هری ، رون و هرمیون به همراه دوست جدیدشان دلارام به سمت دیر گریفندور حرکت کردند .
در راه به دراکو مالفوی ، کراب و گویل برخورد کردند .
- به به ! پاتر می بینم که یه احمق دیگه رو هم به جمع تون اضافه کردید ، نکنه ...
و حرفش نیمه تمام ماند زیرا در همین لحظه طلسم سکوت از طرف دلارام به او برخورد کرده بود.
هرمیون که در شک این اتفاق بود گفت :
- اوه ؛ دلارام تو نباد به همین سادگی کنترل خودت رو از دست بدی ؛ اینجا ...
و بقیه حرفش را خورد چون اسنیپ به آنها رسیده بود .
- دوشیزه ایرانمنش ، بخاطر این کارتون 30 امتیاز از گریفندور کم میشه ، همچنین امروز بعد از کلاسای بعد از ظهر به دفتر من بیاید تا مجازات شخصیتون رو بتون اعلام کنم . مطمئنم پاتر به خوبی میتونه دفتر منو بهتون نشون بده .
مسیر آنها تا رسیدن به دیر گریفندور در راهرو های پیچ در پیچ هاگوارتز بدون کلامی حرف زدن طی شد ، دلارام حتی به تابلوهایی که در مورد اون پچ پچ میکردن هم هیچ اهمیتی نشون نداد ،
هری به تابلوی بانوی چاق فریاد زد :
- شمشاد رقصان !
- باشه هری ! چرا انقدر عصبانی هستی ؟ بفرمایید .
و راه دیر گریفندور را باز کرد .
دلارام بعد از رسیدن به دیر گریفندور غرید :
- اون اسنیپ همون آشغالیه که شما میگفتید ، اون یه عوضی به تمام معناست . من نمیفهمم چطور بخاطر یه طلسم سکوت ساده که به اون احمق دهن لق زدم باید مجازات بشم .
بچه ها از این حرکت دلارام تعجب کرده بودند ، هری گفت :
- بهت گفته بودیم دلارام ؛ اون یه عوضیه که بهترین تفریحش امتیاز کم کردن و مجازات کردن گریفندور و گریفندوری هاست .
ولی الان اتفاق خیلی خاصی هم نیافتاده 30 امتیاز رو براحتی میتونیم جبران کنیم .
و با رون به سمت سرسرا حرکت کردند .
دلارام بعد از اینکه کمی آرامتر شد به دیر گریفندور خیره شد و گفت :
- اوه ! اینجا چقد قشنگه . شومینه ، مبل راحتی ، یه فضای راحت اینجا فوق العاده است .
- آره همینطوره منم روز اولی که اومدم یه همچین واکنشی داشتم ، نظرت چیه یه دور توی هاگوارتز بزنیم ؟
- آه منم خیلی دوست دارم هاگوارتز رو ببینم
و دست در دست یکدیگر به سمت محوطه بیرون هاگوارتز حرکت کردند .
- اینجا راهرو های اصلی هاگوارتزه که تغییر مسیر میدن و میتونه با اونجا به هرجایی از هاگوارتز که میخوای بری .
این تابلو ها هم اکثرا جادوگرای بزرگی هستن که بعد از مرگشون از اونا تابلویی در اینجا نصب شده . تابلوی محافظ دیر گریفندور هم که دیدی اسمش بانوی چاقه .
بعد از رسیدن به محوطه بیرونی قلعه هرمیون گفت :
- این کلبه ، کلبه ی هاگرید نگهبان هاگوارتزه ، اون یه نیمه غوله ؛ آدم خیلی خوبیه هر وقت کمک نیاز داشتی میتونی روش حساب کنی .
اینجا هم دریاچه هاگوارتزه که توی اون مردمان آبی زندگی می کنن ؛ اونا زبون خیلی عجیبی دارن که در حال حاظر کسی جز پروفسور دامبلدور بزرگ زبون اونا رو بلد نیست ، اون سمت هم جنگل ممنوعه است ، که همونطور که از اسمش معلومه رفتن به اون قدغن هستش توی اون سانتور ها ، مانتیکور ها ، مارها و کلی جانور ناشناخته زندگی میکنن . سعی کن هیچ وقت به سانتور ها نزدیک نشی چون اونا قوانین خاصی دارن که اجازه نمیده انسان ها به قلمرو شون نزدیک بشه .
دلارام گفت :
- راستی من یادم رفت اسمتو بپرسم اسمت چیه ؟
- هرمیون ، هرمیون گرنجر پدر و مادرم ماگلن و در استرالیا زندگی میکنن .
بعد از گشت و گذار در محوطه ی هاگوارتز دلارام و هرمیون به سمت سرسرا حرکت کردند .
- راستی دلارام کلاسای بعد از ظهر دارن تموم میشن دفتر اسنیپ توی طبقه پنچم قرار داره وقتی به طبقه پنجم بری متوجهش میشی ؛ امیدوارم مجازات سنگینی برات انتخاب نکرده باشه .
و بعد ، با یکدیگر خداحافظی کردند .
در راه به دراکو مالفوی ، کراب و گویل برخورد کردند .
- به به ! پاتر می بینم که یه احمق دیگه رو هم به جمع تون اضافه کردید ، نکنه ...
و حرفش نیمه تمام ماند زیرا در همین لحظه طلسم سکوت از طرف دلارام به او برخورد کرده بود.
هرمیون که در شک این اتفاق بود گفت :
- اوه ؛ دلارام تو نباد به همین سادگی کنترل خودت رو از دست بدی ؛ اینجا ...
و بقیه حرفش را خورد چون اسنیپ به آنها رسیده بود .
- دوشیزه ایرانمنش ، بخاطر این کارتون 30 امتیاز از گریفندور کم میشه ، همچنین امروز بعد از کلاسای بعد از ظهر به دفتر من بیاید تا مجازات شخصیتون رو بتون اعلام کنم . مطمئنم پاتر به خوبی میتونه دفتر منو بهتون نشون بده .
مسیر آنها تا رسیدن به دیر گریفندور در راهرو های پیچ در پیچ هاگوارتز بدون کلامی حرف زدن طی شد ، دلارام حتی به تابلوهایی که در مورد اون پچ پچ میکردن هم هیچ اهمیتی نشون نداد ،
هری به تابلوی بانوی چاق فریاد زد :
- شمشاد رقصان !
- باشه هری ! چرا انقدر عصبانی هستی ؟ بفرمایید .
و راه دیر گریفندور را باز کرد .
دلارام بعد از رسیدن به دیر گریفندور غرید :
- اون اسنیپ همون آشغالیه که شما میگفتید ، اون یه عوضی به تمام معناست . من نمیفهمم چطور بخاطر یه طلسم سکوت ساده که به اون احمق دهن لق زدم باید مجازات بشم .
بچه ها از این حرکت دلارام تعجب کرده بودند ، هری گفت :
- بهت گفته بودیم دلارام ؛ اون یه عوضیه که بهترین تفریحش امتیاز کم کردن و مجازات کردن گریفندور و گریفندوری هاست .
ولی الان اتفاق خیلی خاصی هم نیافتاده 30 امتیاز رو براحتی میتونیم جبران کنیم .
و با رون به سمت سرسرا حرکت کردند .
دلارام بعد از اینکه کمی آرامتر شد به دیر گریفندور خیره شد و گفت :
- اوه ! اینجا چقد قشنگه . شومینه ، مبل راحتی ، یه فضای راحت اینجا فوق العاده است .
- آره همینطوره منم روز اولی که اومدم یه همچین واکنشی داشتم ، نظرت چیه یه دور توی هاگوارتز بزنیم ؟
- آه منم خیلی دوست دارم هاگوارتز رو ببینم
و دست در دست یکدیگر به سمت محوطه بیرون هاگوارتز حرکت کردند .
- اینجا راهرو های اصلی هاگوارتزه که تغییر مسیر میدن و میتونه با اونجا به هرجایی از هاگوارتز که میخوای بری .
این تابلو ها هم اکثرا جادوگرای بزرگی هستن که بعد از مرگشون از اونا تابلویی در اینجا نصب شده . تابلوی محافظ دیر گریفندور هم که دیدی اسمش بانوی چاقه .
بعد از رسیدن به محوطه بیرونی قلعه هرمیون گفت :
- این کلبه ، کلبه ی هاگرید نگهبان هاگوارتزه ، اون یه نیمه غوله ؛ آدم خیلی خوبیه هر وقت کمک نیاز داشتی میتونی روش حساب کنی .
اینجا هم دریاچه هاگوارتزه که توی اون مردمان آبی زندگی می کنن ؛ اونا زبون خیلی عجیبی دارن که در حال حاظر کسی جز پروفسور دامبلدور بزرگ زبون اونا رو بلد نیست ، اون سمت هم جنگل ممنوعه است ، که همونطور که از اسمش معلومه رفتن به اون قدغن هستش توی اون سانتور ها ، مانتیکور ها ، مارها و کلی جانور ناشناخته زندگی میکنن . سعی کن هیچ وقت به سانتور ها نزدیک نشی چون اونا قوانین خاصی دارن که اجازه نمیده انسان ها به قلمرو شون نزدیک بشه .
دلارام گفت :
- راستی من یادم رفت اسمتو بپرسم اسمت چیه ؟
- هرمیون ، هرمیون گرنجر پدر و مادرم ماگلن و در استرالیا زندگی میکنن .
بعد از گشت و گذار در محوطه ی هاگوارتز دلارام و هرمیون به سمت سرسرا حرکت کردند .
- راستی دلارام کلاسای بعد از ظهر دارن تموم میشن دفتر اسنیپ توی طبقه پنچم قرار داره وقتی به طبقه پنجم بری متوجهش میشی ؛ امیدوارم مجازات سنگینی برات انتخاب نکرده باشه .
و بعد ، با یکدیگر خداحافظی کردند .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فیلیوس فلیتویک در 1397/9/8 12:42:22
