شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
در مورد كلمه ماگل و ترجمه به مشنگ يه كتاب قبلا حرف زدم لپ كلام اينكه اگه شما به يه فرد انگليسي بگيد muggle چيه و اون هري پاتر نخونده باشه ميمونه چون اين يه كلمه جديده و كسي كه هري پاتر ور نخونده باشه معنيشو نميدونه ولي با ترجمه كردن اون به مشنگ اين كلمه با معناي واقعي تضاد پيدا كرده يعني شما به يكي كه اصلا هري پاتر نخونده بگيد مشنگ معني بدي رو برداشت ميكنه
خلاصه اينكه اين شاهكاري نيست كه از يكي از معناهاي دور mug كه به معني كودن است برداريم معادل براي muggle درست كنيم لغت muggy هم از mug گرفته شده در حالي كه به معني گرم و خفه است
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain. Sunny, you smiled at me and really eased the pain. The dark days are gone, and the bright days are here, My sunny one shines so sincere. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet. Sunny, thank you for the love you brought my way. You gave to me your all and all. Now i feel ten feet tall. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see. Sunny, thank you for the facts from a to c. My life was torn like a windblown sand, And the rock was formed when you held my hand. Sunny one so true, i love you.
راستش من ترجمه اي به غير از ترجمه ي اسلاميه نخوانده ام بنابراين نمي تونم نظر بدم كه خوبه يا نه
ولي به هر حال وقتي من داشتم كتاب ۵ را تايپ مي كردم متوجه يك موضوع شدم و آن طرز حرف زدن اشخاص بود. مثلا در كتاب هاي اصلي هري پاتر وقتي دامبلدور حرف مي زنه حرف هايش خيلي سطح بالاست و كلمات خيلي رسمي و كتابي انتخاب مي كنه و مثلا مك گونگال هم به اين گونه حرف مي زند خيلي كتابي و پر از كلمات قلنبه سلنبه
ولي وقتي ترجمه را نگاه مي كني مي بيني نحوه بيان و سطح لغوي همه اشخاص در يك صورت هست.در كتاب هاي اصلي وقتي نحوه حرف زدن دامبلدور را ميبينيد تند متوجه مي شيد كه اين شخص خيلي بالغ و مثلا درس خونده اي هست ولي در ترجمه ها چنين چيزي را متوجه نمي شيد فكر كنم اگه كتاب هاي انگليسي را خوانده باشيد متوجه منظورم مي شويد شما هم اين جوري حس مي كنيد؟؟؟
در ضمن من ترجمه اي احمقانه تر از ترجمه ي اليور چوب نشنيده بودم
سلام به همه ترجمه ويدا اسلاميه به نظر من ترجمه خوبيه راجع به وردها حق با دوستانه اما راجع به اسمها به نظر من هم خوب است. من يه ترجمه مزخرف از هري پاتر 4 خوندم كه چشمتون روز بد نبينه، اسمها افتضاح ترجمه شده بود. مثلا اليور وود كه اسم خاص است و نبايد ترجمه معنايي بشه به اليور چوب ترجمه شده بود. به نظر شما اين بي سوادي مترجم نيست؟؟؟ (اين حرف مدتهاست كه رو دلم مونده بود داشتم خفه ميشدم) اما خانم اسلاميه اينها رو رعايت كرده. حال و هوا رو هم خوب رسونده. روي هم رفته براي كسي كه تازه كاره نسبت به بقيه ترجمه ها عالي است. يه چيز ديگه، شخصا ترجمه مشنگ رو به ماگل كه عينا از كلمه mugle ترجمه شده ترجيح ميدم. شنگ به نظر من همون معادل فارسي و رايج ماگل است كه همون مفهوم رو ميرسونه. به هر حال من كه هيچ ترجمه اي رو به ويدا اسلاميه ترجيح نميدم!!!
م.مكگونگال نوشت يكي همين صميمي شدن هري و چو مشكل بود
يكي هم اون قسمت در يال بل جشن كريسمس در كتاب چهارم دانش اموزا با معلما همه توي سرسراي بزرگ دارند مي رقصند اون وقت خانم اسلاميه ترجمه ميكنه كه اونا دارند با هم حرف ميزنند.كه واقعا بي معني ميشه وقتي بعدا ميگه كه مودي با اون يكي پروفسوري كه باهاش ميرقصيده الان يادم نيست دقيقا با هم ديگه به صورت عجيبي با هم ""حرف ميزدند"" و همه از انها دوري ميكردند كه لت و پار نشن فكر كنم براي كسي كه كتابها را به انگليسي نخوانده واقعا بي معنا و مضحك است
کتاب چهار ترجمه طوبی یکتایی سانسور نداره و همه چی رو نوشته اعم از بوسیدن فلور و همین رقصا و بوسیدن هرمایونی در آخر کتاب
يكي هم اون قسمت در يال بل جشن كريسمس در كتاب چهارم دانش اموزا با معلما همه توي سرسراي بزرگ دارند مي رقصند اون وقت خانم اسلاميه ترجمه ميكنه كه اونا دارند با هم حرف ميزنند.كه واقعا بي معني ميشه وقتي بعدا ميگه كه مودي با اون يكي پروفسوري كه باهاش ميرقصيده الان يادم نيست دقيقا با هم ديگه به صورت عجيبي با هم ""حرف ميزدند"" و همه از انها دوري ميكردند كه لت و پار نشن فكر كنم براي كسي كه كتابها را به انگليسي نخوانده واقعا بي معنا و مضحك است
ميتوان به جاي "صميمي شدن هري و چو" ترجمه حقيقي كلمات را به كار برد!!!
بله این دو قسمت سانسور شده رو ترجمه کردم در قسمت دریافت فایل هست میتونید بگیرید کلا کتاب خیلی کتاب تمیزیه و اصلا موردی نداره حالا اگه یه مترجم بیاد و بنویسه صمیمی شدن به ذهن خواننده منحرف هزار تا چیز میرسه یعنی به نظر من اگه سانسور نکرده بودن از اون لحاظ هم بهتر بود
سلام من كاملا با isnafel موافقم .استفاده كردن از اجي مجي لا ترجي به جاي avada kedavra واقعا مسخره ست و عظمت طلسم را كم ميكند و خيلي بچگانه به نظر ميرسد.من شخصا اول كتابهاي انگليسي را خواندم و بعد كتابهاي فارسي و فقط كتابهاي خانم اسلاميه را خواندم .البته قبول دارم كتاب چهارم خيلي افتضاح بود با اون ترجمه وردها به فارسي. بنده با عشق مدرن موافقم كه كتابها بايد به دو نسخه چاپ شوند يعني يكي براي كودكان و يكي براي بزرگسالان و فكر ميكنم در كتاب بزرگسالان اقلا ميتوان به جاي "صميمي شدن هري و چو" ترجمه حقيقي كلمات را به كار برد!!!