ولدمورت از مرگ می ترسید. خوب به نظرتون چرا باید جانپیچ درست می کرد؟ برای این که زنده بمونه. وقتی که جانپیچ هاش داشتن نابود می شدن خیلی ترسیده بود و این که جانپیچ یه جادوی سیاه و کسی که از اون استفاده می کنه باید خیلی به جاودانه شدن علاقه داشته باشه چه برسه به 7تا جانپیچ!
درمورد عشق! ولدمورت ازش دل خوشی نداشت ولی یک کوچولو ازش می ترسید.
و اما دامبلدور! صد البته که ازاون می ترسید. چرا باید اونو می کشت چون ازش می ترسید. همیشه از روبه رو شدن با دامبلدور امتناع می کرد و همون طور که هانا اشارع کرد: تنها کسی که تا بحال از او ترسیده
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
به نظر شما ممکنه ولدمورت از چیزی بترسد؟
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1394/04/04
تولد نقش: 1394/05/14
آخرین ورود: پنجشنبه 17 مرداد 1398 03:00
از: سر راه برین کنار! هانا اومد
پستها:
26

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1394/04/31
تولد نقش: 1396/09/23
آخرین ورود: یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 19:12
از: جهنم
پستها:
80

چیزی که ثابت شده است اینه که لرد سیاه از دوستی و عشق میترسید چون طبق گفته های دامبلدور در کتاب ششم تام ریدل وقتی هم که در پرورشگاه هم بود هیچ دوستی نداشت برای مرگخوارهای خودش هم همینقدر احترام قائل بود (ولی لرد ومرگخوار های خودمون خعلی باحالن)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
عمو نوروز نیا اینجا که این خونه عزا داره
پدر خرج یه سال قبل شب عید و بدهکار
چشای مادر از سرخی مثل ماهی هفت سینن
که ازبس تر شدن دائم دیگه کم کم نمیبینن
برادر گم پشت سرنگ های فراموشی
تن خواهر شده پرپر تو بازار هم آغوششی
توی این خونه ی تاریک کسی چشم انتظارت نیست
تا وقتی نون و خوش بختی میون کول بارت نیست
عمو نوروز نیا اینجا بهار از یاد ما رفته
روی سفره نه هفت سین نه نون نه ___
عمو نوروز تو این خونه تموم سااال زمستونه
گل وبلبل یه افسانه است فقط جغد که میخونه
بهارو شادی عید و یکی از اینجا دزدی
یکی خاکستر ماتم رو تقویم ما پاشیده
عمو نوروز نیا اینجا
پدر خرج یه سال قبل شب عید و بدهکار
چشای مادر از سرخی مثل ماهی هفت سینن
که ازبس تر شدن دائم دیگه کم کم نمیبینن
برادر گم پشت سرنگ های فراموشی
تن خواهر شده پرپر تو بازار هم آغوششی
توی این خونه ی تاریک کسی چشم انتظارت نیست
تا وقتی نون و خوش بختی میون کول بارت نیست
عمو نوروز نیا اینجا بهار از یاد ما رفته
روی سفره نه هفت سین نه نون نه ___
عمو نوروز تو این خونه تموم سااال زمستونه
گل وبلبل یه افسانه است فقط جغد که میخونه
بهارو شادی عید و یکی از اینجا دزدی
یکی خاکستر ماتم رو تقویم ما پاشیده
عمو نوروز نیا اینجا
جزئیات کاربر

ارباب قدر قدرت از هیچ چیز و هیچ کس نمیترسن شایعه پراکنی نکنید!
لرد از عشق نمی ترسیدن چون لرد اصلا قبول نداشتن که عشق قدرتمندترین نیروی دنیاست!
ایشون جادوی سیاه رو قوی تر از عشق میدونستن بنابراین ترسی از عشق نداشتن.
راجع به مورد بعدی یعنی ترس از مرگ باید بگم که باز هم دلیلی نداشته لرد از مرگ بترسن!ایشون جان پیچ داشتن بنابراین حتی اگر میمردن هم میتونستن دوباره برگردن!
مورد بعدی ترس از ضعیف شدن و در نتیجه شکسته این میتونه از جهاتی درست به نظر بیاد ولی به نظرم لرد اعتقاد داشتن که قوی ترین جادوگر تمام جهان هستن (البته معلومه که هستن) و کسی نمیتونه شکستشون بده بنابراین بعیده که ترسی از این مورد داشته باشن!
مورد بعدی هم ترس از تنهاییه که به نظرم این هم غلطه لرد همیشه به مرگخواراشون اعتماد داشتن و اعتقاد داشتن هیچ وقت بهشون خیانت نکرده و ترکشون نمیکنن!
پس نتیجه میگیریم لرد قدرقدرت از هیچ چیز نمیترسن!

لرد از عشق نمی ترسیدن چون لرد اصلا قبول نداشتن که عشق قدرتمندترین نیروی دنیاست!
ایشون جادوی سیاه رو قوی تر از عشق میدونستن بنابراین ترسی از عشق نداشتن.
راجع به مورد بعدی یعنی ترس از مرگ باید بگم که باز هم دلیلی نداشته لرد از مرگ بترسن!ایشون جان پیچ داشتن بنابراین حتی اگر میمردن هم میتونستن دوباره برگردن!
مورد بعدی ترس از ضعیف شدن و در نتیجه شکسته این میتونه از جهاتی درست به نظر بیاد ولی به نظرم لرد اعتقاد داشتن که قوی ترین جادوگر تمام جهان هستن (البته معلومه که هستن) و کسی نمیتونه شکستشون بده بنابراین بعیده که ترسی از این مورد داشته باشن!
مورد بعدی هم ترس از تنهاییه که به نظرم این هم غلطه لرد همیشه به مرگخواراشون اعتماد داشتن و اعتقاد داشتن هیچ وقت بهشون خیانت نکرده و ترکشون نمیکنن!
پس نتیجه میگیریم لرد قدرقدرت از هیچ چیز نمیترسن!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1394/06/03
تولد نقش: 1396/11/23
آخرین ورود: جمعه 8 شهریور 1398 17:54
از: ON THE EARTH!
پستها:
32

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1394/05/31
تولد نقش: 1394/05/31
آخرین ورود: دوشنبه 11 مهر 1401 19:22
از: تو تالار
پستها:
265

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1394/04/07
تولد نقش: 1394/04/07
آخرین ورود: جمعه 25 خرداد 1403 11:57
از: زیر سایه ی هلگا به زیر سایه ی ارباب
پستها:
255

به نظر من لرد از این میترسید که بقیه درموردش بدونن دوست نداشت کسی زیاد ازش اطلاعات داشته باشه و واقعا نگران این موضوع بود !
مثلا اولش تو کتاب یا فیلم همه میترسیدن از لرد اما بعدا که همه فهمیدن لرد چهجوری به دنیا برگشته و اینقدر جان پیچ( فک کنم همین باشه)داره دیگه ملت ترسشون ریخت !
رفتار ولدمورت هم تو کتاب و فیلم و هم توی سایت خودمون که ارباب اطلاعاتی از خودش بروز نمیده و با دقت مرگخواراشو انتخاب میکنه دلیلی بر درست بودن این نظریس !
مثلا اولش تو کتاب یا فیلم همه میترسیدن از لرد اما بعدا که همه فهمیدن لرد چهجوری به دنیا برگشته و اینقدر جان پیچ( فک کنم همین باشه)داره دیگه ملت ترسشون ریخت !
رفتار ولدمورت هم تو کتاب و فیلم و هم توی سایت خودمون که ارباب اطلاعاتی از خودش بروز نمیده و با دقت مرگخواراشو انتخاب میکنه دلیلی بر درست بودن این نظریس !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هافلپافی خندان
دنیا چو حباب است ولکن چه حباب؟! نه بر سر آب، بلکه بر روی سراب.
آن هم چه سرابی، که بینند به خواب آن خواب چه خواب؟ خواب بد مست خراب.

دنیا چو حباب است ولکن چه حباب؟! نه بر سر آب، بلکه بر روی سراب.
آن هم چه سرابی، که بینند به خواب آن خواب چه خواب؟ خواب بد مست خراب.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1394/06/02
تولد نقش: 1394/06/02
آخرین ورود: شنبه 14 اسفند 1395 17:48
از: تو خوابگاه ریونکلاو
پستها:
128

جزئیات کاربر

نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



