جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

13 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: دفتر مدیریت مدرسه
ارسال شده در: پنجشنبه 12 شهریور 1394 23:46
نمایش جزئیات
آفلاین
میدونم اینجا جاش نیست و میدونم الان میگین باز این اومد و میدونم قبلا یه دور اعتراض کرده بودم... و الان میگین امتیاز وندلینو عوض کردیم اینم اومده فک کرده امتیازای همه عوض میشه و احتمالا این رو هم خیلیا میگن که همین نمره از سرشم زیاده

ولی من واقعا به این قصد نیومدم از قبل از شروع شدن مسابقات تا الان که تقریبا آخرشه هر گونه بی انصافی ای که فکرشو بکنین در حق من انجام شد، عیب نداره اینم اضافه میکنم تو کلکسیونم... فقط میخوام بهتون نشون بدم برای چی انقدر بهم بر خورده.

اول از همه در حالیکه من داشتم اون وسط بال بال میزدم، بدون اینکه کسی به من یا بقیه خبر بده قهرمان انتخاب شد. و فرستاده شد و بعد تازه به ما خبر دادن که عاره انتخاب شده. و من هیچی نگفتم... با اینکه میدونستم ایده های خیلی زیادی دارم برای مسابقه. و بعد قهرمان مون انصراف داد! و ما کاری که از اول باید میکردیمو کردیم. منو انتخاب کردیم در حالیکه در بهترین حالت پنج شیش امتیاز کم داشتم و این حتی بخاطر کم کاری من نبود شخصیتی که درباره ش نوشتم رو حتی خودم انتخاب نکردم، کوچکترین ایده ای نداشتم، و تمام این پست... کلمه به کلمه و تیکه تیکه ی ایده هاش ظرف بیست و چهار ساعت ساخته شد. میدونم که در نهایت دو روز دیگه هم وقت اضافه شد بخاطر یکی دیگه از قهرمانا... ولی خب من علم غیب نداشتم که عجله نکنم.

و من بازم هیچی نگفتم. با اینکه فقط دو روز وقت داشتم پستمو بنویسم. و با اینکه یکی از داورا تمام ایده های منو شنید و در نهایت به من گفت عملی نیست... چون نباید کتاب رو نقض کنم. و تقریبا تمام ایده هامو مجبور شدم از اول بسازم. و بعد مسابقه شروع شد! و من بهرحال پست دادم. و بعد پست وندلین رو دیدم. پست خیلی محشری ام بود...منم هیچوقت ادعا نمیکنم اگه این اتفاقا نیفتاده بود میتونستم عین وندلین بنویسم. فقط یه سوالی که برای من پیش اومد این بود که چرا کسی به وندلین نگفته که ازش امتیاز کم میشه؟! کتاب رو نقض کرده! و بعد کاشف به عمل اومد که بعله.. امتیاز کم نمیشه! بنده مراجعه کردم به داور مورد نظر و گفتن نمیدونستن این موضوع رو. البته تقصیر خودمم بود... چون من زیادی جدی گرفتم حرف ایشون رو.

دوباره مشکلی نیست! من که اصلا دیده نشده چیزی بگم. این بارم نمیگم. و بعد پست نتایج اومد! و بنده مشاهده کردم به من میگن پستم به اندازه کافی برای من خوب نبوده! در حالیکه میتونسته شاهکار باشه! آیا قبول کار نیمه تموم یه نفر دیگه، در حالیکه فقط دو روز برای تمام کردنش وقت داری( شب به من خبر دادن بنابرین یک روز) و تحویل دادن یه پست قابل قبول، با وجود تمام این اتفاقات، شاهکار نیست؟!

نخیر نیست!

بعله قبول دارم. ولی این بی انصافی نیست که از من توی این شرایط انتظار طنز ظریف و امضا توی رول و نشونه از ریگولوس داشته باشین؟! بر اساس چیزی که داور محترم به من گفته بودن، زمانی که ماجرا های رول اتفاق افتاده بودن یک سال بعد از مرگ ریگولوس بود... و من نمیتونستم بگم زنده ست... چون داور مذکور به من گفته بودن به هیچ وجه کتاب رو نقض نکنم و این تصور توی ذهن من ایجاد شده بود که اگر کتاب رو نقض کنم پستم حتی خونده هم نمیشه!

و نکته ی بعدی! من هر چقدر که میخونم و به هر کسی میدم پست رو بخونه کسی ابهامی نمیبینه توی داستان ... من نمیفهمم این از کجا اومده... خب اصولا کسی ابهام داره میگه براش برطرفش کنن نه اینکه این رو تقصیر داستان بدونه... خب چطوره که بقیه هیچ ابهامی حس نکردن آخه؟!

و یه چیز دیگه... از طرفی استفاده بیش از حد از سه نقطه بود...
خب توی سبک نوشته های من هر جمله از دو بخش تشکیل میشه... من خودم به این دو تا بخش میگم این و اون ولی میشه گفت قسمت اول پیام اصلی جمله ست... و بعد با سه نقطه از قسمت دوم جدا شده... و قسمت دوم در واقع یه توصیفه بر اساس قسمت اول. چیزی که اون رو توضیح میده و مال زیبا سازی متنه. اینطوری:

"ماهی کوچک و سفید رنگ شنا کنان به هستی پیوسته بود... و ما همه در روزمرگی های خودمان گیر کرده بودیم."

خب سبکمه! اگر لحن خوندنش رو رعایت کنید خیلی هم قشنگه... کجای این شبیه استفاده ی بیش از حده؟

به من گفتن پستم با پست های قبلی م مقایسه شده. پس بیزحمت موقع مقایسه این رو هم در نظر بگیرید که سوژه ی پست های قبلی م رو خودم انتخاب کردم. نه کس دیگه. تاپیکش رو خودم انتخاب کردم. اگر دوئل بوده خودم درخواست دادم یا قبول کردم. توی هیچ کدوم اون پست ها بطور ناگهانی پرتم نکردن وسط جمعیتی که نه تنها قبولم ندارن بلکه به چشم یه اولویت دوم از پیش شکست خورده بهم نگاه میکنن، و حداقل حداقلش برای هر کدوم از اون پست ها یه هفته وقت داشتم.

هیچ چیز دیگه ای برای گفتن نمیمونه... اولش میخواستم انصراف بدم... ولی دیدم بهتره یه اسلیترینی دیگه رم عین خودم بدبخت نکنم، که مجبور شه کار نا تموم نه تنها یه نفر بلکه دو نفر دیگه رو تموم کنه.

قضاوت با خودتون.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریگولوس بلک در 1394/6/12 23:54:41
تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: دفتر مدیریت مدرسه
ارسال شده در: پنجشنبه 12 شهریور 1394 23:12
نمایش جزئیات
آفلاین
بله مشکل وجود داره. من توضیح درخواست کردم.
ممنون.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده


دیدمش از این جا رفت، اون بالا بالاها رفت!
پاسخ به: دفتر مدیریت مدرسه
ارسال شده در: پنجشنبه 12 شهریور 1394 22:41
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام و درود خدمت دوشیزه وندلین.

خب... من و بقیه داور ها اعتراض شمارو بررسی کردیم.

بعد از این بررسی ها و با نظر همه داور ها، یکی از داور ها امتیاز اعلام شده خودش رو، از 7 به 8 تغییر داد.

باز هم اگر اعتراض یا مشکلی وجود داره در همینجا یا پیام شخصی به من اطلاع بدید.

با تشکر.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: دفتر مدیریت مدرسه
ارسال شده در: پنجشنبه 12 شهریور 1394 22:01
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
نقد و امتیاز داور اول: ببخشید خانوم فروشنده من هری پاتر سفارش داده بودما! این مجموعه دادلی دورسلیه! قشنگ بود پستت. من نوشته ات و خلاقیتش رو دوست داشتم. ولی کاری که ما خواسته بودیم بکنید بازنویسی چند صحنه مشخص بود نه باز آفرینی کل کتاب. امتیاز: 7

نقد و امتیاز داور دوم: خوب شروع کردی وندلین.. تا جایی که کم و بیش میدونستیم چه خبره رو خوب جلو رفتی اما بعد چی شد؟ اگه ها و اماها و چی میشدها رو نوشتی؟ دلم میخواست به خلاقیتت برای تغییر داستان به شکلی که می‌دونیم امتیاز بیشتری بدم اما انتظارم این بود که نویسنده در محدوده‌ی سوژه خلاقیتشو به کار بگیره. اگه سوژه این بود که اگر غارتگرها شب قتل پاترها طور دیگه‌ای رفتار میکردن,‌چی میشد مطمئنا امتیاز خیلی بالاتری میگرفتی. امتیاز: 7

نقد و امتیاز داور سوم: اعتراف می‌کنم شدیداً انتظار بیشتر از این‌ها داشتم ازش. اگر بحث مقایسه با سایر قهرمان‌ها و کم شدن امتیاز ِ دو قهرمان ِ دیگه مطرح نبود، و اگر می‌خواستم نظر حقیقی‌م رو بگم، امتیازش خیلی کمتر از این می‌شد. وندلین در زمینه‌ی توصیف‌ها و فضاسازی‌های طنزوجد به قدری شاهکار عمل می‌کنه ( و متأسفانه می‌دونه که شاهکار عمل می‌کنه ) که جایی برای پردازش داستان و دیالوگ‌نویسی باقی نمی‌ذاره. به عبارت بهتر، فراموش می‌کنه قسمتی از رول‌نویسی کُنش و واکنش میان کاراکترهاست.
با این حال، به خاطر خلاقیت جسورانه‌ش از نظر من لیاقت جایگاه دوّم رو داشت. امتیاز: 8

نقد و امتیاز داور چهارم: راستش این پست از تو به شدت بعید بود... اصلا قدرت پست های قبلیت رو نداشت. پستی که نوشتی بیشتر شبیه به گزارش بود تا یک داستان. به نظرم اگر همین رو به صورت طنز مینوشتی فوق العاده قشنگ تر میشد. امتیاز: 7


با سلام به داور ها و مدیریت مدرسه و برگزارکننده ی عزیز جام آتش.

من این مساله رو نباید اینجا مطرح کنم. در واقع اصلا نمی خواستم این مساله رو مطرح کنم. اما اجازه بدید بعد از خوندن اینکه دو نفر از من «انتظار بیشتری داشتن» سوالی بپرسم از این دو. از کسی که معمای جام آتش رو بعد از برگشتن از سر خاک مادرش تحویل گرفته، دیر تر از بقیه قهرمان ها-که واقعا اصلا اهمیتی نداره-و طی دو هفته آتی بعد از اون این مهلت رو داشته که در این مسابقه شرکت کنه، دقیقا چه توقع ماوراءالطبیعی داشتید که برآورده نشده؟

هیچ کدوم از کاربر های این سایت، از جیمز و مورف و تد گرفته تا آرگوس فیلچ و ناناز پاتر، هر قدر خفن و مخوف و گولاخ باشن، در همه پست ها بهترین عملکردشون رو ارائه نمیدن. بسته به سوژه، نویسنده ممکنه توی اون محدوده بهترین پست عمرش رو بزنه یا چیزی ارائه کنه که در مقایسه با خودش معمولی باشه. در مرحله اول، ناجوانمردانه من با خودم مقایسه شدم-کسی به من نگفته بود بهترین پستت رو ارائه کن چون با خودت مقایسه خواهی شد، و دو تا از قهرمان ها به خاطر گند زدن اژدهاشون بود که نمره پیروزی علیه اژدها رو گرفتن و این رو خود داور ها اذعان داشتن. فقط تصور کنید من یکی از اون دو تا بودم...- و اگه اون پست در حد من نبود، حتی اگه بهترین پست بین این چهار نفر بود، کاملا بی تعارف من رو بازنده اعلام می کردید. من اعتراضی نکردم. اما الان معترضم. چرا من باید با گذشته ی خودم مقایسه بشم؟ اگه قرار باشه هر پست من از قبلی بهتر باشه، من تهش قراره نوبل ادبیات بگیرم؟ اینقدر دور از ذهنه که هر آدمی بالا و پایین های خودش رو داره و شاید، فقط شاید سوژه ای که دادید نه برای من، برای همه این جا رو نداشت که بهترین پستشون رو ارائه بدن؟

نقل قول:
در آخر هم رولی که تد ریموس لوپین عزیز زحمت تهیه اون رو کشید رو قرار میدم، قهرمانان وظیفه داشتند با یکی از چهار شخصیتی که به طور خصوصی به خودشون گفته شد، رولی بنویسند و اتفاقات قبل یا بعد از رول رو توضیح بدند.

کدوم قسمت این پاراگراف من رو محدود کرده به کتاب؟ آیا قرار بود من گزارشی از آنچه در کتاب رخ داد بنویسم؟ ریموس لوپین هیچ اطلاعاتی در اختیار ما قرار نداده که اون شب، قبل و بعد از اون کجا بوده. باشه سیو-اگه نفر اول سیوه-من قرار بوده بازنویسی کنم. چی رو؟ چیزی که وجود نداشته. نفس اینکه این سه نفر-سیو، سیریوس و ریموس- جای پاتر ها رو پیدا کردن بدون اینکه پتی گرو چیزی بهشون بگه با دانسته های ما از کتاب در تناقضه. اصلا نفس اینکه دامبلدور متوجه شد که هاگرید رو کجا بفرسته از سوتی های عظمای رولینگه. همه این مساله رو نقض کردیم. پست فلور! سیریوس بعد از دیدن هاگرید مستقیم رفت پتی گرو رو بکشه. هیچ اشاره ای به اینکه رفته وسط خیابون به شکل سگ زار زده نشده توی کتاب.(حالا اصلا چرا تو اون هاگیر واگیر باید به شکل سگ در می اومد الله اعلم) اینم خلاف کتابه؟ خب طبق کتاب فلور باید دوئل می نوشت؟ چیزی که همه می دونیم؟ چه جذابیتی حاصل می شه ازش؟ هیچ!

طبق کتاب، ریموس باید احتمالا به قول ویولت در میخونه ای جایی مشغول مست کردن و غصه خوردن می بود تا یه ماه بعد که یکی بهش خبر بده پاتر ها مردن، پیتر مرد، سیریوس رفت زندان، و الخ. این رو باید می نوشتم تا در محدوده کتاب باشم؟ این احمقانه ترین سناریو ممکن برای نوشتن پست در یه رقابته. من تنها کسی بودم که باید چیزی رو بازنویسی می کرد که وجود خارجی نداشت. و کافی بود کوچکترین جزییات ممکن رو تغییر بدم تا دستم باز باشه بقیه داستان رو عوض کنم. شما بابت چیزی از من نمره کردید که من اصلا به خاطرش ریموس رو انتخاب کردم. این شانس که همه چیز متفاوت از اونچه اتفاق افتاد باشه.

پست من یه گزارش بوده مورگانا؟ اجازه بدید شما رو با یه گزارش مواجه کنم.

نقل قول:
آسمان انگلستان شهاب باران شده بود. جغدها دسته دسته پرواز می کردند و باریکه های نور ِ رنگارنگ عجیبی که میان زمین و هوا می رقصیدند علاوه بر متعجب کردن هر مـاگلـی با تحصیلات در زمینه آب و هوا و نجوم، لبخند را به لب تماشاگران هدیه می کرد. انگار کسی قلم مویی بزرگ را برداشته، ابر های آسمان را پاک کرده و رنگ زده است به جهان! جادوگرانی با ردا و کلاه جادوگری میان ماگل ها می دویدند، جیغ می کشیدند و اشک شوق می ریختند. در میان ِ این جمعیت عظیم، فقط یک نفر استثنا وجود داشت. دختربچه ای که عروسکش را سفت در آغوش گرفته بود و ردای مادرش را می کشید:
- دیالوگ
- دیالوگ
- دیالوگ
- دیالوگ
- دیالوگ
- دیالوگ

چندین اتفاق همزمان مجالی برای ادامه بحث و اجرای خواننده معروف نداد. میزی وارونه شد، نوشیدنی های درون پاتیل ها روی زمین جاری شدند و مردی میان جیغ ناشی از وحشت جمعیت فـــریاد زد:
- دیالوگ

چشمانش در حدقه دیوانه وار می چرخیدند و سفیدیشان به رنگ سرخی متمایل شده بود.
- دیالوگ

جمعیت در بهت فرو رفته بود. تک تکــشان تحت تاثیر ِ میزان ِ رنگ ِ سیاهی که مرد با صدای لرزانش به جهانشان می زد، قرار گرفته بودند.
- دیالوگ

عـــصبی خندید. دردناک قهقهه می زد.
- دیالوگ!

زمزمه ها بالا می گرفت. این مرد با چه کسی صحبت می کرد؟
- دیالوگ

قهقهه اش به گریه تبدیل می شد. ضجــه زدن شاید.
- دیالوگ

روی زانوهایش افتاد.
-دیالوگ
-دیالوگ
- دیالوگ
- دیالوگ


و به همین شکل ادامه داره...یه پست کاملا دیالوگی با چند خط توصیف اون وسط(که باید بگم سه بار خوندمش، حتی الان هم دوباره خوندمش، بیشتر فعل ها فاعلشون مشخص نیست و هیچ ایده ای ندارم جز بخش اول که مشخصه بعضی فعل ها توسط سیریوس اجرا شدن، بقیه حضار چه بوقی می زنن و اصلا کدوم بوق ها هستن، و اصلا مکان و زمانش برای من گنگه.) بیشترین نمره رو از داور هایی گرفته که دو نفرشون جادوکار ویزنگاموتن، و نمیدونم اگه یه سری دیالوگ مسلسل وار با چند تا «قهقهه زد» و «افتاد» و «خندید» اون لا به لا به عنوان توصیف، بهشون ارائه می شد برای نقد، واکنششون چی بود و اصلا نمی فهمم واکنش الانشون رو.

من نمیخوام پست خودم رو با فلور مقایسه کنم که قیاس مع الفارقی بیش نیست. سبک نگارش ما(طنزوجد و جدی) سوژه های ما، و شرایط ما کاملا متفاوت بوده. اما همونطور که احتمالا مشخصه، فکر می کنم خیلی نمره ها داده شده که از دید من حق ماها نبوده. چه زیاد، چه کم.

و البته من نمیخوام پست فلور بازبینی بشه. و حقش رو هم ندارم. و با توجه به چیزی که از داور ها دیدم، ظاهرا معیار های کاملا متفاوتی داشتیم در مورد «بهترین پست رقابت ها» و اساسا اینکه من به این پست شگفت انگیز حس بدی دارم یا خوبی، تغییری حاصل نمی کنه. اما از داور ها، از چهارتاشون، در مورد پست خودم توضیح می خوام.

با سپاس از همگی.

پی نوشت: با توجه به چیزی که در این مرحله دیدم، فکر می کنم لازم باشه انصراف خودم رو از مرحله بعد اعلام کنم. مشکلی ندارم پستم از دید بهترین نویسنده های سایت بد دیده بشه، اما اینکه «در مقایسه با» شرایط اینچنینی این نمره ها به من داده بشه، نشونه کم لطفی دوستانه و ترجیح میدم بیشتر از این مورد کم لطفی قرار نگیرم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط وندلین شگفت انگیز در 1394/6/13 0:33:51
پاسخ به: دفتر مدیریت مدرسه
ارسال شده در: سه‌شنبه 10 شهریور 1394 20:21
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

پرنتیس نوشته:
سلام و درود خدمت مديريت محترم هاگوارتز!

ميخواستم اطلاع بدم به دليل مشكلات فني پيش اومده،وينكي(جن خانگي خوب دي:) جلسه ي آخر رو جايگزين من و استاد دفاع در برابر جادوي سياه خواهند شد...

با تچكرات
پرنطيث....پرنتيس لسترنج!

پ ن:اگر پست نمره دهي رو براي يكي از دوستان إرسال كنم تا به جاي من قرار بدن،إيرادي نداره؟؟
ممنون!


درود پروفسور

خب در حقیقت من که گیج شدم.جلسات تموم شدن و به زودی برنامه امتحانات اعلام میشه.اگر میخواید از استاد مهمان برای برگزاری امتحان و دادن نمرات کمک بگیرید بی زحمت در همین تاپیک اعلام کنید.اگر نظرتون روی وینکیه خود ایشون میتونن نمرات رو هم قرار بدن تو تابلوی شنی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: دفتر مدیریت مدرسه
ارسال شده در: سه‌شنبه 10 شهریور 1394 17:19
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام و درود خدمت مديريت محترم هاگوارتز!

ميخواستم اطلاع بدم به دليل مشكلات فني پيش اومده،وينكي(جن خانگي خوب دي:) جلسه ي آخر رو جايگزين من و استاد دفاع در برابر جادوي سياه خواهند شد...

با تچكرات
پرنطيث....پرنتيس لسترنج!

پ ن:اگر پست نمره دهي رو براي يكي از دوستان إرسال كنم تا به جاي من قرار بدن،إيرادي نداره؟؟
ممنون!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: دفتر مدیریت مدرسه
ارسال شده در: دوشنبه 9 شهریور 1394 19:32
نمایش جزئیات
آفلاین
ریتا اسکیتر

مسئله ای نیست ممنونم که اطلاع دادین.من اینو اعلام میکنم که ایشون قادرن به جای شما نمرات اخرین جلسه رو وارد کرده و امتحان بگیرن از دانش اموزاتون.

مادر!

من این مسئله رو مورد توجه قرار دادم مادر. خب خیلیا هستن از این قبیل مشکلات دارن و یا براشون پیش میاد پس همونطور که نسبت به این مسائل خارج از کنترل مدیریت با نرمش برخورد میکنه در مورد شما هم نرمش نشون میده.پس استثنائا نمره ای کسر نمیشه از اسلیترین این بار.

پاسخ سیگنس بلک از طریق ارسال زاغ داده شد.

موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: دفتر مدیریت مدرسه
ارسال شده در: دوشنبه 9 شهریور 1394 10:12
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام خدمت مدیریت محترم هاگوارتز

بنده به دلیل یک سری از پیش آمد های ناگهانی که پیش آمد ( که خودتان هم در جریان هستید )، برای نمره دهی به دانش آموزانم در این جلسه از کلاس فلسفه و حکمت غایب هستم. به همین دلیل، بنده روونا ریونکلاو از تالار ریونکلاو را که از همه نظر عاقل و بالغ هستند و حرف ایشان حرف بنده است ( :دی ) را به عنوان استاد جایگزین معرفی میکنم.

پ.ن:
چون مدت زمان سفری که در پیش دارم معلوم نیست و هنوز هم اطلاعیه ای برای آزمون نهایی زده نشده، ممکن است برای آزمون نهایی نیز غایب باشم! بنابراین باز هم روونا ریونکلاو را به عنوان جایگزین خود معرفی میکنم.

با تشکر
ریتامبیز

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلتنگ آن گوشه گیر قدیمی!

به امید بازگشتِ سیریوس بلک

گوشه گیرم، باز گشت!
پاسخ به: دفتر مدیریت مدرسه
ارسال شده در: شنبه 31 مرداد 1394 17:43
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

آیلین پرنس نوشته:
با سلام خدمت مدیر عزیز هاگوارتز.
از اونجایی که من از اساتید هستم،دیروز (روز جمعه)درواقع روزی بود که باید تکلیف جدید درس مراقبت از موجودات جادویی رو همراه با رول تدریس و نمرات ارائه میدادم.
اما متاسفانه مشکلی جدی برای من پیش اومد که باعث شد پست تدریس و نمراتم رو با یک ساعت تاخیر وارد کنم و همین تاخیر من باعث شد که 10 امتیاز از اسلیترین کم بشه.
و دلیل موجّه تاخیر من هم به شرح زیر است:
راستش دیشب حدودا 1/5(8تا9/5) برق خونه ما پرید!و من مجبور شدم صبر کنم تا برق بیاد.
و بعد از اومدن برق هم متاسفانه به دلیل داشتن کار ضروری دانشگاهی خواهر اینجانب با نت و کامپیوتر و نداشتن امکانات بیش از این،من باز هم باالاجباربایستی صبر میکردم.
و متاسفانه توانایی هیچگونه اقدامی هم در این مورد نداشتم.
و درست راس ساعت 12مجبور شدم کارمو شروع کنم که تا1 به طول انجامید.
و تاخیر من به این دلیل اتفاق افتاد.
من میخواستم بگم با توجه به موجه بودن علت تاخیر این جانب،اگه براتون ممکنه امتیاز کسر شده رو به گروه برگردونین.
باتشکر


مادر!
چرا انقدر کم پیدا شدی مادر؟ یعنی دیگه منو دوست نداری مادر؟ به فکر من نیستی این بچه چه گناهی کرده...اهم!

بسیار خب.به من اجازه بدین بررسی کنم.پاسخ رو بهتون اعلام میکنم...مادر!

موفق باشین.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: دفتر مدیریت مدرسه
ارسال شده در: شنبه 31 مرداد 1394 15:08
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام خدمت مدیر عزیز هاگوارتز.
از اونجایی که من از اساتید هستم،دیروز (روز جمعه)درواقع روزی بود که باید تکلیف جدید درس مراقبت از موجودات جادویی رو همراه با رول تدریس و نمرات ارائه میدادم.
اما متاسفانه مشکلی جدی برای من پیش اومد که باعث شد پست تدریس و نمراتم رو با یک ساعت تاخیر وارد کنم و همین تاخیر من باعث شد که 10 امتیاز از اسلیترین کم بشه.
و دلیل موجّه تاخیر من هم به شرح زیر است:
راستش دیشب حدودا 1/5(8تا9/5) برق خونه ما پرید!و من مجبور شدم صبر کنم تا برق بیاد.
و بعد از اومدن برق هم متاسفانه به دلیل داشتن کار ضروری دانشگاهی خواهر اینجانب با نت و کامپیوتر و نداشتن امکانات بیش از این،من باز هم باالاجباربایستی صبر میکردم.
و متاسفانه توانایی هیچگونه اقدامی هم در این مورد نداشتم.
و درست راس ساعت 12مجبور شدم کارمو شروع کنم که تا1 به طول انجامید.
و تاخیر من به این دلیل اتفاق افتاد.
من میخواستم بگم با توجه به موجه بودن علت تاخیر این جانب،اگه براتون ممکنه امتیاز کسر شده رو به گروه برگردونین.
باتشکر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
eileen prince


آسایش دوگیتی،تفسیر این دو حرف است: بادوستان مروت،با دشمنان مدارا.


باسیلیسک سواران:باسیلیسک ها می ایند!


And if we should die tonight
Then we should all die together
Raise a glass of wine
... for the last time

Now I see fire
Inside the mountain
I see fire
Burning the trees
And I see fire
Hollowing souls
I see fire
Blood in the breeze
...And I hope that you remember me