شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
نام: کورمک مک لاگن گروه: گریفیندور سن:17 نام پدر: شان مک لاگن قد:1.87(یه چیزایی تو همین مایه ها) توضیحات:کورمک مک لاگن یکی از اعضای باشگاه اسلاگ است که به وسیله ی عموی مشهورش با افراد مم و عالی مرتبه دنیای جادو گری در ارتباط است. او به کوییدیچ بسیار علاقه مند است و بهترین دروازبان تاریخ هاگوارتز نیز بشمار میرود و اگر به خاطر عشق هرمیون به رون نبود در حال حاضر در تیم گریف در دروازه بود کلا زیاد اهل شرط بندی است و اکثرا هم در شرط ها را می بازد برای نمونه می توان به بزرگترین شرط بندی تاریخ هاگوارتز اشاره کرد که کورمک در آن نیم کیلو تخم داکسی خورد و بعد هم به مدت 3 روز بی هوش بود
سلام و خوش اومدين.
معرفي شخصيتتون خيلي كوتاهه. لطفا كاملش كنين.
فعلا تاييد نشد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در 1397/1/15 21:57:19
یوآن آبرکرومبی، روباه مکاری بود که در جنگلهای آمازون زندگی میکرد. اون اونقدر موذی بود که بعضیا برای مرگش لحظهشماری میکردن. حتی بعضیا زمان مرگش رو تخمین میزدن. از بس که وراجی میکرد. از بس که به قول بعضیا، «بیش از حد، دیوار چهارم رو میشکست!»...
یوآن کاملاً دور از اجتماع بود و کل زندگیش رو بدون هیچ دوستی و رفاقتی گذرونده بود... اون توی دوستیابی یه آدم/حیوون ناموفق بود. غیرممکن بود که با کسی دوست بشه و طرف فرداش زیر تریلی هیژده چرخ نره! امّا بالاخره یه روز، یوآن با یه گربهی برعکس الرفتار همنشین شد. این گربه اونقدر روی یوآن تأثیر گذاشت که باعث شد ذهنیت روباه نسبت به همهچی برعکس بشه. همهچی!
امّا خیلی از این همنشینی نگذشت و کمکم اون رویِ موذیِ گربه نمایان شد. گربه شلغمی مسحور کننده به خوردِ یوآن داد. شلغمی که یوآن رو به خواب و خیال بُرد. گربه هم گرفتش و انداختش توی حوضی که مملوء از معجون «تغییر» بود...
مدتها بعد، یوآن بالاخره تونست خودش رو از حوض بیرون بکشه. بلافاصله متوجه شد که اون... تغییر کرده... تغییری که شوک سنگینی بهش وارد کرد! اون، مؤنث شده بود... حتی مشخصات کارت ملّی و شناسنامهش هم عوض شده بود:
نام: یوآن نام خانوادگی: بمپتون گروه:ریونکلاو چوبدستی: چوب درخت بُزخره با مغز لاک ناخن و روکش پنککی
معرفی : تقریبا هیچ اژدها شناسی نیست که من رو نشناسه.البته باید بگم که خانم رولینگ در معرفی من به مشنگ ها خیلی سهل انگاری کردند و همین باعث شد که توسط اداره کل جادوگری تو دردسر زیادی بیفتند.درست است که من را بیشتر به عنوان اژدها شناس میشناسید.اما من استاد بزرگی در زمینه هنر های سیاه و همچنین طلسم سازی و گیاه شناسی و .... هستم.در رومانی و حتی در تمام جهان جادوگران،من را دامبلدور زمان میخوانند.اما خود من بیشتر از هر چیز دیگر به اژدها ها چسبیده ام.دلیلش هم علاقه من به چند تا از آنان است که خودم بزرگشان کرده ام و نمیتوانم ترکشان کنم. من در کودکی پرسی رو زیاد اذیت میکردم که همین الان از اون معذت خواهی میکنم.هرچند سن من و رون و فرد و جورج و جینی اونقدر به هم نخورد که بتونم زیاد اذیتشون کنم.در ضمن میخواهم بگویم که من در رومانی تنها در یک کلبه قدیمی زندگی میکنم و ساده زیستی را به همه چیز ترجیح میدهم. دوستدارم در آخر بگویم که هرگز و هرگز به یک اژدهای خونخوار وحشی نزدیک نشوید.این را تجربه شخصی من ثابت کرده است که آنان بسیار بسیار خطرناک هستم. برایتان روزی زیبا و شبی بدون اژدها آرزومندم.
معرفى شخصيتتون كمى كوتاهه. لطفا بعدا كاملش كنين.
تاييد شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در 1397/1/14 0:16:35
علت معروفیت : کشته نشدن در مقابل طلسم مرگ(ادوبرا کادوبرا)و ایجاد زخمی همانند صاعقه
معرفی شحصیت : راستش شخصیت من نیازی به معرفی کردن نداره.تقریبا همه انسان های جادوگران من رو میشناسند."هی پاتر پسری که زنده ماند".هرچند علت معروفیت من این نیست.من به کمک هرمیون و رون تونستم ولدمورت را شکست بدم.آره درست شنیدید؛من از بردن اسم اون نمیترسم.من اون رو یک بار برای همیشه نابود کردم.هرچند آرزو دارم خانواده دروسلی ها رو هم نابود کنم. پس از رسیدن به سن ازدواج با جینی ویزلی ازدواج کردم و چندین فرزند به دنیا آورم.تقریبا بعد از این همه سال در هاگوارتز،هنگامی که نام من برده میشود،به تمام اشخاص حس شجاعت می دهد.همان طور که نام اسنیپ به من حس فداکاری میدهد.هرچند که هر روز عذاب وجدان دارم به خاطری رفتاری که با او داشته ام.عزیز شخص من در دوران مدرسه،قویترین جادوگر زمان بعد از گودریک گریفیندور بود.یعنی "آلبوس پرسیوال وولفریک برایان دامبلدور". در طول عمرم تجربیات تلخ بسیاری داشته ام.اما همواره آموخته ام که هیچ تلخی ای نمیتواند بر قدرت دوستی حاکم شود.آن دوستی ای که بین ما سه نفر بود،در هیچ کس پیدا نمیشد. دوستان،من آموخته ام که سر چشمه جادو از دو جا تامین میشود.یا از خدا یا از شریر.ولدمورت از شریر انرژی میگرفت بنابر این نابود شد.باید مراقب باشیم که از کجا انرژی مان را میگیریم.
لطفا تائید کنید تا ظرفیت گروه ها دوباره پر نشده.
متاسفانه هري پاتر جزو شخصيت هاى خاصه و فقط در شرايط خاص به اعضا داده ميشه.
تاييد نشد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در 1397/1/12 22:36:07
معلم درس تغییر شکل مدرسه(در زمان تحصیل هری پاتر و مدیر مدرسه در زمان فرزندان او)
چوب دستی: درخت راج و ریسه اژدها انعطاف پذیر و مناسب برای تغییر شکل
پاترنوس: گربه
خصوصیات ظاهری: دارای مویی همیشه بسته و قهوه ای با چشمانی به همان رنگ
خصوصیات اخلاقی: بسیار جدی و سخت گیر
معرفی کوتاه:(معرفی کوتاه یا داستانی از زندگی شخصیت مورد نظر): او استعداد هری پاتر در کوییندیچ را کشف می کند و به هری پاتر به عنوان شاگرد و زیر گروهش افتخار می کند. در نبرد با ولدمورت در هاگوارتز قلعه را در برابر هجوم او مقاوم می کند و برای اینکار تمام مجسمه های قلعه را به حرکت در می آورد.
در سال پنجم تحصیل هری پاتر در حضور آمبریج قول می دهد که به هری کمک کند که کارآگاه شود.
او قرار بود بعد از آلبوس دامبلدور مدیر مدرسه شود ولی به دلیل گرفتن وزارت خانه توسط لرد ولدمورت اسنیپ این پست را گرفت و بعد از او مینروا مدیر مدرسه شد.
در زمان سقوط لرد ولدرمورت یک روز تمام در مقابل درب خانواده دورسلی ها بوده تا ببیند هری پاتر را به دست چه خانواده ای می سپارند.
چندین بار هری را از اخراج از مدرسه نجات داده است.
فردی جدی اما مهربون و دوست داشتنی است.
انجام شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در 1397/1/12 20:13:05
به پانمدی فکر کن، از مهتابی یاد بگیر، شاخدارو فراموش نکن، ازدم باریک انتقام بگیر.
نام:کیگانوس بلک گروه:اسلايترين رنگ چشم:مشكي رنگ مو:طلايي جانور نما:[[https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRoJld0MZk7HBXkuxxr-s8_AQNKjeFQNAQDzuYSL65H8b9HwTinZg]] پاترونوس:دو ققنوس كه ابتدا در هم پيچيده اند و بعد جدا ميشوند. چوب دستي:چوب درخت مرگ و كريستال زئوس و خون. خون:اصيل زاده كوييديچ:جوينده ملقب به:مرگ خاموش علاقه ها:كشتن مشنگ ها.اذيت كردن مشنگ زاده هاي جادوگر. زندگي نامه:پسر پولاکس بلك.پدر بلاتريكس و نارسيسيا و اندرومدا بلك.خواهر ولبورگ.(مادر سيريوس.) هيكل:سر هم بندي كنيم اين شكليه:[[https://i.pinimg.com/originals/d5/68/07/d568078530ceb30c1aff78919faf445a.jpg]] بعد از به دنيا امدن سه دخترش از خانه رفت و ديگر برنگشت.مدام در جنگل بود به گشت و گذار در ان ميپرداخت.او خود مرگ را براي عمر جاودانه احضار كرد و جواب هم گرفت.از فرزندانش بلاتريكس و نارسيسيا مرگخوار شدند و اندرومدا مايه سر افكندگي نام بلك.او با يك مشنگ ازدواج كرد و نامش از شجره نامه بلك ها خط خورد و به سيريوس پيوست.مار زبان است.از جادو كم استفاده ميكند ولي هرگز شكست نميخورد!در دوران بچگي طي يك اتفاق با جانور نمايش تركيب شد. جايگزين شه لطفا!
همچنان كوتاهه. لطفا باز كاملش كنين.
انجام شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در 1397/1/12 11:40:20
نام: سیریوس نام خانوادگی: بلک بیوگرافی:سیریوس آخرین فرزند خانواده بلک است، والدین وی ولبورگ و اریون بلک نام وی را سیریوس نهادند که نام ستارهای در آسمان است. این نامگذاری بر طبق سنت خانواده بلک برای نامگذاری فرزندان از نام صورتهای فلکی و ستارگان است. نامهای ریگولس، کیگانوس، اوریون و آرکتوروس نیز بر همین اساس انتخاب شده است. خانواده :سیریوس یک برادر کوچک به نام ریگولس، و سه دخترخاله به نامهای بلاتریکس بلک، نارسیسا بلک، آندرومیدا بلک دارد. نارسیسا و بلاتریکس نزد خانواده بلک عزیز بودند چون با خانوادههای خون اصیل بیعت کرده و با مردان جادوگر ازدواج کردند، در حالی که آندرومدا نزد آنها بیاعتبار بود زیرا با مشنگی به نام تد تانکس ازدواج کرد. برادر کوچک سیریوس، ریگولاس نیز به خاطر پیوستنش به گروه لرد ولدمورت یعنی مرگ خواران مورد تحسین قرار گرفت. سیریوس و آندرومدا به خاندان بلک شباهتی نداشتند. سیریوس از خانواده خود شرمسار بود و خود را بداقبال میدانست.
دوستان :سیریوس با جیمز پاتر (پدر هری) صمیمی بود و با ریموس لوپین و پیتر پتیگرو نیز دوستی داشت.
سرگذشت ؛ در سن شانزده سالگی سیریوس از خانه گریخت تا با خانواده پاتر زندگی کند. این بی آبرویی برای خانواده بلک باعث شد که آنها با چالاکی نام سیریوس را از شجرهنامه خود خط بزنند. آلفارد بلک، برادر ولبورگ (مادر سیریوس)، با سیریوس همفکری کرد و او را با مقدار زیادی پول یاری داد. ولبورگ با فهمیدن این مسئله نام آلفارد را نیز از شجرهنامه خانوادگی پاک کرد. جیمز پاتر دوست صمیمی سیریوس با لیلی اوانز ازدواج کرد که در مراسم عروسی آن دو سیریوس بلک ساقدوششان بود. سیریوس بعدها به عنوان پدرخوانده هری پاتر، پسر جیمز انتخاب شد
نام:آلبوس سوروس پاتر مشخصات:موهاي مشكي،عينك باشيشه ي گرد،چشمان آبي متولد:9سپتامبر1990 گروه : گریفیندور ولی فعلا بی گروه سوابق كوييديچ:از سال 2001جستجوگر كوييديچ در تيم گريفندور هيكل:كمي قدبلند،لاغر،پاهاي كشيده حضور در هارگوارتز:ازسال 2000 رشته تحصيلي:آرور يا كاراگاهي(مقابله باجادوي سياه) نام پدر:هري پاتر،نام مادرجيني ويزلي نام پدر بزرگ:چیمز پاتر توانمندیها : بسیار قوی در درس دفاع در برابر جادوی سیاه توانايي هاي غيرمعمول:حرف زدن به زبان مارها،ديدن روياهاي ثابت، چوب جادوگر: ساخته شده از چوب درخت راج و پر ققنوس ، ۱۱ اينچ ، زيبا و انعطاف پذير دوستان:رز ویزلی(دختر هرمیون و رون) معرفی:من پسر هري پاتر و جيني ويزلي هستم.به گروه گريفندور رفتم مانند پدر ومادرم من مانند پدرم يك جادوگر استثنايي هستم و از همه بهترم.البته در کوئیدیچ نیز مانند پدرم دستی دارم و حتی جستجوگری را از او هم بهتر بلدم.استاد جادوگری هستم و دوست دارم روزی حتی از دامبلدور نیز قوی تر بشوم.مانند مادربزرگم آدم بسیار مهربانی هستم.البته کمی هم احساساتی هستم
لطفا توجه : دفعه قبل من رو با اسلایترین قبول کردین اما من پسر هری پاتر و گریفیندوری هستم.من رو لطفا به گریفیندور بفرستید.
همونطور كه تو پيام شخصى بهتون توضيح دادم، توى نمايشنامه گفته شده كه آلبوس سوروس تو اسليترين ميوفته. شخصيت هايى كه گروهشون مشخصه، قابل تغيير نيستن. اگه ميخواين اسليترين گروهبندى بشين و اگر نه، شخصيت ديگه اي انتخاب كنين.
تاييد نشد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در 1397/1/11 0:00:10
من اسکورپیوس مالفوی هستم پسر دراکو مالفوی مغرور. پدربزرگم از بزرگترین مرگخوار های زمان خود بود و جدم ابرکسس مالفوی مایه ی افتخار خاندان مالفوی بود... عضو گروه اسلایترین هستم و مایه افتخارمه که یک مالفوی هستم... پاترونوس:مار(تو کتاب نیست رولینگ گفته) راستی مار زبان هم هستم... چوبدستی: چوب درخت بید کتک زن مغز موی خون آشام 25 سانتی متر. جارو نامشخص ولی حدس میزنم آذرخش ۲۰۱۷ باشه... قد متوسط و موهای بلوند و چشمای قهوه ای. متنفر از ماگل زاده ها،در جویندگی کوییدیچ و معجون سازی استعداد موروثی داریم که از بابا جونم به ارث بردم. مثل بابام مغرور و از خود راضی هستم... درس مورد علاقم هم ورد های جادویی استاد فلیت ویکه... بهترین دوستم آلبوس پسر هری پاتره که با هم سه بار توی زمان سفر کردیم و خلاصه گند زدیم به کل تاریخ جادوگری... راستی از رز ویزلی هم خوشم میاد... من یه اصیل زاده ام و افتخار میکنم... بر عکس پدربزرگم طرفدار لرد سیاه نیستم و ترجیح میدم از جادوی سیاه تا جای ممکن استفاده نکنم... خوب دیگه چی بگم؟؟؟ جون مادرت تایید کن تروخداااا.
معرفى شخصيتتون كوتاهه، بعدا برگردين و كاملش كنين.
تاييد شد. خوش اومدين.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Draco.sly در 1397/1/9 17:51:24 ویرایش شده توسط Draco.sly در 1397/1/9 17:52:18 ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در 1397/1/10 23:37:43 ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در 1397/1/10 23:40:26
اصالت و قدرت برای لحظه اوج ! به یک باره خاموشی ما برای دگرگونی شما ...
بهتر است به یک باره خاموش شد تا ذره ذره محو شد ...