربه می زند و شکارش را به هر قیمت ممکن پس می گیرد!
آوندیر، به سرزندانبان بسیار وفادار است. با وجود سن کم (فقط 52 سال)، مهارت بالایی در مبارزه دارد و به جایگاه خود به عنوان فرمانده ی زندانبان های نورمنگارد بسیار افتخار می کند.
تایید شد.
خوش برگشتین!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/5/30 22:26:16
هوش بی حد و مرز، بزرگترین گنجینه ی بشریت است!
!Only Raven
!Only Raven

!I am THE PROUDFOOT
!Only Raven
OnlyRaven
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/12/05
تولد نقش: 1396/09/13
آخرین ورود: یکشنبه 1 خرداد 1401 20:13
از: قلعه ی نورمنگارد
پستها:
512

آپدیت بشه لطفا
نام: گلرت پرودفوت
سن:31 سال
گروه: ریونکلا
وضعیت خون: اصیل زاده
جنسیت: مرد
وضعیت ازدواج: مجرد
چوبدستی: چوب درخت گیلاس و موی دم تسترال
پاترونوس: جغد
حیوان دست آموز: هیپوگریف (پنجه ی توفان)
جن خانگی: آوندیر (مذکر)
گلرت پرودفوت، سر زندانبان و ارباب قلعه ی نورمنگارد، دوران تحصیل خود را در مدرسه ی علوم و فنون جادوگری هاگوارتز و گروه ریونکلا گذراند. او نواده و وارث گلرت گریندل والد بزرگ و زندانبان مخصوص او بود.
از توانایی های خاص او میتوان به مهارت بالای او در تغییر شکل، از جمله نامرئی شدن بدون نیاز به شنل نامرئی کننده، و جادوی بی کلام اشاره کرد.
بزرگترین مشکل هر سر زندانبان، زندانی های فراری هستند، و گلرت نیز از این قائده مستثنا نیست. اگرچه بسیار نادر، اما هرگاه از زندان نورمنگارد فراری رخ می دهد، سر زندانبان شخصا مسئولیت بازگرداندن فراری را به عهده می گیرد. طلسم امضای او، طلسم بدن بند کامل و طلسم بیهوشی است، اما در صورت لزوم، میتواند عناصر اطراف خود را بر حسب نیاز، برای دفاع یا حمله، تغییر شکل دهد.
آوندیر، به اربابش بسیار وفادار بوده، و با وجود سن کمی که دارد، مهارت بالایی در مبارزه دارد. او هر زمان که لازم باشد در کنار اربابش مبارزه می کند.
از خصوصیات اخلاقی او میتوان به شوخی های تلخی که در لحظات سخت انجام می دهد اشاره کرد. سر زندانبان نورمنگارد نیرویی است که از تاریکی ها ضربه می زند و شکارش را به هر قیمت ممکن پس می گیرد!
انجام شد.
نام: گلرت پرودفوت
سن:31 سال
گروه: ریونکلا
وضعیت خون: اصیل زاده
جنسیت: مرد
وضعیت ازدواج: مجرد
چوبدستی: چوب درخت گیلاس و موی دم تسترال
پاترونوس: جغد
حیوان دست آموز: هیپوگریف (پنجه ی توفان)
جن خانگی: آوندیر (مذکر)
گلرت پرودفوت، سر زندانبان و ارباب قلعه ی نورمنگارد، دوران تحصیل خود را در مدرسه ی علوم و فنون جادوگری هاگوارتز و گروه ریونکلا گذراند. او نواده و وارث گلرت گریندل والد بزرگ و زندانبان مخصوص او بود.
از توانایی های خاص او میتوان به مهارت بالای او در تغییر شکل، از جمله نامرئی شدن بدون نیاز به شنل نامرئی کننده، و جادوی بی کلام اشاره کرد.
بزرگترین مشکل هر سر زندانبان، زندانی های فراری هستند، و گلرت نیز از این قائده مستثنا نیست. اگرچه بسیار نادر، اما هرگاه از زندان نورمنگارد فراری رخ می دهد، سر زندانبان شخصا مسئولیت بازگرداندن فراری را به عهده می گیرد. طلسم امضای او، طلسم بدن بند کامل و طلسم بیهوشی است، اما در صورت لزوم، میتواند عناصر اطراف خود را بر حسب نیاز، برای دفاع یا حمله، تغییر شکل دهد.
آوندیر، به اربابش بسیار وفادار بوده، و با وجود سن کمی که دارد، مهارت بالایی در مبارزه دارد. او هر زمان که لازم باشد در کنار اربابش مبارزه می کند.
از خصوصیات اخلاقی او میتوان به شوخی های تلخی که در لحظات سخت انجام می دهد اشاره کرد. سر زندانبان نورمنگارد نیرویی است که از تاریکی ها ضربه می زند و شکارش را به هر قیمت ممکن پس می گیرد!
انجام شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریتا اسکیتر در 1396/9/13 12:44:32
هوش بی حد و مرز، بزرگترین گنجینه ی بشریت است!
!Only Raven
!Only Raven

!I am THE PROUDFOOT
!Only Raven
OnlyRaven
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج